I Am Georgina

I Am Georgina (Soy Georgina)

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 2

Sürüm bilgisi

I Am Georgina S02 AllSub NF[@AirenTeam]
Şunun yorumuyla AirenTeam

Etiketler

other
Yayınlandı: 2024-01-05
İndirmeler: 22
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيـــ( من جورجینا هستم )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: ( قسمت اول ) ::::::::

زندگی توی زمان کوتاهی چیزهای زیادی بهم داده

...و گرمی لاتین می‌رسد به

ببین چه دوست‌داشتنیه، خیلی زیباست- واقعا؟-

امسال، من بهترین و بدترین لحظات زندگیم رو تجربه کردم

یه بخش از قلبم شکست

...و

نمی‌دونم

مونده بودم چطور می‌تونم باهاش کنار بیام

جواب سریع اومد، نزدیک‌تر از چیزی بود که فکرش رو می‌کردم

عشق باارزشم

...توی چشم‌های بچه‌هام نگاه کردم

...و دیدم تنها راهی که می‌تونیم باهاش کنار بیایم

باهم بودنه

من هنوز خودمم ولی مثل قبل نیستم

...بیشتر از 40 میلیون فالوور دارم

چطوری؟- !عالیم-

عاشق دیدن برنامه‌تم- آره-

ولی هیچ‌کس واقعا نمی‌دونه چه احساسی دارم

واسه همینه که این‌جام تا همه چی رو بهتون بگم

بدون هشتگ، بدون فیلتر

...من مادرم، خواهرم

دوستم، پارتنرم

من جورجینام

من جورجینام

رسیدیم منچستر‌، یادمه هلنم باهام بود

"گفتم "بیا بریم ایکیا

"گفت "جیو، شکمت واقعا تخته

...منم گفتم واقعا؟ چون وقتی آلنا رو حامله بودم

شکمم واقعا صاف بود

اونم بهم یه نگاهی کرد "من گفتم "فکرکنم عقب افتاده

ولی فقط دو روزه واسه همین فکرنکردم موضوع مهمی باشه

"گفتم "می‌رم یه تست بارداری می‌دم

یادمه تا رسیدم خونه تست گرفتم

به‌علاوه بود

به‌علاوه یعنی مثبت ولی خط عمودی واضح نبود

"گفتم "هلن، این‌جوری نمی‌شه، خط واضح نیست

"بیا، یکی دیگه" یکی گرفتم و تست دادم

"هلن گفت، "مثبته، علامت به‌علاوه یعنی مثبت

"درست نیست، امکان نداره"

...پس رفتم کلینیک

اتفاقی یه خانم برزیلی هم اون‌جا بود

دکتر بود

"بهم گفت "بارداری

"شوکه ایستاد و گفت: "دوتا بچه‌ن

گفتم "چی؟" شروع کردم مثل دیوونه‌ها داد زدن، لرزیدن و گریه کردن

سریع رفتم مدرسه تا بچه‌ها رو بردارم، رسیدم خونه

کریس متوجه قیافه‌‌ی شوکه‌م شد، می‌دونه چه‌جوریم

دراز کشیده بود، داشت توی کانال‌ها می‌گشت

تازه اسباب‌کشی کرده بودیم واسه همین نمی‌دونستیم چطوری کانال رو عوض کنیم

هی داشت این‌کار رو می‌کرد

"بهش گفتم "من حامله‌م

"نگاهم کرد و گفت "همه‌ چی خوبه؟

"گفتم "آره، همه چی خوبه

"اون‌ها... اون‌ها ضربان قلب دارن"

