Grey's Anatomy

Grey's Anatomy

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 17

Sürüm bilgisi

GreysAnatomy-S17-720p iMovie-DL-Exclusive
GreysAnatomy-S17-720p WEB
GreysAnatomy-S17-720p WEB-dl
GreysAnatomy-S17-1080p WEB-dl
GreysAnatomy-S17-1080p WEB
GreysAnatomy-S17-All-1080p WEB
GreysAnatomy-S17-All-Episodes-1080p WEB
GreysAnatomy-S17-Full-Episodes-1080p WEB
Şunun yorumuyla feri3at
فقط جمع آوری کردم...کل فصل 17 هماهنگ با نسخه وب

Etiketler

web
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
Yayınlandı: 2021-09-24
İndirmeler: 51
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫ آنچه در آناتومی گری ‫گذشت...

خب، سیندی رایت

‫اون متناسب پروفایله

‫این زن را به جرم ‫قاچاق کودک دستگیر کنید!

‫لطفاً دکتر دلوکا رو ‫به دفتر من هدایت کنید

‫چی؟ من ؟! چی، ‫می‌خواید همینجوری بذارید بره؟

‫من کاریو کردم که لازم بود بکنم!

‫اندرو ، شبیه ‫پدرت شدی

‫ایشون جماست

‫- اون یک دوسته ‫- میبینم

‫من یه مشکلی دارم ‫چی شده؟

‫مسمومیت با کبالت ‫ زوال عقل را توضیح میده

‫افسردگی ، توهم ، ‫لرزش... همه چیزو

‫اینم یکی دیگه از ‫ حقه های ذهنیته؟

‫تو وقتی اخراج ‫شدم کنارم موندی؟

‫من خسته شدم ازبس ‫ گفتم بیشتر میخوام

‫امیدوارم بتونی کسیو پیدا ‫کنی که اینو بهت بده

‫دکتر وینستون ندوگو

‫من از روز اول رزیدنتیم ‫ بهت نظر داشتم

‫نظرت راجعبه اسم ‫اسکات چیه؟

‫خیلی نازه

‫ما داریم ازدواج می‌کنیم ‫من یک زندگی با تو میخوام

‫ واقعاً مطمئنی که ‫میخوای این دریچه رو ببندی؟

‫پیام صوتی ‫ از دکتر آلتمن

‫نمیتونم باهات بیام ‫من دارم با اوون ازدواج میکنم

‫خیلی متاسفم عزیزم ‫دوباره برنامه‌ میذاریم

‫چرا دوباره برنامه‌ میذاریم؟

‫ من شنیدم در زمان ‫برخورد امواج جزر و مدی

‫ معمولاً افرادی در ساحل ‫به تماشاش می‌نشینن

‫ اونا میبینن که فاجعه درحال اتفاقه ‫میبینن که افق درحال ناپدید شدنه

‫ ولی حقیقتشو فقط زمانی میبیینن ‫که دیگه خیلی دیر شده

‫ یک سخنرانی برای رزیدنتی هست

‫ که برای آماده ساختن ما در مقابل چنین غافلگیریهایی ساخته شده

"‫به نام "اصول فاجعه

‫ که درآن جراحانِ آینده تصور میکنند

‫ درصورت وقوع یک اتفاق ‫غیرقابل تصور، چیکار میکردند

‫ اما این کامل نیست

‫ چون بااینکه برنامه‌ریزی ‫برای بدترین اتفاقات میتونه خوب باشه ‫ "فروردین 1399"

‫ تو واقعاً نمیتونی بفهمی که ‫چطور باید ادارش کنی

‫ تا وقتیکه میفهمی دقیقاً وسط داستانی

‫ و داری زیر موجها دست و پا ‫میزنی تا غرق نشی

‫آناتومی گری ‫ قسمت اول فصل هفدهم

‫ترجمه و زیرنویس ‫ نسیم پیله‌ور ابریشم

‫ممنوون!

‫آره! ممنون از همتون!

‫ این قسمت ‫«مهمانیِ فردا»

‫ بعد از تغییر شیفت میبینمت

‫اون بیرون مراقب باش

‫تو اون‌تو مراقب باش

‫ما همه کارها را ‫درست انجام میدیم

‫ما ماسک زدیم ‫ما دستکش پوشیدیم

‫ما انتشارو کاهش میدیم

‫من خوبم ‫ خانوادم خوبه...

‫اوه! لطفاً نگو که ‫علائم داری

‫من قطعاً هیچ علائمی ندارم

‫من اینجام تا کار کنم

‫من بدون کبالتم میراندا.

