Night Train to Lisbon

Night Train to Lisbon

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sürüm bilgisi

Night Train to Lisbon 2013 1080 Ganool com
Şunun yorumuyla shahrefilm
هماهنگی با نسخه بلوری گانول

Etiketler

1080
ganool
Yayınlandı: 2014-03-22
İndirmeler: 56
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

!خوب فکراتو بکن

"برگرفته از رمان "قطار نيمه شب به ليسبون

شهر برن، سوئيس

!همونجا بمون

.ممنون

مي‌تونم همراتون بيام؟

.البته

.صبح بخير، خانم‌ها و آقايان - !صبح بخيـــر، استاد -

.امروز يه مهمون داريم

.کتتون رو در آريد

.بفرماييد بشينيد

.متاسفانه حادثهء ناگواري تو راه برام پيش اومد

.اما گمونم نمره‌ها قابل خوندن باشن

مکس"، ميشه زحمتش رو بکشي؟"

.يکم بيشتر تلاش کن، پسر

عمر آدمي مجال کافي به انسان نميده تا .براي خودش عزت و افتخار کسب کنه

اما "مارکوس اوريليوس" يک فيلسوف ارزشمند .و يک فرمانروا بود

،اصلاً تصادفي نيست، اين راه و روش رومي‌ها بود

.که فکر و عمل با هم يکي باشه

.گمون کنم فصل 12، صفحهء 42 باشيم

.ناتالي"، شما بفرما... بخون"

...چطور ممکن است که خدايان

،اين را ناديده بگيرند

...که عده‌اي در ميان انسان‌ها

...انسان‌هاي درستکاري هستند

...که از همه بيشتر

.به يزدان تقرب ميابند

.همينجور ادامه بديد

اگر اينگونه که مي‌گويند باشد، که ما تنها" ،بخش کوچکي از زندگي را تجربه مي‌کنيم

"پس چه بر سر بخش ديگر مي‌آيد؟

."سلام، آقاي "گرگوريس

با کمال شرمندگي، هنوز کتاب دستور زبان فارسي .که سفارش دادين نرسيده

.به خاطر اون اينجا نيومدم اين کتاب رو مي‌شناسين؟

.بله. ديروز به يکي فروختمش

يه خانم نبود؟

،چرا، اومد تو و پرسيد کتاب‌هاي پرتغالي کجا هستن

،اين کتاب رو پيدا کرد و اونجا نشست

...يه يک ساعتي خوندش و کمي ناراحت شد

.خريدش و رفت چطور به دست شما رسيد؟

.پيداش کردم

.چه عنوان زيبايي داره

"زرگـــر واژهــــا"

.بليط قطار

به کجا؟ - ."ليسبون" -

.تا 15 دقيق ديگه حرکت مي‌کنه

.خيلي ممنون - !اون خانم اون کت تنش بود -

!لطفاً توجه کنيد

خط شمارهء 10 در جايگاه 8 هم اکنون ...در حال حرکت است

اين همه سر و صدا براي چيه؟

آقاي "گرگرويس" کجاست؟ - ."رفتن، آقاي "کاگي -

!رفتن؟

.يه خانمي باهاشون اومده بود اينجا

.غير ممکنه

،ما در لحظه زندگي مي‌کنيم"

همه چيز در گذشته و در مکان‌هاي ديگر ،مربوط به ماقبل هستند

".که عموماً به دست فراموشي سپرده شده‌اند

الو؟ - سلام، "کاگي" هستم. کجا هستين؟ -

.سوار قطار هستم - !قطار؟ -

به کجا؟ - ."ليسبون" -

ميشه مواظب کتابام باشين؟ .رو ميزم جا گذاشتمشون

...چه مي‌توان کرد، چه بايد کرد"

"با اين همه زماني که پيش روي ماست؟

".زماني که آزاد و بي‌شکل است"

...زماني که آزادي‌اش همانند پر سبک "

