İlk 200 satır.
po0ya.Ef ترجمه و زیرنویس از
آخرین بار دیشب رویت شده
اون هفده سال سن داره
وقتی ناپدید شد یونیفرم لِس انسینس تنش بود
شلوار قرمز رنگ داشت
پیراهن سفید، با ژاکت آبی یا خاکستری با کروات قرمز رنگ
میدونید این ساعات ابتدایی به چه اندازه حائز اهمیت هست
پس بریم سراغ کار، بچه ها
هدیه ام رو گرفتی؟
چی بود؟
مقداری پنیر
میگن لعنتی کار درسته
یا حداقل گرون و کار درسته
میتونی بکنیش تو ماتحتت، کریستین
سفر با خانم خوش گذشت؟
متاسفم، نانو
باید زودتر میومدم - میدونی چیه؟ -
مارینا اون ساعت رو داشت
در حالیکه وقتی من رسیدم اونجا نبود
شاید دوست دخترت نقش داشته
شاید اصلا کار اون بوده
نگو که به این موضوع فکر نکردی
...ولی خب
تا وقتیکه برای سفرهات، غذاهای دریایی ات ...و ساعت های لاکچری هزیته میشه
هیچی برات اهمیت نداره، مگه نه؟ - نه -
برام مهمه
سفر مزخرفی بود - مطمئنم -
من میرم توی استخر، وقتی میخواستیم از اینجا بریم صدام کن
!سلام عزیزم
اومدم تا خونه رو به دختره نشون بدم
چطوره؟
نظرت چیه؟
نمیدونم، توی عکس زشت تر بود
شروع نکن، باشه؟
باید رنگش کنیم و به خونه خودمون تبدیلش کنیم
میبینی چقدر خوب میشه بی نظیر میشه
نخبه
!آره
دوباره شروع شد
ساعت هشت صبحه، والریو
صبحانه مهم ترین وعده غذاییه میخوای یکم؟
نه، من صبحونه نمیخورم
!آندر
!سلام خوشگله
میخوای روز اول مدرسه پا پس بکشی؟
من الان تو فضام
متوجهم. فکر میکردم مدرسه شبانهروزی تو رو تغییر داده
بنظر اینطور نمیاد، دلقک تر شدی
ممنونم
اگه جای تو بودم، سعی میکردم امسال قبول بشم
در غیر اینصورت مامان و بابا دیگه بهت پول نمیدم و تو نمیتونی بدون پول زندگی کنی
من نگران نیستم، هر اتفاقی که بیوفته من تو رو دارم
...جدی میگم، ممنونم
ممنون که هنوز نگران منی چون بقیه دیگه ازم دست کشیدن
این مجازات من به عنوان خواهر توئه
خواهر ناتنی، جیگر
!سلام، عزیزم
با موهات چکار کردی؟ غیر قابل پیش بینی بود
میتونیم بعد از کلاس بریم خونه شما
...برنامه چیدم، حقیقتش اینطور نیست ...یه بازی جدید پیدا کردم
...اگه حواست پرت نشه - !لعنتی شوخیت گرفته -
باید همه اینا رو بیرون مینداختن
ساعتت چی شد؟ مشکل چیه، ازش خوشت نمیاد؟
میتونیم بریم عوضش کنیم
چطوری؟
کرواسی چطور بود؟ کریستین ازش خوشش اومد؟
پولو، ما باید حرف بزنیم
چی شده؟ - ...فکر کنم کریستین رفته به دیدن نانو و -
میرم بقیه رو ببینم بعدا حرف میزنیم
راستی...خوشحالم که تو رو اینقدر خوشحال میبینم
جدی میگم
چطوری؟ خیلی وقت خبری ازت نیست
هی - در چه حالی؟ -
یه عکس هم پست نکردی - به سختی یه علامت محسوب میشه -
توی خونه پدربزرگ و مادربزرگش در آستوریاس
یک گاو، گاوـه مهم نیست چندتا فیلتر ادیت روش استفاده کنی
...یجورایی سم زدایی بحساب میاد
اینجا چکار میکنی؟ - منم مثل تو حق دارم که اینجا باشم -
!گوزمن
!نکن - !دست نگه دار -
!آزوسنا
!گورت رو گم کن و برگرد خونه - !ولم کن -
!نکن - !دست نگه دار -
!وایسا - !احمق نباش -
!وایسا - !گوزمن ولش کن -
!کافیه - !گوزمن ولش کن -
آسیبی که از مرگ مارینا خوردیم مدت طولانی طول میکشه تا خوب بشه
در این فرآیند به کمک تون نیاز دارم
با همه تون هستم
گوزمن
اصلا نمیتونم عذابی که داری میکشی رو تصور کنم
نه، نمیتونی
...و حالا تصور کن که کسی که مسبب
این آسیب هست رو ببینی...
