İlk 200 satır.
ایستگاه "ایروس" با نقص امواج خطرناک مواجه شده
برای سلامت خودتون
لطفا بلافاصله به نزدیکترین
پناهگاه برید
ترجمه و زیرنویس علیرضا
شما دوستای "میلر" هستید
واقعا باعث قوت قلبه
خودش کدوم گوریه؟
نمیدونیم، اون سرش به کار خودش گرمه
این شرایط اضطراری ساختگیه
هیچ تشعشعاتی تو تونل نیست
فقط این یه موضوع نیست که مشکوکه
بیشتر افراد "سیپیام" یه مشت خلافکار از "سیریس" هستن
نمیدونم بازیشون چیه
اما اونا برای کس دیگهای کار میکنن
مزدوران کله گنده
ما داریم از اینجا میریم
تمام سفینهها قرنطینه شدن
خوب، "روسینانته" مثل بقیه سفینهها نیست
خوب، حتی با این وجود تمام مسیرها به سمت بارانداز بستهست
ببینید، میتونم برای شما یه جا پیدا کنم تا وقتی اوضاع آروم بشه اونجا بمونید
اینجا اتفاق وحشتناکی داره میفته
و ما اینجا نمیمونیم تا بفهمیم چیه
کمکمون کن وارد تونلهای قدیمی بشیم
از اونجا میتونیم بریم بارانداز
تونلهای قدیمی؟ نصف اونا فرو ریختن
من سالهاست اینجا پلیسم
اما نمیتونم راهمو از اون هزارتو پیدا کنم
به خاطر همین "اوپیای" از اون مسیرها برای قاچاق استفاده میکنه
"در تمام ایستگاهها از جمله "ایروس
ما رو ببر اونجا
و من از اونجا راهو نشونتون میدم
باشه
خیلیخب، من مجوز دسترسی "سیپیام" دارم
میتونم وقتی رسیدیم اونجا سفینهتون رو آزاد کنم
مارو با خودتون ببرید لطفا
لطفا، دردسر درست نمیکنیم
خیلیخب، هر چیزی که شبیه مُسکن بود رو بردار
ضدتهوع، تقویتکننده
بهش احتیاج پیدا میکنیم برامون یکم زمان میخره
دکتری؟ - حمل و نقلکننده یخ -
عالیه
مفدرون
عالیه
ایستگاه "ایروس" با نقص امواج خطرناک مواجه شده
برای سلامت خودتون لطفا بلافاصله به نزدیکترین
پناهگاه برید
من میگم با همین دارو درمان شدیم
حداقل وقتی داریم از درون ذوب میشیم سرحالیم
اون چی بود که اونجا دیدیم؟
یه مشت آدمو دیدیم که توسط تشعشعات نابود میشدن
آره، اونم تو پناهگاه تشعشعات
...تو
فکر میکنی چقدر فرصت داریم؟
شاید چند ساعت
تو سفینهتون دارویی برای تشعشات دارید؟
امیدوارم
چند ساعت، میتونیم موفق بشیم
آره، چند ساعت تا قبل از اینکه از شدت خونریزی
یه جایی بیفتیم که خبر نداریم
سواریمون هم حداقل تا یه ساعت دیگه پرواز میکنه
به گروهت گفتی بدون تو برن؟
عوضی
آره؟
سریعترین راه به بارانداز کجاست؟
اولین باره اومدم "ایروس"، خب؟
اولین بار تو عمرمه از سیریس" خارج شدم"
عالیه
بچه داری؟
نه تا اونجایی که میدونم
دیر یا زود ناامیدت میکنن
تعداد کمی از ما به خوششانسی "جولی ماو" هستیم
اون خوش به حالش شد
به یه چیز ناشناخته دست زد
و اونم در عوض اینو بهش داد
پدرش خیلی بهش افتخار میکنه
اون قراره همهمون رو نجات بده
تمام راههای عبور و مرور بسته شده
کارت با اسلحه خوبه؟
تا حالا به کسی تیر نزدم
نصف منظومه شمسی فکر میکنن تو یه قانونشکن قهرمانی
اما رسما هیچ کارهای، مگه نه؟
خوب، خدا رو شکر تو اینجایی
سریعتر، وقتمون داره تموم میشه
باید روز جالبی برای تو بشه
خیلیخب حرکت کنید
اونجا یه فضای خالی داریم
بیا اینجا
از این طرف
بیا اینجا
خواهشا اینجا واینسا خواهشا اینجا واینسا
خواهشا اینجا واینسا
بیاید اینجا
چقدر دیگه دوستدخترت پرواز میکنه و میره؟
اون دوستدخترم نیست
اون تنهات نمیذاره، مگه نه؟
تو "نائومی ناگاتا" رو نمیشناسی
اون بیرون چی دارن میسازن؟
بریم ازشون بپرسیم
صبر کن! اونجا شش نفر کاملا !مسلح هستن
خیلیخب،حساب و کتاب مسخرهست
