İlk 200 satır.
.همیشه چیزهایی پیدا میکردیم
.خودکار. شعر
.جوراب
سطح اثیری مثل یه آهنربا
.برای رؤیاهای گمشده بود
.ذهنها
.چیز دیگهای بود که پیدا کردیم
،تو دنیای واقعی ،وقتی مردم ذهنشون رو از دست میدادن
.از اینجا سر در میآوردن
شما کی باشی؟
امروز چی داری؟
.یه نوزاد
یه نوزاد؟
.وای
.ببینش
میشه پسره رو بدیش من؟
.فکر کنم دختره، و نه
،اگه بچه میخوای .خودت میتونی بگردی یکی پیدا کنی
.بگردم .اون... من یه گرگم
.گرگها نمیگردن .شکار میکنیم
.شانس آوردی تو رو شکارت نکردم
.خب، همسایهام هستی .سخت نیست
هنوز دربارهی هولوکاست براش نگفتی؟
چی؟ - .باید بهش بگی -
.آمادهاش کن، آلیور
.میشه خیلی سریع بزرگ بشی .شعارم اینه
.همچنین، تبخال
،مطمئن شو بلافاصله .دربارهی تبخال بهش بگی
!برو گمشو !زودباش
!کیشته !برو! برو
.کلامیدیا رو یادت نره
.همسر
.شوهر
امروز چی گیرت اومد؟ - ،خب، یه نصفه ساندویچ -
.یه جوراب خیلی خوب و این نوزاد
.نوزاد
.خب، ببینش
.چقدر خوشگلی
.بیا بریم داخل
اسمش رو چی بذاریم؟
سوپ؟
.نه، سوپ رو نه، بچه رو
.اسمش سیدنیـه
از کجا میدونی؟
.خودش بهم گفت
دیگه چی گفت؟
.خب، هیچی .نوزاده
.یه جورایی آشنا میاد
.سید. سیدنی
.چیزی نیست
.همه چیز خوبه
.مامان گرفتت
.نرو
.نمیرم
گرچه، بار قبلی خونهی کاغذی رو .منفجر کرد
...ولی این خونه نیـه .نی قوی
.دووم میاره
میرم باهاش حرف میزنم، باشه؟
.سلام
...فقط
.این سینتیاست
تنها توی جنگل سرگردون بود .که پیداش کردم
،معصومیتش رو از دست داده .که واسه من برد محسوب میشه
تازه، هی، با خودش کلی ،سوزن کثیف آورده
پس تو فکر بودم... پارتیش کنیم؟
بوی سوپ میاد؟
.نه
.سلام، ملانی
.این سینتیاست - .سلام -
.امیدش رو از دست داده
عالی نیست؟
ببین، سعی داریم اینجا زندگی خوبی داشته باشیم
و این بچه رو با شگفتی ،و جادو بار بیاریم
پس باید دنیای واقعی رو .بیرون نگه داریم
جادو دوست دارید؟
.چون من جادو بلدم
.توی آستینم بود
.برو گمشو
.تو نه، عزیزم
.بیا داخل .یکم سوپ بخور
.شرمنده
.گوش کن، عصبی نباش
.باید جابجا بشیم
.همینه
.بینقصه
...بله، اون عالیه واسه
چرا بعضی موسیقیها خوشحالت میکنن
ولی یه سری دیگه ناراحتت میکنن؟
.سؤال خوبیه
فرق بین آکورد
ماژور و مینور رو بلدی؟
.پنج سالمه
.بهونه نیار .وقتی رسیدیم خونه یادت میدم
چرا مردم توی بارون چتر میارن ولی نه توی برف؟
.ساکت باش دیگه
این وسایل مال کیه؟
.مردم توی دنیای واقعی
،وقتی چیزی رو یادشون میره
.وقتی دیگه مهم نیست، میاد اینجا
.بهش میگم هدی
.دختر کوچولو
.اونطرفی نه
چرا؟
چی هست؟
.بهش میگن شترمرغ
.صبرکن، درست نیست
