İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(به سامدالی خوش آمدید)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
...کشور کره
!میخونه- !میخونه-
!افتخار سامدالی) (!چو یونگپیل اینجاست
خطاب به همه بینندگانمون در سراسر کشور
به ساکنان ججو که امروز اینجا هستن
و به گردشگرهایی که برای بازدید اومدن
خیلی ازتون ممنونیم
من مرد یکشنبه، سونگهه هستم
از ججو، هدیهای از طبیعت بهتون سلام میکنم
!سلام به همگی
!سلام- !سلام-
من به دجون، دگو و بوسان رفتم
من به دجون، دگو و بوسان رفتم
عشق من کجاست؟ یعنی داخل سئوله؟
داخل دجونه؟
یا داخل بوسانه؟
بعد از اینکه تنهام گذاشت کجا رفت؟
هنوز استرس داری؟- آره-
چرا؟
فکر میکنی چرا؟
چون کلی آدم هست
درسته، ولی چرا تو یکی استرس داری؟
شرکتکننده بعدی به عنوان افتخار ججو" شناخته میشه"
!لطفا به چو یونگپیل خوشآمد بگید
!افتخار سامدالی) (!چو یونگپیل اینجاست
بیا بریم
آیگو، فکر میکردم که فقط یه شرکتکننده هست
کدومتونه؟
!افتخار ججو
!چو یونگپیلِ سامدالی اینجاست
!من چو یونگپیلم، و نُه سالمه، سلام
پس اون چو یونگپیله
پس تو کی هستی خانوم جوان؟
من؟
من منیجرشم
اون چو سامداله، استرس که بگیرم باهام به استیج میاد
آیگو، هیچوقت ندیدم که یه منیجر واسه حمایت روحی به استیج بیاد
و آخرش هم مضطربتر از خواننده به نظر برسه
پس مردم اهل سامدالی
خانم چو سامدال و آقای چو یونگپیل
میخوان وقتی بزرگ شدن چیکاره بشن؟
من؟- بله-
من تبدیل به اژدهایی میشم که از یه نهر کوچیک بلند میشه
یه اژدها؟
آره، شنیدم که اژدها ها از نهرهای کوچیک بلند میشن
وقتی بزرگ شدم به سرزمین اصلی میرم تا یه مروارید جادویی پیدا کنم
!چه جالب- پس بیاین خلاصه کنیم-
ججو همون نهر کوچیکه
و رویای تو آینه که وقتی بزرگ شدی به سئول بری و موفق بشی درسته؟
بله
خیلی خب، پس، یونگپیل دوست داره وقتی بزرگ شد چی بشه؟
اژدهایی که از یه نهر کوچیک بلند میشه؟
نه
من نهر کوچیکو دوست دارم
نمیتونم اینجا زندگی کنم؟
پس باشه
لطفا برای آهنگی که اجرا میکنن تشویقشون کنین
!بیاین بشنویمش
اون زمان که ما هنوز اون حماقت بچگیمون رو داشتیم
دختر آرزو داشت که از نهر کوچیکش اوج بگیره و به اژدها تبدیل بشه
پسر آرزوی این رو داشت که تبدیل به نهر کوچیک دختر بشه
ولی وقتی اون حماقتِ دختر و پسر
از بین میره
متوجهش میشن؟
شاید زیباترین زمانِ یک رویا به وقتی برگرده
که هنوز یه رویا باشه
::::@AirenTeam::::
توش خرچنگ تند آبپز نذاشتی؟
خوبن؟- واقعا نذاشتی؟-
اونا با کیمچی آب تربچه سرو میشن من خیلی دوستشون دارم
اول یکم از خرچنگ پختهشده رو گاز بزن
بعد یه کاسه برنج سفارش بده
مقداری سس، تیکههای جلبک دریایی خشک و روغن کنجد بریز
بعد، همهچیز رو با هم مخلوط کن
بعدش هم یه گاز بزرگ بزن
...خانم چو
این چه کوفتیه؟- میدونی، کیمچی کلم قمری مامانمه-
این رو هم دوست داری
چه زری داری میزنی؟
شرمنده، میشه مارو ببخشید؟
باید باهاش حرف بزنم- حتما-
ممنون
داشتن چیزای زیادی که دوست داری باید خوب باشه
تو عاشق کیمچیِ آب مامانمی
عاشق خرچنگ آبپز تندی
دیوونه شدی؟ چیکار میکنی؟
...عاشق منی
و عاشق دخترای دیگهم هستی
...خب
...خانم چو- نه-
من دهنمرو میبندم، بعدش تو میشی بازندهای که
اکسش ولش کرد و با کیمچی خیس شد
