İlk 200 satır.
جو
درود
درود . خوشحالم که تونستی بیای
شما رو در رژه توی تلویزیون دیدم
واقعا خوب بود- اوه،آره ، خوب بود-
هی ، هری
درود- درود-
عزیزم ، جو اومده
سلام ، جو
همسرم هلن
خیلی خوشحالم که تونستی به ما ملحق بشی
ممنون که منو دعوت کردید ، خانم
من مادرت نیستم میتونی منو هلن صدا کنی
بچه ها؟
بله، مادر
اوه، شما هستید
اوه، اونا خوشگلند . ممنونم
جو، اینا توماس و ایمی و جنیفر هستند
سلام ، بچه ها ، درود
درود
دوباره چهارمین نفرمونو فراموش کردی
این مکسه
هی، رفیق . من همیشه یک سگ میخواستم
مکس عضوی از خانواده ماست
روز بزرگداشت سربازان واسه همینه
فکر کن تو خونه خودتی جو
بیا جو . من این اطرافو نشونت میدم
سعی کردم بیدارت نکنم
نمیدونستم که اینقدر میخوابی
نه ، من ، اه، فقط داشتم نقاشی ها رو نگاه میکردم
مراسم یادبود چطور بود؟
الکی بود
تو خوب بنظر میای
ممنون
باید وقت بیشتری رو با هم بگذرونیم
من نمیخوام که برای تمرین کاراته دیر کنی
شام چی؟
آره
تلفن زنگ خورد؟
آره، اشتباه گرفته بودند
بعدا میبینمت
شرم آوره ، درسته؟
هی ، حرفشو نزن
پس پدرت واسش مهم نیست که تو اینجا باشی؟
اون به ما اعتماد داره که مسئولیت پذیر هستیم
هی ، جو
پدر اینارو جمع میکنه
اون شکار رو دوست داره
فکر کنم اون پوشش امنیتیه
بیا ، من بیرون رو نشونت میدم
میخوای بازی کنیم؟- حتما-
تو چجوری با پدر من کار میکنی؟
اون تصمیم گرفت که بهم یک فرصت بده
حدس میزنم که خوش شانسم
کدوم دانشگاه رفتی؟
اه، من مستقیم اومدم سر کار
در اس اس؟
توی کارخانه
اما تو در جوانان هیتلر بودی
حتما
تا وقتی که اونا پرتم کردند بیرون
تو میخوای به اس اس ملحق بشی؟
خیلی کارا هست که من دوست دارم انجام بدم
جاهیی که دوست دارم برم
اما مطمئنا
من میخوام که کشورم رو سربلند کنم
و پدرتو ،درسته؟
این چیه؟
تو داری راجب من اطلاعات بدست میاری ، جو
تو هیچوقت بهم نگفتی که اسم وسطت دی ماجیوئه
نمیدونستم که شما طرفدار بیسبال هستید قربان
خوب، یک زمانی
نسبت به دویدن یا فوتبال بازی کندیه
من میرم دنبال مادر هلن تا از فرودگاه بیارمش
باشه
درواقع ، اینجاست که تو پیشنهاد میکنی با من بیای
بهم کمک کنی از پس انتقاداتش بر بیام
درسته ، ببخشید
هی ، پدر ، بیا . بندازش اینجا
چیزی به اسم ناهار مجانی وجود نداره، جو
کونیچیوا
من جولیانا کرین هستم
کوتیمیچی
فقط وقتی با وزیر بازرگانی حرف بزن که اون باهات حرف زد
دوباره سلام ، خانم کرین
من وزیر بازرگانی تاگومی هستم
بخش بازرگانی بازدید کنندگان آریایی زیادی داره
اونا معمولا اگر توسط شخص سفید پوستی
بهشون خوش آمد گفته بشه ، راحت تر هستند
اونا هرچی احساس راحتی بیشتری بکنند
تجارت باهاشون راحت تره
، شغل شما اوردن چایی پر کردن لیوان آب
و لبخند زدن مودبانه در همه حاله
شما به من کار میدید؟
برای همین دیروز اینجا بودید درسته؟
بله
من جزییات رو از آقای اتو گرفتم
اینجا کار هست
اگر شما مایل باشید ، خانم کرین
بله
ممنونم
آقای تاگومی انتظار وفاداری و رازداری کامل رو دارند
شما راجب هیچ چیزی که اینجا دیدید یا شنیدی حرفی نمیزنید
و بدون اجازه مستقیم از من این طبقه رو ترک نمیکنید
اینجا ساختمان دولتیه خانم کرین
توسط سربازان مسلح نگهبانی میشه
