Florida Man

Florida Man

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Florida Man S01E03 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-WDYM
Florida Man S01E03 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-WDYM
Florida Man S01E03 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-WDYM
Florida Man 2023 S01E03 720p WEB H264-EDITH
Florida Man 2023 S01E03 1080p WEB H264-CAKES
Florida Man S01E03 WEBRip x264-ION10
Florida Man S01E03 WEBRip x265-ION265
Florida Man S01E03 1080p WEBRip x265-RARBG
Florida Man S01E03 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Florida Man S01E03 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Şunun yorumuyla AminNazario
💢 امین جلائی 💢 MovieCottage.com

Etiketler

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
2CH
Yayınlandı: 2023-04-20
İndirmeler: 23
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫در اتفاقی غیرمنتظره امروز یک مرد فلوریدایی ‫به‌طور غیرقانونی وارد زندان اورنج کانتی شد

‫مظنون به اتهام سرقت از ‫جواهرفروشی با قرار وثیقه آزاد بوده

‫مضنون قصد داشته تلفن همراهش ‫را از قفسه وسایل پس بگیرد

‫زیرا حاوی دستورالعمل‌هایی ‫برای سرقت بعدی او بوده

‫- اوه لعنتی! ‫- اوه لعنتی!

‫- گندش بزنن ‫- بدو!

‫گندش بزنن

‫گمشو از اینجا

‫همین حالا برگرد

‫حال‌تون چطوره دخترا؟

‫عالی، مرسی

‫آره؟ خیلی خب

‫سانی کجاست؟

‫تو باید همون دختری ‫باشی که به قتل نرسیدی

‫فعلا البته

‫چی می‌خوری؟

‫با این چی می‌تونم بخورم؟

‫این احتمالا بیشتر ‫اون قفسه بالا و

‫کل ساختمان رو بهت میده

‫بیشتر هم هست

‫کجا؟

‫نمی‌دونم

‫شاید همونجایی که ازش میای

‫پسرت گفت تو مرد ‫بااستعدادی هستی

‫مایک اینو درباره من گفت؟

‫نقل قول می‌کنم

‫اون نمی‌دونه تو اینجایی

‫اون فکر نمی‌کنه که ‫حقیقت داشته باشه

‫من فکر می‌کنم، اوه...

‫ویسکی بوربن

‫دیدی؟ به این زودی مسئله رو حل کردی

‫پس مایک گفت من تو پیدا ‫کردن چیزها حرفه‌ایم، ها؟

‫آره

‫- مایک گفت دستیابی ‫- این دستیابی...

‫- از چند رقم داریم صحبت می‌کنیم؟ ‫- ۹

‫اما بخوام صادقانه ‫بگم، هشت رقمش صفره

‫یه لحظه

‫- سلام ‫- می‌دونم کامیون کجاست

‫خب این خبر خیلی خوبیه

‫دقیقا

‫کجایی؟

‫اوه، گرسنه‌ام شد

‫برمی‌گردم

‫جشن می‌گیریم

‫لعنتی، فاجعه‌ست

‫مایک بود؟

‫آره

‫انگار پیداش کرده

‫- پس... ‫- آها

‫خب... اگر شما دوتا کمک لازم داشتید...

‫حالا می‌دونیم که کجا همدیگه رو پیدا کنیم

‫به‌سلامتی ماس

‫امیدوارم که اون... و در واقع ‫از صمیم قلب... شرش کم شه

‫- پس طلا چقدر وزن داره؟ ‫- خیلی

‫و کامیون چقدر پایینه؟

‫خب، اون چاله بیشتر از ۲۰ متر عمقش نیست

‫چندتا وسیله غواصی کرایه ‫می‌کنم و فردا شب می‌تونیم ببینیمش

‫آها

‫درسته، ولی من چیکار می‌کردم

‫- من شیرجه نمی‌زنم. من چیزها رو برنمی‌دارم ‫- اوهوم

‫متاسفم اگر تو پروفایل ‫لینکدینم نبود. ما کمک نیاز داریم

‫آره، ولی مطمئن نیستم که می‌خوام ‫کی رو درگیر این قضیه کنم، پس...

