The 4400

The 4400

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 4

Sürüm bilgisi

The 4400 S04 E04
Şunun yorumuyla m_j
كاري از MJ

Etiketler

other
Yayınlandı: 2009-11-11
İndirmeler: 61
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

. دنيا بايد با ما کنار بياد

... مروري بر آنچه گذشت

کسي " کيه ؟ " - . من قدرت کايل هستم -

تا حالا رفتي پسر عموت رو ببيني ؟

شايد يه نفر بايد بهش مقدار زيادي .پرومايسين تزريق کنه

. نزديکه که اتفاق بيفته

چه اتفاقي قراره بيفته ؟

اگه دوست داري يه نگاهي بهش بنداز

. يه عالمه نوشته هاي رمزي داره

. مايا ، ايشون دوست من بن هستن - . خيلي از شما شنيدم -

تو ديدي که من با دوست پسر خواهرم ازدواج ميکنم ؟

. اين سرنگ ها رايگانه

، به هر کسي که خواست بدين

. اما از خطراتش هم براشون بگين

. هيچ ضمانتي نيست

. هيچوقت نبوده

اينجا جاي کسيه ؟

. الان ديگه آره

. راستي ، اسمم اپريله

. پيتر بارتون

امشب چي ميل دارين ؟

. من مارتيني ليمويي رو پيشنهاد ميکنم

ميشه دو تا ديگه برامون بياريد ؟

اشکالي نداره ؟

. فکر نکنيد که ميخوام با شما لاس بزنم

خوب ، کارت چيه پيتر ؟

. من تو قسمت امور مشتريان آنکسو کار ميکنم

. انرژِي . ارتباطات ... کارهاي تدافعي

. گرفتم . تو يکي از اونايي که دنيا رو اداره ميکني

... من ؟ نه . ولي براشون کار ميکنم

چي باعث شد که به سياتل بياي ؟

... شرکت درگير يه پروژه اييه و

... به مشکلي خوردن . من اينجام تا رفعش کنم

حالا ميخواي شرکت رو نجات بدي ؟

. اميدوارم

چطور ميخواي اين کارو بکني ؟

. ميخوام به يکي رشوه بدم تا مسئله رو ناديده بگيره

. باورم نميشه اين حرفو بهت گفتم

.. ببين ، يه لطفي بکن

. حرفي رو که الان زدم فراموش کن - . همين الانشم از يادم رفته -

خوب ، صحبت سر چه مقدار پوله ؟

$ 300،000 فردا بعد از ظهر ميگيرمش

. اوه ، خداي من

. نميدونم چرا دارم اين حرفا رو بهت ميزنم

تو اين نوشيدني چيزي ريختن ؟

اصلا تو کي هستي ؟ - . يه دختر که تو مشروب فروشي ديدي -

ديگه ازم سوال نپرس ، باشه ؟

تو کدوم اتاقي ، پيتر ؟

. 315

، چيزي که بهت گفتم

. تکرارش نکن

. هم برا من بد ميشه هم برا خودت

. براي همه

... بذار من بگم

. حقيقت تلخه - . هميشه همينطوره -

چي دستگيرمون شد ؟ ... شوهر دودره باز ؟ کلاهبردار ؟

.ميتوني بپرسي کلاهبرداري . رشوه

سيصد هزار دلار که فردا ميرسه

. اتاق 315 - سيصد تا ؟ -

. عزيزم ، کارت خيلي خوبه -

. خوبه

. خيله خوب ، پس ازش 20 درصد حق سکوت ميگيريم

. ميشه ... 60 هزار تا

دوستم داري ؟

. البته

. فکر نکنم بتونم بهت دروغ بگم

. نه ، نميتوني

. هيچکس نميتونه

. خوشحالم که اينجا رو به ياد آوردم

. وقتي بچه بودم تابستوناي خوبي رو اينجا داشتم

... تا ماه ژوئن تقريبا مثل شهر ارواحه

براي تو که خوبه . چون کل دنيا دنبالت ميگردن

. شايد بايد خودم رو تسليم کنم

که بقيه عمرت رو بيفتي زندان ؟ . من که فکر نميکنم

، اين که موقع تصادف ون ، من اونجا بودم . نميتونه اتفاقي باشه

. من فرستاده شده بودم تا تو رو نجات بدم

. همه اين اتفاقات دليل داره

اون دليل چي ميتونه باشه ؟

. راستش ، خودمم نميدونم . شايد جوابش تو اين کتاب باشه

. فقط اميدوارم که رمزي نباشه

تو باور داري که جردن روح مسيحايي داره ؟

و اون پرومايسين دنيا رو نجات ميده ؟

. آره ، البته

، حتي اگه درست باشه چه ارتباطي به من داره ؟

. قدرت من از بين رفته

. بدنم ديگه پرومايسين توليد نميکنه

. من دشمنم . من به شان صدمه زدم

. من سعي کردم جُردن رو بکشم

. من جُردن رو کُشتم

. باور کن

.. ميدونم چه حسي داره

که تو زندان باشي و فکر کني . هيچوقت آزاد نميشي

فکر کني کارايي کردي که هيچ کسي . به خاطرش ازت نميگذره

اما گناهي نيست که نشه بخشيدش

. خودت رو بازيچه اين دنياي جديد جُردن کالير نکن

. من بخشي از اين دنيا هستم

، تا کارمو به انجام برسونم . تو هم همينطور

کالين ؟

