İlk 154 satır.
DiArY ایمان ترجمه و زیرنویس :
فرشتهی مرگ سی سی جی...
آریما کیشو.
آه...من...
همینجا میمیرم.
لطفاً...
میشه...لطفاً...
بازداشت اونو به من بسپرین؟
در ۱۱ نوامبر، سی سی جی دو عملیات رو پیش برد.
اولیش حمله به مزایده بود و دیگری حفاظت ماشینهای حمل و نقل فلز کوینکه.
خبر موثقی دریافت کردیم که درخت آئوگیری میخواد فلزهای کوینکه رو بدزده.
از این اطلاعات علیه خودشون استفاده میکنیم و برای حمله آماده میشیم.
ایتسوکی ماروده بازرس رده ویژه
مسئولیت این عملیات بر عهده بازرس رده ویژه،
ایتسوکی ماروده بود و توسط جوخه "اِس ۳" پیش برده شد.
وقتی عملیات حمله به مزایده شروع شد،
طبق پیشبینیهای انجام شده درخت آئوگیری به کاروان حمل و نقل حمله کرد.
هرچند که جوخه "اِس ۳" با موفقیت حمله اونارو دفع کرد.
بعد این مأموریت جوخه "اس ۳" به طرف محل مزایده حرکت کرد.
کوری یویی بازرس رده ویژه
وقت رفتنه...
کوسوکه هوجی بازرس رده ویژه
هرچقدر میتونین از همدیگه جدا بشین و عقب نشینی کنین.
هینامی هنوز داخله!
در برابر این تعداد کاری از دستمون بر نمیاد.
آیاتو!
تورو...
ماتسومائه کون، یه راه دیگه برای بدست آوردن غذا پیدا میکنیم.
اطاعت میرومو ساما.
تاکیزاوا؟
تو مادویی...
چون که جوخه کینکه تونست اطلاعات به دست اومده از وجود مزایده رو تأیید کنه،
تونستیم فندقشکن و همینطور بیگ مادام رو از بین ببریم،
همینطور به پشتیبانی جوخه سوزویا هم پرداختیم،
تو این عملیات اونا نقش بزرگی رو ایفا کردن.
و دیگه به رسمیت شناخته شدن.
شخصی که به اعضای درخت آئوگیری حمله کرده بود هم در حال فرار هستش.
جسد غولهای از بین رفته نشون دهندهی همنوع خواری بود.
اگه تاکیزاوا زنده مونده، امکانش هست که...
نه، دیگه زیادی انتظارمو بالا بردم.
انتظار...
انتظارات، هان؟
روزهای در خاطراتم.
شیرازو گینشی، یونهبایاشی سایکو،
شما رو به بازرس رده دوم منصوب میکنم.
میکاگه میوکی، تاماکی میزورو، آبارا هانبه،
کوکی اوریه، کورویوا تاکئومی،
موتسکی تورو،
شمارو هم به بازرس رده اول منصوب میکنم.
اوهو، ترفیع گرفتن.
ایتو کوراموتو، ناکارای کیجین، هایاشیمورا نائوتو،
ساساکی هایسه،
شمارو به بازرس رده ارشد منصوب میکنم.
بازرس ارشد مادو آکیرا،
شمارو هم به عنوان معاون محقق ویژه منصوب میکنم.
سوزویا جوزو، واشو ماتسوری،
شما رو به عنوان بازرس رده ویژه منصوب میکنم.
پس با آقازاده اوریه بازرس رده اول شدین.
حالا همون رتبهای رو دارین که تا امروز ساس سان داشته.
واقعیتش انگار برام خیالیه.
اوریه تبریک میگم.
ممنون.
پس دستخالی یه غول رو شکست داده؟
کی اهمیت میده؟
از جلوی چشمام گمشو.
تاکئومی.
بازرس کورویوا.
ایوائو کورویوا بازرس رده ویژه
بازرس اوریه.
بازرس ارشد شدن تو سن تو یه شاهکاره.
خیلی ممنون از شما معاون محقق ویژه مادو آکیرا.
بس کن، داری خجالتم میدی.
