İlk 166 satır.
هی جیل، میتونی این پایین رو تو ذهنت تصور کنی؟
اینجا...اینجا دری بود؟
نمیفهمم یادم نمیاد که هیچ دری اینجا باشه
جواب داد
این موضوعی زیرزمینتون...جالبه
به این اعتقاد داری که بعضی چیز ها، فقط خاص هستند؟
من فقط این دلقک رو ساختم
پرتزل جک
اون زن کیه؟
اسمش سارا وینترزه
ما اتاق خواب اصلی اون ها رو تزیین مجدد کردیم
تو باهاش رابطه داشتی یا هرچیز دیگه ای؟
من مثل پدرت نیستم
من به سارا وینترز زنگ زدم
تو با این زن درگیر داری؟
من فکر میکردم ما اینو پشت سر گذاشتیم(بحث بر سر این مسایل)
پس چرا من کاملا حس میکنم که یک چیزی هست؟
تو اینجا آمدی در صورتی که تو ذهنت از قبل مطمعن بودی
کانال صفر قسمت ۲
ترجمه و زیرنویس از AriA_G درصورت ایجاد تغییر یا ادیت مجدد نام مترجم ذکر شود.باتشکر
آره، مطمعنم
شما این مرد رو نمیشناسید
نه نمیشناسمش
نمیتونید به ما جزئیات بیشتری بدید؟
چند بار اون باید جواب همین سوال هارو بده؟
اون قبلا هم بهتون گفته شوکه شده بود
شما اون موقع چرا خونه جیسون بودی؟
من فقط رفته بودم که سلامی بهش بگم
اون دوستمون بود
فکر میکردم که اون دوست توهه
من نمیدونستم که شما هم با هم صمیمی بودید
...خیلی خوب...متاسفم ام
اون هم مظنونه؟
منظورم اینه که ما باید وکیل بگیریم؟
یک همسایه مردی رو که خونی بود، دیده
اون گفت که اون ماسک یا نوعی آرایش داشته
فکر میکنم بدونید که اون کیه
و من واقعا کنجکاوم که چرا اون به شما آسیب نزد
آمم...فکر میکنم دیگه کافی باشه
سلام
تو خوبی؟
... آره، آره... من
اون سگمون پاگ بود
پاگ؟
سگ های امپراطوری
چی؟
چین و چروک های روی پیشونیشون
اون هارو به سگ های برای شاهزاده ها تبدیل کرد
ولی یک گروه از اونها خیلی پرسروصدا میشن
داشتم فکر میکردم که شاید بهتر باشه برای محله یک دیده بان یا نگهبان بزاریم
نه؟
شنیدم که چه اتفاقی افتاده
متاسفم
من حتی نمیتونم دیدنه هم چین چیزی رو تصور کنم
من حتی دلم نمیخواد اینطور خشونت هارو تو تلویزیون یا هرجای دیگه ببینم
اون چه شکلی بود؟
من واقعا نمیتونستم ببینم
تو تاحالا خواب دیدن شفاف رو امتحان کردی؟
... تو میتونی ذهنت رو آموزش بدی
تا بتونی ناخوآگاهت رو کنترل کمی
بعد میتونی ببریش جلو یا برشگردونی عقب
... بعضی وقت ها جواب ها
از قبل تو مغزت هستن
... من
من باید برم
شب خوبی داشته باشی
مراقب خودت باش
به چیز هایی که نمیشه اون هارو توضیح داد اعتقاد داری؟
منظورت چیه؟
مثل ارواح؟
زندگی بعد از مرگ؟
... یا فقط
چیزهایی که نمیشه توضیح داد
نه
نه من به چیز های ماوراء طبیعی اعتقاد ندارم
بعد از این، هیچ چیزی قطعی نیست
مردمی که هستن
و بعدش دیگه نیستن
سلا سلام
سلام من جیلیان هستم
جیلیان هادسون
قبل از این(قبل از ازدواج) اسمم جیلیان هوپ بود
... من و مادرم
اوه خدای
شما اینجا زنگی میکردید
من تورو وقتی اینقدر قدت بود دیدم
بیست سال پیش بود؟
از اون موقع من دخترای خودمو اینجا بزرگ کردم
من یک مدت پیش به اینجا برگشتم
