İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(به سامدالی خوش آمدید)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
یه مهمون ناخونده داریم که هر آپریل میاد ججو
انگار به بهار پیش رو حسودیش میشه
بارونهای سرخسی
این مهمون ناخونده هرسال بدون استثنا میاد دیدنمون
و هیچوقت هم تنها نمیاد
سلام
شماها
برگشتین به هم؟
بیخیال بابا
چرا باید همچین چیزی بپرسی آخه؟
اونطوری نیست قربان
...ببخشید... یعنی
روز خوبی داشته باشین
...تموم مدت کجا بودی
چی؟
چی شده؟
...تو یکم پیش- مامان-
مسیر علفزار ججو همیشه انقدر بدجور بوده؟
فکر میکردم راه رفتن دردها رو خوب میکنه
ولی خب کار نکرد
بدنم مثل چی درد میکنه
شاید یکم باید چرت بزنم
یکم غذا میخوای؟
نه، نمیخوام
چرا نوشیدنیتو فقط با غذاهای دریایی میخوری؟ خیلی شوره
داری بیوه بودنت رو به رخ میکشی؟
و چراغها رو موقعی که نوشیدنی میخوری روشن کن، اینجا خیلی تاریکه
صدفهای بالایی خیلی خوب طعمدار شدن وقتی بخارپز میشن عالین
و اینکه اصلا شور نیستن
با الکل عالین، یکم امتحان کن
بیا
این خیار داره
میدونی که خیار نمیخورم
مجبور بودی استفادهشون کنی؟
نمیشه بدون خیار این غذا رو درست کرد
پس فقط برشون دار
تو هم زنجبیل دوست نداری واسه همین موقع آشپزی استفاده نمیکنم
تو هم زنجبیل دوست نداری
درسته
خیلی خب، برو
میخواستم تنهایی مست کنم ولی خب گند زدی به حسش
ولش کن
اینا رو با یکم برنج مخلوط میکنم و خودم میزنم بر بدن
...راستی بابا
تو هنوزم
ازش ناراحتی؟
آره
!بابا
لطفا این کار رو نکن
!بابا
!در رو باز کن بابا
...بابا
!بابا
!در رو باز کن
...لطفا
!لطفا، این کار رو نکن
مامان مریضه؟
زهره ترکم کردی
چرا انقدر ترسیدی؟
چیه؟
چی میخوای؟
مامان مریضه؟
مامانت؟
چرا باید مریض باشه؟
خب تو داشتی واسش آب میبردی
خودش میتونه اینکار رو بکنه
یعنی نمیتونم به مامانت یکم آب بدم؟
بفرما
نزدیک بود بفهمن
"گفتم "نزدیک بود
فکر میکنم باید بهشون بگیم
حق دارن که بدونن
آیگو، ول کن
فقط قراره خیلی بزرگش کنن
قضیه مرگ و زندگی که نیست
چی داری میگی؟
!معلومه که وضعیت مرگ و زندگیه
بیخیال، این، قلبت
اونا گفتن که یه بمب ساعتیه
در ضمن قضیه رو بدتر نکن
اگه مردم، مردم
این منو نمیترسونه
!کو میجا- خدای من-
چطوری میتونی همچین چیزی بگی؟
بخاطر رضای خدا
لعنت بهش
خدایا
سامدال یکم پیش بابای یونگپیل رو دید
چی؟
چی شد؟
اون چیزی بهش گفت؟
نه، اینطوری نیست که بچههامون بازم با همدیگه قرار بذارن
اون واسه اینکه اون دوتا باهم رفتن جزیره سرشون داد زده؟
سامدال تو اتاقشه؟
نه نرو
فکر نکنم بخواد راجع بهش حرف بزنه
همهش میترسیدم که اینطوری بشه
اگه میدونستیم سامدال برمیگرده
حتما جابجا میشدیم
این پیشنهادی بود که اون موقع دادم
تو همچنان بخاطر سانگته نگرانی؟
خبر بعدی رو اعلام میکنم
ارزش سهام گروه ایاس پایین اومده
برای اولین بار تو چهار سال گذشته از بیستتای اول خارج شده
