İlk 200 satır.
تقدیم به تمام پارسی زبانان جهان
Dead Man Walking 1995
تبدیل زیرنویس از نسخه SUB - IDX
تبدیل، ویرایش و تنظیم زیرنویس از .::. Mr. Mor .::.
سلام خواهر سلام بیلی جین چطوری؟
این همون خواهر هلن دیر کرده
من یه یادداشت از مادرم دارم، آیدلا یه دفتر یادداشت جدید می خوای؟
متشکرم تو چطور، ملوین؟
هیئت مقیم ما رو توی جلسه فردا می خواد
می تونی ساعت 7 اونجا باشی؟ بله
کتابای شعر جدید شعر تو همش سیاه شده
سیاه شده؟
خواهر هلن، من یه نامه دیگه از اون پسره دارم
کدوم پسره، لوئیس؟ آنگولا اینمیت، محکوم به اعدام
اوه، آره می تونی براش نامه بنویسی؟
به نظر می رسه اون کلمات دوستانه ای به کار می بره
بعد از کلاس مطرحش می کنم باشه
این سیاه شده هنوز می تونی بخونیش
آنجا خانمی در تاریکی ایستاده است
و او دستان بزرگی برای گرفتن تو دارد
ولی تو آن دست هایی که تو را بغل کرده را احساس نمی کنی
تا اینکه صورت اورا می بینی
پس تو آنجا منتظر آن نور در انتهای جاده می ایستی
آیدلا، این خیلی خوبه
متشکرم
به نظر می رسه وکیل من ناپدید شده پس من به کمک قانونی نیاز دارم
ولی اگر نمی تونی این کار را بکنی به من یک نامه یا ترتیب یک ملاقات بدید
اینجا اغلب خیلی ساکته
هیچ کدوم از این سری آدما نمی تونن یه وکیل برای فرجام خواهی بگیرن
می تونی تصور کنی تماس هایی رو که از زندانی های اعدامی داریم
که برای وکیل التماس می کنن کی مجانی کار می کنه؟
درسته تنظیم این دادخواهی ها ساعت ها وقت می بره
وکیل ها برای کار به خط نشدن
خواهر عزیز هلن برای نامه ای که نوشتی متشکرم
من از خانه ام برایت نامه می نویسم سلول 6 در 8 فوتی ام
من 32 ساعت در روز اینجا هستم
ما محکومین به اعدام کار نمی کنیم
ما فقط اینجا هستیم اونا ما را از اجتماع عمومی دور نگاه می دارند
ما سرآمد هستیم چون سرخ خواهیم شد
ضعیف نشدن سخت است
من با چمدانم پرسه می زنم، تا سعی کنم ماهیچه هایم را در وضعیت مناسبی قرار دهم
چاق نشدن خیلی سخت است
برنج، سیب زمینی، پنکیک، لوبیا
گاهی وقت ها احساس می کنم یک خوک ماده هستم در یک مزرعه
که دارم برای ذبح شدن در کریسمس چاق می شوم
یک بار خواب دیدم که روی صندلی دارم سرخ می شوم
و خدا با یک کلاه به سلول من آمد
او مرا در خرده های نان غلتاند و مدام لب هایش را می لیسید
شاید من غیر عادی هستم که چنین خواب هایی می بینم
ولی ذهن تو کارهای خنده داری می کند وقتی
بوسیله آدم هایی که قصد کشتن تو را دارند محاصره شدی
به هر حال، متشکرم برای نامه
من نامه یا ملاقاتی زیادی ندارم
هیچ کدام از بستگانم به نظر نمی رسد که بتوانند به اینجا سفر کنند من درک می کنم
از سیدل تا اینجا راه درازیست
صبح بخیر صبح بخیر، پدر
خواهر هلن پریجین، از دیدنتون خوشحالم
بفرمائید بشینید متشکرم
تا حالا در زندان بودی؟ نه پدر
خواهر کلمنت و من در مرکز بازداشت نوجوانان نیواورلئان آواز می خوندیم
ما کومبایا می خوندیم و پسرا واقعا خوششون میومد
اونا شعر خودشونو ساخته بودن، می خوندن
سرور من، یک نفر داره فرار می کنه
نگهبانا ما رو مجبور می کردن یه شعر دیگه بخونیم