‫من توانبخشی مفصل ران رو انجام دادم. ‫من بهتر از همیشم.

‫فقط بگو کجا منو میخوای ‫ اما نگو که برگرد خونه

‫خب، همه چیز تغییر کرده

‫یعنی دیگه ‫تخصصها اهمیتی ندارن

‫جراحان دما را بررسی میکنن

‫سرپرستین معاینه میکنن ‫اینجا دیوونه خونه است

‫خب بهتره اطرافو نشونم بدی

‫اگه خیلی سرت شلوغ نیست

‫میتونی با یک رزیدنت بدرقم کنی

‫میدونی، دوست دارم یه ‫سلامی به دلوکا بکنم

‫دلوکا دیگه رزیدنت نیست.

‫پس، اندرو در اتاق تماس شماره 3 است

‫اون امروز حتی نمیخواست ‫بیادش داخل

‫اما من فکر کردم که نباید ‫تنها بمونه ، پس...

‫درسته، آخه تو خیلی ‫ نگران خوب شدن اونی

‫باور نکردنیه.

‫الان چه بلایی سر ‫ دلوکا اومده؟

‫اون به‌سختی تونست بعد از ‫ جراحی ریچارد از جاش بلند شه

‫این افسردگیه که همیشه ‫بعد از جنون ایجاد میشه

‫تو میدونستی که این اتفاق میافته ‫اما به هر حال بهش فشار آوردی

‫و شما هم بهش اجازه دادی

‫اولین مرحله برای تمام ‫کارمندان تعدادی سوال

‫و اگر دمای بدنت حتی ‫یه مو بالاتر از 100 درجه باشه

‫ برمیگردی خانه ‫ هیچ استثنایی هم نداره

‫و وقتی پاک شدی... ‫اینجا ،بیا اینجا...

‫تعویض میکنی

‫ و یک ماسک N95 جدید تحویل میگیری

‫خیلی خوب، بیا حرکتش بدیم

‫پیک نیک چطور بود؟

‫در واقع تبدیل به همونجا ‫خوابیدن شد

‫ کف اتاق لباسشویی؟

‫آره، زولا نمیخواست که من برم

‫و من-من خیلی خسته بودم و ‫نمیتونستم برگردم اتاق هتل

پس اون کف آشپزخانه پیک نیک کرد

‫و من غذا گرفتم

‫و از پشت در ‫با هم حرف زدیم

‫و بعد من با چند تا پتوی بچه که ‫ از خشک کن پیدا کردم یک تخت درست کردم

‫تو خیلی خاله خوبی هستی

‫آره ، کمر درد داره میکشتم

‫اما مطمئناً خوابیدن در ‫تخت اتاق هتلم حالمو بهتر میکنه

‫و تماشای آمار وحشتناک اخبار، و !‫دونستن این که، این تازه نصف ماجرا هم نیست

‫آره، من سعی کردم برای ‫مادربزرگم توضیح بدم

‫که این چطور روی سیاه ‫پوستها بیشتر اثر داره

‫اما اون فقط میخواد راجب به اینکه چقدر ‫ رفتن اینترنتی به کلیساها بیحرمتیه حرف بزنه

‫دکتر اندوگو ما یک تشریح داریم.

‫اوه ، باید برم عزیزم ‫عاشقتم!

‫ -عاشقتم؟؟ ‫- هوم؟!

‫داشتی تلفن منو گوش میکردی؟

‫نه از روی عمد

‫گرچه، به نظر میرسه ‫همه چیز خیلی خوبه

‫اگر به مرحله "عاشقتم" رسیدی

‫خوب نیستیم، نیستم... ‫ما...

‫این فقط... چیزیه که همه مردم میگن

‫- ناخودآگاه ‫- واقعاً؟

‫ ویک چطوره؟

‫ واقعاً خیلی قشنگه که هرروز برامون دست میزنن

‫من... من واقعاً ممنونشم

‫- آره آره. ‫- واقعاً همینطوره

‫قشنگه

‫اوه ، مهمون داریم

‫کی اومده اینجا تا مارو ببینه؟

‫هی ، هی ‫- هی ، من...

‫اوه تو! اوه

‫- اوه ، چی... ‫- اوه! نه

‫چه خبر شده؟ سلام.

‫نه نه. آآآم...

‫من فکر کردم...

‫ما پیام دادیم و ‫تو گفتی لخت بیا

‫ منظورم نبود همین الان ‫- باشه

‫- باشه. متاسفم، سلام؟ ‫ - سلام.

