İlk 200 satır.
باورم نميشه دارم اين ناخن هارو ... لاک ميزنم
! واي چقدر ضايع ست
... اينو نگاه
اگه مرد بودي واست بهتر رنگش ميکردم
راحت باش
لعنتي ! اين يکي بدتر از اونه
ببخشين خيلي خوب مواظبِ ناخن هام نبودم - چي ؟ -
ناخن هاي پام ديگه ، متاسفم - به اونارو چيکار دارم ، گردنه رحمت رو نگاه کن -
درسته ، حالا دلم ميخواد اي کاش ناخن هاي پام رو نگاه ميکردي
... تموم شد ... ، خب - همين ؟ -
ميتوني تا ده دقيقه ديگه پاهات رو جمع کني و بعدشم ميتوني بري
اين اولين باره که اين صدارو ميشنوم و کم کم دارم مترسم ديگه
! خوبه ، فقط سعي کن آروم باشي - نميتونم ، ميترسم -
اي بابا ، همه چي مرتبه ... يه حسي دارم که تو و
بچه هاتون "C - R - M-1014" فوق العاده ميشن
! ممنونم
خداي من ، اميدوارم که اوضاع درست پيش بره
اين چيزيه که هميشه آرزوش رو داشتم
شايدم چيزا اونجور که ميخوام درست پيش نره
... اما خيلي هارو دارم که مواظبم هستن
نه ، اون اصلا از بچه خوشش نمياد مطمئن باش
گفتنش واسه تو که چهارتا بچه داري ، آسونه
واقعا مزخرفه ، زندگيم رو داغون کردن
نه ، برين کنار ، تاحالا اونجامو ديدي ؟ يعني ميخواي ببيني ؟
بهت نشونش ميدم ، بهت نشون ميدم ... تا بهت ثابت کنم که تو بچه نميخواي
! اونجامو بهت نشون ميدم - نميخوام ببينمش ، ميخوام بچه داشته باشم -
فکر کنم بخاطره اينه که از تنها بودن خسته شدي ... و هنوز مَردِ مناسبت رو پيدا نکردي
، هيچ ربطي به مَردا نداره ... اصلا هيچ ربطي به
در طيِ سالهاي گذشته تاحالا تقريبا با هزارتا مَرد بودم و هيچکدومشون آدم مناسبي نبود
هنوز نتونستم - آره ، اما به اين معني نيست که هيچوقت نتوني-
... معنيش اين نيست که
! مرغم رو بهم پس بده
داري چيکار ميکني ؟ - برگرد اينجا -
اين غذاتونِ ، عروسک که نيست ! ازشون متنفرم
بويِ شاش حس ميکني ؟
خب ، پس بايد خودم برم و پيداش کنم
همه احتمالات رو حساب کردم و آخرش به بهترين نتيجه عاقلانه رسيدم
پدرِ بچه ام ميشي ؟
چي ؟ نه ، نميتونم مگه عقلتو از دست دادي ؟
... داري چي ميگي ؟ نه ، نه
من با زنايِ زيادي بودم و هيچکدومشون بهم نگفت بچه دار بشيم
کليو ، تو دوستمي نميخواي کمکم کني ؟
منظورم اينه که اصلا نيازي نيست که سکس کني يا باهام رابطه داشته باشي
قبوله ؟ فقط بهم اون اسپرم هاتو بده ، همين
باشه ، باشه تو زيادي تنهايي ، آره ؟
شايد يه ذره ميفهمم ، ميفهمم
... خيلي از اونوقت گذشته که - فقط خفه شو ، باشه ؟ اصلا بيخيال -
چي ؟ - خيلي ناراحت کننده بود -
پس ، توسط يه شرکتي ... ، اونو گرفتم ! و ... کاري که ميخواستم رو کردم
آره ... همه چي درسته ميشه
من يه نقشه دارم
! تموم شد
مجبور نيستي اينجوري راه بري - باشه -
راستي ، اگه بخواي ميتونم به يه گروه از مادرايِ مجرد معرفيت کنم
! خوبه ، عاليه
، ميخواي همديگه رو بغل کنيم ! داريم بچه دار ميشيم
موفق باشي - ! باشه ،باشه -
سلام
سلام - سلام -
سلام - برو کنار-
! تاكسي
... رسيدم وايسا ، ببخشين
اين تاکسي مالِ منه - مگه صاحبشي ؟ -
نه ، اما دارم اجاره اش ميکنم
وقتي داري ميبيني يکي داره تاکسي ميگيره نميتوني همينجوري بپري تو و بگي مالِ توئه
