İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
آخه، این ماه عسلمونه
بین این همه جا میخواستی بیای قبرستون؟
واقعا عجیبی
خوشم میاد وسط پارک قبرستونه
توی کوه خاک نشدی یا خاکسترات توی دریا پخش نشدن
نزدیک خونت خاک شدی
مرگو پوچ جلوه میده
شاید
قبر زنشه؟
چی؟ یعنی چی؟
اون مرد پیر اونجا
کسی رو نمیبینم
اونجا بود
نترسون منو
میدونی
اون شوهرای توی فیلما
که هر روز یه گل میبرن سر قبر همسر مردهاشون
شبیه اونا بود
یادت باشه
من همچین کاری برات نمیکنم
نمیکنی؟
،اگه قبل من بمیری
من یه روز بیشتر زندگی میکنم
و بعد دنبالت میام
خب حالا
راست میگم
چطور بدون تو زندگی کنم؟
باشه بابا
واقعا میگم
بسه
لحظه های شادمون برامون مهمه
ولی نمیدونیم
آینده برامون چه نقشه هایی کشیده
برای همین قولایی میدیم که نمیتونیم انجامشون بدیم
و میخندیم انگار همیشه لحظه های شاد ادامه دارن
به هرحال، یه وجه تاریک پشت اون خاطراته
وقتی لحظه جادویی از بین رفت
،و سختیا باعث شدن بخوام که تسلیم بشم
یه فکری به ذهنم رسید
"آره کلی بدبختی دارم میکشم ولی تو رو دارم"
و این باعث شد تحمل کنم
،به هر حال
باید یه تصمیم سخت میگرفتم
...پس
داری میگی
تصمیم بگیرم؟
حافظه امو از دست میدم اگه جراحی کنم
و اگه نکنم میمیرم
داری میگی بین بد و بدتر انتخاب کنم؟
نه- پس چی؟-
فراموش کن
...تظاهر میکنم
همش یه رویای قشنگ بود
ولم کن گفتم، ولم کن
تصمیمی نگیر
فکر نکن
بهم گوش بده
فقط... زنده بمون
انجامش بده
...لطفا
زنده بمون
باشه؟
ههاین
لطفا زنده بمون
اون موقع، اصلا نمیدونستیم
اون طرف چی منتظرمون بود
کجا میری؟- دیدن ههاین-
رفته آلمان برای جراحی- برای همین دارم میرم-
،هیونوو پیششه برای چی تو میری؟
وظایف خودمو دارم تا انجام بدم
وظیفه ات و چیزی که باید ازش محافظت کنی اینجاست
چرا انقدر وابسته ای به دختری که داره میمیره؟
نمیمیره
،جراحی نجاتش میده و خاطرات بدو فراموش میکنه
از نو شروع میکنه
فکر میکنی بهت فرصت میده؟
موافق نیستی؟
بومسوک میخواد جاتو بگیره
بومجون با رئسایی که طرفشن رو از وقتی برگشته ملاقات کرده
زمان جلسه سهامدارا نزدیکه
میخوای همه اشو فقط به خاطر هونگ ههاین خراب کنی؟
چت شده؟
نباید ولم میکردی
همهاش به خاطر اینه که ولم کردی
درباره اینکه این خانواده چقدر خوبه
که به خاطرش پسر خودتو ول کردی کنجکاو نمیشدم
یا به ههاین حسودیم نمیشد ...و در آخر
عاشقش نمیشدم
چی میخوای تا تمومش کنی؟
نمیتونم توقف کنم
نه تا وقتی که بمیرم
باشه
پس بذار کمکت کنم
میرید فرانکفورت؟
آره
جسد پیدا شده در نزدیکی مخزن آب سامبانگ) (هویتش پیونه
چطور پیدام کردی؟
،هر روز میری بیرون برای همین اومدم دنبالت
