İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(انـتـقـام ازدواج عـالـی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
کارکنان از امنیت بازیگران کودک) (در حین فیلمبرداری این سریال تضمین حاصل کردند
::::::::: آيــــ(قسمت یازدهم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اینجا جاییه که نقاشیهای تقلبی رو میساخته؟
فکر میکردم هرجا میره ازش خبر دارم
وقتی میخواست بره رئیس هان ...رو ببینه میگفت من بیرون منتظر بمونم
و خودش رفت تو یه اتاق دیگه
دو گوک کجائه؟
من میرم ببینم اون تو چه خبره
بزن کنار- چرا؟-
!بزن کنار
باز چته؟
!اون چطوری فهمیده
چی میگی؟ چی شده؟
من رسیدم، تو کجایی؟
منم تقریباً رسیدم
بزن بهش
اون هان یی جوئه، همونی که بهت گفتم بکشیش
الان بکشش، بعدش نقاشیها رو بهت میدم تا بری
هر چقدر فروش رفتن نصفش رو میدم به تو
نمیخوای پول بدم بهت؟
!بجنب
!یی جو! برو اونور
چی؟
یی جو
حالت خوبه؟ ها؟
جاییت زخمی نشده؟
...نه
دو گوک
واقعاً حالت خوبه؟ ها؟
آره، معلومه که خوبم... تو نجاتم دادی دیگه
ببین، کاملاً خوبم
خداروشکر
...من... من خیلی ترسیده بودم
نمیخوام مثل دفعهی قبل، از دستت بدم
...خیلی ترسیده بودم... خداروشکر
دو گوک
جونم
منظورت چیه؟
دوباره از دستم بدی؟
...اوه، خب
!هی وایسا
!هی! همونجا وایسا
!تکون نخور- !ولم کن-
!گفتم ولم کن
!خانوم
!ولم کن
چی شده؟
!ولم کن- حالتون خوبه؟-
من خوبم... نقاش کپیکار چی شد؟ پیداش کردی؟
آره، لی جونگ هی واسه یه اتاق دیگه پول داده بود
!ولم کن، ولم کن
!ولم کن
...شما عوضیها
!گفتم ولم کن
!لطفاً تکون نخور
شماها هیچوقت نباید دستتون به آدمی مثل من بخوره
...تو- من رو شناختی-
درسته، من هنرمند خارقالعاده سون جین هستم
خیلی شبیهشه
ولی هنرمند سون جین توی کوهها مرده
و هیچوقت هم جسدش پیدا نشده
این همه شلوغ کاری برای یه گلگیره؟ خب پول تعمیرش رو میدم
جو دونگ سو، تو به عنوان مضنونِ قتل لی جی وون و هان یی جو اینجایی
یادته که اثر انگشتت روی قوطی گازی بود که ممکن بود عامل آتش سوزی باشه؟
بالاخره تونستیم شناساییش کنیم
مال تو بود، جو دونگ سو- خب که چی؟-
از اونجایی که تو برای ارتکاب جرم وارد خونهی قربانیها شدی، قصدت ثابت میشه
اون برای خیلی وقت پیش بوده
خیلی قبلتر از محدودهی تاریخی بوده
تو خیلی وقتها برای قمار میرفتی خارج کشور
بند سوم قانون ۲۵۰ جزا
اگه یه مجرم به هدف اجتناب از مجازات قانونی خارج از کشور بمونه
!محدودهی تاریخ تو اون مدت زمان متوقف میشه، پس- ...در نتیجه-
اگه زمانی که خارج بودی رو کسر کنیم
محدودهی تاریخ تموم نشده
تو کی هستی؟
چرا داری توی کار مردم فوضولی میکنی؟
...من
من همونی هستم که میخواستی بکشیش
ایشون درخواست تحقیق مجدد داشتن
بخاطر همین ما دوباره اثر انگشتت رو بررسی کردیم
...تو به خودت جرأت دادی من و دخترم رو بکشی
!امیدوارم تا آخر عمرت تو زندان بپوسی
!هی! به من دست نزن
اون به من گفت این کار رو کنم
دیوونه شدی؟ میخوای بندازیش گردن من؟
اون زن و دخترش، هیچ کدوم نمردن
!اونها جفتشون زنده و سرحالن
چی؟ ولی کل ساختمون آتیش گرفته بود... چطور ممکنه؟
بخاطر پولی که برای اون حادثه بهت دادم یه فرصت دیگه بهت میدم
پس، یه کار دیگه برام بکن
یه کار؟- ...دختره-
اون رو بکش