اون پرنده بزرگه است، نه؟
.نه، شهر
.بهش میگن شهر
.همچنین به عنوان دنیای واقعی شناخته میشه
چی باعث میشه واقعی بشه؟
.وقتی بزرگتر شدی توضیح میدم
.نه، الان
،اونطوری نیست .دختر کوچولو
،من باباییام ،و تو بچهای
و وقتی بزرگتر شدی از دنیای واقعی .برات میگم
حالا زودباش. مامانی پای .حیوان شکمپر درست کرده
.نمیخوایم دیر برسیم
.مردم فکر میکنن مرگ ترسناکه
خیلی ترسناکه، ها؟
.یعنی، ببینش
پر از لجن، و اونها چی هستن، کرم؟
.فقط طبیعته
.بچهها هم میمیرن، میدونی
.همه .والدینت
،اون باید ترسناک باشه دونستنش، ها؟
مامانم بهم گفته مرگ .فقط بخشی از زندگیه
گفته، نه؟
!سیندی
.باید برم .خدافظ
.صبرکن، صبرکن دربارهی کلامیدیا برات گفته؟
.قصهی موقع خواب برام تعریف کن
،روزی روزگاری
دختری بود
.که خارقالعادهترین توانایی رو داشت
میتونست حس حیوانات رو .درک کنه
،وقتی یه الاغ انگشتش به جایی میکوبید .انگشت اون هم درد میگرفت
،هر بار یه میمون ناراحت میشد
.اون هم ناراحت میشد
.قدرت خاصش بود
و اسم قدرت خاصش رو گذاشته بود
.دلسوزی
.و دلسوزی دوستش بود
.همه کاری باهم میکردن
ولی سخته یه دختر کوچیک احساسات دیگران رو
.درک کنه
،و شروع کرد به فکر کردن
...اونها کجا تموم میشن
و من شروع میشم؟
.نه. نه. نه
.سینتیا
.سلام
شده دلت برای والدینت تنگ بشه؟
.والدین واقعیت
توی دنیای واقعی؟
مامانت الکلی نبود؟
.عاشق اون کلمهام .الکلی
.خیلی... مثبت به نظر میاد
...که
یادته چطوری شب تو تخت میخوابوندت
و لای موهاش استفراغ بود؟
.دیگه اینجا زندگی میکنم
.پیش رودخانه و درختها
و کنی؟
شده دلت برای کنی تنگ بشه؟
.کنی کتکم میزد
.کنی خیلی متأسفه، عزیزم
.بدجوری میخواد برگردی خونه
.خیلی خیلی خیلی دوستت داره
.باید برگردم داخل
.هی
.ببین چی پیدا کردم
.دیگه مصرف نمیکنم
.بیخیال
.چرا که میکنی
.نترس، خوشگله
فکر میکنی لامپ از تاریکی میترسه؟
.لامپ عاشق تاریکیه
...چون توی تاریکی
.میتونه بتابه...
.برام بتاب، عزیزم
.پس، بچهها از اونجا میان
،و چند سال دیگه بدنت شروع به تغییر میکنه
.که بیشتر شبیه مال مامانی بشه
.طبیعیترین چیز در دنیاست
سؤالی نداری؟
کلامیدیا چیه؟
اون کلمه رو از کجا شنیدی؟
.از ولف
...خب
،میدونی که ،وقتی کسی نزدیکت عطسه میکنه
سرما میخوری؟
خب، چون سرما خوردگی ،یه ویروسه
و عطسه ویروس رو ،به تو منتقل میکنه
،و کلامیدیا یه جورایی مثل سرماخوردگیه .فقط برای واژنت
و با انجام سکس محافظت نشده
.با کسی که ویروسش رو داره میگیریش
منطقیه؟
.بدنها عجیبن
خب، فکر کنم دنبال کلمهی .زیبا میگردی
No comments yet. Be the first to leave one.