İlk 111 satır.
دنیای انیمه تقدیم می کند
Temari & MrManjiro کاری از
برخورد شمشیر های قدرتمند
شمشیرم متوجه ش می شه!
هی! از تاجت با تمام قدرتت استفاده نکن!
باید انرژِت رو نگه داری
نه! اون هادلاری که ما می شناختیمش نیست!
باید با تمام قدرتم باهاش بجنگم و گرنه می میریم!
یه دید هوشمندانه! تو واقعا حریف خودمی!
از شاگرد آوان کمتر از این انتظار نداشتم
اوه؟
هادلار کاملا عوض شده!
حالا کاملا یه هیولا شده!
من این ویژگی هاش رو دیدم...
یعنی ممکنه اون یه ابر قدرت باشه؟
چی؟
اون با اطلاعاتی که زامبزا فرستاده بود تغییر شکل داد.
اینطور نیست هادلار؟
وقتی بهام بجنگی خودت خواهی دید.
می تونی خودت تجربه اش کنی.
من این قدرت رو با قربانی کردن همه چیزم به دست آوردم.
و می فهمی...
در بربر همه دشمن های قوی ای که باهاشون جنگیدی...
چقدر من قویم!
دای!
محاله!
با متمرکز کردن قدرت تاجم روی دست راستم جلوش رو گرفتم.
داره می لرزه
اینجوری پیش بره نمی تونم شمشیرم رو دستم بگیرم
بووم!
یه طلسم؟ چطور شده؟
فکر می کردم اون یه ابر قدرته که نمی تونه از طلسم اسستفاده کنه!
وایستا هادلار!
نه، تو وایستا.
صبر کن. ما الان تو آتش بسیم.
بیا بحث فرمانده هادلار رو بذاریم کنار.
بالاخره این یه دوئل تن به تن بین اون و دایه!
دست بردار! ما هیچ وقت سر هیچ چیز تن به تنی توافق نکردیم!
ولی احساس می کنم مجبورین این دوئل رو ببینین.
هادلار دیگه نمی تونه تبدیل به یکی از زاده های تاریکی بشه
اون همه چیزش رو پای این جنگ باخته.
همه چیزش رو داده؟
می فهمم
برای اینکه بتونه طلسم بزنه
از خیر تواناییش واسه برگشت از حالت یه ابر قدرت به یه مخلوق تاریکی شد!
بنابراین هادلار واسه همیشه به شکل اون هیولا می مونه
درسته
دلم نمی خواد اینو بگم ولی نتیجه اش این بود که اون یکم قوی تر شده.
آره آره
فقط یکمی؟ شوخیت گرفته؟
یه ابر قدرت که می تونه طلسم بزنه؟
این یه فرمول بی عیب و نقص واقعیه.
من هیچ اهمیتی به بدن عزیزم نمی دم!
در واقع با بی خیال شدنش
تونستم بر غرور احمقانه ام که می خواستم ارباب تاریکی ای بشم که بر دنیا حکومت کنم غلبه کردم.
کسی که دنبال شهرته نمی تونه به پیروزی واقعی برسه!
این درس رو استادت آوان بهم داده
قویه
جریان فقط این نیست خیلی مصمم تر از قبل شده
نمی تونم بدون شمشیرم شکستش بدم
باید یه جوری با دست چپم بکشمش بیرون
بووم
ضربه موجی
آه
پس این شمشیر جدیدته
خیلی خب. باید ضربه بعدیت رو ببینم
که آیا قدرت تو دست راستم
قوی تر از قدرت شمشیرته یا نه
قدرت دست راستش؟
قدرتش از اون پنجه ها بیشتره؟
امکان نداره
من قدرت بی نظیر مخرب شمشیر دای رو دیدم!
مهم نیست قدرت کشندگی حمله اش چقدره
از اون که قوی تر نمیشه
دای زود باش و تمومش کن
یادت نره که ابر قدرت ها تو جنگ احیا می شن
می دونم پوپ
می خوام تمومش کنم!
خوبه. حسم برگشت
هوم؟
هاله اژدها
این
اون...
ضربه آوان
حتما با ضربه زمین قصر سنگی شاه شکافته شده
و طرف فقط از ضربه موجی استفاده کرده.
این اولین باره که دای از تکنیک شمشیر زنی ضربه آوان استفاده می کنه.
هر قدرتی هم که مخفی کرده باشی
بازم نمی تونی از پس این ضربه ام که با تمام قدرتم زدم بربیای
پس به چشم خودت ببین
اگه حق با تو باشه من دو شقه می شم
ولی منم خودم رو امتحان می کنم
می گن یه ابر قدرت یه مخلوق الهیه.
یه ضربه از یه شوالیه اژدها
نشون می ده که من هادلار تبدیل به چه سلاح کاملی شدم!
به نظر خیلی با اعتماد به نفس میومد. نمی دونم چه قدرتی به دست آورده.
من شکست نمی خورم! تا وقتی شمشیر دای رو دارم شکشت نمی خورم
فرقی نمی کنه با کی روبرو بشم
شکست نمی خورم
بگیر که اومد هادلار
زود باش
ضربه
آوان!
جواب داد؟
غیرممکنه!
اون یه ضربه از شمشیر دای خورد و حتی دستش یه خراشم برنداشت!
ای... بدن هادلار از اویچالکوم محکم تره؟
این طور نیست
حس کردم یه چیز فلزی بهم خورده
درسته. دای. منم یه چیز ی دارم
یه سلاح افسانه ای که قدرتش مثل مال توئه.
No comments yet. Be the first to leave one.