İlk 200 satır.
««زوجهاي عاشق»»
...آنجلا
.يادت باشه اين فرزند ماست
.خوش اومدي آنجلا
.انقدر ناراحت نباش پترا !تو پدرش نيستي
همه چيز درست ميشه بدون هيچ شکايتي، خوبه؟
.البته اگه سر قولت بموني
قول؟
.که بهم اجازه بدي بيدار بمونم .ميخوام بدونم چه اتفاقي داره ميافته
منتظري؟ - .بله -
خب، قبل از اينکه اين بچه رو به دنيا بيارم .کلي کار براي انجام دارم
.اين راهروها مثل زندان ميمونن
،خانمها اجازه رفتن دارن .ولي براي ما راه فراري نيست
.نگران نباش .ما به خوبي ازش مراقبت ميکنيم
.الان همسرتون رو ميبينم
.من اينجا منتظر ميمونم .روز بخير
.روز بخير
.خانوم هُلمسترم
.بعدي لطفا
من نميتونم کاري انجام بدم .مگر اينکه شلوارتون رو در بيارين و دراز بکشين
.فکر ميکنم که اون مرده .ما شما رو پذيرش ميکنيم و ميبينيم
...پرستار
.خانم هُلمسترم رو براي عمل جراحي پذيرش کنيد
.ممنون
.پول رو بيخيال بشيد .خانم "وُن پاهلن" قبلا بهش رسيدگي کرده
...خانم هُلمسترم
.خبر خوبي براتون داريم
.مرده
...نه
چه انتظار ديگهاي داشتي؟
...آدل
...لطفا .تنهام بزار
.من بايد در هر شرايطي اينجا باشم
بچهام امشب کجاست؟ اوه، بچهام امشب کجاست؟
برگرد، فراموش نکن .که من هنوز عاشقتم
شيريني دوست داري؟
.نه، ممنون
.اين عشق مادرانه است .من تقريبا چند روز پاياني رو ميپرم
،تا اين بچهي لوس رو بيرون بيارم .ولي فکر ميکنم اون داخل خيلي راحته
.اون نياز داره به باسنش ضربه بزنيم !البته اگه باسني داشته باشه
يک شيريني نميخواي؟
.خب نخواه
...مثل يه مشت مرغ تخم گذار
.و يه نفر بايد تمام زندگيشون باشه
حتي دوستشون .ولي اين يکم زياديه
.آروم برو عزيزم
امشب بچهي سرگردان من کجاس؟ .بچهاي که خيلي وقته دنبالش هستم
.کسي که منو خيلي خوشحال و درخشان کرد .کسي که فکر ميکردم هنوز عاشقشم
امشب بچهام کجاس؟
.هواي تازه. آزادي
ما با يک بند ناف .به اونا گره خورديم
.به آسوني نميشه بريدش - .تو به خانمها وابسه شدي -
!خدايا، نه
ولي اونا ميتونن با اون بند ...غرورمون رو تقويت کنن
.و استقلالمون رو خفه کنن
.از خانمها بترس سَم
.به هر حال، اونا فقط به درد يک هدف ميخورن
سي ثانيه از بهشت .براي سي سال جهنم
"نميتوني جلوي زنگهاي کليسا رو بگيري؟" .اونا تمام شب من رو بيدار نگه ميدارن
.بله، اونا ميخوان ما با خدا بازي کنيم - مگه نميکنيم؟ -
...حالا که ما دوستمون رو به خداوند بخشنده
،واگذار کرديم
او قطعا از ما ميخواهد که .به دختر کوچولويي که رها کرد فکر کنيم
،و اين راهي است که ...سرشار از محبت است
ما سعي ميکنيم مناسبترين کاري .که ميتوانيم براي او انجام دهيم را پيدا کنيم
...و سخاوتمندانه درهاي قلب و خانههايمان را به روي او بگشاييم
...و با حداکثر تواناييمان از او مراقبت کنيم
...هر کدوم ما مسئوليتي را به عهده ميگيريم
.براي اين دختران تا رشد کنند و خانم بشوند
،نه فقط به اين زندگي ...بلکه به روح جاويدانش نيز فکر ميکنيم
ميکوشيم تا او را براي تحمل امتحانهاي اين زندگي .نيرومند کنيم
،تا بلکه مسير درست را انتخاب کند .مسير تکليف
همه چيز درسته؟
...يک تغيير دلپذير براي من .منظورم بودن توي شهرستانه
.من به اندازه کافي کار براي انجام دارم
.بچه هاي ما اول بيان
من مطمئنم خانوادمون ميتونه اين مهموني رو .بدون هيچ مشکلي مديريت کنه
.خانواده بايد کمي بيشتر همديگه رو ملاقات کنن
.يه نظريه ي خيلي خطرناک
.بيا جلو
يکم کيک ميخوري؟
.ناز پروردهاش نکنيد خانمها
.اون بايد ياد بگيره که زندگي بازي نيست
.سخن خردمندانهاي بود - .ما خانوادهي خردمندي هستيم، قائم مقام -
،ما با احساستمون عمل نميکنيم .احساسات خيلي عاميانه هستند
.اگه چيزي نياز داشتي، زنگ بزن
...شرط ميبندم که
که پترا اين برندي عالي رو !توي قفسه دارو نگه ميداره
!لعنت به مقدسات - .و حالا نوبت کاره -
.همگي خوش اومديد
قائم مقام، امکانش هست؟
خداوند متعال، ما با فروتني التماس ميکنيم .که به مشورتمان برکت ببخشي
و به ما اجازه بدهي تا از دانش .و عشق مسيح بهرهمند شويم