ساموئل مقصر نیست
...اگه ساموئل به این مدرسه نیومده بود
اگه اون و برادر لعنتیش توی شهر خودشون مونده بودن، جایی که بهش تعلق داشتن
هیچکدوم از این اتفاقات نمی افتاد - پدرت براش بورس تحصیلی گرفت -
و تو تمدیدش کردی. چرا؟
اون دانش آموز خوبیه. عادلانه نبود
عادلانه؟
مارینا مُرده
...خواهر من
توی سن شونزده سالگی مُرده
این عادلانه اس؟
من باهات بحث نمیکنم
از امروز به بعد بدونید که اگه با اون پیشخدمت حرف بزنید. دیگه برای من مُردید
یا من یا اون
جناح بندی در کار نیست
چرا هست و تو جناح خودت رو مشخص کردی
من یه سوال دارم
...والریو
مهمه؟ - بدو شک -
مگه نباید یه مهمونی خوش آمد گویی یا همچین چیزی باشه؟
فکر میکنی حس و حال مهمونی رو داریم؟ - صورت اینا رو دیدین؟ -
این رو ببین
...دقیقا بعد از یه حادثه خیلی بد باید
خوش گذرونی کنن...
...خوش بگذرونن، برقصن، بنوشن
چرا نرفت پیش مادرش؟
...چون اون نمیدونه باهاش چکار کنه
هروفت بتونه میفرستش پیش بابامون
بعدش بابا بعد چند ماه خسته میشه
و پسش میفرسته، تا ابد همینطوریه
باید سخت باشه
وقتیکه والدینت طلاق گرفتن و تو همش در حال رفت و آمدی
بر روی اقیانوس آتلانتیک مثل توپ تنیس اینور و انور میری
آره مطمئنا، روز اوله و اون مهمونی میخواد
من باهاش میرم
یکی باید مطمئن بشه وقتیکه از حالت مستی از هوش رفت
حداقل سرش رو روی یه کوسن بذاره
و کیف پولش فردا صبح توی جیبش باشه
الان تو خواهر بزرگتری؟
برای والریو؟ اون همیشه بوده
یادته چقدر حسودیم میشد که اونا اینقدر با هم وقت میگذروندن؟
...برای چی؟ ببینش انگار پوچ ـه
!بیاین سمت زمین - بهتره موبایل ات رو بذاری کنار -
اگه حین استفاده ازش بگیرنت مصادره اش میکنن
بورس تحصیلی داری؟ - اینا رو میبینی بچه جون؟ طلای خالص ـه -
باید پولدار باشی اما مثل بقیه نیستی
و بهش افتخار میکنم. مشکلی داری؟ - ازت تعریف کردم -
!همگی بیاید
ربکا که با ک نوشته میشه هستم
اما دوستام ربه صدام میکنن - ساموئل -
گروه های پنج نفره از پسر و دختر تشکیل بدین
تمرینات استقامتی میخوایم انجام بدیم
!هی بیا اینجا
سلام دختر، من ربه هستم
نگران نباش من با مسلمون های توی محله مون خوبم همیشه سر به سرشون میذارم
!بیاین گرم کنیم، آماده شید
ما به دونفر دیگه نیاز داریم
شما دوتا برید اونجا
گروه دوم، آماده باش - هی سمو، برادرت سلام رسوند -
نمیتونستی بری ببینیش؟
مثل خر کار میکردم تا پول قبض هاش رو پرداخت کنم
تو چی؟
با دوست دخترت روی کشتی تفریحی خصوصی رفته بودی سفر؟
...یک
...دو...سه
اون به ملت همه چیز رو میگه این چند ماه گذشته به زور حرف میزنه
انگار میترسه اگه یه کلمه از دهنش در بره کل حقیقت برملا بشه
خب حالا چی میشه؟
چی؟
لعنت، تو مضطربی
جدی میگم به یه مسافرت نیاز داری
آروم باش. اون میدونه چی به صلاحشه
امشب میری بیرون؟
پولو، تو خوبی؟ - من؟ -
!بهتر از همیشه
چرا سخن چینی کردی؟
فکر کردم با هم خوبیم فکر میکردم دوستیم
منم همینطور
اما تو دوست دختر داری و به پیام های من جواب نمیدی
دوست دختر دارم؟
لو همه تابستون در شمال کنار من بوده
میدونی چرا من با اونم؟ چون همیشه ازم حمایت کرده
بدون قید و شرط
این عشق نیست
این وابستگیه
مثل همون حسی که به خدا داری
افرادی که دوست دارن بهت حقیقت رو میگن
مرگ مارینا رفتار خشونت آمیز و طولانی تو رو توجیح نمیکنه
میدونی به لطف من توی این مدرسه هستی؟
من با پدرت توافق کردم
من با تو حرف نمیزنم و اون میذاره اینجا بمونی
برای همین به پیام هات جواب ندادم
خواهش میکنم
به سختی تونستم راضیش کنم بذاره برگردم
من شاهدختی نیستم که نیاز داره یکی نجاتش بده
و تو هم قطعا شاهزاده نیستی
من بهت احتیاج ندارم
!میخوای عکس بگیری یا چی؟
با یه چشم به هم زدن به محله مون برمیگردم
چرا اونجا رو ترک کردی؟
ما لاتاری برنده شدیم
لعنتی
چه ضد حال
به اون باشگاه شبانه میری؟ - فکر نکنم بهم خوش آمد بگن -
میخوای بذاری اونا برات تصمیم بگیرن؟
من میرم
No comments yet. Be the first to leave one.