نديدمت - الان که ديديم -
آقا ؟ آقا ؟ ببخشين
اول کدوم يکي از مارو ديدي ؟
منو تحقير نکن
ممکنه اهلِ اينجا نباشي ، اما بالاخره يه قانوني هست ، مگه نه ؟
... يکسري قوانين هست که بايد رعايتشون کني - ... اشکالي نداره ، بيخيال -
... ميرم بيرون
اما ، نه اينکه فکر کني حق با توئه ، بخاطره اينه که حالم خيلي خوب بود و تو خرابش کردي
نه ، من ميرم بيرون
چي ، حالا ديگه !؟ - ... نميدونم ، تو بهم بگو -
وايسو ، وايسو - لطفا ، برگرد -
خيلي احمقانه بود براي چي اومدي بيرون ؟
خر - ... تو گفتي که حالت خيلي خوب بود و -
من خرابش کردم ، حسِ بدي بهم دست داد وايسا ببينم ، تو بهم گفتي خر ؟
حالا حالت چطوره ؟
لطفا ، بسه ديگه
خب ، حالا چي باعث شده بود اينقدر احساسِ خوشحالي کني ؟
به تو ربطي نداره اما اتفاقايِ خيلي خوبي برام افتاده
عاليه اميدوارم هميشه اينجوري پيش بره
ممنون تو هم زندگي خوبي داشته باشي
و سعي کن کمتر تاکسي هايِ بقيه رو بدزدي
آره ، همينطورم تو
يه پني رو زمينِ ، چرا برنداريش ؟ خوش شانسي مياره
فقط اگر سکه بود
حالا ، يکي ديگه مياد و اون رو برميداره ، خداحافظ
خداحافظ
زندگي يک مسيرِ نه مسابقه
اگه هنوز ميتوني رايحه ... شکوفه هارو حس کني
... و با ادم ها ارتباط برقرار کني
پس از لحظه هاي زندگي لذت ببر و با تمامِ وجودت اونو حس کن
هرروز صبح روزِ جديدي شروع ميشه
با آرزوها و روياهايِ جديد و وسيله هاي جديد
ممنون از اينکه اومدي
! نانسي - ! خداي من -
برافروخته شدي - سلام -
خداي من ، برافروخته شده ، مگه نه ؟
همه چيو برامون تعريف کن - چيزِ زيادي واسه گفتن نيست -
نه ، اينکارارو بس کن ديگه حتما يه چيزي هست که بخواي بهمون بگي
وايسا چجوري اينکارو کردي ؟
چي شد ؟ - چه شکلي بود ؟ -
نديدمش ، فقط يه اسپرمِ زنده بود
خب ، بگو ديگه چي شد ؟
خوابيدم و پاهام رو گذاشتم بالا و بعد از پنج دقيقه همه چي تموم شد
! چيزي حس نکردم
مثلِ اينه که با کليو سکس داشته باشي
آرزوشو داري - ... اگه بهم نياز داشتي -
اون پشتم و پاهام هم بالان
آماده اي ؟ - شانستو داشتي -
چي ؟
... نميدونم ، رفتارش عجيب شده ، يعني جديدا با کي قرار داشته ؟
واقعا که با اون نبوده - آره ، اما ميخوام بگيرم لِهِش کنم -
اشکالي داره ؟ - تو يه احمقي -
... باشه ، باشه
به انجمنِ مادران مجردي خوش اومدين
، که اين اسم توضيح ميده که ... همه ما مادرانِ مجرد هستيم و
به خودمون افتخار ميکنيم
آفرين ! خب
بعضي هامون با به سرپرستي گرفتن و بعضي ديگه با اهداکننده هاي اسپرم ، حامله هستيم
همه شون داستانايِ مختلفي دارن اما آخرش به يه نتيجه ميرسن
ما بچه ميخواستيم و ... خودمون اينکارو به تنهايي کرديم
واقعا انجامش داديم ! واقعا
الان مادرِ مجرد هستي يا ميخواي مادر بشي ؟
چند روز پيش عمل لقاح رو برام انجام دادن
و اونو گذاشتن توم ، باعث ميشه حس کنم انگار يه گاوي چيزيَم
خب ، وقتي که شريکي نداريم پس کاري که بايد بکنيم رو ميکنيم
درسته - خب ، داستانت رو بگو -
... حتما ، الان شروع ميکنم
صاحبِ فروشگاهِ حيوانات خانگي هستم - عاليه -