"یه نگاهی بهم کرد و گفت "عالیه

"اومد بغلم کرد، بهش گفتم "دوقلون

بوم! پرید، افتاد روی زمین

...نپرسین چطوری

ولی یهو نشسته بود و خیلی هیجان‌زده بود

"این‌جوری بود که "جیو، بیا مواظب خودمون باشیم

بیشتر استراحت می‌کنیم" "...بهتر غذا می‌خوریم، بدون استرس

نگران بچه‌ها نباش، اسباب‌کشی تموم‌ شده" "آروم آروم کارها رو انجام بده

و همین بود، این‌جوری همه‌ چی شروع شد

خیلی باهوشی، ایوا

به‌خاطر هواپیماست- باشه-

بو نمی‌ده، اوا

!می‌خوام بندازمت، متیو- نه-

این‌روزها سورپرایز کردنم سخته

خیلی بالاییم، مگه نه عزیزم؟ ببین

...چندبار دوبی بودم

ولی تاحالا واسه دیدن غروب آفتاب نرفته بودم خیلی‌ها می‌رن، درسته؟

ببین خورشید چطوری می‌ره پایین

"گفت، "خب، حالا که تولدته

"می‌خوام ببرمت مرکز شهر و غروب آفتاب رو نشونت بدم"

همه‌ چی از اون‌جا شروع شد

میذاری ببینم؟ خیلی خوشگلی خدای من، فوق‌العاده‌ست

چه باحال، سلام- عصر بخیر-

تولدت

...گذروندن تولدم در اون‌جا واقعا هیجان‌انگیز بود

با بچه‌هام، با کریس

به‌علاوه، اولین پخش "من جورجینا هستم" بود

می‌خواستم اولین پخش من جورجینا هستم رو توی ساحل با پروژکتور تماشا کنم

کریس اتفاقی فهمید و پرسید "برنامه‌ت چیه؟"

"گفتم "خب، من جورجینا هستم رو باید جایی ببینیم

خودم رو سوزوندم- نه، اون نه-

شب بخیر- سلام-

"گفت، "خب، باشه، چرا که نه؟

واقعا اعصابم خرد شده بود

...حدود چهار روز از کریس ناراحت بودم

خدایا، چطوری می‌تونه بگه نمی‌خواد" "من جورجیانا هستم رو توی ساحل ببینه

"اونم با این‌که من جورجینا هستم قرار بترکونه؟"

