Angels of Death

Angels of Death (殺戮の天使)

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Satsuriku no Tenshi - 11 AnimeSubtitle
Satsuriku no Tenshi S1 E11 AnimeSubtitle
Şunun yorumuyla AnimeSubtitle
AnimeSubtitle.ir > https://t.me/animesubtitle > https://www.instagram.com/animesubtitle.ir > http://bit.ly/2tUTtwq

Etiketler

TS
Yayınlandı: 2018-09-14
İndirmeler: 33
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 152 satır.

فرشتگانِ مرگ

چون تو خدای منی‏،‏ زاک‏.‏

سعی کن همه‌چیز رو در مورد اون دختر بفهمی

www ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ AnimeSubtitle ‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ir | instagram‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏com/animesubtitle‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏ir | t‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏me/animesubtitle برای تبلیغ با ما تماس حاصل کنید

فکر نمی‌کنی این تو هستی که داری خودخواهانه رفتار می‌کنی؟

شهادت ادی نیز دلالت بر آن دارد‏‏‏.‏‏‏

او صریحا گفت که تو تنها برای خودت زندگی می‌کنی و ذره‌ای به دیگران فکر نمی‌کنی‏‏‏!‏‏‏

اینطور نیست‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏.‏‏‏

و کثی‏‏‏،‏‏‏ که اورا فریب دادی و مسحور جادویت شد‏‏‏.‏‏‏

بنگر که زنی چنان مغرور به چه خاک سیاهی نشست‏‏‏.‏‏‏

نه‌خیر‏‏‏!‏‏‏

و اکنون حکم‌ات را اعلام می‌دارم‏‏‏.‏‏‏

ریچل گاردنر یک ساحره است‏‏‏!‏‏‏

او هم‌اکنون زنده سوزانده خواهد شد‏!‏

نه‏‏‏!‏‏‏

تو ای ساحره‏!‏ باشد که گناهانت پاک و روحت زدوده از غبار شود‏!‏

من که ساحره نیستم‏!‏

چه کسی سخنان یک جادوگر را باور می‌کند؟

گفتم نیستم‏!‏

حتی بعد از شنیدن آن شهادت‌ها‏،‏ با چه رویی می‌گویی که ساحره نیستی؟

تو‏،‏ قلب و روحشان را نابود ساختی‏.‏‏.‏‏.‏

بله‏،‏ قلب‌های فرشتگان را‏.‏

تو قلب آن فرشتگان را به بازی گرفته و از بین بردی‏!‏

آن چه کارِ غیر انسانی بود که تو انجام دادی؟

فرشته؟

من‏.‏‏.‏‏.‏

شکی نیست که قصد داری همان بلا را سر آیزاک فوستر آوری‏.‏

نه‏!‏ نه‏!‏

تو می‌خواهی او را برای مقاصد خود‏،‏ قربانی کنی‏.‏

نه‏.‏‏.‏‏.‏

خب‏،‏ اعتراف کن که یک جادوگری‏!‏

اقرار کن که براستی که هستی‏،‏ خود را به شعله‌های مقدس‏،‏

به دستانِ خدا تسلیم کن‏!‏

من‏.‏‏.‏‏.‏ ساحره نیستم‏.‏

خدایی که من می‌شناسم‏،‏ چنین حرفی رو نمی‌زنه‏.‏

تو انجیل چنین حرف‌هایی نبود‏.‏

معلومه که نبود‏،‏ ریچل گاردنر‏.‏

زیرا خدایی که تو از آن دم می‌زنی‏،‏ وجود ندارد‏.‏

ولی این‌همه مدت داشتی خدا خدا می‌کردی چی بود؟

بله‏،‏ چون بنده از خدای خودم سخن می‌گویم‏!‏

بنده در جایگاه خدا نشسته‌ام‏.‏

این خدا همین‌جاست‏،‏ در شکل و شمایل من‏!‏

بنده‏.‏‏.‏‏.‏ در جایگاه خدا نشسته‌ام‏.‏

این خدا همین‌جاست‏،‏ در شکل و شمایل من‏!‏

پس‏،‏ داری می‌گی که تو خدایی؟

بله‏،‏ همین‌طور است‏.‏

در این مکان‏،‏ نزدیک‌ترین موجود به خدا‏،‏ من هستم‏.‏

چیزی‏.‏‏.‏‏.‏

چیزی در این مورد نمی‌دونم‏.‏

من هیچی نمی‌دونم‏.‏

قلبی که عمیقا ایمان به خدا دارد‏.‏‏.‏‏.‏

چیزی‌است که به وجود خدا معنی می‌بخشد‏.‏

ریچل گاردنر‏.‏‏.‏‏.‏

تو از ابتدا چنین قلبی نداشتی‏!‏

نه‏!‏

نه‏!‏

خدایی وجود نداره؟

چرا؟

نمی‌خوام چنین چیزی بشنوم‏!‏

قبول نمی‌کنم‏.‏ قبول نمی‌کنم‏.‏

این کشیش به خودش خدا می‌گه‏.‏

نه‏.‏‏.‏‏.‏ اون اشتباه می‌کنه‏.‏

نمی‌خوام این کشیش‌ـه من رو بکشه‏.‏

ولی‏.‏‏.‏‏.‏ نمی‌خوام‏.‏‏.‏‏.‏

زاک‏.‏‏.‏‏.‏

زاک؟

گرمه‏.‏

گرمه‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏ سرد هم هست‏.‏

یه چیزِ سرد توی من‌ـه‏.‏

این‏.‏‏.‏‏.‏ این چی‌ـه؟

یه چیزِ‏.‏‏.‏‏.‏

یه چیزِ عزیز‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ که آسیب رسوندم و‏.‏‏.‏‏.‏ خرابش کردم‏.‏

