Sürüm bilgisi

Transit Love S03E11 WEB-DL[@AirenTeam]
Şunun yorumuyla AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

Etiketler

other
Yayınlandı: 2024-02-24
İndirmeler: 10
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 190 satır.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آیـــ( گذرگاه عشق 3 )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آیـــ( گذرگاه عشق 3 )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

الان اتاق چت اکس و اتاق خصوصیو داریم

و قراره که اونا فقط یکی از این دو تارو انتخاب کنن

باید بگم، این گذرگاه عشق 3ئه

درسته- وقتی فهمیدمش، شوکه شدم-

تماشا کردنش جالبه

...اما از نظر ذهنی و احساسی- درسته-

باید برای شرکت کننده ها سخت باشه

دونگ جین و داهه 13سال باهم قرار گذاشتن

آره- شایعه ها می‌گن-

اتاق اکسشون نزدیک 100متر مربعه

خیلی بزرگه

کوچیکتر از چیزیه که فکر می‌کردم

شاید دو طبقه باشه- بعضیا می‌گن که بزرگتره-

شاید طبقه دوم داره- طبقه دوم-

یا شاید زیرزمین داره- طبقه دوم-

خیلی خنده داره- در هر صورت-

اگه دونگ جین به اتاق چت اکس نره

یعنی قبلش از سنگه

حتی جعبه جدایی روهم باز نکرد

درسته- اگه تصمیمش اینه-

نباید اتاق اکسو انتخاب کنه- موافقم-

درسته

یوجونگ منتظر شخصیه که) (باهاش مکالمه شخصی داره

سلام- سلام-

پس تو بودی

نمی‌دونستی؟- نه-

فکر می‌کردم بدونی- نمی‌دونستم-

بخوام راستشو بگم، فکر می‌کردم

"من باید چیکاری انجام بدم؟"

سعی می‌کردم از کوانگ ته دوری کنم

کوانگ ته یه سری نشونه می‌فرستاد

و می‌تونستم بگم برای منه

برای همین من براش احساس بد و ناراحتی داشتم

و من توی شرایطی قرار گرفتم که باید رو در رو باهاش صحبت می‌کردم

"حالا باید چیکار کنم؟"