حداقل زیاد تلاش میکنی
برای چی؟
اگه میخوای بری بهشت باید کلی دعا کنی
اینطوری میتونیم، همو ببینیم
بعد از مرگ
مگه حتما میری بهشت؟
واضح نیست؟
دعا نمیکردم برم بهشت
پس؟
دعا کردم جراحی بشی
به خدا گفتم که نمیخوام همه چی رو یادت بمونه
دعا کردم فقط زنده بمونی
چه دعای به دردنخوری
بریم
ما هم یدونه بنویسیم؟
یه چیز به دردنخور مینویسی
بریم
بهت وقت کافی دادم تا فکر کنی
دیگه نمیتونیم عقبش بندازیم
،یه نوبت گرفتم بیا بعد صبحونه بریم
باید بریم یه جایی
کجا؟
یادته اینجا رو؟
برای ماه عسل اومدیم
آره
گفتی قشنگه و کلی عکس گرفتی
یه مشروب خوریم نزدیک اینجا بود
آبجو خوردیم و دعوا کردیم
آره گفتی من خیلی کیوتم وقتی مستم
و گفتی دیگه کیوت بازی درنیارم
نه
کامل یادمه
،گفتم فقط جلوی من کیوت باش
ولی همه دخترا زل زده بودن بهت
نمیدونستم. چرا؟ چون چشمام فقط روی تو بود
واقعا؟
اون موقع که اینو گفتی زود عصبانیتم رفع شد
عصبانیتت زود تموم نشد
دو ساعت باهام قهر بودی
...به هرحال
موقع برگشت به هتل از اینجا رد شدیم
و ماه کامل و خوشگلو دیدیم
راست میگی بزرگ و قشنگ بود
هنوز عکسشو دارم
،هنوزم بوی اون روز
ماه و باد
رو یادمه
خاطرات همینن
زنده بودن معنیش اینه که
قدر خاطراتو بدونیم و ازشون قدرت بگیریم
برای همین اون خاطرات منو
و زندگی منو میسازن
و من از دستشون میدم
اینجا تبدیل میشه به یه مکان عادی برای من
...و تو برام
غریبه میشی
دیگه خودم نیستم اونطوری
برای همین عمل نمیکنم
،به عنوان خودم زندگی کردم
و همونجورم میمیرم
خدایا، بومجا دیوونه شدی؟
چیکار میکنی؟
کجا میری؟ برمیگردی یونگدوری؟
به خودت بیا برگرد خونه
یابو این خیلی اشتباهه
بریم خرید
بریم فروشگاه سلام بیکسبی
گوش میدم- یونگدوری-
خاک تو سرم
واقعا برگشتم
مگه اینجا خونته زنیکه؟
باید لاستیکمو سوراخ میکردم
!ترسوندیم گوساله
!ترسوندی منو- اینجا چیکار میکنی؟-
میدونم که
کیک گردو دوست داری
من؟- آره-
برات یکم خریدم- آها-
ولی چرا اینجایی؟
اینجا خونه یونگسونگه
واقعا؟
خونه رو اشتباه گرفتم
خانم بومجا
…چی
…چرا- اومده دیدنم-
بهم توجه میکنه
یه کم چای میخوای؟
چای آلوی خوشمزه داریم
…باید- نه خیلی ممنون-
اومده به دیدنم آدرس اشتباه اومد
این دور و بر میبینمت بیا بریم. سرده
خیلی خب- بازم-
حتی اگه برای من نیومدی بیا چای بخور
به کم کیک هم بخور تازه پختمشون
خدایا
هیونگ نیم
نگاهت به زندگی خیلی مدرنه
فقط خیلی خیلی کم کار میکنی؟
اونقدری که فکر میکنیم برای زندگی نیاز نداریم
پس دیگه چیکار میکنی؟- کتاب میخونم و آهنگ گوش میدم-
فکر کنم پیداش کردم
No comments yet. Be the first to leave one.