ولی چیزی که همیشه‏،‏ همیشه‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ کمکم کرده‏.‏

وایسا‏!‏

الان یادم میاد‏!‏

چاقوی‏.‏‏.‏‏.‏ زاک‏.‏

آهان‏.‏‏.‏‏.‏ پس اینطوره‏.‏

خدا‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ همین‌جاست‏.‏

چرا‏.‏‏.‏‏.‏

چرا بیدار شدی؟

همه‌ی چیزای عجیبی که تو این طبقه هست‏،‏ همه‌ش توهم‌ـه‏.‏

خدای من‏،‏ چشمانم رو باز کرد‏.‏

من نتونستم ساحره رو تطهیر کنم‏.‏

من‏.‏‏.‏‏.‏ ساحره نیستم‏.‏

من هیچ قراردادی با کسی نبستم‏.‏

فقط یه قول بود‏.‏

و اون قول‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ از طرف خدای من بود‏.‏

که اینطور‏.‏

پس ساحره خواسته که اینطور فکر کند‏.‏

حتی با این‌که در اشتباهی‏،‏

و چیزی که به آن معتقدی با دروغ آراسته شده‏،‏

باز هم برایت اهمیت ندارد؟

می‌گم‏.‏‏.‏‏.‏

اون‌ها رو ولش کن‏.‏‏.‏‏.‏

زودتر داروها رو رد کن بیاد‏.‏

ساحره‌ی بیچاره‌ای که تنها عاشق خودش است‏.‏‏.‏‏.‏

دنبالم بیا‏.‏

دارو این‌جاست‏.‏

نشونم بده‏.‏

چرا باید چنین کاری برایت انجام دهم؟

من که نمی‌دونم این‌بار چه کلکی تو آستینت داری‏.‏

که اینطور‏.‏

این‌ها داروهایی است که همراه دانی بود‏.‏

میان آن‌ها‏،‏ داروهای ضدعفونی‏،‏ ضد خونریزی و حتی تولید خون نیز هست‏.‏

با همه‌ی این‌ها‏،‏ شرایط جسمانی‌اش باید تا حدی بهبود یابد‏.‏

هرچه نیاز داری بردار‏.‏

پیش زاک باز می‌گردی؟

نمی‌خواهی مرا بکشی؟

تو خدایت را یافتی‏،‏ مگر نه؟

وجود چندین خدا‏،‏ باعث هرج و مرج خواهد شد‏.‏

درضمن‏،‏ می‌دانم که تو بویی از رحم و مروت نبرده‌ای‏.‏

مگه می‌خوای سر راهم قرار بگیری؟

اگه مزاحمم نشی‏،‏ نیازی به کشتنت نیست‏.‏

آخه‏.‏‏.‏‏.‏

به تو نیازی ندارم‏.‏

که اینطور‏.‏

پس این هشدار را از من داشته باش‏.‏

خدا از افرادی که دروغ می‌گویند و پاک نیستند بیزار است‏.‏

البته‏،‏ مثلا‏،‏ اگر آن خدا‏،‏ یک خدای واقعی باشد‏.‏

ریچل گاردنر‏.‏

زاک؟

خدارو شکر‏.‏‏.‏‏.‏ زنده‌ای‏.‏

زخم سوختگی؟

زاک‏،‏ بیداری؟

ها؟ داری چه غلطی می‌کنی؟

واست دارو آوردم‏.‏

پس‏،‏ تونستی سلامت برگردی‏،‏ آره؟

اوهوم‏.‏

اوهوم و کوفت‏.‏

خب؟ چطوری دستت به داروها رسید؟

کشیشی که تو این طبقه بود به من داد‏.‏

کشیش؟ آهان‏،‏ اون رو می‌گی‏.‏‏.‏‏.‏

تکون نخور‏.‏ هنوز بخیه‌ات نزدم‏.‏

این زخم کوچولو که چیزی نیست‏.‏

باید بخیه بخوره‏.‏

خودم انجامش می‌دم‏.‏

من‏.‏‏.‏‏.‏ کارم تو بخیه زدن حرف نداره‏.‏

بس کن‏.‏

خودم می‌تونم‏.‏

تو هم توی بخیه زدن مهارت داری؟

من که پیراهن نیستم بخوای بدوزی‏.‏

با این‌حال‏،‏ من بخیه‌ت می‌زنم‏.‏

می‌خوام شکمت رو ببندم‏.‏

هاه؟

چی‏.‏ هر کاری دوست داری انجام بده‏.‏

اگه حالت بهم خورد به من ربطی نداره‏.‏

اشکالی نداره‏.‏

لعنتی‏.‏‏.‏‏.‏ واقعا تو چی هستی؟

Angels of Death subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Angels of Death

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left