İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
سرپرست بازیگران کودک در) (محل فیلمبرداری حضور داشتند
::::::::: آيـــ(قسمت پانزدهم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
سول هی
ببخشید اون بیدار شده
آقای جو چطوره؟ چه اتفاقی براش افتاد؟
تازه جراحیش رو شروع کردن
جِدیه؟
تو چطور؟
خوبی؟
آره، من خوبم
بیدار شدین
...بخاطر موج انفجار
سنکوپ وازوواگال داشتین سنکوپ قلبی عصبی به علت) (افت فشار خون و کاهش خونرسانی به مغز
خوب میشین
اگه حالتون خوبه، میتونین برین خونه
ممنون- خواهش میکنم-
خداروشکر
بیدار شدی
...انگار استخوان ران، دندهها و چند جا دیگه
از بدن آقای جو شکسته
جراحی یکم طول میکشه
مدارک رو به تیم پزشکی قانونی دادم
وقتی آقای جو خوب بشه
پلیس میاد تا ازش بازجویی کنه
پس تو باید بری خونه و یکم استراحت کنی
ممنون اوپا
فکر میکنی میتونی راه بری؟
اصلا باورم نمیشه که واقعا غش کردم
حتما شوکه شدی
البته که شدم
دارم درمورد آقای جو حرف میگم نه خودم
حتی منم خیلی شوکه شدم
بعد جراحی که بیدار شد چی بهش میگی؟
میخوام ازش بپرسم که چه اتفاقی بین اون و اوم جی افتاده
چیز دیگهای ندارم که بهش بگم
میتونم خودم برم
تو باید پیش آقای جو بمونی
میدونم تو فکرشی
من میرم
وقتی رسیدی خونه بهم خبر بده
اگه از پل یانگهوا بریم سریعتر میرسیم اونجا
بذارین از اون پل برم
باشه برین
ممنون
سول هی همه کار رو کرد
...اون رفت جو جه چان رو ببینه
و فهمید که جو دوک چان مجرم واقعی بوده
مدرک رو هم پیدا کرد
بعد از اینکه توانایی سول رو فهمیدم
...فکر کردم
اگه اون توانایی رو نداشت ممکن بود جدا نشیم
یکم از تواناییش بدم اومد
...ولی
تواناییش به تو خیلی کمک کرد
باید دوست پسر بهتری باشم
پس دیگه اینقدر خودتو گرفتار این بیمارستان و اون بیمارستان نکن
!این چندمین باره
یکم قهوه میخوای؟
نه، آب پرتقال کنار قهوه رو میخوام
آقا، چقدر مونده تا برسیم؟
خدایا، ببخشید فکر کردم این راه سریعتره
کاری از دست شما بر نمیاد عمدی که نبوده
جراحی دوک چان خوب پیش رفت
چرا اونکار رو کردی؟
به این فکر کردی که اگه میمردی بقیهمون به چه حال و روزی میفتادیم؟
...مدرک
دست پلیسه
هروقت که خوب بشی پلیس میاد ازت بازجویی میکنه
باشه
...فکر کنم حتی اگه خودم میخواستم هم
...نمیتونستم قبل از
مجازات شدن بخاطر جرمم بمیرم
...الان، بهم بگو
که چه اتفاقی افتاد
از قصد انجامش ندادم
اون شب
...تو نه برای دیدن مسابقه فوتبال اومدی
...نه گوشیت رو جواب میدادی
رفتم ساحل که دنبالت بگردم
سونگ جو؟
!سونگ جو
تو چرا تنهایی اینجایی؟ سونگ جو کجاست؟
چرا سرتاپا خونی شدی؟ باز همون اتفاق؟
...ما
بهم زدیم
این دفعه دیگه صددرصده؟
باز میچسبی بهش و دردسر درست میکنی
دیگه الان تمومش کن، باشه؟
اوپا خودت تمومش کن
چی رو تموم کنم؟ میخوای چیو تمومش کنم؟
نسبت به سونگ جو حس داشتن رو
اونو تموم کن
اوم جی از قبل همه چیز رو میدونست
چرت و پرته کی بهت اینو گفته؟
سونگ جو بهت گفته؟
ما باید حرف بزنیم
داری چیکار میکنی؟ ولم کن
ولم کن! داریم کجا میریم؟