لباس روحانیت کجاست؟
خواهرای ما 20 ساله که نگران لباسشون نیستند
تو از خواسته پاپ در مورد لباس راهبه ها خبر داری، اینطور نیست؟
من گمان می کنم پاپ گفته بود لباس پوشیدن متمایز نه لباس روحانی
من مطمئنم تو اون رو مطابق میل خودت تفسیر کردی هر چه راحت تر
متیو پانسلت
من اونو از اخبار به یاد دارم
اونو و اون بقیه که
توی خیابان لاورز به پشت سر دوتا بچه شلیک کردن
به دختره تجاوز کردن
چندین ضربه چاقو بهش زدن
میدونی داری وارد چه ماجرایی میشی؟
پس این چیه، خواهر؟
شیفتگی از روی بیماری؟
همدردی با خون دل؟
او برای من نامه نوشته و خواسته که بیام
اینجا هیچ داستان عاشقانه ای وجود نداره، خواهر
نه جیمی کگنی من اشتباها متهم شدم
اگه فقط یه نفر رو داشتم که منو باور کنه بی معنیه
اونا همه مردان خلافکار هستند
و اونا از هر راهی که بتونن از تو سو استفاده می کنن
تو باید خیلی خیلی مواظب باشی
متوجه شدی؟
بله پدر
این مردها زنهای زیادی نمی بینن
پوشیدن لباس روحانی ممکنه قطره ای به حفظ حرمت تو کمک کنه
تمسخر مرجع صلاحیت دار توسط تو تنها باعث تشویق اونا به انجام این کار میشه
خانم در راهه
شما می تونید اونجا منتظر بمونید ما زندانی شما رو براتون میاریم
خوب متیو، من اینجام
متشکرم که اومدید خانم
هیچوقت فکر نمی کردم که یه راهبه رو ملاقات کنم
پس تو یه راهبه هستی
آره
من اینجام تا بشنوم هر چیزی که می خوای دربارش صحبت کنی خوبه
شما خیلی صمیمی هستید
منظورت چیه؟
قبلا این کارو نکردی
هیچوقت اینقدر به یه قاتل نزدیک نبودی؟ نه تا اونجایی که می دونم
اونجایی که تو زندگی می کنی سیاه های زیادی هستند
اونا مثل قوطی های آبجوی اونطرف حصار همدیگه رو از پا میندازن
وقتی نامه تو رو گرفتم اسم هلن رو روش دیدم
فکر کردم خانم قبلی منه تقریبا پارش کردم
اون منو انداخت این تو اون پلیسا رو خبر کرد
بچه هامو یتیم کرد، هرزه احمق تو بچه داری؟
آره، یه خلافکار با یه بچه دختر یا پسر؟
دختر اسمش چیه؟
تو خیلی از من سوال می کنی من تو رو نمی شناسم
آره، خوب، مهم نیست
توی نامت نوشتی با فقیرها کار می کنی
پدر تو یه وکیل بوده؟ تو از پولدارا هستی، اینطور نیست؟
کمی
تو توی پروژه های خیابون توماس زندگی می کنی؟ نمی دونم کی دیوونه تره، تو یا من
من جایی که کار می کنم زندگی می کنم آره، توی محله کثیف
تو چی؟
من اینجا زندگی می کنم
تو توی فقر بزرگ شدی؟
هیچکس با پول محکوم به مرگ نیست
تو و من چیزای مشترکی داریم
اون چیه؟ ما هر دو با فقر زندگی می کنیم
از من نمی پرسی چکار کردم؟
کشیش منو در جریان گذاشته اوه، فارلی؟
آره، اون مرد خیلی مذهبیه
من هیچ کس رو نکشتم
کارل از دست من عصبانی شده بود کارل؟
ویتلو اون باید اینجا بشینه اون دیوونه شده بود
من ترسیده بودم کاری که اون گفت رو کردم اون پسره رو گرفتم اون کشتشون
تو کشتن بچه ها رو تماشا کردی؟
من حقیقت رو گفتم، خانم
من و کارل تا خرخره پر از اسید و مشروب بودیم وقتی این اتفاق افتاد
دو شب بود که نخوابیده بودم فکرم دست خودم نبود
ولی من اونا رو نکشتم
