İlk 200 satır.
بين سالهايي که اقيانوسها آتلانتيس را نوشيدند
و قيام پسران آرياس
دوران عجيبي وجود داشت
که قلمروهاي پادشاهي در سراسر جهان ادامه پيدا ميکرد
کنان سيمري، در همين دوران با شمشيري در دست، ظهور کرد
من بعنوان تاريخنويس او از حماسهاش به خوبي آگاهم
بگذاريد از روزهاي ماجراجويي او برايتان بگويم
کنان نابودگر
گمونم بازرگان رو عصباني کرديم - تعجبي هم نداره -
ولي ما که دار و ندارش رو ندزديديم - آخه فرصت نکرديم -
اينا چرا راحت ما رو نميکشن؟ - شايد ميخوان ما رو بگيرن -
بعد تا سرحد مرگ شکنجه کنن
کنان، به دادم برس
ميدوني من کي هستم؟ - تاراميس -
ملکه تاراميس - ملکه من که نيستي -
مگه تو ملکه هم داري؟ تو يه سيمري هستي
سيمريها هيچ حکمراني ندارن
تو يه بربر وحشي هستي که از هفت دولت آزادي
از هيچکس پيروي نميکني مگه همينطوري نيست؟
چرا، هميشه هم همينطوري ميمونم
چي ميخواي؟ - به کمکت احتياج دارم -
نه - نه؟ -
نميخواي بدوني اگه کمکم کني چه پاداشي بهت ميدم؟
تو چيزي نداري که من بخوام
تو داشتي دعا ميکردي، کنان براي چي دعا ميکردي؟
به زيارتگاه نگاه کن
ببين براي چي داشتي دعا ميکردي
چي توي دلته، کنان؟
فکر کن
چيزي که با تمام وجودت ميخواي، بهم نشون بده
والريا - اين والريا کجاست؟ -
پيش کرام - خداي تو؟ -
با خداي من همنشين شده
تو نميتوني چيزي که ميخوام، بهم بدي
چرا، ميتونم - يعني ميتوني مردهها رو زنده کني؟ -
اگه کاري که ازت ميخوام بکني منم اون رو بهت ميدم
بيدار شو
فراموش نکن - بهم بگو چي کار بايد بکنم؟ -
به زودي ميفهمي
اونجا رو، اون کنانه
اون حيوون به نظرت آشنا نمياد؟
چرا، آشناست بابت اتفاق دفعه پيش، شرمندم حيوون
ملت عاشقمونن
مينوشيم به سلامتي داگوث خداوندگار رويا
ازم ميخواي برات چي کار کنم؟ - در ازاي برگردوندن زني که دوستش داري؟ -
بله
توي طومارهاي اسکلاس نوشته شده
دختري با علامت خاصي متولد ميشه که بايد به سفر خطرناکي بره
سرنوشتش اينطوره
خواهرزاده من، جينا همچين علامتي رو داره
ازت ميخوام به اون سفر ببريش - کجا؟ -
جينا بهت نشون ميده
از روز تولدش براي اين سفر آماده شده
بايد کليدي رو پيدا کنه کليدي که فقط اون ميتونه لمسش کنه
درست همونطور که در طومارهاي اسکلاس نوشته شده
کليد کجاست؟ - توي يه قلعه -
ازش نگهباني ميشه؟ - توسط جادوگري به اسم توتآمون -
يه جادوگر؟ - ترسيدي؟ -
پس از جادو ميترسي
بايد باهاش کنار بياي
شمشير چه فايدهاي در مقابل جادو داره؟
پس ميترسي بري؟ - نه، يه راهي براش پيدا ميکنم -
اين کليد براي باز کردن چيه؟ - يه گنج -
يه شاخ جواهرنشان که فقط جينا ميتونه بدستش بياره
فقط اون ميتونه تو رو بهش برسونه
وقتي بدستش آورد، برش ميگردوني پيش من
بعد به پاداشي که ميخواي ميرسي
هر دوي ما به چيزي که ميخوايم ميرسيم از طريق جادو
نه
چيزي نيست، نترس
فقط خواب ديدي، همش يه خواب بود - ..نه، ديدمش -
خواب ديدي، همين
نترس، دراز بکش - من ديدمش -
دوباره ديدمش - تو هيچي نديدي -
از روي هيجان سفر، دچار کابوس شدي
بهتره بگيري بخوابي
..من ديدمش
ديدمش
باور کنين ديدمش
سفر تو فردا آغاز ميشه
به نيروي خودت احتياج داري سرنوشت پيش روته
بخواب
بخواب
سرنوشت همه ما پيش رومونه حتي سرنوشت کنان
گرچه هنوز ازش بيخبره - ما به اون نيازي نداريم، بانوي من -
دلم نميخواد فرمانده نگهبانهام، کليد بدزده اين وظيفه يه دزده
چيزي که از تو ميخوام اينه که مراقب باشي اين بچه عزيز، سالم به قصر برگرده
هم گنج باهاش باشه و هم خودش باکره باشه
از هر دوي اونها محافظت ميکنم
بهتره همينطور باشه دوست من، چون وقتي اون برميگرده پيشم، بايد باکره باشه