اینجوری بودن بهتر از کسیه که مچش موقع خیانت گرفته شد، نه؟
بخور
اونقدر رسیده که خراب شده
سلام، خیلی وقته ندیدمت
سلام
همین الان کارم تموم شد میخوای یه لحظه هم رو ببینیم؟
کارت زود تموم شد
بهشون گفتم که امروز اضافه کاری میکنم چون گفتی که دیر میای
اوکی، پس من میرم خونه
منم باید بیام؟
احتمالا اخراج میشم، مگه نه؟
اون موقع نمیشه کاریش کرد
دلم برات تنگ شده
...اون عوضی
یه جوری بزنمت که مامانتو از بابات تشخیص ندی؟
داری به من خیانت میکنی؟
چطور جرات میکنی؟
!خودترو مرده بدون سگزاده
جرات داری به من خیانت کنی؟
!باورم نمیشه
الان دیگه داره میزنه به سرم
خودترو مرده فرض کن حرومزاده
...مرتیکه الدنگ
نه
فقط باید بکشمشون
...من باید چون چونگگی رو بکشم
هی- !چو سامدال-
!خدایا
لعنتی
میدونی که کر نیستم؟
صداترو بیار پایین یا فقط چو اونهه صدام کن
اونهه رو بکن تو کفشت تو کیمچی مامانو بردی؟
آره- بد شد که-
بیرونش آوردم تا دور بریزمش
خوردی؟
نه انداختمش بیرون
کجا؟
به نظرت کجا؟ سطل آشغال دیگه
!هی، سامدال، سلام
چرا اونو با خودش برد که بریزهش دور؟
و تو چو سامدالی
هیچوقت رسما اسم خودترو تغییر ندادی
خاله سامدال کیمچی رو به دوستپسرش داد
ولی بد پیش رفت
میدونم، ازم پرسید که چجوری میتونه بکشتش
پس بهش گفتم که بهش غذا بده چون کپک زده بود
مامان
حتی منم پاشدم
الان ظهره- ده دقیقه بهم فرصت بده-
دیشب ساعت چند اومدی خونه؟
راستشرو بگو
بلند میشم، خوابم تموم شده
!سوال منرو جواب بده
دیروز؟
...دیشب حدود ساعت 11 اومدم خونه
ساعت 11:10 شب بود
من ساعت 11:30 رفتم تو تختم
منظورم ساعت 11:45 شب بود که اومدم خونه
برام مهم نیست که الکل میخوری یا کلاب میری
چون هنوز جوونی قبل نیمه شب بیا خونه
پاستیل سیارهای میخوای؟- آره-
!مامان- چا هایول، توروخدا-
خیلی خب، قول میدم شب بیرون نمونم
من نُه سالمه و تو بیست و نه
نفرین نُهها رومونه، پس باید امسال مراقب باشیم
قبلا بهت گفتم
آره گفتی، نفرین نُهها روی هردومونه
من مراقب میشم، پس به من نگاه نکن
خواهرزادهم حتما باهوشه
اون فقط نُه سالشه ولی از این خرافات خبر داره
مشخصه از کجا یاد گرفته احتمالا از لیدر ههنیو سامدالی
چرا مامان باید به یه بچه همچین چیزی یاد بده؟- درسته-
فکر کنم چو سامدال با دوست پسرش به هم زده
دوباره؟
اون قراره تا وقتی که بمیره کار کنه
تاحالا داخل یه رابطه معقولانه نبوده
درست نیست
اون بار بود
!جیندال- خدایا-
اون یه قرن پیش بود
باشه، اعتراف میکنم خیانت کردم مرتکب گناه کبیره شدم
اما این زیادی خشن نیست؟- زیادی خشن؟-
بذار آخرین سوال هم بپرسم
چی؟ چیه؟
بخششم رو میخوای؟
التماس هرچیزی که میخوای رو بکن دیوونهم اگه ببخشم
چطور فهمیدی؟
لعنت بهش
مهمه؟
حداقل اول نباید عذرخواهی کنی؟
بیاین به آهنگ بعدی گوش بدیم
موی کوتاه" از چو یونگپیله"
...یه بار یه دختر بهم به سبد داد
متعجبم چرا امروز دلم براش تنگ شده
موهای کوتاهشو مثل علف خیس از بارون شونه کرده بود
چشمهای درخشانش رو به یاد میارم
هر زمانی که احساس تنهایی میکنم
به اون روز فکر میکنم
دلم برای اون روز تنگ میشه
هی، گیونگته
گیونگته
!گیونگته
بله؟ کی بود؟
احمق. این اتاق خوابته؟
چرا از الان اینجاست؟- باید یه تختم بگیری-
خدایا
No comments yet. Be the first to leave one.