İlk 200 satır.
هر فروشنده احمقي
ميدونه که اولين قانون معامله ...با زوجين
جدا کردن
و غلبه کردنه...
...پس
عاشق اين ميني ون افسانه اي شدين،هان؟
باشه ميني ون افسانه اي چيه؟
قيميتش خوب و مناسبه
مثل تله مرگ ميمونه شنيدم
زنه انتظار داره که شوهرش معالمه رو جوش بده
و اينم به من بستگي داره تا معامله رو به سوي مذاکره بشکم
واسه چند لحظه چشات رو ببند بفرما،چشماتو ببند
ساعت 3:26 دقيقه صبحه
همه توي خونه خوابيدن
ممکنه بچه مريض باشه؟ بايد ببريمش بيمارستان
با ميني ون ميريم
...يا ميتوني يکم ميوه بخري و بري اتاق اورژانس
اونم با اين راکت بي خطر با قدرت 231 اسب بخار
و صندلي هاي چرم و نرم
اينطوري دستمم به خون آغشته نميشه
ما اين ميني ون ميخريم اين زمانيه که من ماشين رو ميندازم بهشون
کلمه فرانسوي بود يعني ميرم تو کارش
رئيس شمايي کاغذبازي هاش رو ميرم انجام بدم
وقتي من دارم برميگردم پسره ماشين "زد 3" رو ميخره
تا ثابت کنه اون رئيسه نه زنش
لري" ميگه نبايد براي فروختن ماشين دو رو باشيم"
منصافنه نيست
سرخط خبر عزيزم،زندگي خودش منصفانه نيست
اگه منصفانه بود الان کلي مثل من بودن که داشتن ... اينطرف و اونطرف ميرفتن که بهم يادآوري ميکنه
بعد کار چيکاره اي؟ من ديگه فقط مسئول پذيرش نيستم
واسه همين نميتوني ازم بعنوان اسباب بازي سکس استفاده کني
من آدمايي مثل تو رو خريد و فروش ميکنم
دهنم سرويس شد
اينا ماشين "اس يو وي" رو ميخوان
ميتونم "اس يو وي" نشونتون بدم ولي روي قيميت به نتيجه رسيده بودين
...و برخلاف بعضي از مَردم
من نميخوام شما رو وادار به خريد ماشيني کنم که قادر به پرداخت پولش نيستيد
نميتوني روي عشق قيميت بزاري
بعلاوه تو ارزشش رو داري
خودتم داري
اين (بچه) ارزشش رو داره
حتما داري سر به سرم ميزاري
جلوي بچه اينطوري حرف نزن
گــــروه تــــرجـــمـــه ايــــــران فــــيـــــلــــم تـــــقـــــديــــم مي کـــنــــد
فصل اول،قسمت 6
اعداد عالي هستن هشت ماشين توي دو روز
منم از شادي شما شادم قربان
خيلي تخمي آشفته ام
يه فروشنده واقعي دارم بقيه مادرزادي کون گشادن فقط
مطمئنم که ما همه بهترين تلاشمون رو کرديم
اينجا فروشگاه ماشينه نه يه سيرک احمق ها
اون يه فروشنده لعنتي ماشينه
مراقبش باشين، ازش ياد بگيرين ، ازش تقليد کنين
يا امروز ماشين بفروشين يا کونتون پاره ست
پنج ساله اينجام و يه ماشينم نفروختم چيکار بايد بکنم آخه؟
اين يارو کيه؟ فشار خونتون يادتون باشه قربان
نفس عميق بکش
هشت تا ماشين؟ سونيا"،اين اعداد نميتونه درست باشه"
دوباره حساب کن،ميشه عزيزم بزار ببينم
يک،دو،سه،چهار پنج،شش،هفت،هشت
نه،همشون بررسي شدن
حتما داره يه جوري کلاهبرداري ميکنه
اصلا کاملا قانونيه
بجز من،هيچکس اينقدر خوب نيست
نميدونم
من مراقب "لري" ام دارم ازش يادم ميگيرم
حواسم بهش هست
مثل يه راهب جنگجو ميمونه اصلا خواب و خوراک نداره
همش ماشين ميفروشه و اذييت ميکنه
فکر کنم اصلا حموم هم نميره
زنه چي؟ فکر کنم اونا حموم ميزن
...اون
از زن ها خوشش مياد؟
فکر نکنم هرگز با هيچ زني نديدمش
ديدي،مثل يه راهب جنگجو ميمونه اصلا خواب و خوراک نداره
...همش ماشين ميفروشه و اذييت
...چرا همش وقتي من حرف ميزنم ميزاري ميري
موضوع زمان رسيدنت به اينجاست حدود يه ساعت پيش بهت زنگ زدم
من الان يه مادر مجردم
عذر ميخوام که بايد مطمئن ميشدم که بچه ام پرستارش اومده يا نه
عذر نخواه فقط وقت شناس باش فکر ميکني "لري" از زن ها خوشش مياد؟
شرايط اورژانيست اينه؟ راجع "لري" سوال بپرسي؟
نميتونستي پشت تلفن بگي؟
اصلا به تو چه اون توي چه تيمي هستش؟
اگه يجورايي انرژي "لري" رو بگيرم
بعدش اون نميتونه ماشين بفروشه فروش ماشين نباشه..."لري" هم نيست
ميخواي "لري" رو بزني کنار؟
عاليه
ميدوني،اگه اين طرفا کسي لايق سکس کردن باشه اون شخص منم
الان 6 ماه ميشه که سکس نداشتم
بخاطر خودتم شده يه جنده پيدا کن و ببرش توي يه بار
يکي رو انقدر مست کن که ببرتت خونه
قصدم اينه ...سکس با اون
من يه سکس عالي ميخوام ...ميخوام،مثلا
