Sürüm bilgisi

Live Your Own Life S01 E40 HD-WEB[@AirenTeam]
Şunun yorumuyla AirenTeam

Etiketler

web
HD
Yayınlandı: 2024-02-26
İndirmeler: 10
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(زنـدگـی مـسـتـقـل هـیـوشـیـم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(قسمت چهلم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

ازتون خواهش می‌کنم

مادربزرگ، لطفا کمکمون کنین

برو بیرون

خواهش می‌کنم کمکم کنین

ته مین

!خواهش می‌کنم به پدر کمک کنین

لطفا

...واقعا انقدر

به پدر و مادرت اهمیت می‌دی؟

معلومه

اونا من رو بزرگ کردن و برام زحمت کشیدن

پس ته هو چی؟

ته هو هم عضوی از خانواده منه

ولی پدر و مادرم برام مهم‌ترن

ته هو پسرعموی توئه

...من پسر عموی خوبی

برای ته هو نبودم

خودم واقعا به خاطر این موضوع متاسفم

...همه اینا

تقصیر منه

نه، شما هیچ کار اشتباهی نکردین

من مقصرم

ته مین

بله

با ته هو اینطوری رفتار نکن

...ته هو

برادر کوچیک‌ترته

شما دو تا برادر هم هستین

منظورتون چیه؟

متاسفم

اینا همش تقصیر منه

من واقعا متاسفم

متاسفم

مادربزرگ؟

...منظورتون چیه

...راستش رو خوای، پدرت مدت ها بعد از ازدواجش

نمی‌تونست بچه‌دار بشه

...به همین خاطر بود که پدربزرگت

خیلی سرزنشش می‌کرد

...اون می‌گفت که پدرت یه آدم بدردنخوره

که حتی نمی‌تونه نسل خانواده‌امون رو ادامه بده

...عموت که بعد از پدرت ازدواج کرده بود

...زودتر از برادرش بچه‌دار شد

و همسرش یه پسر به دنیا آورد

...تو اون زمان، پدربزرگت نزدیک یه سالی می‌شد

که تو عربستان مشغول یه پروژه‌ای بود

...اون موقع پدربزرگت همراه پسراش

برای راه اندازی کسب و کار خارج کشور بودن

مدیر یوم، چرا انقدر طولش می‌دی؟

...واسه همین من- همین الان بچه رو بیار بیرون-

...دروغ گفتم که عروس بزرگش باردار شده

...و به محض اینکه بچه عموت به دنیا اومد

...تصمیم گرفتم که- واقعا می‌خوای این خانواده رو نابود کنی؟-

بچه‌اش رو به پسر بزرگم جین بوم بدم- !همین الان بچه رو بیار بیرون-

!نه، تو نمی‌تونی همچنین کاری کنی

این انصاف نیست

اون موقع واقعا ناامید شده بودم

این نوه بزرگتونه

...نمی‌تونستم دست رو دست بذارم و

...شاهد این باشم که پسر بزرگم انقدر تحقیر بشه

اونم وقتی که بزرگتره و ازدواج کرده

...تازه

خانواده ما به خطر افتاده بود- ...بهش بگو که صدای گریه یه زن رو-

نباید دیگران بشنون- ...از همه مهم تر-

...اگه جون بوم موفق‌تر از جین بوم می‌شد

آبروی خانواده ما زیر سوال می‌رفت- بله، خانم-

باید خودم یه فکری به حال این قضیه می‌کردم

قبلا فکر می‌کردم که دارم کار درستی رو انجام می‌دم

فکر می‌کردم این کار به نفع همه‌ست

متاسفم

...ته مین، من واقعا عذرمی‌خوام

...هم از تو

درواقع، از هر دوتون

باید زود‌تر از اینا حقیقت رو بهتون ‌می‌گفتم

می‌تونین من رو ببخشین؟

من واقعا متاسفم

...من متاسفم

مامان

بشین، یکم فرنی بخور

نه، نمی‌خورم

اینطوری نباش باید قوی باشی

ما کاری از دستمون برنمیاد

مامان، می‌ریم آدم خوبیه

خیلی وقته که حواسش به هیوجون هست

حتی گفته تا وقتی آزمونش رو بده همراهیش می‌کنه

تازه بنده خدا حامله هم هست

مامان، بیا یکم خوشبین باشیم

هیوجون بالاخره وکیل می‌شه ازدواج می‌کنه و بچه دار می‌شه

همه چی به خوبی و خوشی تموم می‌شه

نه، نمی‌خوام

مامان- من دارم می‌میرم-

مامان

ترجیح می‌دم بمیرم

بابت رفتارت امروز از مادرم عذرخواهی کن

چرا؟

واقعا نمی‌دونی چرا؟

تو مراسم یادبود پدرم رو نابود کردی

...همه غذاهایی که هیوشیم آماده کرده بود رو

برای شام آوردی و تا ته همه‌شون خورده شد

ندیدی مامانم چقدر شوکه شده بود؟

