İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(داستان ازدواج قراردادی پارک)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمام شخصیتها، مکانها، گروههاو) ( سازمانها در این سریال ساختگی میباشند
تمام شخصیتها، مکانها، گروههاو) ( سازمانها در این سریال ساختگی میباشند
آیگو
آیگو
طفلکی
!آیگو، بانوی جوان
ولم کنین
!بذارین برم
این یونووی ما نیست
باید با چشمای خودم ببینم
چهرهش قابل تشخیص نبود
ولی بازم میفهمم
من مادرشم
میفهمم
شما هم میدونین که یونوو کسی نیست که یهویی ما رو ول کنه و بره
...لطفا
...لطفا بذارین ببینمش
همسرم
...لطفا- همسرم-
واقعیت نداره
امکان نداره این یونووی ما باشه، امکان نداره
این یونووی ما نیست
یونوو نیست
یونوو
...یونوو
...یونوو، عزیزکم
...یونوو
همسرم؟
حالت خوبه؟
...بچم
...بچم
...بچم
همسرم، لطفا برگرد
!همسرم
...نه
یونوو زندگی خودشو گرفته؟
امکان نداره
یه جای کار میلنگه
...حتما کسی که این کار رو با تو و
...مامان
...بابا
!بانوی جوان- !یونوو-
یونوو شی- !بانوی جوان-
یونوو
یونوو؟
پس از گریه کردن تا جایی که چشمانش) (چیزی را نمیدید، توانست شانه را در دستش نگهدارد
برین بیرون
ساوول- ...بانو یونوو-
خانوادهتون سعی کردن بکشنشون
باید از اینجا بودنتون خجالت بکشین
برین
از این اتاق برین بیرون
!نمیشنوین؟ برین
...ساوول شی، چی- !برین بیرون-
ساوول شی، قضیه چیه؟
فکر میکنین چرا خانوادهتون واسه بانو سنگ یادبود درست کردن؟
چرا؟
اینطوری نکن، باهام بیا بیرون
زودباش
این ظالمانهترین سرنوشته
...داری میگی خانواده رئیس کانگ
دویست سال پیش خانم یونوو رو کشتن؟
و بعدش واسش سنگ یادبود درست کردن؟
واقعا انگلان
از انگل هم بدترن
...چجوری میتونن به یه آدم آسیب برسونن
ساوول شی، گریه نکن
بانوی جوان
طفلی من
اینجا چه خبره؟
خانوادهتون سعی کرد بکشتشون
بهوش اومدین؟
این یه پارچه کادوییه که از طرف خانواده مادرم مونده
تقریبا واسه 200 سال پیشه
...قبل از ازدواجم
واسه مادرم درستش کردم
...خودمم یه حدسایی میزدم ولی
پس کسی که توی دفترچه و نامهها ...به عنوان "پروانه" ازش یاد میشه
واقعا شمایین، یونوو شی
دفترچه؟
درسته
درواقع واسه همین اومدم ببینمتون
توی دفترچه، همهچیز به روز عروسی شما ختم میشد
ولی چیزایی که بعدش اتفاق افتادن یهویی روی صفحه ظاهر شدن
دارین میگین کلمات یکدفعه روی صفحه ظاهر شدن؟
بله درسته
...شناخته شدن یونوو به عنوان یه بانوی با فضلیت
منجربه دریافت پست دولتی خانواده کانگ شد
...من کاملا مطمئنم که
خانم یون کارهای غیرقابل تصوری با خانم یونوو کرده
چیزی که دیدم حقیقت داشت
...مادرم
...پدرم
چیزی نیست
هوم؟
چیزی نیست
من دلیل مرگ هردوتاشونم
،اولش
...اول همه چیزو تصادفی در نظر گرفتم
...از مرگ همسرم تا
...دزدیده شدنم واسه انداخته شدن توی چاه
هرچند، همش همین نبود
هم من و هم همسرم بخاطر سنگ یادبود کشته شدیم
منظورتون چیه؟
...شوهر من به وسیله
نامادریش، خانم یون کشته شد
...نامادری؟ منظورتون
