İlk 200 satır.
...آنچه گذشت
بین تو و کریس چه خبره؟
حالا که فصل داره تموم میشه
کم کم داره برام تبدیل به عذاب میشه
بیا بالا
موقع بلند کردم اسکوتر آبی احساس کردم کمرم تقه کرد
ولی آستانه تحمل دردم نسبتاً بالاست
میخوام یه دکتر بیاد اینجا یکی از خدمه عرشه رو ویزیت کنه
احساس کردم همسترینگم کش اومد
فقط سیرا مونده
من میرم راز بکشم
میخوای نیم ساعت کنار من دراز بکشی؟
آره
زیردستهات هم دراز میکشن؟
نه
از نظر خدمات همهچی روبراهه؟
راستش نه
جنا خدمات و رختشویی رو انداخته گردن مدیسون
خب
که خودش بره با آدام چرت بزنه
خیلی وقته چنین احساسی نداشتهم
من بیشتر عمرم رو صرف قایقرانی کردم
بعضی وقتها لازمه یه خورده خودخواه باشی
...از نظر تو مشکلی چیزی وجود نداره که
...نمیخواستم چیزی بگم یعنی نمیخوام چیزی بگم
فقط میخوام کارم رو انجام بدم
بیا بغلم
جدیداً هرچی بغلت میکنم سیر نمیشم
من با زوجهای زیادی کار کردهم
غیر حرفهایه و باید تموم بشه
به نظرم خدمات رسانی یه مقدار ضعیف شده
یه لحظه وقت داری؟ - آره، آره -
این مشکلیه که باید همین حالا رفع بشه
:ترجمه و زیرنویس آقای میم
یه سری نکتهها توجم رو جلب کرده
دو نفر از خدمه داخلی همزمان رفته بودن استراحت تو و جورجیا
در طول روز وقتی مهمونها رو عرشهن
یه نفر باید استراحت کنه
و دو نفر باید در دسترس باشن
همچین اتفاقی اصلاً نیفتاده
به نظر میرسید که افتاده
من با مدیسون صحبت کردم و موجه شدم که
تو و جورجیا همزمان رفته بودین برای استراحت
و مسئولیت کابین و رختشورخونه افتاده بود گردن اون
که اصلاً کار درستی نیست
اگه ندونم کدوم روز رو میگی نمیتونم توضیح بدم
...ولی میدونم که من و جورجیا - روز دوم -
اون روز رو یادم نیست
هرچند همین دو روز پیش بوده
ولی باید درک کنی که شنیدن نقد منفی کلافهکنندهست
و من یه خورده حالت تدافعی دارم
چون برای برنامهریزی هم خیلی فکر میکنم هم خیلی تلاش میکنم
خب
که مطمئن بشم مهمونها خوشحالن
...و اینجوری نیست که - خب -
بگم گور باباشون، من میرم استراحت کنم
خب... مسئله اینه که تو و آدام با هم رفته بودین استراحت کنین
که بتونین با هم خلوت کنین
این باعث جلب توجه میشه
من هم خیلی چیزها بین شما دوتا دیدهم
چیزهایی که ندیدهم رو فقط میتونم تصور کنم
ما که رو پیشخون با هم نخوابیدیم
وجهه خوبی نداره متوجه منظورم میشی؟
آره، ولی کجا میشه رابطه صمیمی برقرار کرد؟
مشکل من این نیست
تو همچین شرایطی باید محتاط باشیم
یعنی به آدام بگم به من دست نزنه؟
اگه دوست داری با جفتتون ه عنوان زوج صحبت کنم
خوشحال میشم همین کار رو بکنم
یه لطفی به من بکن یه خورده مراعات کن
میخوام سفر آخر به بهترین وجه ممکن تموم بشه
همهمون باید یه خورده بیشتر تلاش کنیم
خیلی ممنون
در مورد چی جلسه گذاشتهن؟
راستش اصلاً نمیدونم
اصلاً خبر ندارم
فقط میخوام زودتر قایق رو مرتب کنم
من فقط میخوام بدونم چه خبره
پرسیدم تو میدونی چه خبره یا نه؟
من از کجا بدونم چه خبره؟
من هم اندازه تو میدونم
سلام
تو میدونی من از کدوم طرف باید برم؟
من دکترم - بله، بله، دکتر -
سلام - این کریسه -
من خیلی علاقهای ندارم که برم پیش دکتر
فقط باید یه خورده رعایت کنم خودش خود به خود خوب میشه
تعریف کن ببینم
مشکلت از کی شروع شده؟
از پریروز داشتم یه اسکوتر آبی بلند میکردم
درد از کمرم شروع شد
رسید به پاهام
پاشنه و قسمت بیرونی پام
بیحس شده یعنی مورمور میشه
ازت میخوام چشمهات رو ببندی
پات رو با این لمس میکنم
خیلی کم حسش میکنم
آره، به زور میتونم حسش کنم
خب به نرم مشکل بزرگی داریم
باید فوراً آزمایش امآرآی بدی
واقعاً - بله -
میتونم کارم رو ادامه بدم؟