‫-بیا تو... ‫-نه ، نه ، می دونی چیه ؟ در واقع.. نه

‫خوبه، اشکالی نداره، مشکلی نیست

‫اونقدرا هم... بیرون سرد نیست ‫در واقع ، پس من فقط...

‫من میرم. ‫-هی لازم نیست بری

‫نه باید برم ، باشه؟

‫این ...

‫این خوب بود

‫این یک اشتباه بود ‫اما کُلش همین بود

‫من ...

‫من نامادری نیستم.

‫تو نامادری نیستی

‫من فقط... فردیم که جلوی ‫در پنت هاوس ظاهر میشه

‫با یه پالتو پف کرده و ‫هیچ چیز دیگه ای ، پس...

‫آره

‫وای. باشه.

‫هوم ، این خیلی زیاد و ‫ خیلی زود بود.

‫متشکرم.

‫سلام ، هریت ، واقعاً خوشحال شدم که

‫ خوشحالم که بعد از ‫این همه مدت باهات آشنا شدم

‫آم ، باشه ، خداحافظ.

‫موفق باشی

‫وقتی آجیل میخورم اینجوری میشه، ‫اما هیچ آجیلی نخوردم.

‫- فکر نمیکنم ‫- برچسبهای مواد غذایی خیلی کوچیکن

‫اینجا.

‫خوب ، 98.6.

‫پس شما باید خط ‫خط بنفش را تا بخش اورژانس دنبال کنید.

‫من دکتر چینی نمیخواما

‫اوه ، باشه

‫پس باید خط ‫سبز را تا محوطه پارکینگ دنبال کنید

‫مودبانه سوار ماشینتون بشید

‫و امیدوار باشید که دچار ‫شوک آنافیلاکتیک نشید

‫ خط بنفشو دنبال میکنم تا اورژانس

‫عالی

‫وای خدای من ‫ دکتر وبر

‫عالی به نظر میرسید ‫قلب قلب

‫پرز

‫بعدی

‫سلام

‫میتونی لطفاً مطمئن ‫بشی که این برسه به

‫- "آنا رورا" در طبقه ی کرونا؟ ‫- فقط بگذارش اونجا

‫اوه ، هی ، کارن ، اوه ‫میتونم یک خبر

‫از "آیک دانلسون" بگیرم؟ ‫اون دوست یکی از دوستامه

‫خوشحال میشم براتون ‫بررسی کنم دکتر هانت

‫- امیدوارم بچه ها خوب باشن. ‫ - آه، ممنون.

‫مامانم خیلی دست تنهاست ‫ ولی داره ادارش میکنه

‫اینجا یک چادر دیگه ‫ برای ملاقات کنندگانه

‫چون هیچ کدوم اجازه ندارن ‫داخل بیمارستان بیان ‫بجز همراه ‫ کودکان خردسال

‫- دکتر وبر؟ ‫- آه ، هانت

‫آلتمن؟ ‫ هنوزم آلتمنی؟

‫- آره هنوز آلتمنم ‫- آه

‫دوست ندارم برم، اما باید برگردم

‫آره منم یاد اومد...

‫خوب، موارد کم وخامت

‫برای قرنطینه شدن به ‫خانه فرستاده میشن

‫وخیمترها پذیرش میشن

‫کل اتاق عمل صدای ضبط شده

‫آلتمن و کوراسیک رو ‫ درحین رابطه شنیدن...

‫ یا اینم از حرفهای ‫ کبالت بوده؟

‫- کبالت نبوده ‫- اوه!

‫ نکن نکن

‫- تو بدی. ‫- نکنم؟

‫من فقط برگشتم تا ‫بتونم سوال بپرسم

‫چته.. چی؟

‫الان کل بخشهای شرقی ‫قسمت کروناییهاست

‫ما کل طبقات را مبدل به اتاقهای ‫فشار منفی کردیم.

‫بیماران وخیم به این آی.سی.یوی ‫ویژه کرونا منتقل میشن

‫تا الان به اندازه ‫کافی هواکش داریم

‫خب تجهیزات محافظتی کارکنان چطور؟

‫فعلاً از چیزهایی که داریم ‫چندبار استفاده میکنیم

‫اما بازم نیاز داریم ‫-وایسا

‫- نه نه نه نه. ‫- خب یکی اونجا کُد شد

‫ و اونجا کارمندانی داریم ‫که بهش رسیدگی کنن

‫ببین، بیمارستانها خیلی ‫از موارد خودشان را از دست میدن

More Farsi Persian subtitles for Grey's Anatomy

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left