من هیچ کس رو نکشتم به خدا قسم که نکشتم
آلی
آلی؟ اسم دخترمه
اون بامزس
آره اون 11 یا 12 سالشه، نمی دونم
اون اولین باری که افتادم زندان به دنیا اومد من یه بار اونو دیدم
اون کی بود؟
وقتی 3 سالش بود
براش نامه می نویسی؟ من نمی دونم اون کجاست
اون یه جایی توی تکزاسه پیش پدر و مادر فوستر
لطفا صحبت خودتون رو تموم کنید، خواهر
ببین
اونا میخوان اون قتل رو از روی تفریح جلوه بدن
اونا امشب این پسره توبیاس رو میکشن
نگهبانا شرط بندی می کنن که بعدی کیه
من در احتمال مساوی هستم این خوب نیست
من دو تا شانس دارم دادگاه طلب عفو یا دادگاه استیناف فدرال
من یه پیشنهاد استیناف نوشتم، ولی به یکی احتیاج دارم که فهرستش کنه
می تونی به من کمک کنی؟
می دونی چطور باید یه پیشنهاد رو بنویسی؟
وقتی انتخابی نداری باید سریع قانون رو یاد بگیری
اسمشو بذار انگیزه ویژه من شش ساله که محکوم به اعدامم
من همه کتاب های قانون رو خوندم من می تونم بازم پیش برم
من این چیزا رو درباره پرونده ام دارم رونوشت های محاکمه، اوراق حقوقی
اونا ممکنه بهت کمک کنه سریعتر پرونده منو گیر بیاری
تو یه سکه بنداز و من یه وکیل می گیرم ما میتونیم یه پیشنهاد برای استیناف تنظیم کنیم
تو بر نمی گردی این تنها نسخه های کپی توئه؟
نه، ولی اونا سخت به دست اومدن من نمی خوام هدرشون بدم
من همه تلاشم رو می کنم و از اعتمادت ممنونم
یه چیزی بهت بگم من به هیچ کس اینجا اعتماد ندارم
ولی تو نه چاپلوسی می کنی و نه با اون چرندیات درباره آتش جهنم موعظه می کنی
من به این احترام میذارم
تو شهامت داری
تو در همسایگی سیاه هایی زندگی می کنی که همشون اسلحه دارن
یالا هلن، بزنش
خودتو به موش مردگی زدی، آره؟
فکر کردی می تونی ما رو گول بزنی، حیوون احمق؟
فکر کردی می تونی ما رو خر کنی؟
چقدر سرعت داشتم؟
هفتاد و پنج مایل در ساعت، خانم وای
شما راهبه هستید؟ بله، آقا
تا حالا یه راهبه رو جریمه نکرده بودم
یه بار یکی رو از آی آر اس جریمه کردم
سال بعد بهش رسیدگی شد
چی بگم خواهر این دفعه رو چشم پوشی می کنم
ولی سرعتت رو کم کن بله آقا
جمعه شب، والتر دلاکروز 17 ساله و هوپ پرسی 18 ساله
دو انسان شاد بودند که تحویل سال رو جشن گرفته بودند
دو تیر از فاصله نزدیک به پشت سر آن ها با یک تفنگ کالیبر 22 شلیک شد
علاوه بر قتل، پانسلت و ویتلو با شش اتهام
به آدم ربایی و یک اتهام به تجاوز مواجه هستند
به مرد دستبند زدند و -
طبق گفته ها چهار هفته قبل از قتل دو مرد
موجی از وحشت در ناحیه ایجاد کردند
امروز یک سخنگوی پلیس گفت در شب قتل -
پانسلت، قاضی رو سرپوش خطاب کرد
و وقتی که امروز او را پیدا کردند پوزخند می زد
پانسلت ادعا کرده ویتلو هر دوی آن ها را به قتل رسانده است
همه فکر می کنن اون داره دروغ میگه ویتلو پانسلت رو متهم کرده
هر دو میگن دیگری قتل رو انجام داده یکی داره دروغ میگه
اونا هر دو اونجا بودن ما اینو می دونیم
پس چطور ممکنه یک نفر زنده بمونه، اون یکی بمیره؟
احتمالا یه مورد سخت تر بر علیه پانسلت هست
ویتلو یه وکیل بهتر داره
No comments yet. Be the first to leave one.