İlk 200 satır.
روفس؟
چی شد که جاش با ایدن رفت اونجا؟
نمیدونم همینو میخوایم بفهمیم
امروز صبح داشت از جیمی در مورد کلید اومگا میپرسید
بابت قهوه ممنونم، دنیل
خوشحالم که با هم صحبت کردیم
موافقم خیلی وقت میشد که حرف نزده بودیم
صبر کن میرم مته رو بیارم
واقعاً ممنونم
مال من مال 20-30 سال پیشه
و احتمالاً واسه همین خراب شده
سلام بچهها
بودی، مگه چیکار کردی که اینقدر کثیف شدی؟
فقط داشتم بازی میکردم اکتشاف میکردم
کارآگاه موتوکو رو یادتونه؟
سلام کینزی و بودی چطورین؟
خوبیم
آره
برمیگردم
میبینین چقدر واسه ما راحته تا به مامانتون نزدیک بشیم؟
همین الان از اینجا برو
خب، میرم اما بههرحال باید مته مامانت رو قرض بگیرم
تصمیمتون رو گرفتین؟
کدوم تصمیم؟ چی میگه؟
فقط میخواد ما رو بترسونه
خواهرم بهت گفت که بری
اگه بخوام، میتونم گلوتون رو جر بدم
همینجا
بفرما
خیلی ممنونم فردا برمیگردونمش. قول میدم
زودی میبینمتون، بچهها
خدافظ - خدافظ، دنیل -
!چه مرد گلی
بله؟ - تای، کجایی؟ -
کینزی
بهیارها فکر میکردن که آنوریسمه
سعیتو کردی
کلید آلفا جواب نداد
...جواب میده. فقط
فقط هم اهریمن رو میکشه و هم انسانی که توی اون بدنه
تقصیر تو نیست تو نکشتیش
کار گیب بوده که اونو تبدیل به اهریمن کرد
باید بکشیمش
هر کاری لازم باشه میکنم
اگه انعکاس نبود، خیلی راحتتر میشد
من برمیگردم اونجا
چیکار کنی؟ نقشه داری؟ - نمیتونیم همینجوری اینجا بشینیم -
تای؟
اوه
عزیزم، تازه خبر جکی رو شنیدم
خیلی متاسفم
خیلی شوکهکنندهست دختر خیلی گلی بود
آره
هی
من میدونم چقدر سخته یکی که دوستش داری رو از دست بدی
میدونم که میخوای کمک کنی، مامان ...اما واقعاً
نمیتونی درک کنی
ببخشید نمیخواستم حرف اشتباهی بزنم
نزدی. فقط... الان نمیتونم در مورد این قضیه صحبت کنم
باشه
تای
فقط میخواستم حمایتش کنم
کار اشتباهی نکردی، مامان
مطمئن باش
تای، مامان فقط میخواد کمک کنه
!من نیاز به ترحم ندارم !نیاز دارم این قضیه رو تمومش کنم
وایسا! میفهمی. مگه نه؟
همهی کارتها دست اونه
...دیدم کلید اهریمنی رو کجا برد. میتونم
میتونم برم میتونم برم بردارمش. میتونم جلوشو بگیرم
نه. نمیذارم بری اونجا تا خودتو به کشتن بدی
چه پیشنهادی داری؟
من تنها نفریم که میتونه اینو درست کنه
سلام؟
کیه؟
!چقدر سر و وضعت داغونه بابا
ولی خوشحالم زنده موندی - نمیتونی همینجوری بیای اینجا، ایدن -
مگه اینا اسناد تاریخی گرانبهات نیستن؟
داشتمو وقتمو تلف میکردم
نمیتونم همینجور این افکار دیوونهوار رو دنبال کنم
چرا؟
فردریک گیدئون تکتک ساکنین شهرهای ساحل شمالی رو وحشتزده کرد
افراد بیگناهی که فکر میکرد شورشی هستن رو به قتل رسوند
هرج و مرج و ترس راه انداخت
عجب انسان نیرومندی بوده. نه؟
منو بگو که دارم ذهنمو
درگیر این آدم بدذات میکنم
و حالا تموم شده
نمیتونی بعد از اینکه سهمم رو انجام دادم، بگی تمومه