از اینا بگذریم،
اوضاع با فوئگوچی چطور پیش میره؟
داریم بازجویی رو ادامه میدیم.
درسته که منبع اطلاعاتیه خیلی موثقیه،
ولی حواست باشه بیش از حد باهاش وقت نگذرونی.
فوئگوچی تو قتل پدر آکیرا سان دخیل بوده.
دلیل اینکه مسئولیت بازداشت اونو به عهده گرفتم بخاطر خشم شدیدآکیرا سان بهش هستش.
من منم و تو تویی.
ولی فقط یه بدن داریم.
خواهش میکنم هایسه، دفعه بعدی...
نذار محو بشم.
محو شو.
بازرس شیموگوچی.
از امروز به عنوان اعضای جوخه شیموگوچی انجام وظیفه میکنیم.
ساتومی شیون بازرس رده اول جوخه سابق شیباشی
من بازرس ساتومی شیون هستم.
توگا میهو بازرس رده اول جوخه سابق شیباشی
منم توگا میهو هستم.
خوش...
خودم میدونم.
هیچ اتفاق خوبی با عضو جوخه من شدن براتون نمیافته.
میدونیم.
هرجور دوست دارین.
مرکز تحقیقاتی سی سی جی
فندقشکن دیگه آخراشه.
حتماً منتظرشی.
چیگیو کویتسو رهبر پژوهشگران
یه کوینکه مشتی ازش در میاد.
بیشتر...بیشتر.
به کورویوا نمیبازم!
وقتی که چاقوها رو هوا هستن،
با اونایی که تو دستت داری میبری.
تا وقتی که یه چاقو هم رو هوا داشته باشی میتونی اون چاقو رو به دستت اضافه کنی.
دیگه خیلی زیادیه برام...
گمونم حدم دو تا باشه.
واقعاً؟ ولی تورو، کارت با چاقو واقعاً خوبه.
سوزویا سان،
تا حالا ترس آسیب دیدن از چاقوهاتون رو داشتین؟
نه، من آستانه تحمل درد بالایی دارم.
تو ترسیدی؟
کسی تو مبارزه برنده میشه که از نقاط ضعفش آگاهی داشته باشه.
از نقاط ضعفش آگاهی داشته باشه؟
عجب حرف خوبی.
از یکی دیگه شنیدم.
از مربیـم شنیدم.
خیلی ممنون.
بچهها خسته نباشین.
بازرس ساساکی.
مربی توکاگه
توکاگه گوماسا مربی رده دوم آکادمی
ممنون. وقتی افسرهای فعال برای سخنرانی به انیجا میان،
دانشآموزها خیلی بیشتر انگیزه میگیرن.
هر وقت خواستین باهام تماس بگیرین.
دانشآموزام یه مشت احمقن، مگه نه؟
نه، اونا خیلی سرزنده و خوش گذرونن.
یه تعداد دانشاموز با سابقه قبلی داریم.
بگذریم، موتسکی چطوره؟
اون خیلی دردسر ساز بود.
نه اصلاً.
اون خیلی مسئولیت پذیر و سخت کوشه.
جدیداً هم بازرس سوزویا بهش آموزش میده.
آهان، سوزویا...
پس دیگه من رفتم.
شیرازو کون.
که اینطور...
ولی بازرسی که غولی رو شکست بده مالکیتش رو به دست میاره.
فکر میکنم فندقشکن تبدیل به یه کوینکه قدرتمند بشه.
هرچی کوینکه قویتری داشته باشی،
حتی در برابر غولهای قوی هم شانس بیشتری داری.
درسته...
راست میگی.
خوش اومدی! امروز چطور پیش رفت؟
خوش گذشت؟ زخمی نشدی که؟
ا-اوم...
عجله کنین و دستاتونو بشورین و لباساتونو عوض کنین.
امروز یه شخص خیلی مهمی رو دعوت کردم.
پس باید بهترین رفتارتون رو داشته باشین.
سنسی انگار داره بهت خوش میگذره.
خب قراره یه مهمونیه خونگی بگیریم و با وجود اونا خفنتر میشه.
بیاین ببینم، یه خورده کمک کنین.
چشم.
باشه باو.
No comments yet. Be the first to leave one.