. پيدا کردنت خيلي سخته ، اپريل

. همه جا رو دنبالت گشتم

. حالا که پيدام کردي

حالا باهام چيکار داري ؟

فصل چهارم - قسمت چهارم حقيقت و ديگر هيچ

W w W . F r e e - O f f l i n e . C o M

ترجمه : بهمن قاسمي

استفاده از نام مادر براي کارت اعتباري . ايده هوشمندانه بود

، اگه ميدونستم پيدام ميکني

. بيشتر از اينا خلاقيت به خرج ميدادم

ميتونم تصور کنم که چقدر کُفرت بالا اومده

. وقتي شنيدي که من پرومايسين تزريق کردم

، خيلي خوشايند نبود . تو راست ميگي

، اما تو خواهر مني . من خيلي نگرانت بودم

تازه ، ميدونستم که اگه به خاطر من و بِن نبود

. هرگز به خودت تزريق نميکردي

احساس گناه ميکني ؟

. احساس گناه نکن

...شايد دليلش تو و بن بود

اما اون تزريق واسه من کار درستي بود

، من به پول رسيدم ، لباس

، يه مرد عالي ، کالين ، کسي که دوستم داره

. و يه قدرت خارق العاده

تو هفته چند بار با بن سکس داري ؟

. سه بار

... صبر کن

. اين چيزا به تو مربوط نميشه - . ميدونم -

. به هر حال بهم گفتي

. قدرت من همينه

، من سوال ميپرسم ... تو هم راستشو بهم ميگي

. هميشه

. قدرت جالبيه رو تو که کار نميکنه ، مگه نه ؟

منظورت اينه که وادارم کنه راستشو بگم ؟

. خوشبختانه ، نه

بايد باهات چيکار کنم ، اپريل ؟

بايد چيکار کنم ؟

. برگرد اسپانيا ، داي

... اگه هم احساس گناه ميکني

. فکر کن که بخشيده شدي

.. از زندگيت لذت ببر

. بذار منم از زندگي خودم لذت ببرم

. خيلي عاليه ، بابا

. خوشحالم که راه رفتنت بهتر شده . واسه ديدنش نميتونم صبر کنم

. من بايد برم

. منم دوستت دارم

. گريتي گفت که ميخواي منو ببيني

گزارش نهايي بهبود برادر زاده ات رو ديدي ؟

. آره ، ديدم

. اما واشنگتن نديده

اون مقادير زياد پرومايسين که تو بدنش ... پيدا کرديم

. آدمايي که نميدونيم از کجا اومدن

. آره . واسه منم سواله

. دست بردار تام

يه نفر رفته بيمارستان

و به برادر زادت مقدار زيادي . پرومايسين تزريق کرده

خواهرت و پسرت تنها کساني بودن که اونجا بودن

، ميخوام سوزان رو از دايره اتهام خارج کنم

. اما فکر کنم تو بايد با کايل صحبت کني

ببخشيد ؟ . آقاي فارل

. سناتور " لنحاف " اومدن شما رو ببينن

سناتور لنحاف ؟ مطمئني ؟

مطمئنه . منم مطمئنم. تازه دارم ميبينم . که تو هم داري مطمئن ميشي

. رولند لنحاف

The devil made flesh.

. بايد با هم صحبت کنيم

. خصوصي

سناتور ، اگه اومدين تا منو وادار کنين

... که دوباره مرکز رو تعطيل کنم - . آروم ، فرال

! نميخوام اينجا رو تعطيل کنم

، ميخوام تا اونجايي که ميتوني مردم رو شفا بدي

. ميدونم که شوکه شدي ... بالاخره

من همونيم که از شکايت گذشت

. همه 4400 رو مجبور کردم قدرتهاشون رو ثبت کنن

. تازه داشتي خودتو آماده ميکردي

يادمه يه جايي گفتي که

، اگه دست تو بود . هممون رو پشت سيم خاردار نگه ميداشتي

. ميدونستم که اين موضوع رو وسط ميکشي

. بشين

. بيخيال ديگه ، بشين

... اقرار ميکنم که

. من در مقابل شما موضع گرفتم

، مشکل اينه که ، من تازه به کُرسي کميته اي نشستم که

، که در حال بررسي يه گزارش 1600 صفحه اييه

، که نشون ميده ، تحت هر شرايطي

. من جنگ رو ميبازم و تو برنده ميشي

. پرومايسين کارشو ميکنه

. جردن کالير از اين موضوع مطمئن بود

، اگه اومدي برگه تسليم شدنت رو امضا کني

. ميتونم کمکت کنم - کي صحبت از تسليم شدن کرد ؟ -

. من تو ويتنام جنگيدم

. چند تا مدال براي اثباتش دارم

، سال گذشته

. همسرم رو براي تعطيلات به ساياگون بردم

، فهميدم که اگه تونستم با چارلي کنار بيام

. پس با تو هم ميتونم کنار بيام

هنوز يه انتخاب ويژه دارن

. براي کُرسي خالي شوراي شهر سياتل

. ميخوام که تو انتخابات شرکت کني

شوراي شهر ؟

. سناتور ، من سياستمدار نيستم

. معلومه که نيستي

وقتي اينجا رو دوباره راه انداختي . خودتو در معرض ديد قرار دادي

More Farsi Persian subtitles for The 4400

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left