و بلاتکليفي‌اش مانند سرب ".سهم و سنگين است

،همانند يک آرزوست

،رويا گونه و دلتنگ کننده

،اينکه بتواني باري ديگر در آن لحظه قرار بگيري

،و بتواني مسيري کاملاً متفاوت را انتخاب کني

".آن هم با کسي که وضع حال ما را اين چنين کرده است

اتاق داريد؟

بار و بنديلتون کجاست؟ - .چيزي ندارم -

.پس بهت اعتماد مي‌کنم و يه اتاق بهت ميدم

.اونم اتاقي رو به دريا

.اينم از دريا

چيز ديگه‌اي احتياج ندارين، قربان؟ - .چرا -

.مي‌خوام آدرس نويسنده اين کتاب رو پيدا کنم

.متشکرم

چيز ديگه‌اي احتياج ندارين؟ - .نه، مرسي -

.صبح شما بخير .با آقاي "آمادئو دِ پرادو" کار داشتم

.چند لحظه

دنبال برادر من هستين؟

بله، جناب دکتر تشريف دارن؟ - بيمار هستين؟ -

.نه، داشتم کتابشون رو مي‌خوندم

.و خيلي مايل شدم که ايشون رو زيارت کنم

.نوشته‌هاي ايشون تاثير عميقي بر من گذاشته

.بفرماييد داخل

.بفرماييد بشينيد

چاي ميل داريد؟ .برادرم چاي سياه هندي خيلي دوست دارن

.خيلي ممنون

!"چاي بيار، "کلوتيلد

.اين اتاقِ مورد علاقهء برادرم هستش

.خيلي زيباست

.تک تکِ اون کتاب‌ها رو خونده

هنوز طبابت مي‌کنن؟

اين کتاب رو از کجا آوردين؟

.من از شهر "برن" ميام .اونجا زندگي مي‌کنم

.فقط صد جلد از اين کتاب چاپ شده

.شش جلدش رو اينجا دارم

!در عجبم چه بلاي سر اون 94تاي ديگه اومد

برن" تو سوئيس هستش، مگه نه؟" - .بله -

يعني آوازهء کتابش تا اونجا هم اومده؟ !چه خوب

ايشون کتاب ديگه‌اي ننوشتن، احياناً؟ - .چيزي ننوشتن که چاپ شده باشه -

.اون مي‌خواست يه نويسنده و يه فيلسوف بشه

.اما در نهايت تصميم گرفت دکتر بشه

.معتقد بود مردم نبايد درد بکشند

ايشون خودشون هستن؟ - .اون پدرمونه -

.قاضي معروفي بود - .بله، در کتاب ذکر شده -

.اون و "آمادئو" روابط خيلي پيچيده‌اي با هم داشتند

بنابر ديدگاه ابديت اين امر" ".اهميت خود را از دست مي‌دهد

.بله

.پدرم اغلب اين حرف رو به "آمادئو" ميزد - .اما "آمادئو" به ابديت باور نداشت -

.متاسفانه همينطوره

...فضولي نباشه، اما

مي‌تونم بپرسم پدرتون چطور فوت شدن؟

.نه خير. نمي‌تونيد

...اگه خواستين "آمادئو" رو ببينين

.تو قبرستان "پرزريس" پيداش مي‌کنين

،ما وقتي که جايي را ترک مي‌کنيم"

،ردي از خود بجاي مي‌گذاريم

،يادمان آنجا مي‌ماند" ".هرچند که خودمان مي‌رويم

،و چيزهايي در ماست

که تنها با برگشتن به آنجا مي‌توان ".دوباره آنها را يافت

در واقع ما به خودمان سفر مي‌کنيم" ...وقتي به جايي مي‌رويم که

".يک زماني در آنجا زندگي مي‌کرديم

".هرچند کوتا و مختصر بوده باشد"

،اما با سفر کردن به سوي خود" ".با تنهايي مواجه مي‌شويم

...و اين طور نيست که هر کاري که ما انجام مي‌دهيم"

"از ترس تنهايمان است؟

...آيا اين دليل بر انکار"

"تمام کارهايي نيست که در پايان عمر از آنها نادميم؟

.ببخشيد، دنبال "آمادئو دِ المدا پرادو" مي‌گردم

."پرادو" - .متشکر -

،هنگامي که ديکتاتوري يک اصل باشد"