‫نمی‌دونم

‫- خونواده؟ ‫- نه

‫پتسی وضعیت راننده ‫آمبولانس تو رو بررسی می‌کنه

‫که ببینم میشه اونو به‌عنوان ‫قاتلت معرفی کنم، پس نه

‫- بابات چی؟ ‫- نه

‫نه؟

‫ببخشید. در واقع اصلا و ابدا

‫درسته. گفتی شما خیلی ‫خوب با هم کنار نمیاید

‫- اما فکر کردم که به‌خاطر ۱۰۰ میلیون دلار... ‫- معلومه که نه. اون یه جنایتکاره

‫- ما هم جنایتکاریم ‫- ما جنایتکار نیستیم

‫- ما هم جنایتکاریم ‫- ما کار خلافی نمی‌کنیم

‫بعضی وقت‌ها تو کارهای خاصی انجام میدی ‫و به این معنی نیست که تو اون کاره‌ای

‫- اوه خدای من. تو به این چیزا گوش میدی، نه؟ ‫- ساده‌ست

‫اگر از قضیه طلا خبردار بشه ‫اونو واسه خودش می‌بره. خب؟

‫خیلی خب

‫اصلا و ابدا، همین‌وطره

‫چهل دلار

‫چهل دلار

‫اوه خدایا

‫خیلی خب، اما باید کاری ‫باشه که بتونیم انجام بدیم

‫متاسفم. ما از لحاظ پزشکی ‫تموم تلاش‌مون رو کردیم

‫تا جایی که راهی به جز اهدای عضو ‫واسه پایان دادن به زندگی‌اش نمونده

‫یکی از همکاران الان میاد تا ‫در موردش باهاتون صحبت کنه

‫خیلی متاسفم

‫(پتسی: تکنسینه ربم) ‫(مایک: ؟) ‫(پتسی: یعنی رو به موته، خیلی زنده نمی‌مونه)

‫کجا میری؟

‫می‌خوام بدونم چقدر باید اون ‫کامیونو از اونجا بیرون بیاریم

‫خب نظرم رو درباره کمک از خونواده عوض کردم

‫پدرت؟

‫نچ، شوهر خواهرم

‫اون کار نقشه‌برداری گودال‌ انجام میده ‫فکر کنم واسه اطلاعاتی که می‌خوام، کمکم کنه

‫اون عاشق حرف زدنه

‫کیه؟

‫- ماس ‫- نه. نه. باشه صبر کن...

‫نه، نه، نکن، منم می‌خوام بشنوم

‫سلام ماس. بذار بعدا بهت زنگ می‌زنم ‫ممکنه اطلاعاتی درباره قاتل دلی پیدا کرده باشم

‫خفه شو، خفه شو ‫بذار یه چیزی ازت بپرسم

‫وقتی اونو پیدا کردی...

‫چیزی روش بود؟

‫خب، فقط یک ملافه

‫- اما من چیزی ندیدم... ‫- وسیله‌هاش رو میگم. خدایا

‫وقتی اون رفت، یکم پول ‫نقد از گاوصندوقم برداشت

‫و یه چیز کوچولوی کامپیوتری

‫اووو، آره!

‫تو رمز گاوصندوقت رو بهش داده بودی؟

‫خفه شو

‫رمزش م-ا-س هست، نه؟

‫چیزی همراهش بود یا نه؟

‫فقط چندتا کلید و گوشی‌ش

‫فقط برو دوباره چک کن

‫لوازم شخصی، هر چی که بود

‫و بعدا بهم اطلاع بده

‫ولی... نه تا بعد از ساعت ۲

‫دارم چندتا از این تدارکات ‫مراسم رو امتحان می‌کنم

‫چه تدارکاتی؟

‫برای مراسم یادبودی که فردا برگزار می‌کنم ‫چون دوست دخترم کشته شده

‫که منو ناراحت می‌کنه ‫چون یه دیوث بی‌خایه رو فرستادم

‫تا قاتلش رو پیدا کنه و ‫اون هنوز هیچ غلطی نکرده

‫که این منو عصبی می‌کنه

‫چه چیز کامپیوتری‌ای؟

‫نمی‌دونم

‫خیلی خب

‫برمی‌گردم. همین‌جا بمون

‫(دلی: اون قبول نکرد که تو کمکش کنی. متاسفم)

‫گندش بزنن

‫سلام دیو، جوابمو ندادی

‫یه قهوه مهمون منی

‫میشه بمونه واسه بعد از جلسه کارکنان؟

‫اوه، دمنوش می‌خورم ‫من کافئین نمی‌خورم چون باعث پیری زودرس میشه

‫همون‌طور که تو ایمیلم که نادیده‌اش گرفتی، گفتم ‫تو این شغل هم مثل سابق عمل می‌کنم