شرایطت برای کار کردن مناسب نیست
نمیدونم مشکلم چیه
تا حالا همچین دردی رو تجربه نکرده بودم ترسناکه
نمیدونم چه اتفاقی ممکنه بیفته
اصلاً حوصله هیچ کاری ندارم
از این وضعیت متنفرم
چرا نمیری استراحت کنی؟
نمیخوام تو دردسر بیفتم
خیلی کلافهم
چی داری میگی؟
انگار بعضی از خدمه فکر میکنن اونموقع که نیم ساعت استراحت کردیم
کار نمیکردیم
دیگه حق نداریم به همدیگه دست بزنیم
فراموشش کن تنها کاریه که از دستمون بر میاد
فراموش کردن اینجور چیزها برای من سخته
چون از صبح تا شب اینجا جون میکنم
بعد میاد میگه خدمات رضایتبخش نیست
گمشو بابا
خدمات بیقص بده
و غذا هم که میدونم بینقص بوده، پس
متأسفم که کاسه کوزها رو سر تو شکست
به خاطر این کلافهم که هی میگن
آدم نمیتونه هم خوشحال باشه هم با شریک زندگیش تو یه محیط کار کنه
تا آخر سفر دیگه بهت دست نمیزنم
ولی بذار قبلش برای آخرین بار بغلت کمن
چون دیگه اجازه نداریم به هم دست بزنیم
زود باش، زود باش زود باش، زود باش
سلام - کاپیتان -
همهچی مرتبه؟ - یه مشکلی داریم -
خب
عصب خروجی از مهره پنجم کمر یا مهره خاجی اول
آسیب دیده - خب -
و این نشونه بدیه
باید فوراً آزمایش امآرآی بده، در نتیجه
تا وقتی جواب آزمایش نیاد نمیتونه کار کنه
باید استراحت مطلق داشته باشه
کریس یکی از بهترین خدمه عرشه منه
به خاطر همین نگرانشم
ولی یه سفر دیگه هم داریم
که فردا شروع میشه
گزینههای پیش روی من چیه؟
بذار آزمایش امآرآی رو زودتر انجام بدیم
اگه امکان کار کردن وجو داشته باشه میخوام کار کنم
میخوام کار کنم - آره، میدونم -
میدونم
خب، بعداً دوباره همدیگه رو میبینیم
حتماً، خیلی ممنون
تا آخر سفر بعد فقط میخندم
چون خیلی خندهداره
نظر دکتر چی بود؟
تو برو آزمایش رو انجام بده
ولی امکانش هست که نتونه کار کنه
ولی من طنابها رو بلند میکردم، کار میکردم
آره، انگار فکر خوبی نبوده
احتمالاً برات ضرر داشته
پیشنهاد میکنم زودتر بهش رسیدگی کنی
حالا بذار برم آزمایش امآرآی بدم
بعدش بیا ببینیم چکار میشه کرد
شرمنده رفقا - اشکالی نداره -
اعصابم خورده، چون عملاً از شر کسی که از کارش سر در نمیورد خلاص شدم
و به جاش کسی گیرم اومد که به خودش آسیب زده و نمیتونه کار کنه
این هم شد شانس؟
بلا که میاد از در و دیوار میاد
فقط منم و تو
یعنی چی که فقط منم و تو
دخلش اومده باید استراحت مطلق داشته باشه
کمرش داغون شده - تا کی؟ -
احتمالاً تا آخر سفر
اینجوری که نمیشه
مدیسون - بله؟ -
من الان خیلی کلافهم
چرا؟
چون خوشم نمیاد کسی گند بزنه به زندگی شخصیم
خب - و احساس میکنم تو دقیقاً همین کار رو کردی -
چطور؟
از بس رفتی زیر گوش بقیه گفتی که
رابطه من و آدام چقدر رو مخته
گلن هم امروز داشت در مورد همین حرف میزد
راستش من هیچ حرفی نزدم
گلن اومد پیشم گفت مشکلی نداری؟
من هم گفتم: نه، هرکاری میکنن به خودشون مربوطه
همه دارن تو سالن خدمه شما دوتا رو میبینن
من هیچی نگفتم
من فقط میخوام کارم رو بکنم و مهمونها رو راضی نگه دارم
هرکی تو زندگی شخصیش هر کاری میخواد بکنه به خودش ربط داره
نمیدونم خیلی کلافهم
احساس میکنم باید دست شماها رو بگیرم
مدام گندکاریهاتون رو جمع کنم
و اعصابم خورد میشه - من هم گندکاریهای تو رو جمع میکنم -
و تمام مدتی که تو با آدام میشینی تو سالن خدمه من دارم کار میکنم
پس واقعاً رو مخته
نه، نیست فقط دارم حقیقت رو میگم
تو در جایگاهی نیستی که در مورد رفتار مافوقت نظر بدی
اینجا خونه منه محل کار منه
با آدام هم رابطه دارم
روی توانایی حرفهایمون تأثیر گذاشته؟
جواب منفیه
اولش گفتی اصلاً اذیتت نمیکنه
No comments yet. Be the first to leave one.