قرار بود در رو بهم نشون بدی - در رو بهت نشون دادم -
جدی؟ اگه نشون میدادی، یادم میموند
فقط یادمه که منو به غار دریایی بردی و
و بعد کوه ریزش کرد و گیر افتادیم و نزدیک بود بمیرم
شاید یادت نباشه
ولی من در رو بهت نشون دادم
پس ازت میخوام که تو هم سر قولت باشی
کلید اومگا رو برام جور کن
دیوونهای؟
اگه زندگیمو از این سختتر نمیکرد، میکشتمت
چی؟ میخوای اخراج بشی؟
اولاً، به تخممه
و دوماً، بیا به هیئت مدیره بگیم که
...معلمم منو دعوت کرد
...نه، اصرار کرد که
باهاش به غار دریایی برم
چنین اتفاقی نیفتاد تو منو بردی اونجا
کمتر گه بخور، جاش
،وقتی هوا تاریک بشه
"دنبال موتوکو میریم "کیهوس
ماموریت اول خلاص شدن از شر "نینا لاک"ـه
بکشینش
اون تبدیل به یکی از ما نمیشه
فقط میمیره
خیلی خب، برین آماده بشین
بریم
اگه میخوای از شر بقیه لاکها خلاص بشی، مهمون من باش
همه به جز کینزی
خودم به حسابش میرسم. مفهومه؟
کینزی؟
آره - نه -
!کینزی
سلام
سلام
،اگه بخوام راستشو بگم انتظار نداشتم که بیای
با اینحال، اومدم
آره، اومدی
به پیشنهادت فکر کردم
در واقع، میشه گفت تنها کاریه که کردم
خب؟
میخوای با اراده خودم بهت ملحق بشم
اما تو منو گیر انداختی
یه کاری کردی که چارهی دیگهای نداشته باشم
کینزی، هر چی که باشم، بازم روح انسانی دارم
اون حرفم جدی بود
واقعاً فکر میکنی عاشقمی؟
،اگه نبودم
تا الان مُرده بودی
این عشق نیست
تو میخوای منو کنترل کنی
اما این اتفاق هرگز نمیفته
چون فهمیدم تنها چیزی که ...هنوز میتونم کنترل کنم
سرنوشتمه
کینزی
!کینزی
من اصلا و ابدا مال تو نمیشم
منو ایستگاه کردی؟
دارن به سمت خزانه میرن
هرگز به اونجا نمیرسن
کلید باید اونجا باشه
بذار من انجامش میدم
لامصب. بچهها، وقت بیشتری میخوام
از پسش بر میایم
کلید رو بهم بده
خواب دیدی، خیر باشه
!اسکات
کجای کاری، دانکن؟ - تقریباً آخرشه -
!بازم اومدن
!بگیرینشون! همین الان
!برگردین عقب! وایسین
!پشمام
چی شد؟
فکر کنم به خاطر اینه که کلید اهریمنی رو ساختم
!برگردین
آره، خونم بهش پیوند خورده
پس هر کار بگی میکنن؟
!دست خوش
داج و بگیرین
!وایسین
!بهتون دستور میدم که وایسین
!بپا. بپا
گرفتمش بیاین از اینجا بریم
"کجایین، بچهها؟"
داج؟
!نزدیکتر نیا
!سلام! بودی
بودی، منم منم: اِلی
اِلی؟ - آره -
...وایسا، اگه تو "اِلی" هستی
میتونی این کلید رو ازم بگیری؟
!اِلی - !سلام -
سلام
روفس کجاست؟
وایسا. وایسا. کجا داری میری؟ - نه، نه، همینجا وایسین -
حالا فقط منم و خودت
عالیه. همونجور که میخواستم
ولم کن
میخوای بجنگی؟ بیا بجنگیم
چرا همون کاری که میخواستم رو نکردی؟
!میتونستی همهچیز رو به دست بیاری
خدافظ، کینزی
!کینزی
!کینزی، یالا !باید بریم
!جل الخالق
...زنده موندین. باورم هم
تو خوبی؟ - آره. آره -
رفته
واقعاً رفته ما موفق شدیم
وای خدای من
نه، نه، نه
...نه، چیزی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.