İlk 200 satır.
که اینطور
خب...حالا که اینطوره
با خودت بیارش اینجا
حالا که مجرم اصلی رو میشناسیم بد نیس با هم شام بخوریم
اوهوم
جایی نرین! همین الان مستقیم بیاین اینجا
باشه،فهمیدم
میخوای چیکار کنی؟
...اولا که،نمیتونه بونگ هی رو جایی ببره
...و اینکه- و چی؟-
باید سعی کنیم جونگ هیون سو رو به حرف بیاریم
تنها کاری که الان میتونیم بکنیم همینه
به به- ایول بابا-
چطورن بچه ها؟ خوشتون میاد از این غذاها؟
از بس خوشمزه ـن با لب و دهن آدم بازی میکنن
خداروشکر- دستت درد نکنه-
نوش جان؛امیدوارم خوشت اومده باشه
اوم،راستی،اون مامور پزشکی ...قانونی، کو چان هو
...میدونستی پلیس بعنوان قاتلِ
سرآشپز یانگ جین وو دنبالشه؟
آره، تو اخبار دیدم
اوم، پس میدونستی
خودت نمیشناختیش؛ نه؟
نه، اصلا،راستش از تعجب ...شاخ درآوردم شنیدم
یه مامور پزشکی قانونی قاتله
اومده بودم اینجا که اینو بگم
بونگ هی،دوست پسر سابقت...منظورم جانگ هی جونه
من مسئول رسیدگی مجدد به پرونده ـشم
قول نمیدم همین الان چیزی پیدا کنم
اما همه سعیمو میکنم که ته توی قضیه رو در بیارم
از بررسی صحنه جرم گرفته؛ تا سین جیم ...کردنِ همه ی
اونایی که درگیر این قضیه بودن پیه همه چیو به تنم مالیدم
از کجا معلوم؟ قاتل ممکنه همین الان تو این خونه باشه
حالا از اینا که بگذریم، به نظرت چه بلایی سر کو چان هو اومده؟
واقعا داره فرار میکنه؟
نمیدونم والا،خودمم کنجکاوم
*تقديم به تمام پارسي زبان هاي سراسر دنيا پرشين دريم تيم تقديم ميکند* "M.Hena - Baran - Neginell" :مترجم
هی چان هو
به این زودی خسته شدی؟
جونت داره در میاد
...گفته بودم درست قبل اینکه کو چان هو
ناپدید بشه میتونستم ببینمش؟
قرارمون یه دفعه ای کنسل شد واسه همین نشد که بشه
آره
واقعا؟- آره-
...اگه بشه همه ی دوربینای امنیتی که از
پارک هان مو تا جایی که ماشینش پیدا شده رو چک کنی خوب میشه
...هرچند تو اون شرایط احتمال اینکه
از مسیر محلی بجای بزرگراه رفته باشه بیشتره
باشه،بررسیش میکنم
اصلا استرس نگرفته جواب نمیده این راه
...تنها زمانیکه
جونگ هیون سو آشفته حال ...شده بود اون موقع بود
وکیل نو،تا حالا جلو چشمت کسی از عزیزات درد کشیده؟
اون حرومزاده سعی کرد به یه زن تجاوز کنه
آه راستی،چک کن ببین کو چان هو ...سابقه ای چیزی
در رابطه با یه زن یا کس دیگه ای داشته یا نه
ممکنه بهش حمله یا تجاوز کرده باشه
اینا همه حدسیات خودمه
هیون سو،از خودت پذیرایی کن
خیلی خوشمزه شده
سر شام خیلی حوصله ات سر رفت نه؟
بله؟ نه،اصلا
چون شما ها وکیل و دادستانید
راجع به اینجور چیزا زیاد حرف میزنید دیگه
ولی خب موضوع خوبی واسه بحث اونم سر شام نبود
آره خب،نبود
من یه کار جدید پیدا کردم
میخواستم شرکتمو گسترش بدما
ولی دیگه فرصتش پیش نیومد
الان با موتور پیغام میبرم
عه،واقعا؟- آره-
ما از این پیغام برا زیاد استفاده میکنیم
من خودم مشتری همیشگیت میشم
راستی
چرا بونگ هی رو وکیلت کردی؟
اون چون اشتباه متهم شده بود خیلی معروف شده بود،موردشم که به مورد من شبیه بود
آیگو،خیلی حواست جمعه ها
کنجکاو شده بودم واسه همین یکم پرس و جو کردم
