İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(سوجی و اوری)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
مامان
چرا هنوز برنگشتی؟
گفتی بعد فقط سه شب برمیگردی
زود بیا خونه مامان
!اونی اونی
با من بازی کن اونی
برو گمشو، من اونی تو نیستم
چرا هستی، تو اونی منی
بیا بریم تو زمین بازی مهدکودک
و سرسره بازی کنیم اونی
نه! من باید بمونم خونه و مراقب مامانم باشم
پس برو و با خودت بازی کن
خیلی بی ادبی
مامان
زود برگرد و بیا من رو ببر
دلم تنگ شده برات مامان
سوکیونگ
سو کیونگ بیدار شو
زودباش بیدار شو
بابا؟
مگه با نایونگ خونه نبودی؟
نایونگ رو ندیدی؟
خدای من- خدایا-
داشتی چیکار میکردی؟
بهت نگفتم مراقب خواهرت باش؟
حالا باید چیکار کنیم؟
اون حتی این محله رو خوب نمیشناسه
کجا رفته آخه؟
بیا دوباره قبل اینکه هوا تاریک تر بشه دنبالش بگردیم
!خدای من
اگه اتفاقی برای نایونگ بیفته
نمیذارم قسر دربری
!نایونگ
!نایونگ
!نایونگ
!نایونگ
اونی
اونی
اونی
...نایونگ
اونی
،لطفا بخاطر من اینکارو بکن
اونی
باشه، همه تلاشم رو
میکنم
به خودت باور داشته باش
تو از همه سختتر تلاش میکنی
مطمئنم میتونی
من دیگه میرم
صبح بخیر دکتر جین
ببخشید دکتر چه
بله؟
ممنون که دیروز بیمارهای من رو ویزیت کردی
کاری نکردم
به عنوان همکار همین از دستم برمیاومد
بابت کیکهای برنجی هم معذرت میخوام
دیروز یکم اعصابم خراب بود
برای همین اشتباه کردم
اشکال نداره
هر کسی میتونه اشتباه کنه
به لطف تو تونستم از اون کیکهای برنجی خوشمزه
کلی لذت ببرم
فعلا
درسته
به عنوان همکار، میتونم چندتا از بیمارهاش رو ویزیت کنم
و هر کسی ممکنه اشتباه کنه
البته، خیلیم عالی
چه اوری، او ری، دو ری، دو ری
هپی هپی بوم بوم! آره
چی؟
...شصت نفر هستن که
وقت گرفتن؟
سلام گوینده سون جین آ
خیلی ممنون بابت دیروز
خب موضوع اینه که ازتون میخوام یه لطفی بهم کنین
فکر میکنم باید شخصا بهتون بگم
یکم وقت دارین؟
بله، زمان و جایی که براتون راحته رو برام بفرستین
خداحافظ
بله من جین سوجی هستم
بله رئیس
چی؟
فیلمبرداری یه ویدیو تبلیغاتی برای پنجاهمین سالگرد بیمارستان؟
فیلمبرداری کِیه؟
خوش اومدین، بفرمایین داخل
آرا، برو تو خونه بازی کن
زودباش، این میز واسه مشتریاست
خیلی خب، اونجا بشینین
دو پرس غذا لطفا- حتما-
یه لحظه
بیا دنده کبابی بخوریم
بفرمایید یکم آب- ممنون-
بیا اینجا
بفرما
بشین اینجا و یکم صبر کن
وقتی مشتریا رفتن
مامان برات داستان میخونه باشه؟
دخترخوب
چرا نمیفرستیش داخل؟
جلوی دست و پا رو گرفته
خدای من
ای خدا
منتظر مامانشه، ولش کن به حال خودش
چی؟
ای خدا
لیاقتش اینه که یه ببر تیکه پاره اش کنه
این بچه کوچیک رو کجا ول کرد رفت؟
دیگه کافیه
منظورم اینه که این درست نیست
کجاش شبیه مامان آرائه؟
غذای اینجارو دوست دارم ولی خیلی طول میکشه تا بیارن
تو اینطور فکر نمیکنی؟
حق باتوئه
خدای من، این کله شقها دوباره برگشتن
خدای من
همونطور که خودتون میدونین
ما حتی همه مشتریایی که میان اینجا رو نمیتونیم قبول کنیم
ولی اگه بریم تو تلویزیون و بیشتر شناخته شیم
اصلا نمیتونیم مدیریتش کنیم
خیلی با دید منفی بهش نگاه نکنین
سعی کنین از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنین
ما هر رستوران قدیمیای رو تو برنامهمون نشون نمیدیم
بله خوب میدونم
ولی همچنان علاقهای ندارم
لطفا دیگه نیاین اینجا
اینکه هی ردتون کنم برای منم سخته
راستش من متوجه نمیشم
چرا انقدر از معروف شدن متنفرین؟
اگه همه چی خوب پیش بره
میتونین تبدیل به یه سرآشپز معروف بشین
حتما در آینده خیلی پولدار میشین
هیچ وقت همچین اتفاقی نمیافته
ما علاقهای به معروف شدن یا خیلی پولدار شدن نداریم
ما همه چی رو همینجوری که هست دوست داریم
من خوشم میاد خیلی پولدار بشم
مگه نه خانوم؟
لطفا سرآشپزتون رو قانع کنید
من حرفی برای گفتن ندارم
کسی که مسئول آشپزخونهست میگه انجامش نمیده
من چیکار میتونم بکنم؟
ای بابا بس کنید دیگه خب؟
بحث کردن با کسی که نمیخواد کاری رو انجام بده
!مصداق خشونته
خشونت؟
جین نایونگ، بیا بریم
اینجا تنها رستوران این اطرافه؟
یه لحظه کارگردان، باشه؟
ای خدا
سرآشپز خواهش میکنم، همین یه بار
خدایا چرا اینجوری میکنین؟
مامان
بله آرا، من حالم خوبه
خدای من
بس کنید دیگه برید
دعوا نکن
بابا
آرا، بابا دعوا نمیکنه
!برید بیرون
گفتم برید بیرون، ای بابا
!من تسلیم نمیشم- برو-
برمیگردم- خدای من-
فقط برو
ای خدا
چجوری یه دختر جوون انقدر کله شقه؟
توئم به اندازه اون کله شقی
ای بابا- برید-
دیگه نیاید اینجا
چرا انقدر طول کشید؟
غرور نداری تو؟
اون دو نفر تو آشپزخونه
فکر نمیکنی اون بچه یه داستانی داشته باشه؟
انگار یه چیزی هست که نمیتونن برملاش کنن
احتمالا بخاطر همین خیلی مخالف اومدن تو تلویزیون هستن
داری رمانی چیزی مینویسی؟
دیگه هیچ وقت اسم اینجارم نیار
این رستوران کوفتی
!ای خدا کارگردان
من باید الان برم فرودگاه
کارگردان منو که میرسونین نه؟ !کارگردان
آه خدا
!مراقب باشین
خدای من
خانم- ای خدا-
باید حواستون باشه کجا میرین
ای خدا ببخشید
ای بابا چیکار کنم
آیگو- ای خدا-
حالتون خوبه؟
آیگو- بلند شین-
آیگو ممنونم
میتونم کمکتون کنم؟
آه راستی
پسر من اونجاست
خداحافظ جوون
به سلامت برسین خونه
ای خدا
...در حال حاضر من در فرودگاه هستم
تا سرآشپز کیم مین سو رو ملاقات کنم ...کسی که یه رستورانو تو یه کوچه در بروکلین
No comments yet. Be the first to leave one.