قبلا تو کولبرت کار ميکردم ... که واقعا هم دوره خيلي خوبي بود
اما حس کردم اون زندگي اي که ... ميخوام نيست
الان از کارم خيلي راضيم ... اما
ميدونين ... ، نميدونم ... ميخواستم زندگيمو باثبات تر کنم
راستش ، آدمِ مناسبي رو پيدا نکردم ... بنابراين ، من
: خب ، به اونايي که دنبالِ آدم مناسبن ! موفق باشين
آره ، درسته - "! اهداکننده ، راجبه اون حرف ميزنيم" -
فکر ميکردم يه روزي عروسي ميکنم و ... بچه دار ميشم اما نشد ، بنابراين
فکر کردم بهتره يه نقشه ... احتياطي بِکِشم
زويي ، اگه واقعا ميخواي بچه داشته باشي ... ما همينجا تو انجمن مادرايِ مجرد هستيم
که متکي به خودشه
ميتونيم از اول تا آخر تو همه چي باهات همراه باشيم
ميتونيم ازت مواظبت کنيم - عاليه -
ممنونم - داکوتا اونا رو -
تو همين اتق بدنيا اورد
دقيقا همونجا که نشستي - واقعا ؟ -
اينجا ؟ واقعا که عاليه
خب ، بچه ات الات چند سالشه ؟ - من سه سالمه -
چقدر بامزه
براي چي به يه گروه پشتيبان نياز داشتي ؟ - اون که پشتيباني نبود -
بهم گفتن اگه از احساسِ زنونگيم خيلي استفاده نکنم ، اونوقت حس پوچي ميکنم
فقط دارم حرفم رو رُک ميزنم ، وقتي بچه فرياد ميزنه اونجوري نميشيم
و اگه داد زد چي ؟
فقط کمي ميشاشم
درهرصورت حامله نميشم ، دکتر گقت ... که بايد يه چندتا آزمايش بکنيم
يه چيزي گفت راجبه راه يافتنِ اسپرم به تخمک
وايسا ، يه لحظه باهام بيا ، بايد يه چيزايي براي درست کردنِ مافن بخرم
ميخواي مافن درست کني ؟
البته که نه ، يه فروشگاهي هست که اونارو ... درست ميکنه و منم بدترينشونو انتخاب ميکنم و
و ميدمش به اونا
بزن بريم
خب ، کدومشون زشت تره ؟
مثلِ اينکه مشکل زياد داري
اون مافنِ مخصوصِ مادراست
بهترينشونه
اين کيه ؟ - کي ؟ -
اوني که داره پنير ميفروشه ، ميشناسمش - خيلي جذابه -
پنير ميفروشه ؟
تو چيزايِ مربوط به حيواناتِ خونگي ميفروشي - ميتونم کمکتون کنم ؟ -
نه ، ممنون
از اوني که ديدي خوشت اومده ؟
چي ؟- دارم مافن رو ميگم -
خوش اومدي - سلام -
سلام ، چقدر جالب چجوري فهميدي اينجا کار ميکنم ؟
نميدونستم - قبوله -
تا اينجا دنبالم کردي ؟ - دنبالت کردم ؟ -
چِشه ؟ چي ؟ شوخي ميکني ؟
اومديم مافن بخريم تو که اينجا بودي ، بهش بگو
بايد يه چيزي بخري همه نمونه هارو خوردي
از ديدنت خوشحالم ، اسمت رو نميدونم من استن هستم
! زويي - زويي ؟ -
مونا هستم خي ، چجوري با همديگه آشنا شدين ؟
... اون تاکسي منو دزديد - نه ، تاکسي منو اون دزديد -
باشه
بايد بريم
واقعا ؟ - آره ، کارايِ مهمي داريم -
ميشه اين کارايِ مهم رو کمي عقب انداخت ؟ ميخوام که پنيرمو بچشين
ميتونم پيشنهادمو پس بگيرم
پنير از شيرِ بزِ اصيل ، با خامه نرم تهيه شده از بهترين مزارعمون
خي ، اين از شيرِ بزه و بالاترين فروشمون رو داره
و اونطور که ميگن اين شروعمون بوده
اما اين يکي خيلي عاليه و
و اينم پنيرِ کاملا رسيده ست
حالا ... ، واقعا خسته کننده ست مگه نه ؟
نه - آره -
آره ... ، اين لوييِ براي من کار ميکنه - سلام -
سلام ، من زويي هستم - لويي -
No comments yet. Be the first to leave one.