این بار کارت رو درست انجام بده
!نه، اون تقلبیه... کلاش تقلبیه
یه جرم دیگه هم هست که لی جونگ هی مرتکب شده
اون از اختلال شناختی هنرمند سون جین سواستفاده کرده
تا اون رو زندانی کنه تا براش نقاشی بکشه
اون خودکشی رو جعل کرد تا ارزش کارها رو بالا ببره
باید هزاران میلیون وون از این کارش پول درآورده باشه
...منشی کیم
فکر کردی کی هستی؟- !من-
پسر هنرمند سون جین هستم
...پ.. پس تو
...بخاطر همین این همه مدت کنار من موندی
تموم پروندههایی که اختلاس لی جونگ هی و ...سرمایهای که جمع کرده رو نشون میده
همهشون رو امروز میارم
...بذارین به شوهرم زنگ بزنم... نه
بذارین به یورا زنگ بزنم
اگه اون بفهمه، بیکار نمیشینه
تیم حقوقی صندوق مالی هانوول با شما به طور کامل همکاری میکنه
گالری هان هم قراره شواهدی رو تحویل بده
چی؟
متوجه نشدی؟
یعنی هیچ کس طرف تو نیست
...هان یی جو
...تو
!هی! جلوش رو بگیرین
!ولم کن! ولم کن
!ولم کن
!ولم کن
!ولم کن... ولم کن
از کجا میدونستی ما اینجا بودیم؟
داشتم میرفتم ایستگاههای پلیس که جو دونگ سو رو بگیرم
...ولی
شنیدم شما تصادف کردین... آسیبی ندیدین؟
نه
من خوبم
باشه، پس خوبه
خداروشکر
ببخشید
،یی جو امروز خیلی چیزها رو از سر گذرونده پس بهتره ما دیگه بریم خونه
اوه، هوش و حواس ندارما
ببخشید
راحت باشین
یه وقت مناسبی برای سلام و احوالپرسی خدمتتون میرسیم، مادر جون
مادر؟
بله
باشه
با اجازه
بریم
باید غذا بخوری... امروز هیچی نخوردی
الان حوصلهی غذا خوردن ندارم
بفرما
منشی کیم چیزیش نمیشه نه؟
الان جلوی من نگران یه مرد دیگه شدی؟
چی میگی؟ خب اون کلی به ما کمک کرده
تو هم بهش کمک کردی
دیگه نگرانش نباش
خودت به اندازهی کافی دردسر داری
...اگه دوباره درگیر چیزی بشی و تو خطر بیفتی
اصلاً نمیحوام فکرش رو هم بکنم
دیگه همه چی تموم شد
...میدونم نگرانمی، ولی
آها راستی
اون موقع منظورت چی بود؟
"گفتی "نمیخوام مثل دفعهی قبل، از دستت بدم
یادم نمیاد- چی؟-
احتمالاً همینجوری یچیزی گفتم خیلی وضعیت به هم ریخته بود
خستمه، بریم دست و رومون رو بشوریم
من جمعش میکنم، خودم جمعش میکنم
حالت خوبه؟ بذار ببینم
...اوه، این
اونی که روی مچته چیه؟
چی؟
منظورت چیه؟
میتونی ببینیش؟
میبینیش، نه؟
پس... تموم این مدت داشتی وانمود میکردی که نمیبینیش؟
و داشتی مال خودت رو از من مخفی میکردی؟
این چیه؟
...تو هم
مثل من به عقب برگشتی؟ به یک سال قبل؟
چرا هیچی نمیگی؟ چرا جواب سوالام رو نمیدی؟
آره
حق با توئه
منم به گذشته اومدم
مثل تو
چطوری؟
اون روز چه اتفاقی برای تو افتاد؟
...اون روز
ماشین تو و ماشین من با هم تصادف کردن- چی؟-
لی جونگ هی، مدیر گروه هانوول، به دلیل اختلاس) (از سرمایه شرکت به ارزش ده میلیارد دستگیر شد
اخبار دستگیری لی جونگ هی همهجا پخش شده
دیگه مهم نیست
برای ما خوب نیست که با اون در ارتباط باشیم
این همون چیزی نیست که تو میخواستی؟
از طرز فکرت خوشم میاد
دوست داری چی بخوری؟
خب، تا کی میخوای من رو توی هتل نگه داری؟
من باید یهجای ثابت باشم تا بچهامون سالم باشه
چجوری میتونم توی اتاق هتل زندگی کنم؟
صبر کن
بله
چی گفتی؟
فهمیدم. همین الان یه نگاهی میندازم
کجا میری؟ هنوز حرف هامون تموم نشده
ضروریه
No comments yet. Be the first to leave one.