...شنیدم خیلی از قاتلا و مجرما بودن
به اشتباه به بونگ هی نزدیک شدن
آقای جی،بنظرم شما خیلی بی غل و غشین
اوه،اتفاقا برعکسم من
واقعا
برین به سلامت
مواظب خودت باش هیون سو
با اجازتون،خدافظ
خدافظ
تو نمیری خونه وکیل اون؟
اوه،من؟ من خونه ام
همینجاست
اینجا زندگی میکنی
نه،اون فقط اینجا بهم یه اتاق داده و غذامو هم میده
خب پس همینجا زندگی میکنی دیگه
...خوب
آره،اون با من زندگی میکنه
چطور؟ بونگ هی درست گفت
آره درسته
کمکت میکنم
نه،نمیخواد،برو استراحت کن
نه آخه همه ی اون غذا ها رو خودت پختی
بده من اونو
تا همین یه دقیقه پیش خونه خیلی شلوغ پلوغ بود،الان خیلی خالی شده
فکر نمیکنی حالا که همه رفتن خونه سوت و کور شده؟
نه اصلا
من که این آرامشو دوست دارم
اونجوری به من نگاه نکنا
چی؟
سعی نکن با اون چشمات دلبری کنی
هیچم همچین کاری نکردم من فقط داشتم نگات میکردم
اینجوری
بگیر که اومد
از دست تو
ظرفاتو بشور
رو کارت تمرکز کن
من کاملا حواسم به شستن ظرفاس
دقت کن- ببین،قشنگ حواسم هست-
همینجوری حواست باشه-
سلام،جی اون هیوک هستم
آقای جی
سلام،احوال شما؟
...شوهرم
مرده
چی؟
باشه فهمیدم
باشه،زود خودمو میرسونم
خانم
چی شده
میخوام همراهیش کنم
باشه
...یه وکیل
...وظیفه داره که
راز دار موکلش باشه،درست میگم؟
آره
...با این حال یه وکیل
...نمیتونه حقیقتُ پنهان کنه
یا حرف نادرست بزنه،یعنی
گفتن حقیقتم جزو وظایفمونه
کدومو انتخاب میکنی شما؟
...میخوای حقیقتُ بگی
یا رازدار من باشی؟
...من
شوهرمو نکشتم
...ولی
...میخوام بگم من کردم
و خودمو تحویل بدم
...شما
راز دار من میمونی؟
...یه وکیل
موظفه که دو تا کار خیلی مهم انجام بده
اونا موظفن که راز موکلشون رو پیش خودشو نگه دارن
...همینطورم نمیتونن حقیقتُ پنهان
یا مخفی کنن،اونا وظیفه دارن حقیقتُ بگن
اگه این دوتا تعهد با هم در تضاد باشن
کدومو باید انتخاب کنیم؟
...این همون دمنوشیه که
واسه بی خوابی برام گرفتی
مزه اش افتضاحه
ولی بنظرم امروز خیلی بهش احتیاج داری
بونگ هی
بخاطر جونگ هیون سو خیلی اذیت شدی نه؟
...اگه
...معلوم بشه که
من ازت خواستم از یه قاتل دفاع کنی چی؟
اصل برائتُ
یادت رفته؟
اون فقط راجع به جایی که ...بوده دروغ گفته،فقط همینه
که اذیتم میکنه
بجز این چیز دیگه ای راجع بهش پیدا نکردم
من فقط میخوام محکم کاری کنم خودتم اینو میدونی
واسه همینه که دارم دوباره چک میکنم
انتظار داری حرفتو باور کنم؟
آره
باور کن
راستشو میگی دیگه،نه؟
نه
دارم دروغ میگم
اگه چیزی پیدا کردی
باید رک و راست بیای بهم بگیا،باشه؟
باشه
...هیچیو
ازم پنهون نکن
خیله خوب
راستی
اون یارو جونگ هیون سو رو میگم
کاری ندارم آدم خطرناکیه یا نه
به اینم کار ندارم آدم خوبیه یا آدم بدیه
فقط دیگه دلم نمیخواد تنهایی بری دیدنش
حالا که بحثش شد بزار اینم بگم بهت
...میخوام همیشه جایی باشی
که ۲۴ ساعته چشمم بهت باشه
...خوب
...منظورم اینه که- آه-
...بیست و چهار ساعت یکم
...خب
"خیلیه نه؟"
"بیست و چهار ساعت دیگه خیلیه"
همینو میخواستی بگی نه؟
خب پس ۲۰ ساعت چطور؟
چجوری...چجوری اینو میخوری تو؟
No comments yet. Be the first to leave one.