تا بدون هيچ اشکالي، قرباني بشه
يه چيز ديگه، بومباتا
کار عاقلانهاي نيست که شاهدزدها نزديک گنج باشه
وقتي کليد در اختيار خواهرزادم قرار گرفت شمشيرت رو توي قلب کنان فرو کن
گارد ويژه رو با خودت ببر. ميتونن توي لحظه مناسب بهت کمک کنن
کنان بايد بميره
به نظرت خوشتيپه؟
خيلي هم زشته
اون رو نميگم که، منظورم کنانه
خودت نميتوني تشخيص بدي؟
چطوري بتونم؟ مگه توي عمرم چندتا مرد ديدم؟
يه مرد واقعي
هميشه فقط تو رو ديدم
قصد توهين بهت نداشتم، بومباتا
آره، واقعا خوشتيپه
کنان واستا، بايد ازين طرف بريم
الان وقتش نيست - تو بايد از من اطاعت کني -
مگه بهت نگفتن؟ هر کاري يه قانوني داره
ميدونم، ولي پاي جادو وسطه
بايد بتونم در مقابل جادو مبارزه کنم
آکيرو
کرام
ميخوان باهاش چي کار کنن؟ - جاي ناهار بخورنش -
اين وحشيها بايد ازم ممنون باشن که نذاشتم با خوردن تو، اسهال بگيرن
واسه چي خواستن يه کچل زشتي مثل تو رو بخورن آخه؟
فکر کرده بودن اگه منو بخورن جادوي من وارد خونشون ميشه
کاش حداقل قبلش تو رو ميشستن
بهت احتياج دارم - در خدمتم -
بيشتر از اين کليد برام بگو
يه کليد معمولي نيست، يه جواهره
جواهر؟ - بله، قلب اهريمن -
ميشه انداختش به سر و گردن؟ - فقط من ميتونم -
هيچکس نميتونه بهش دست بزنه
اگه چيزي اينجا چشمت رو گرفت سعي کن ندزديش
خودم ميدونم کي دزدي کنم، کي نکنم
بزنينش، بگيرينش
مگه چي کار کرده؟ - با يه دسته سارق اومده بودن دهکده رو غارت کنن -
باقيشون کشته شدن، الانم نوبت اينه
البته وقتي از آزارش خسته شديم
زود نکشينش
برو نجاتش بده - دزدها بايد دار زده بشن -
کنان، شش نفري افتادن به جونش
..يکي، دوتا، سه تا آره، راست ميگي
تازه پاش هم بستن
يه کاري بکن ديگه
واستين
گمونم يه رفيق پيدا کرديم - شما بمونين -
چي ميخواي؟
ميخوام باهاتون بيام - بزن به چاک -
بذار با کنان صحبت کنم - گفتم برو پي کارت -
واستا
ازينجا برو
قسم ميخورم اگه کنان اجازه بده باهاش بيام جونم رو براش ميدم
ببينيم و تعريف کنيم
قلعه توتآمون، کليد همينجاست
اون رو بيار پيش من، کنان
همين الان بايد بريم - صبح ميريم -
من رهبر اين گروهم - خب صبح رهبري کن -
اونطوري بهتره، بايد استراحت کنيم
نظر منم دقيقا همينه
بخواب
با طلوع خورشيد، قلب اهريمن رو لمس خواهي کرد
پس از يک هزار سال انتظار
اونجا رو
جينا.. جينا
جينا
آکيرو، اون کجاست؟
اونجاست
کي اون رو برده؟ - يه پرنده غولپيکر -
يه پرنده از دود
سوار قايق بشين
يه نفر بايد بمونه مراقب اسبها باشه
ملک
منظورم که خودم نبودم
من پارو ميزنم
خيلي دير کردين، دوستان
ولي به هرحال بياين
چطوري واردش بشيم؟ ورودي ديگهاي داره؟
اين زير يه راهي هست
منظورت زير آبه؟ - تو اگه ميخواي، بمون همينجا -
تنهايي؟
اينا به من احتياج دارن
بومباتا
بيا با جادو بازش کن
خاک تو سرت با اين جادوگريت بهتره بري شعبدهبازي کني
پاشو، بزنش
منم بودم دقيقا همين کار رو ميکردما دقيقا عين همين
فقط دو تا آينه مونده جادوگر تو هم پشت يکي ازونايي
کدومش؟
نه، اينجا نيست - اينجا ماييم -
بومباتا
بومباتا
بومباتا
بومباتا
بهت احتياج دارم
بومباتا
..بومباتا - چيزي نيست -
کرام
زودباشين، بايد ازينجا بريم بيرون
عجله کنين
بومباتا
نيست و نابود شد
کمک! بومباتا کمکم کن
بومباتا، کجايي؟
منو بذار زمين، ميشنوي؟ بذارم زمين
مراقب باش زنيکه احمق
بومباتا، بس کن
چرا؟ - فکر کردم ميخواي بلايي سر دختره بياري -
اين يکي از نگهبانهاي ملکهست
چرا بهمون حمله کردن؟ - طبق دستور ملکه نبوده -
No comments yet. Be the first to leave one.