تو سال 2019، گروه تجاری به سواستفاده از قدرت متهم شده
و همسر رئیس جون چانگاوک و پسر بزرگترش
به تامین بودجه غیرقانونی متهم شدن
...از اون موقعست که دارن سقوط میکنن
...خب
حالت خوب بوده؟
اونا گفتن کلی ضرر کردن
و الان دارن بدترین دورهشون رو میگذورنن
...بازار
لعنت بهش
هایول؟- بله؟-
...دیروز
...خب
...خب
...راجع به دیروز
دیروز چی؟
...منظورم اینه که
چرا بهم گفتی "خاله"؟
همینطوری- اون اصلا با عقل جور در نمیاد-
...تو
خوشت نیومد که اون مرد غریبه کمکم کرد؟
واسه همین؟
نه
پس چرا اونطوری کردی؟
من فقط یهویی آرزو کردم کاش اون لحظه خالهم بودی
واقعا با عقل جور درنمیاد
دوستش ندارم
چرا میخواستی خالهت باشم؟ من مامانتم
اون خالهته
مامان این جدی خیلی مهمه؟
نمیبینی دارم کتاب میخونم؟
...میدونم، ولی
قضیه چیه؟
چی؟
!محض رضای خدا
یکم مواظب باش، میشه؟
اون حتی میدونه نفرین نهمین* چیه
اینطوری نبود که باهاش سر قرار بوده باشم اون فقط منو گرفت که نیفتم
اون کارش چیه؟- از کجا بدونم؟-
وایسا، میدونم
...خب
...یه چیزی راجع به دلفین اینا بود
نمیدونم، اون گفت که بابای یه دلفینه
بابای دلفین؟
آره
این اصلا یعنی چی؟
هایول ممکنه خودش رو بزنه به نادونی ولی اون همه چیز رو میدونه
تو یادت نمیاد؟
فکر کنم ده سالت بود
پدر یه بار همکلاسی قدیمیش رو دعوت کرد خونهمون
تو هم یهو وقتی دیدیش شروع کردی گریه کردن
همهش میپرسیدی اون کیه واسه همین اون نتونست پاش رو بزاره تو خونمون
اونم رفت
من فقط واسه این کار رو کردم چون بابا یه زن غریبه رو آورده بود تو خونه
فقط یه بچه بودم
دقیقا
هایول ممکنه بالغ بنظر بیاد
ولی اون فقط یه بچهست
خدایا
مواظب باش
من در جایگاهی نیستم که دیگران رو نصیحت کنم
یه نوزاد دلفین تازه متولد شده برای اولین بالای آب نفس میکشه
دلفین مادر بچه رو بالا میبره
هایول
داری میری بخوابی؟
آره
پس، من هم میام بخوابم
بفرما
هایول
برام داروی خماری بیار
اوه، خدایا
!باورنکردنیای تو دیشب دوباره تنها نوشیدی؟
یه ذره به اونیت احترام بزار
هایول
خیلی حالت تهوع دارم
برام داروی خماری بیار
!خدایا، چه مست دیوونهای، خدا رحم کنه
واقعاً احتمالا بالا بیارم
دارم اینجا میمیرم
میدونی چیه؟
با دیدن این که یونگپیل و سامدال
به محض به هم رسیدن دوباره به هم برگشتن
احتمالا وقتی از هم جدا بودن به هم دیگه وصل بودن
منظورم اینه که، یونگپیل از وقتی با سامدال به هم زد، با کسی قرار نذاشت، درسته؟
پس به خاطر سامدال به هیچ کدوم از اون قرارهای از پیش تعیین شدهای که
باباش براش میذاشت نرفت
خدایا، احساس بدی دارم براش
خدایا بسه دیگه، اگر خانوم کو صدات رو بشنوه دعوات میکنه
راست میگه
خانوم کو گفت قرار نمیذاشتن
درست نیست
اونا با هم به سئول رفتن پس حرفی برای گفتن باقی نمیمونه
اینطور نیست که دوباره باهم دوست معمولی بشن
من هم
No comments yet. Be the first to leave one.