بدون هماهنگی قبلی هیچ جایی نرید
با دفتر وزیر بازرگانی تماس گرفتی؟
بله ، قربان . اونا منتظر شما هستند
شما گزارش اولیه گلوله شناسی رو خوندید ، کارآگاه؟
ناتمامه
مرد و پسری که
تفنگدار عینکی رو توی جمعیت
دیده بودند اعتقاد دارند که با تفنگ اون همخونی داره
یک لیست از عتیقه فروشای با اجازه فروش مهمات رو برام گردآوری کن
فرانک ، خوشحالم که پیدات کردم
واسه کار دیرم شده
اوه، آره .من الان شیفت شبم تموم شد
اه،آره؟
فکر کردم در مسیر خونه بهت سر بزنم
پس، جولیانا، اون دیروز اومد
.... فرانک، من هیچوقت نگفتم که متاسفم واسه
اتفاقی که افتاد
این ، این مهربونیتو میرسونه آرنولد
آنی احترامات تو رو بهم رسوند
پس قضیه چیه ؟ جولیانا؟
اون خودش نبود ، فرانک
میدونی ، اون فقط پنج دقیقه موند
فکرش جایی دیگه بود
حالا ، اگر خواهرش این اطراف بود
.... من نگران نبودم ، ولی
شاید جولیانا بهمون احتیاج نداشته باشه
به اندازه ای که ما فکر میکنیم نگرانش باشیم
...اما ، فرانک ، ما
ما از اون نوع آدمایی هستیم که نگران میشیم
حتی اگر مردم لازممون داشته باشند یا نه
ما آروم عقب وایمیستیم
و اگر لازم باشه تصمیمات سختی میگیریم
تو پسر خوبی هستی
خوشحالم که جولز میتونه روت حساب کنه
من خوشحالم که شما میتونید روی هم حساب کنید ، میدونی؟
باشه ، من باید برم
بعدا میبینمت
ایناهاش
خبرای بد ، قربان؟- برای هلن-
اونا پرواز مادرشو لغو کردند
فکر میکنم که هممون سریع باهاش کنار میایم
رودولف؟
رودولف وگنر
سلام، جان . درود
درود
اینجا چیکار میکنی؟
سعی دارم برم
پروازهای برلین ساعت هاست که تاخیر دارند
حالا اونا میگن که ممکنه امشب باشند
کجا بودی؟
توی ماموریتی در ایالتهای پاسیفیک
به دلیل مسائل امنیتی اونجا گیر افتادم
خبری از شاهزاده تاجدار نشده؟
اونا میگن که نجات پیدا میکنه
فروهر خیالش راحت میشه
روزیه که باید دعا کنیم
حالا که حرفش شد
پرواز مادر زنم هم تحت تاثیر قرار گرفته
ما یک جای خالی سر میزمون داریم
....اوه، نه ، جان ، من
اوه، چرا نه؟
چند وقته که همدیگرو ندیدیم؟
...با این وجود- -15سال؟
امروز روز بزرگداشت سربازانه
اصرار میکنم
مثل روزای قدیم
که شافر اسمیت بهمون زور میگفت
چی میگی؟
ممنونم
ببخشید . این جو بلیکه
رودولف وگنر
هم قطار قدیمی ، دوست صمیمی
از آشناییتون خوشحالم قربان
رودولف . همچنین
بریم بهت غذا بدیم
ما مخصوصا بابت آقای ماتسونی نگران هستیم
نظرش رو راجب عملکر خودروسازی ارائه داده
و اهمیت اقتصاد
اما قبل از اینکه خیلی وارد بحث
اب های پر تلاطم
و دزدان دریایی در جنوب دریای چین بشیم
میتونم سوال کنم ، وزیر بازرگانی حال شاهزاده تاجدار چطوره؟
خوبی شما رو میرسونه که پرسیدید ، سفیر
از طرف شخص خودم ، منو ببخشید که فراموش
کردم روز بازگشت سربازان رو بهتون تبریک بگم
خیلی لطف دارید وزیر تاگومی
مخصوصا از زمانی که ایالات پاسیفیک
تصمیم گرفت که این مناسبت رو بطور رسمی اعلام نکنه
ما موفقیت گروهیمون رو
کاملا در روز نیروی دریایی جشن میگیریم
و مفتخرم که بگم
تا وقتکه در بین دوستانمون هستیم
که اعلیحضرت شاهزاده تاجدار
اون جشن ها رو در توکیو رهبری خواهند کرد
No comments yet. Be the first to leave one.