و تو این محله بودم
... و با خودم فکر کردم خیلی خوب میشه اگه
بیا تو
ممنون
همه خاطرات خوب اینجاست
برای اکثر موارد
نمیشه که کامل باشه
پدرت همون بیل هوپ هست که کارای محله رو انجام میده؟ هرس درخت های بید؟
نشانه هاشو میتونی ببینی
آره خودشه
هرچند در این عکس ها تعداد زیادی درخت بید نیست
... خوب
آنها کار روی اون چیزی که من فکر می کنم رو متوقف کردند
خوبه
از ماتچا خوشت میاد؟
من روزی پنج لیوان میخورم
و میترسم که تو گوگل جستجو کنم تا ببینم برای سلامتی خوبه یا نه
اشکالی نداره که برم اتاق قدیمیم رو ببینم؟
یک لحظه دیگه برمیگردم البته
سلام پم
حالت چطوره؟
آه، این عالیه
جیلیان، کجایی؟
من فقط داشتم میرفتم دستشویی
این دیگه چیه؟
تو خوبی؟
... هی
هی... همه چیز درست میشه
درست میشه
به چی داری فکر میکنی؟
... جیل
با من حرف بزن
چرا اون شب رفتی خونش؟(جیسون)
تو واسه همین ناراحتی؟
... نه، فقط
فقط این که پلیس میگه به نظر میرسه تو یک چیزی رو نیگی
میدونی، من واقعا ... واقعا نمیدونم که باید چه فکری بکنم
تام، تام، اون طبقه بالاست
تو حمومه نمیدونم به من خیره شده بود
داشت دقیقا به من نگاه میکرد
عقب وایسا
ترجمه و زیرنویس از AriA_G درصورت ایجاد تغییر یا ادیت مجدد نام مترجم ذکر شود.باتشکر
پس تو دقیقا منظورت از اینه که تبدیل به واقعیت شده چیه؟(واقعی شده)
میدونم چطور به نظر میاد
اما دقیقا منظورم همینه
اون واقعی شده
خوب پس بیا درموردش حرف بزنیم
من اونو وقتی بچه بودم ساختم
و یکسری داستان های کوچیک براش کشیدم
وقتی هشت سالم بود و پدرم ترکمون کرد
اون از یک در که پشت کمد من بود، بیرون آمد
نه در تخیل من در واقعیت
پس بیا در مورد اون چیزی که پرتزل جک میخواد بهمون نشون بده حرف بزنیم
وقتی پدرت ترکتون کرد، این تبدیل به واقعیت شد
و از دست دادن جیسون باعث شده که تو دوباره در مورد اون فکر کنی
بنابراین، تو فکر نمییکنی که وقتی تحت شرایط سخت هستی این بیشتر برات تبدیل به حقیقت میشه؟
شما حرف های منو قبول نمیکنید؟
من فقط میخوام تورو به صحبت کردن در مورد این موضوع هدایت کنم(از بحث خارج نشی)
خوب من هم میخوام درمورد پرتزل جک حرف بزنم، این هم به همون بحث ربط داره
خیلی خوب، وقتمون برای امروز تموم شده
... اگر میخوای یک قرار ملاقات دیگه برای
تو به من گوش نمی کنی
... این هفته یا شاید هم فردا یا جمعه وقت خوبیه ...
... اما من میخوام بهت پیشنهاد بدم که قرص
گوش کن
قرص زاناکس برای روز و آمبیان برای خوابت
نه نه نه فراموشش کن
... گوش کن، دوباره دارم بهت میگم، اضطرابت روی خشم
من به تاکید دوباره نیاز ندارم، باشه؟
و من به نسخه هات نیاز ندارم
من نیاز دارم که یک نفر به اون چیزی که میگم گوش کنه
و این چیزیه که من براش بهت پول میدم
... من دارم گوش
نه، میدونی چیه لعنت به این...من دیگه نیستم تموم
جیلیان اگه فقط تو بخوای نظرت رو عوض کنی
...من ... من
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.