‫زمانی که عیسی ‫همسن من بود فوت کرد

‫که هنوز هم بهتر از اورلاندوئه ‫پس اگر می‌خوام از اینجا برم

‫باید بذاری روزنامه‌نگاری ‫تحقیقاتی رو انجام بدم

‫که تو دانشگاه جورجیا آموزش دیدم

‫آموزش دیدی؟

‫این یه برنامه واقعیه. خفه شو

‫باشه. جواب من اینه

‫کیتلین عزیز، ممنون بابت ایمیلت

‫متأسفانه، تو یه ‫روزنامه‌نگار تحقیقاتی نیستی

‫تا زمانی که درباره یه کوفتی تحقیق کنی

‫تا اون موقع، هر چی که رو ‫دستگاه متن‌نما هست رو می‌خونی ‫(دستگاهی که متن خبر روی آن نمایش داده ‌می‌شود)

‫هر هر هر

‫ارسال

‫عوضی

‫سلام، مایک هستم ‫لطفا پیغام‌تون رو بذارید

‫سلام، مایک، کیتلین فاکس هستم

‫دوباره

‫جدی؟ هنوز منو تعقیب می‌کنی؟

‫تعقیبت کنم؟ نه. ما فقط ‫اتفاقی مسیرمون یه جاست

‫مگر اینکه نباشه

‫- اوه، لعنتی خیلی بامزه بود ‫- مواظب باش، پیاده شو

‫قبلا باهوش بودی

‫می‌دونم چون کارنامه‌ات رو امضا کردم

‫اما این کاری که می‌خوای انجام بدی؟ ‫گند می‌زنی بهش

‫پس، بهت بگم می‌خوام چیکار کنم ‫من این کار رو انجام میدم

‫سهم تو رو هم ۱۰ درصد میدم

‫سهم منو ۱۰ درصد میدی؟

‫عددش قابل ‌مذاکره‌ست

‫یه نکته از طرف قمارباز سابق

‫اگر نمی‌دونی چی تو دستت ‫داری، بلوف نزن، باشه؟

‫خب، می‌دونم هر چی که بوده انقدر واسه ‫اون دختر کافی بوده که مرگ خودشو جعل کنه

‫اندی اونو دیده

‫تو هتلی که هستی

‫چه آگهی ترحیم جالبی

‫جالبه که چطور آگهی ترحیم ‫بعضی‌ها می‌تونه اونا رو به کشتن بده

‫اگه فکر می‌کنی دارم بلوف می‌زنم...

‫پس از اون چیزی که فکر ‫می‌کردم قمارباز افتضاح‌تری هستی

‫- نه ‫- نه؟

‫تو هیچی نمی‌دونی ‫خیلی چیزها هستی ولی قاتل نیستی

‫مرسی. این جمله رو واسه ‫کارت تبریک روز پدر یادت بمونه

‫ایمیلم به دستت رسید؟

‫چیزهای بیشتری تو فلش ‫ماس هست، خواهرش، و ...

‫نه، مایک اینجا نیست

‫تا فردا، امیدوارم

‫اگر همه چیز خوب پیش ‫بره، به‌زودی می بینمت

‫آره، منم دوستت دارم

‫فک کنم اینو دیدی

‫فکر کردم شاید بهتره بدونی که ‫مدرک بی‌گناهی ماس یانکوف مرده

‫- فردا مراسم یادبودشه ‫- اوهوم. خونه ماس

‫فکر می‌کنم به جای گل

‫ما باید یه نفر از افراد مبارزه با ‫جرایم سازمان یافته رو بفرستیم

‫نظر خوبیه

‫اما تو نه، چون دیگه رو ‫این پرونده کار نمی‌کنی

‫- به هر حال، ازت ممنونم ‫- بله

‫برنامه‌ات واسه این همه چیه؟ می‌دونی؟

‫آه می‌دونم. اون شب گفتی ‫نمی‌دونی من چیکار می‌کنم

‫- خب، فکر کنم الان بدونم ‫- من آینده‌نگرم

‫- من... نه. اشتباه کردم ‫- اونجا رو ببین

‫بیشتر مردم یه حفره ‫گل آلود تو زمین می‌بینن

‫که پر از بتن و سر مجسمه هیزم‌شکنه

‫نقشه‌بردار‌ها آینده رو می‌بینن

‫من به اونجا که نگاه می‌کنم، تو یه ‫مدت کوتاهی یه دریاچه زیبا رو می‌بینم

‫وقتی میگی یه مدت کوتاهی، یعنی چقدر؟

‫ما چهار روز دیگه می‌ریم داخلش

‫وقتی با سیمان اونجا رو کاملا ببندن

‫چهار روز؟ و تکلیف این ‫وسیله‌هایی که هنوز تو آب هستن چی؟

‫هر چیزی که اونجا هست ‫زیر نیم متر بتن دفن میشه

‫اگر جسدی داری که باید ‫دفن بشه، الان فرصت خوبیه

More Farsi Persian subtitles for Florida Man

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left