پرشور باشه،منو هل بده به ديوار،صورتم رو ليس بزنه
از پشت منو بکنه مثلا يه چيز خيلي خاص باشه
يه چيزي مثل توي فيلما
شنيدم "لري" از عهده اش برمياد
گائيدمت کيري
زياد از حد هم گائيدمت
بهت گفتم منو اينطوري صدا نزن
خودشه
تو امروز مشتري منو دزديدي
...نه،ندزديدم و وقتي داشتي ميدزديدي يه بينش الهي داشتم
فقط "فيتز پاتريک" واقعي ميتونست مشتري منو بدزده
ريچارد"،شناختن رابطه مون اولين قدم" ما به سوي ادغام دوباره ست
واسه همين ميخوام رسما ورودت به خانواده رو خوش آمد بگم
با کنار زدنت
...آره،اون
نه،از پيشنهادت سپاسگذارم ...اما تو نبايد
...چون که اگه من
مشکلي نيست
از مَردها خوشت مياد،مگه نه؟ نه
حتي وقتي داخل جسم تو بودم همجنس باز نبودم
منظورم اينه که من فقط وجدان تو هستم
درسته؟ پس هر زني که تو داشته باشي منم درواقع دارم
امکان نداره بتوني حتي يک دهم منم خوش تيپ باشي
نگام کن
حالا خودتو نگاه کن باشه
دوباره منو نگاه کن
تمام اين زنها
تمام اين دروغ ها
...تو نميتوني يه عشق عاطفي رو
با دلبري کردن هاي بي معني پيدا کني
خدايا،حق با توئه
بايد دراينباره صحبت کنيم
بعد خوردن يه نوشيدني
شب نشيني پسرونه آره
هروقت خواستي عزيزم
فقط بزارش روي ميز،باشه؟ آقايون،به سلامتي
و ساختن رابطه ها بر مبناي عشق
و درک متقابل سوراخت رو گاييدم پسر
زن خوب مثل ماشين نو ميمونه
ميدوني منظورم از اين حرف چيه؟ آره ميدونم
تو باهاش با احترام رفتار ميکني و همه چي به آرومي پيش ميره
زنه بوي خوبي ميده و باعث ميشه کيرت سفت تر بشه
لعنتي،تجربه اينو داشتم
...حدس ميزنم با اتکا به وضعيت فعلي
حرفت از لحافظ فني هم درست باشه
از قوانين من پيروي کنين
اونوقت هميشه يه سوراخي پيدا ميشه که کيرتون رو توش کنين
:قانون اول
دنبال مست ترين زن توي بار بگرديد
يا سعي کنين با يه زني که به علايقون ميخوره آشنا بشين
خداي من،آخه از کجا زني پيدا کنم که هم مشروب دوست داشته باشه و هم گاييده شدن؟
اونجا يکي هست تو سکوي رقصه
چشماي خوبي داري
قانون دوم: زنه رو مست تر کنين
يه مشروب آناناسي به خانوم بده
و يه ليوان آب هم بدي خوبه مشروبشو با آب قاطي کن
قانون سوم: حرف نزنين فقط برقصين
اگه هم تيرتون به سنگ خورد هميشه ميتونين از سينه هاش حال کنين
درباره خودش ازش بپرس
کجا بودم؟
قانون چهارم: ببريدش به خونه
يه سکس پرشور باهاش داشته باشيد تا وقتي که از حال بره
و بعدش يه سکس پرشور باهاش داشته باشيد تا وقتي که از حال بره
و بازم يه بار ديگه همينو تکرار کنين
ريچارد"،يعني نميبيني اين حرف" چقدر سطحي و بي معني بود؟
پارتي دخترونه
ساعت 2:00
پارتي دخترونه
عاشق اين آهنگم
اونا مست ميشن،حشري ميشن
و صبح روز بعدش بخاطر اينکه شما رو پَس زدن احساس گناه ميکنن
ميدونم
اون عاليه
افتادم
افتادم
اون عاليه
ممکنه اين حرفم مثل عقب افتاده ها باشه
ولي من تا وقتي که شما رو نديده بودم به عشق در نگاه اول اعتقادي نداشتم
واسم يه مشروب بخر تا بعدش دمار از روزگارت دربيارم
نگران بودم نکنه مريض بشم
صداتو بيار پايين وقتي تلفنتو جواب ندادي
بدترين فکرا رو کردم و با ماشين کل شب داشتم دنبال تو ميگشتم
اميدوارم اين دوست جديدت عصبي نشه آخه يجورايي زدم پنجره اش رو شکستم
ميشه کمک کني پيراهنم رو پيدا کنيم تا بعدش از اينجا بزنيم به چاک
يه چيزي بايد بهت بگم،باشه؟
..."جنت"
اون زن خاصيه منم ميگم خاصه
معامله رو گرفته بود توي دهنش "بهش ميگفت "وزرق ميره توي سوراخ
اون واقعا...خـــــاصـــه
توي ماشين تعريف کن،باشه؟
:قانون شماره پنج رفتي تو ، برو بيرون
داري ميري؟
اينم از پيراهنم
فکر کردم ازم خوشت اومده
خوشم اومده
خوشم اومده
برميگردم عزيزم ...برميگردم چونکه
قلب اين اسب نر رو آب کردي
...منظورش اينه
ازت خوشش اومده
"خداي من "لري اون که يه عقب افتاده لعنتي نيست
اه خداي من منم دوست دارم
خيلي خيلي دوست دارم
اه خداي من،صبر کن تا به "بتي" بگم
خيلي حسادت ميکنه
حدس بزن چي شده همين الان سکس کردم
No comments yet. Be the first to leave one.