همه از شام لذت بردن و رفتن خونه‌هاشون اشکالی نداره که

سیبش چقدر شیرینه، معلومه تازه‌ست

می‌ریم

فکر می‌کنی ما چون با قضیه ...مراسم یاد بود کنار اومدیم

مامان رو همراهی می‌کنیم؟

هرچی باشه، این با عقل جور در نمی‌آد

...برای پدری که هنوز نمرده مراسم یادبود بگیریم

...همه رو از کار و زندگی بندازیم و زحمتشون بدیم

که مادرت مثلا بخواد با مشکلات زندگیش کنار بیاد

این درست نیست

اون دنبال همدردیه، نه راه حل

اون فقط می‌‌خواد خودش رو تخلیه کنه

...شوهرش بیست و پنج سال پیش ترکش کرده

و اون دست تنها ما چهار تا رو بزرگ کرده

اصلا می‌فهمی چقدر سختی کشیده؟

...به جای اینکه بچه‌های بدبختش رو همش سرزنش کنه

باید سعی کنه مشکلات رو حل کنه

حالا می‌خوای چیکار کنی؟

باید رو درسات تمرکز کنی

خودم یه فکری برای حل این قضیه می‌کنم

این رو بگیر بخور

ای بابا، می‌ریم

هیوشیم- می‌خوای چیکار کنی؟-

مامان بیداره؟

...خب

مامان، بیدارین؟

منم

مامان هویج کوچولو‌ام، با اجازه

می‌ریم

مامان، خوب خوابیدین؟

هیچی نگو- ول کن ببینم-

مامان

به خاطر چیزی که دیروز گفتم ناراحتین؟

فکر کنم می‌تونم کمکتون کنم

دلتون می‌خواد راجب وقتی که پدر گذاشتن و رفتن صحبت کنین؟

حتی اگه همین طوری گذاشتن و رفتن ...یا به خاطر یه حادثه بوده

یا حافظه‌اش رو از دست داده ...یا اگه دزدیده شده

بهتره که حقیقت رو بدونیم

بهت گفتم نمی‌خواد

بذار حرفم رو بزنم

مامان

اینکه سرتون رو دستمال ببندین ...و کل روز تو رخت‌خواب باشین

هیچ مشکلی رو حل نمی‌کنه

انقدر بچه هاتون رو نگران نکنین ...و محکم بایستین تا مشکلات رو حل کنین

و قشنگ توضیح بدین که چه اتفاقی برای پدر افتاده

...می ریم، مامان، راستش

دختره گیس‌بریده، عقلت رو از دست دادی؟

پسر من رو از راه به در کردی ...و خودت رو بهش انداختی

و بعد برگشتی بهش گفتی باید مسئولیتت رو قبول کنه

به محض اینکه اومدی اینجا ...صاف صاف ایستادی تو چشم من نگاه می‌کنی

و همینجوری هرچی از دهنت درمی‌آد به من می‌گی؟

...بعدم که جلو چشم کل خانواده

...غذایی رو که برای مراسم یادبود پدرشوهرت

یعنی پدر هیوجون آماده شده بود رو حروم کردی

تو دیگه چه موجودی هستی؟

من به خودم مطمئنم

و بعد اومدی چی می‌گی بهم؟

کی رو می‌خوای پیدا کنی؟

چی با خودت فکر کردی؟

شوهرتون رو

اونی، کافیه

ولی من می‌تونم پیداشون کنم

...اگه اسم و کدملی‌شون رو بهم بگین

واقعا می‌تونم پیداشون کنم

هیو جون- بله مامان-

این دختره چشم‌سفید رو از اینجا ببر بیرون

...همراه خودت ببرش

می‌تونین باهم ازدواج کنین و بچه دار بشین

هر غلطی دوست دارین می‌تونین بکنین

از جلو چشمام دورش کن- بله چشم-

می‌ریم بیا بریم- ...ولی من-

واقعا می‌تونم پیداشون کنم- بیا بریم-

مامان- بیا بریم-

مامان حالتون خوبه؟

مامان اشکالی نداره

مامان اشکالی نداره

معلومه داری چیکار می‌کنی؟

گفتم نه

چرا خانواده کاملا خوبمونو به هم بزنیم؟ و باعث ایجاد همچین آشفتگی‌ای بشه؟

تا همیشه اینطوری زندگی ‌می‌کنی؟

تا الانش‌ خیلی خوب مدیریت کردیم

،اگر مامان ناراحت شد و یادبودی رو اعلام کرد

،ما ساکت شدیم، به صداش گوش دادیم

و پشت سر گذاشتیمش

فکر می‌کنی همش اوکی باشه؟

خانواده‌ات آسیب دیدن و عذاب می‌کشن

،زخم تا حدی چرک کرده که خونریزی داره

،اما به جای قطع کردنش برای بهبودی

شما در حال انجام اقدامات موقت برای عبور ازش هستین

برای همین همه تو شرایط سختین

درباره خانواده‌ام چی می‌دونی؟

با یک نگاه می‌تونم بفهمم

و منم خانواده‌ام ، نیستم؟

می‌ریم می‌تونیم صحبت کنیم؟

می‌تونی درس بخونی

اونی

اینجوری نیست که سعی نکرده باشیم بابامونو پیدا کنیم

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left