".انقلاب انجام وظيفه است

!مرتيکهء احمق

"آيا در نهايت اين سوالي دربارهء تصوير خودمان نيست؟"

ذهنيتي مشخص که انسان" ...براي خود تعيين مي‌کند

".از آنچه که بايد بدست بياورد و تجربه کند

".تا بتواند زندگي‌اش را به گونه‌اي تثبيت کند"

،اگر اين طور باشد"

...ترس از مرگ مي‌تواند شبيه به

ترس از ناکامي در رسيدن به اهداف و مقاصد ".انسان در زندگي باشد

...اگر انسان به يقيين برسد که"

،هيچگاه نمي‌تواند به کمال برسد

،ديگر نمي‌داند که چطور بايد زمان را سپري کند

".زماني که ديگر بخشي از زندگي‌اش نيست

بهتر شد؟

يا بدتر؟

.بهتر شد

.جوري مي‌گين که انگار خودتون کتاب رو نوشتين - .کاش اين طور بود -

.دربارهء تمام چيزهاي پرمشغلهء گذشته صحبت مي‌کنه

بهتر يا بدتر؟

.بدتر

.يکي از اون جمله‌هاي زيباش رو که خوندين بگين

،هدايتگر حقيقي زندگي حادثه است"

،هدايتگري سرشار از بي رحمي

".دلسوزي و جذابيت، اما فريبنده

.منظورش از "حادثه" سرنوشته

.نه، گمونم منظورش فرصته .فرصت تصادفي

.يکم به چشاتون استراحت بدين

.مثل اينکه شما خواب درست درموني ندارين

متوجه مي‌شين؟ - .چشم‌ها همه چيز رو نشون ميدن -

.يه نگاهي به اين چشم‌ها بنداز

.بگو چي مي‌گن

.کمي سودا زده، اما اميدوار

.خسته، اما مقاوم .مخالف

چرا خواهرش وانمود مي‌کنه که اون هنوز زنده‌ست؟

.نمي‌دونم ادامه بديم؟

پس با يه خانم با کتِ قرمز آشنا شدين ...که يهو ناپديد شد

و شما هم بي خيال همه چي شدين؟ - .بعدش کتاب رو خوندم -

خيلي دلم مي‌خواد منم مثل شما .بي خيال همه چي بشم

عادت دارين؟ - .نه، تا حالا همچين کاري نکرده بودم -

بهتر يا بدتر؟

...بهتره

چه حسي داره؟

.ديدن رو دارين به حس کردن تشبيه مي‌کنين

مگه اين طور نيست؟ - .گمونم همين طور باشه -

ديدتون چطوره؟ - .خيلي شفافه -

حالا چطور؟

.همه چيز مثل آينه روشنه

.قربان، اينا جديد واسمون رسيدن

،لحظات قاطع زندگي"

،هنگامي که مسيرشان براي هميشه تغيير مي‌کند

".هميشه عاقبت خوب و آرامي را به همراه نخواهند داشت

در حقيقت، لحظات خوشِ تعيين کنندهء" ...تجارب زندگي

".اغلب بسيار مجزا و مبرا هستند

زماني که اثر انقلابي‌اش را آشکار مي‌سازد"

و تجلي بخش يک زندگي جديد ،در زير پرتو نوري جديد مي‌شود

".بي سر و صدا اين کار را مي‌کند

،و سپس اين سکوت شگرف" ".اصالت خاص خود را شکوفا مي‌کند

.حالا ممکنه با خودتون بگين عينک قبليتون بهتره

.بله - ولي اينطور نيست، مگه نه؟ -

.نه، اين عينک يکم سبکه

.به مرور زمان بهش عادت مي‌کنين

کارت اعتباري هم قبول مي‌کنين؟ - .اينو مي‌تونين با منشي من در ميون بذارين -

.قبلِ اينکه بريد... من يه عمو دارم

.اون تو خونهء سالمندان زندگي مي‌کنه

ديشب بهش زنگ زدم و راجع به شما .و کتاب بهش گفتم

.اون "آمادئو دِ پرادو" رو خوب مي‌شناخته

More Farsi Persian subtitles for Night Train to Lisbon

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left