بهم بگو اینو سونگ جو بهت گفته؟
نخیر
پس کی بهت این چرت و پرتو گفته؟
...خب، این
فکر کردم فقط حساس بودم
بعد دیدن اون دو دوتا چهارتا کردم
فهمیدم که چرا به طرز عجیبی بهت حسودیم میشد
اصلا میدونی چیه؟ چون ما بهم زدیم قرار نیست اون مال تو بشه
کلا اشتباه میزنی
من همهچیز رو میدونم
تو سعی کردی میون مارو بهم بزنی
چون تو مثل زالو بهش چسبیدی و بدبختش کردی
!به هیچ دردِ زندگی سونگ جو نمیخوردی
پس تو چی؟
تو بیشتر براش خطر داری تا من
تو هم باید بس کنی
سونگ جو رو ول کن
چرا باید اینکار رو بکنم؟
هی
میدونی چیه
من با تویی که واسه یکی دو روزی فرق دارم
پس قضیه تورو به سونگ جو میگم
چی؟ چی رو میگی؟
بهش میگم که چرا داری کنارش میمونی
به چه جراتی میخوای بیای بین ما؟
!دیگه هر غلطی خواستی کردی !گورترو از زندگی ما دوتا گم کن
زندگی ما دوتا"؟"
اوپا
...مطمئنم که میدونی
سونگ جو حس تورو نداره
حداقلش من و سونگ جو یه بار واقعا عاشق هم بودیم
فرق تو و من توی اینه
چی گفتی؟
فرق؟
آره
حق با توئه
اوم جی بلند شو
...هی، اوم جی، من
...من
اوم جی
اوم جی
اوم جی
...اوم جی
الو
هیونگ، کجایی؟
...من
هی هیونگ، کیم سونگ جو الان کجاست؟
دوستم دیده که با اون جی توی بار درگیر شده بود
ظاهراً کاملاً جدی بوده
پس بالاخره امروز جدی جدی جدا شدن؟
،خیال میکردم که اگه همونجوری جسدشو ول کنم
تو ممکنه به خاطر کاری که من کردم، متهم بشی
...فکر میکردم که هیچ کسی بویی نمیبره
اگه جوری نشون بدم که انگاری خودکشی کرده
درسته
بعد متوجه شدم حلقه گردنبندم گم شده
...همیشه نگران بودم
که نتونستم اون حلقه رو پیدا کنم
فکر میکردم اگه اون پیراهن رو بسوزونم همه چیز تموم میشه
ولی نتونستم
اگه داستان جوری پیش میرفت ...که بخوان تو رو بندازن زندان
قرار بود منم خودمو تحویل بدم
...من فقط
میخواستم که اون حلقه رو نگه دارم
من همیشه بهش حسادت میکردم
فکر می کردم دیگه همه چیز تموم شده
من همچنین حلقه ای پیدا کردم که احتمالاً متعلق به کیم بود
حلقه کاپلی اون با چوی اوم جی، دختری که مرده
،هرچی سعی میکردم ازش فرار کنم ...بازم تهش به اوم جی میرسیدم
انگار میگفت که دیگه جایی برای مخفیکاری نیست
قرار بود خودم رو تحویل بدم
ولی خیلی چیزا بود که اول باید راست و ریست میکردم
میخواستم اول کار های طلاق و وضعیت کمپانی رو سر و سامون بدم
بعدش خودمو تحویل بدم
برای همین از جه چان خواستم که خودشو به جای من تحویل بده
یه سوالی دارم
...چرا
اوم جی رو کشتی؟
بخاطر اینکه یه حسی داشتم
چی؟
توهم اون رو دوست داشتی؟
...من خیلی وقت بود که
این احساس رو داشتم
نمیخواستم کسی بدونه
نمیخواستم کسی توی دردسر بیفته
قرار بود که احساساتم رو با خودم به گور ببرم
نمیخواستم به کسی بگم
ببخشید
همین الانشم کلی آدم آسیب دیدن
عذرخواهی کردن چیزی رو حل نمیکنه
درسته
میدونم
...ولی
همه چیز برای توهم باید سخت بوده باشه
فعلا
دوها
مراقب باش
صحبتت باهاش تموم شد؟
آره
مرسی که گذاشتی باهاش حرف بزنم
...تائید شده که مجرم واقعی
No comments yet. Be the first to leave one.