İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سرنوشت الهی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت پانزدهم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اینکارو نکن
تو به دنیای فانی تبعید میشی
تا کلی سختی بکشی
چینگ
برای هزاران سال منو کنار رود وودینگ همراهی کردی
چطوری میتونم بایستم و نگاه کنم؟
نمیذارم
تنهایی سختی بکشی
چینگ
منتظرم بمون
خدای نگهبان مرز
منم
منم
چینگ
بالاخره یادت اومد
همه چی یادت اومد درسته؟
کنار رود وودینگ
برای هزاران سال کنار هم بودیم
جلدِ هفتم کتاب بهشت
به من آموزش دادی؟
آره
آره
!عالیه
!عالیه
چینگ
بالاخره گذشتهمون رو یادت اومد
چینگ
،حالا که آگاهیت رو از خدا بودن به دست آوردی
هیچ چیزی
نمیتونه جلوی مارو بگیره
چینگ
با من بیا
بیا باهمدیگه جلد هفتم کتاب بهشت رو بخونیم
یه راهی پیدا میکنم تا
تا دارما لاکسانات رو برگردونم
و باهم به قلمرو خدایان برمیگردیم
باشه؟
برگشتن به قلمرو خدایان
گذر زمان
سختی های زیاد
و جدایی در مرگ و زندگی
باهم تجربه کردیم
چینگ
باهم خیلی عذاب کشیدیم
که بتونیم
به قلمرو خدایان برگردیم
چینگ
خیلی منتظر این روز
بودم تا برسه
دیگه نمیخوام صبر کنم
باشه؟
جی روچن از کاخ تایشوان کوه شیشوان هستم
پری از دیدنت خوشوقتم
در باب زیبایی
این بانو بد نیستن
نه
نه
چینگ
من همينجام
کجا میری؟
چینگ
منو یادت اومده درسته؟
چرا هنوز مرددی؟
عشق هزاران سالم
و همراهی من با تو در مرگ و زندگی برای 99 زندگی رو
فراموش کردی؟
همه کارایی که کردم
برات به مهمیِ
کارایی که جی روچن کرده نیست؟
یین فنگ
از عشقی که به من داری ممنونم
ولی نمیتونم تو این زندگی اینو بهت بدم
متوجه نمیشم
چرا
همه چیز توی این زندگی اشتباهه
چینگ
اشکالی نداره
عجله نکن
لازم نیست قبولش کنی
ولی بذار کمکت کنم
تا بتونی دارما لاکسانات رو پس بگیری
باشه؟
چرا اینکارو میکنی؟
بهت گفتم
من هرکاری
برای تو
میکنم
بیا بیرون
خوشم نمیاد آدما قایم بشن
نگران زخمات بودم
حالا به نظر میاد
یون جونگ جو
جای خوبی برای تجدید قواست
مهربونیت رو
میپذیرم
چرا شخصا اومدین اینجا؟
نگران نیستین دردسر درست کنین؟
منظورت چیه؟
اومدی توی اتاقم
و دزدکی حرفارو شنیدی
،اگه چینگ الان اینجا نبود
میتونست
آخرین بارت باشه که
بتونی از منظرهی یون جونگ جو لذت ببری
بهم بگو
چرا اومدی پیش من؟
جی روچن الان توی کوه لوران گیر افتاده
وقت خوبیه که ابتکار عمل رو بدست بگیریم
با اینکه
،هنوزم شاگرد فرقهی چینگشو هستم
چیزی که گفتی
مثل این میمونه توسط یکی دیگه اونو بکشی تا اینکه خودت دست به اینکار بزنی
نفرت مشترک داشتن نسبت اون درست تر مطلب رو ادا میکنه
یین فنگ
بذار یادت بیارم
کو چینگ هیچوقت برنمیگرده
تا وقتی که کسی با شمشیر دینگتیان کشته بشه
این حلقهی شوانشین
گنج کمیابیه
چرا انقدر چیزای بلااستفاده داخلش
گذاشتی؟
حداقل وقتی خونه نیستی
باید خیالت از همه چیز راحت باشه نه؟
اینا برای من چیزای بدرد بخورین
نمیتونم چیزای زنده رو تو این حلقه بذارم
،وگرنه
دوتا اسب میذاشتم داخلش
کفگیرم داری؟
این برای ارشد چیوشایه
فکر کنم خیلی ازش خوشش میاد
خوب به نظر میاد
حتما استفاده ازش راحته
مراقب باش
نمیشه از این برای
تیکه کردن چیزا استفاده کرد
اونو بده من
کدوم؟
این یکی
ابزار خوب همیشه پیش نیازن
تا توی انجام کار موفق بشی
اهالی مدرسهی لوران گوش کنین
جی روچن و ارشد منو آزاد کنید
وگرنه
به اینجا حمله میکنیم
و نابودش میکنیم
شماها مثل لاکپشتایی هستین که از ترس سرشون رو تو لاکشون کردن
!اگه جرئت دارین بیاین پایین
با من بجنگین
لاکتون رو تیکه تیکه میکنم
و به عنوان خاک گلدون استفاده میکنم
و گلدون رو مثل توپ شوت میکنم
داد نزن
آماده جنگ شو
آرایش نظامی کوه لوران خیلی قویه
روح واقعی زندانی شده
انگار قراره نبرد سختی بشه
نمیتونم برای انجام دادنش صبر کنم
ارشد رو
آزاد کنین
بیا ارشد
باشه
برای یه مدت اینجا بشین
اینجا، مراقب باش
ارشد بینگشیان
حالتون چطوره؟
خیلی خجالت زدم
تقصیر منه
به خاطر من آسیب دیدین
از یه فرقهایم
از چیزی که گفتی خوشم نیومد
ارشد
خودم...خودم انجامش میدم
بیدقتی کردم
…به نظر میرسه که من و تو
اون قدری قوی نیستیم که روچن و یینیین رو نجات بدیم
ما به کمک نیاز داریم
ولی یینیین از فرقه بیرون انداخته شد
نمیتونیم از استاد ها کمک بخوایم
…من
باشه، من از چیوشای کمک میخوام
به نظر میرسه این تنها راهه
قدم به قدم میتونیم انجامش بدیم
حالا برو
باشه
ارشد
وایسید تا برگردم
باشه
ارشد، منتظر من بمون
عزیزم
چطوره هر روز مو هامو شونه بکشی؟
،تا وقتی که تو خوشحال باشی
من هر روز میتونم این کارو بکنم
با چه جرئتی اومدی داخل؟
بذار اول با خبرش کنم
نیاز نیست، من داداششم
شوانجن- نه، نمیتونی بری داخل-
بذار برم تو- نه-
No comments yet. Be the first to leave one.