،بنده مايلم از وکيلمون گرندل .بخاطر کارش تشکر کنم
تمام اين بقايا براي اينه که .تصميم بگيريم چه کاري با اون دختر بکنيم
.قيّم نبايد بدون پول باشه - .حقيقتاً نميتونه -
.جيکوب کارشناس کودکان ماست - .خونه نيست -
حضور يک بچه توي خونهي من .مثل اينه که قائم مقام، اسقف رو در رختخواب پيدا کنه
.خيلي خنده داره
آقاي ون پاهلن، با خانمها صحبت کرديد؟
.معلومه که نه
.ممکنه فکر کنن منافع اون دختر در اولويت ـه
خانم پترا در اين خانه بزرگ .به تنهاييي زندگي ميکنه
.خيلي جالبه، آقاي قائم مقام - .امواج مغزي -
لازمه براش رأي گيري کنيم؟
.باشکوهه. پس تصويب شد
!آقايون، به سلامتي
...ببخشيد
،اگه داريد در مورد آنجلا صحبت ميکنيد .من ميبرمش
چرا قبلا اينو نگفتي؟
.نميخواستم خودخواه باشم
...وظيفهي يک مرد اينه که
با دنياي بيرحم مواجه بشه .و براي خانوادهاش بجنگه
،و حالا، در 18 امين تولدت آنجلاي عزيز .ما اومديم که ببينيمت
!بالاخره
،حالا که بزرگ شدي .آزادي
.ديگه تنبيهي در کار نيست
.همهي ما براي آزادي ارزش قائليم
.من بيشتر از بقيه
بزرگترين گام بعدي زندگيات .ازدواج مقدس است
!باز هم آزادي بيشتر
ما همه اميدواريم کسي رو انتخاب کني .که خانواده مفتخر بشه
.اين قانون اين خانواده است
چيزهايي وجود داره .که ما تاييدشون نميکنيم
...دعوا
...طلاق
...خلق و خوي بد
.صداقت و حقيقت - ...خشونت با خدمتکاران -
."من گفتم "صداقت و حقيقت
.به سلامتي شما، پدر
.من هنوز تمام نکردم
اوه، قسمتي که قراره بگي آنجلا رو ...به مدرسه شبانه روزي ميفرستي
.تا فضائل زنانه رو بياموزه
!پس به سلامتي آزادي
!دو جدايي ناپذير
،آنجلا و استني !زوجهاي عاشق
خانم فردريکا، سزار کجاست؟ - .سگ کوچولوي بد ذات -
بازم رفته؟ - !اون خيلي به دخترا علاقه داره -
!فکر کنم سزار عاشق شده - .اجازه بديد سرود شماره 64 رو بخونيم -
#احساسات اکنون لجام گسيختگي رها ميکند#
#گناهان بيشرمانه متولد شدهاند#
#دنيا شرم و حيا را رها کرده است#
#خداوند مورد توهين و فراموشي قرار گرفته#
#...مسيحيان در همه جا با صداي بلند#
#از ستمکاران شکايت ميکنند...#
#خدايا، غم و اندوه ما را مورد آمرزش قرار بده#
#سوگواري معابدت را بشنو#
.بيايد دعا کنيم
...خدايا، روحمان را براي امشب پاک نگه دار
.و براي هميشه. آمين
.دخترا، فوراً به اتاقتون بريد
.بدون هيچ سرو صدا و جيغ و دادي .هنريکا، يک آهنگ ديگه بزن
!سزار! تمومش کن
!سزار
!عجله کن استني
.آنجلا، وقت براي حموم کردن نداري .بجاش بيا اينجا خودتو خنک کن
.برگرد
تو به استني علاقه داري؟
.خوبه، ما به يک "بهترين دوست" نياز داريم
.کسي که بهش اعتماد کنيم
!ولي تو داري ميلرزي عزيزم
.چه دست کوچيکي
.دستاي استني خيلي بزرگ و زمخت هستن .دستاي دريا نوردان رو داره
.من ناراحتت کردم .منظوري نداشتم
.وقتي بچه بودم به شدت صدمه ديدم
.براي همينه که شما خيلي برام ارزشمنديد
،خيلي تنها بودم .يک فرزندخوانده
.و خيلي ناراحت
.اونا بايد همين نزديکيا باشن !عجله کن
!آنجلا
!استني
اون کجاس؟
!آنجلا
!کمک
!کمک
دکتر دستکش پوشيده بود؟ .احتمالا نه، اينجوريه ديگه
.آزمايش يک جنين مرده رو تاييد کرد
.بدشانسي
.به دنيا اوردن يک بچه مرده سختتره
!آدل
.بشين
.چه خدمتکار خوبي - .بله، خيلي خوبه -
.من کاملا حسادت ميکنم - .خوش شانس بودم. آدل، شکر بيار -
حال شوهرت چطوره؟ - .به زودي برميگرده خونه -
.يک مرد عالي - .بله، خوش شانس بودم -
.مردا هميشه نا اميدت ميکنن
فقط در خونهها رو بزن .و بابت شيرينيها پول ميگيري
!حالا همونطور که بهت گفتم عمل کن
.من نميخوام
!داره مياد
!من نميخوام
اين چيه؟ - .شيريني. به نظر خوشمزه ميان -
،بهت حسادت ميکنم دختر .که اين همه شيريني داري
.حواست باشه شکم درد نگيري
.با من درمورد بچهها صحبت نکن .خودم پنجتا داشتم
.يکي توي بدنم مرد .فکر ميکنم خفه شد
...بعدي هم افتاد
.وقتي داشتم زمين رو ميشستم
!دنيل
.وقتشه آمادهات کنم
No comments yet. Be the first to leave one.