این چیزی بود که بهش فکر کردم

...من امیدوار بودم

جو وون بیاد

اتاق منو دیدی؟

خب... آره

واقعا؟

چطور بود؟ حتی منم ندیدمش

واقعا؟ که اینطور- نمی‌دونم چجوریه-

...احساس کردم

وقتی دیروز حرف زدیم

احساس کردم یکم درموردت فهمیدم

...فکر می‌کنم اتاق

چیزایی مثل سلیقتو نشون می‌داد- واقعا؟-

آره- کنجکاوم بدونم چی تو اتاقه-

...امروز صبح، بی‌دلیل می‌خواستم

صورتی بپوشم- اها-

پس با عجله قبل رفتن شلوار صورتی پوشیدم

و وقتی رفتم تو اتاق

رو دیدم Apeach و اونجا

...من صورتی و

رو دوست دارم Apeach و کارکترایی مثل

آها

،چیزای زیادیو اونجا دیدم عطر مورد علاقت هم بود

با لبخند دیدمشون

درمورد اتاق اکست کنجکاو نبودی؟

...به جای اتاق اکس

بیشتر درمورد من کنجکاو بودی؟

آره

بدون تردید انتخابمو کردم

باید فکرشو می‌کردم که چی بگم

نمی‌دونستم قراره باهات اینجوری صحبت کنم

هیچ جوره

من معمولا احساس اضطراب نمی‌کنم، چم شده؟

چرا کوانگ ته‌مون انقدر کوچولو به نظر می‌رسه؟

نمی‌تونه تو چشماش نگاه کنه

رستوران تاکویاکی

اون چیه؟- چی؟-

منظورت چیه؟- تاکویاکی دوست داری؟-

آره

چی توی تاکویاکی دیدی؟

قرار نیست بهت بگم- چیه؟-

تاکویاکی چشه؟- چی؟-

چی درمورد تاکویاکی دیدی

آرزوت

چی؟ واقعا؟

اون راز منه

می‌دونم، جالب بود- قرار بود راز باشه-

آها

فقط رویای کوچیک منه

خیلی شخصیه

برای همینه که اتاق خصوصیه- درسته-

آره

فکر نمی‌کنم کسی اتاق شخصی منو انتخاب کنه

وقتی برای اولین بار با خانوما صحبت کردی

واقعا محبوب بودی- درسته-

...اما مطمئن نیستم

چیز خوبی باشه

منظورت چیه؟

...منظورم اینه

اونا فکر می‌کنن من با همه خوبم

...اما بیشتر زنا مردیو که- باید اینطور باشه-

...با همه خوبه

دوست ندارن

منم همینطور فکر می‌کردم

هنوزم همین حسو داری؟

...نمی‌تونم بگم

اصلا همچین احساسی ندارم

همش بستگی به اون شخص داره

اما من همچین چیزایی رو

خیلی مهم می‌دونم

آها- آره-

کنجکاو بودم چه احساسی درمورد من داشتی

...صادقانه بگم، احساسات من

الان ثابتن

آره، اخیرا احساسش کردم

می‌تونم توی چشمات ببینمش

من تمام مدت اونجوری بودم

اولش اینجوری نبودی- اینطوره؟-

به هر حال، حس می‌کنم قراره بیشتر احساساتمو ابراز کنم

...خب

با این حال، نمی‌دونم چطور قراره تموم بشه

من احساس کردم که تو چه حسی داری

اما نمی‌تونستم مطمئن باشم

...اما الان که همه اینارو بهم گفتی

من جدی‌ام

...منظورم اینه- خیلی خب، گرفتم-

من فقط نمی‌تونم دروغ بگم- باشه-

...پس

،یکم ناراحت به نظر می‌رسیدی پس سعی کردم باهات حرف نزنم

آها

اما خیلی ازش متنفر بودم

باشه

از خودم دورت نمی‌کنم

لطفا- باشه-

سعی می‌کنم بهت شانس دیگه ای بدم

خیلی خب

کوانگ ته درمورد احساساتش بهم گفت

پس منم چیزایی که درموردش دوست نداشتمو بهش گفتم

فکر می‌کنم یکم مسائلو با حرف زدن حل کردیم

برای همین به کوانگ ته گفتم دست ...از دور کردنش از خودم برمی‌دارم

و ذهنمو باز نگه می‌دارم

فکر می‌کنم مکالمه یک به یک برای من نقطه عطف بود

الان از احساساتم نسبت به یوجونگ مطمئنم

پس تلاش می‌کنم قلبشو به دست بیارم

و قلبمو بهش نشون می‌دم

من فکر می‌کنم یوجونگ فقط سعی می‌کرد قدردانیشو نشون بده

اما من فکر نمی‌کنم قرار ...باشه کوانگ ته رو دور کنه

تلاش می‌کنه دلشو ببره

دیگه نه- الان احتمالا-

به نظرش کیوت اومده

...با این حال، پیشرفت بزرگیه

برای کوانگ ته- موافقم-

دقیقا- قبل این مکالمه-

یوجونگ سعی می‌کرد فاصلشو حفظ کنه- درسته-

::::::::: آیـــ( گذرگاه عشق 3 )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آیـــ(قسمت یازدهم، ما هنوز همو نمی‌شناسیم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

اتاق شخصی یو جونگ که) (شما انتخاب کردین باز شد

کسی که الان بهش علاقه‌مندم یوجونگه

پس یوجونگ رو انتخاب کردم

خب، خیلی هیجان زده بودم

اگه

درو باز کنم و برم تو اتاق

تموم زندگی یو جونگ جلوی چشمام معلوم میشه

سلام- سلام-

بعد از ظهر آفتابی با سلام) (کردن به همسایه شروع می‌شه

چیکار باید بکنم؟

اگه با چیزایی رو به رو می‌شدم که خاطرات قدیمیمونو داشتن

احساسات و افکاری که تو اون لحظه داشتم

ممکنه دو دلم کنه

...نمی‌خوام احساساتم تحریک بشه

یا اکسمو دوباره گیج کنم

جدا؟

می‌دونستم- اراده‌ش ضعیف شده-

...خدایا، جدا

...این آسون نیست

کاری از دستش برنمیاد ولی میره ببینه

می‌دونم

وقتی براش چیزایی مثل همبرگر و سیب) (زمینی سرخ کرده می‌خریدم، خیلی خوشش میومد

این بیشتر از چیزی بود که انتظار داشتم

چیز های زیادی بود

...حس می‌کردم

...این هدیه ایه که به همدیگه دادیم

بعد ۱۳ از سال باهم بودن

یادمه وقتی بود

تو اونجا چه احساسی داشتیم

و چه کارایی انجام دادیم

سلام،دونگ جین، منم داهی، ما) (برای ۸ سال باهم بودیم

من میتونستم احساساتی که قبلا داشتمو حس کنم

برای جشن گرفتن اولین آهنگ) )،تو و سالگرد 3300 روزگی ما

من اینو برات آماده کردم، من) ( بهت افتخار میکنم ،من عاشقتم

...ما از تیم فوتبال حمایت میکنیم

به اسم لیورپول حمایت میکنیم

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left