باید به سفینه برسیم مگه نه؟
هی، چرا میخوای همه مشکلات رو با اسلحه حل کنی؟
میخوای اینجا گرفتار بشی، ها؟
یه گوشه بپوسی و زار زار گریه کنی؟ مهمون من باش
شاید یه راه خروج دیگه از اینجا باشه
یه مجرای آب که پشت دیوارا باشه
اطرافت رو بگرد
من خودم تو یه مغازهی بازی مثل همین بزرگ شدم، خب؟
و کاملا مطمئنم دلم نمیخواد تو یکیشون هم بمیرم
خوشبینی تو واقعا الهامبخشه
خوشبینی برای حرومزادهها و زمینیهاست
بلتری"ها چی؟" - ما میدونیم اوضاع از چه قراره -
ما میدونیم چجوری آماده بازی بشیم
من از اول آماده و مسلح بودم همیشه همینطوری بودم
"میدونی، من و "سمی
وقتی بچه بودیم و دستهامون کوچولو بود
عادت داشتیم دستمونو بکنیم تو این دستگاهها
و ژتونهایی که تو دستگاه گیر کرده بود رو دربیاریم
به اندازه کافی بود
تا هفتهها دل چند تا بچه خیابونی بیپدر و مادر سیر کنه
اما میدونی یه روز دستات به قدری بزرگ میشن
که گیر میکنه
یه کتک مفصلی به خاطرش خوردم
و بعد یه دفعه رفتی پلیس شدی؟
اون فکر "سمی" بود
گفت "میخوای همیشه فقیر بمونی یا میخوای آقای خودت بشی"؟
الان کدومشونی؟
آره
الان کدومشونی؟
متاسفم بچه
!"میلر"! "میلر"
!بخواب زمین! بخواب زمین
!یه نفر داره میاد، بخواب زمین
کجایی؟
ها! پیدات کردم
خیلیخب، کافیه بیاید حرکت کنیم
صبر کنید، "آنودو" کجاست؟
اوه عاشق این بازیم
آنودو"؟"
آنودو"؟"
ما منتظر پلیسای اجارهای "سیپیام" نمیشیم
اون خودش و خودش، حالا حرکت کنید
بجنب، بجنب
بجنب
!آره، آره
بجنب، بجنب
!آره خودشه
آنودو"؟"
!"آنودو"
آنودو" حرومزاده، خودت بیا بارانداز"
معلومه که "فرد جانسون" دروغ میگه
راه و روش پشتیبانش برای مجازات کردن زمین ـه
اگه واقعیت رو بگه چی؟
حرفشو باور میکنی؟
میدونم که باید یه تحقیقات کامل
درباره وسیلههای فیوژنی مورد بحث انجام بشه
قراره امشب مختصر این اطلاعات به دستت برسه
اون وسیلهها توسط کارخونه سفینهسازی "بوش" ساخته شده
اما برای قراردادهای شخصی نه برای ما
و در دو سال گذشته تک تکشون
"به طرف ایستگاه "تایکو
و "فرد جانسون" فرستاده شدن
کریسجن" بازجویی تو از اون" "قاچاقچی "اوپیای
وسیلهساز کشف تمام این ماجراها شد
در واقع آدمای ما
یه مدتیه دارن دنبال اون وسیلههای فیوژنی میگردن
چند وقته؟ - چند هفتهای میشه -
من خودم شخصا تمام گزارش اون عملیات رو مرور کردم
حالت خوبه؟
بله متاسفم
تحمل مرگ "فرانک" برام سخت بوده
خوب
اگه قضیه اینجوری ـه
ما به مریخ هشدار میدیم تا به شیوه خودشون با این تهدید روبهرو بشن
اقدامات شدید و سختگیرانه برای سیریس" و "اوپیای" وضع میکنیم"
و بعد حقیقت رو آشکار میکنیم
و دست "فرد جانسون" رو میکنیم
همیشه از این روی تو بیشتر خوشم میومد
دبیر کل سازمان یه قرار ملاقات اضطراری
با پیمانکاران اصلیمون ترتیب داده تا دربارهی مسائل امنیتی صحبت کنیم
و تو هم لازمه بهمون اضافه بشی
البته
اه، بلاخره اومدید
مثل همیشه سر وقت - فرمانده -
قربان
کریسجن آواسالارا"، مطمئنم" جولز پیر ماو" رو یادت میاد"
باعث افتخاره دوباره میبینمتون بانو
منم همینطور قربان
مطمئن شو بچه ـت عقب نیوفته
اون بچه من نیست
مراقبش باش
سرعت منو کم نکن
ببین، اگه نمیدونی داری چیکار میکنی بهتره الان بگی
خفهشو دارم فکر میکنم
هی بچه جون
اینو ببین
اینکار همیشه بچه منو میخندوند
حواست بهش باشه الان غیبش میکنم
اوپس، انداختمش
No comments yet. Be the first to leave one.