ولی، البته، همون موقع هم همه چی رو برنامه‌ریزی کرده بود

یکی از بهترین رستوران‌ها رو برام رزرو کرده بود

بعد یه سلف درجه یک ترتیب داده بود

همون‌جا، توی طبقه سوم، ویوی برج خلیفه رو داشتیم

نشستیم و شعبده‌باز اجراش رو شروع کرد

یهو، صدای موسیقی متن "من جورجینا هستم رو شنیدم و با خودم گفتم، "واوو

سعی کردم گریه نکنم، چون وقتی گریه می‌کنم بچه‌ها ناراحت می‌شن

من جورجینا هستم

...سعی کردم گریه نکنم

...ولی بین اون همه هورمون‌، خوشحالی

... تعریفی که از اون همه آدم دریافت کردم

بیا یه عکس با مامان بگیریم

یه عکس، بیا- بیا، زود باش-

واسم روز خیلی احساسی‌ای بود

خب، بود و هنوزم هست ...چون در نهایت، اون لحظات

و اون تجربیات مثبت باهام موندن

...و روز به روز، مثل یه هیجانه

یه جرقه که خوشحال و فعال و زنده نگهت می‌داره

همه چی خوبه؟- عالیه، ممنون، چه سورپرایزی-

فوق‌العاده بود

اون خیلی با ملاحظه‌ست

خیلی باهام خوبه

ماه‌هاست منتظر سفر لاپلند بودیم

یه سفر خیلی خاص که هر بچه‌ای آرزوی رفتنش رو داره

وقتی رفتیم حامله بودم

بهمون خیلی خوش‌ گذشت

!واوو

این‌جا، بچه‌ها

!یچه‌ها! انداختمش

!کارت زرد

ایول- !هلن-

چیه، عزیزم؟- ..هل-

!خیسه

سرده

انگشت‌هات رو بکن توی دستکش، متیو

فکرمی‌کردم برف ریلکسشون می‌کنه

درسته؟- ادامه بده-

قیافه‌ی بچه‌هام همه چی رو ...نشون می‌داد چون یخبندون بود

و اون‌ها توی کاپشن‌هاشون کلم‌پیچ شده بودن

ولی وقتی اون همه برف و این‌ها رو دیدن، یادشون رفت

ارزشش رو داشت

!بپر- !زود باش-

...خب، بیاین باهاشون بریم، از اون طرف

چطوری می‌تونم با این همه بچه مسافرت کنم

صادقانه بگم، تا به امروز، واقعا نمی‌دونم

...هیجانی پیش می‌رم

...خسته نمی‌شم ولی به محض این‌که برمی‌گردیم خونه

از خستگی در حال مرگم و سه روز برای تجدید قوا نیاز دارم

الان دوتا بچه‌ی تو راهی داریم

چی‌کار کنم حسودیشون نشه؟

باید برای همه چی و همین‌طور برای خودم زمان بذارم

بیا

خوش‌شانس بودیم که شفق قطبی رو دیدیم

توی فرودگاه وقتی رسیدیم واقعاً احساساتی شدم

قسم می‌خورم، آسمون شب رو از دور دیدم

و فهمیدم چقدر نزدیک هستیم

توی هواپیما، یهو گفتم !"دخترها، شفق قطبی"

تپش قلبم طوری شد که انگار واقعا...آره

خیلی متاثرت کرد؟- آره، خیلی-

...بعد، وقتی فرود اومدیم

...دیدم یه هواپیمای سبز وسط آسمون تاریکه

اسمشو گذاشتیم هواپیمای قطبی

...اگه بتونم ببینمش ...فکرکن بتونیم فردا ببینیمش

مثل دیوونه‌ها گریه می‌کنم

چند وقته می‌خوای ببینیش؟

خیلی ساله، از وقتی توی درباره‌ش خوندم، توی علوم

همون‌طوری برف مصنوعی می‌سازن

باید شبیه‌سازی شفق قطبی هم انجام بدن

آره- درسته-

این‌جوری هیچ توریستی بدون دیدنشون نمی‌ره خونه

درسته

آره دیگه، هنوز دارم دنبال شفق قطبی می‌گردم

شفق‌های قطبی عزیز، کی می‌بینمتون؟

کوکی بدون توت‌فرنگی می‌خوام

هنوز کلاس‌های انگلیسیم رو شروع نکردم

بعد، می‌بینی دارم توی بی‌بی‌سی مصاحبه می‌کنم

بی‌خیال، جوگیر نشو

من عاشق برفم، بهم آرامش می‌ده

من رو یاد بچگی‌هام می‌ندازه

مامانم همیشه آخر هفته‌ها ما رو می‌برد برف ببینیم

خیلی جادویی بود

هرسری که می‌رم حس می‌کنم همون دختر کوچولوئم

این‌جوری سرما نمی‌خوری

مراقب شاخ‌هاش باشین، باشه بچه‌ها؟

متیو، مراقب شاخ‌هاش باش

اوا موظب شاخ‌هاش باش، می‌خوره بهت

حواست به شاخ‌هاش باشه

اگه آماده‌ایم...آماده‌ایم؟

هی

...من خیلی اذیت بودم، چون سوار سورتمه بودیم

سورتمه هم مدام این‌ور و اون‌ور کج می‌شد

!الان که بندازی‌مون، هی

...فکرکنین با بچه سوار سورتمه‌ی چوبی‌این

بعد سورتمه واژگون بشه

سریع رفتم تو حالت آماده باش

دیوونه شده

ما تونستیم- ما نجات پیدا کردیم-

این یکی یکم دیوونه‌ست؟

بهترین خاطره‌ی من از کریسمس وقتی بود که خونه رو تزئین می‌کردیم

...خیلی پول نداشتیم

برای همین مامانم من و خواهرم رو یه راه جنگلی توی جاکا می‌برد

ما هم شاه بلوط و خزه و برگ ...و مخروط کاج جمع می‌کردیم

و مغاره می‌ساختیم

...الان برای کریسمس با خانواده‌ی بزرگی که دارم

باید از 4 ماه قبلش آماده بشم

...که هیچ کادو

More Farsi Persian subtitles for I Am Georgina

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left