اون تو این دنیا همون رئیس مینه
...ولی
هیچ وقت فکر نمیکردم این اتفاق واسه پدر و مادرم بیفته
متاسفم
متاسفم
بخاطر همهچیز
تقصیر ما نیست
ما فقط درگیر یه سرنوشت شوم شدیم
تو دیگه کی هستی؟
حالا انگار مهمه
فکر نکنم بخوای واقعا بدونی من کیم
این آرسنیکاسیده
...کی میتونه مرگ یه
پسر جوون با مشکل قلبی رو زیر سوال ببره؟
...این تنها راه برای
رسیدن به خواستهامه
اصلا چرا بهم نشونش دادید؟
چون زندگی قبلیم بود؟
این چه ربطی به من و یونوو داره؟
از جونم چی میخواید؟
من چیزی نمیخوام
ولی از یهچیز مطمئنم
...اگه کنار بانو یونوو بمونین
...درست مثل زندگی قبلیتون
...درست مثل زندگی قبلیم میمیرم
چون سرنوشت تکرار میشه
...اگه سرنوشت دلیلیه که
...قلبم شروع به بدتر شدن کرده
پس خیلی هم خوشحالم
حداقل، عدالت بخرج داده شده
مرگتون رو قبول میکنین؟
،اگه این چیزیه که یونوو بهش نیاز داره
پس واسه محافظت ازش، انجامش میدم
الان نودل خیلی آسون درست میشه
موندم پس چرا انقدر سخت پیدا میشد
فقط اگه جشنی بود میتونستیم بخوریم
این آبگوشت تمیز و و ساده رو دوست نداری؟
لطفا بدون اینکه طفره برین بگین چی تو ذهنتونه
بذار ببینم، کی بود؟
...بعد مرگ یونهی و رئیس مین
...نودلی که بعد از مرگ پدرت خوردیم هم
خوشمزه بود
منظورتون ازین کارا چیه؟
وقتشه که تو این خانواده و شرکتم رو ترک کنی
...این ترفند بچگانه
روی من کار نمیکنه، پدرجان
به نفعته هرچه زودتر مارو ترک کنی
بخوام رو راست باشم
وسایل رو جمع کن و ازینجا برو
اگه آرزوتونه که از شرکت عزیزتون محافظت کنین
باید اول نوهاتون رو مدیریت کنین
اگه تهها به عنوان مدیرعامل بمیره
شرکت رو یه متخصص کسب و کار رندوم اداره میکنه
ممنون بابت توصیهات
من ازش خواستم که من رو بیاره اینجا
...نگران وعدههای غذایی بانو بودم
و دیگه نمیتونستم خانواده کانگ رو تحمل کنم
...بابت دیروز
معذرت میخوام
عیبی نداره، ممنون که اومدین
یونوو شی خیلی خوشحال میشه
اونی حالش چطوره؟
احتمالا الان داره توی اتاقش استراحت میکنه
باید یه چیزی براش درست کنم بخوره
حرف حساب حالیش نمیشد برای همین آوردمش اینجا
ولی نگران نباشین
خودم میام دنبالش
ممنون
...راستی، میخوام
برنامه امروزم رو خالی کنم
حس شیشمم میگه یه خبراییه
مثل آرامش قبل از طوفانه
چرا؟ قراره طوفان بیاد؟
دارم نائب رئیس کانگ رو میگم
درمورد وضعیت قلبش حرف زد
سپردن مدیریت شرکت به یه آدم دیگه رو مطرح کرد
و امروزم نیومد سرکار
با یونوو هم نتونستم حرف بزنم
باید درمورد مغازه پاپآپ حرف بزنیم
بنظر یه کاسهای زیر نیم کاسهست
میخواید چیکار کنید؟
...رئیس کانگ درمورد بیرون انداختن شما
از شرکت، خیلی جدیه
اشکالی نداره، بالاخره، انتظارش میرفت
بازم، بنظر این دفعه واقعا قصدش رو داره
حدس میزنم کارت دیگهای برای بازی توی آستین دارید
الان واقعا همچین چیزی گفتی؟
طرحهای اختیاری دست توعه
منم هیچی نمیدونم
...من فقط از دستورات شما پیروی کردم
!آقای هوانگ
No comments yet. Be the first to leave one.