İlk 200 satır.
اسـ ـپـ ـارتـ ـاکـ ـوس: خـ ــون و شـ ـن
مـُ ـکـ ـاشـِ ـفـ ـه
ديدن به زير افتادن مردي که ... زماني آونهمه والامقام
. بود، قلبمو بدرد مياره...
. از سگت آشور خوب استفاده کردي . هميشه تسمه ش تو دست تو بود
. حتي موقعيکه کونمو ليس ميزد - . هيچوقت صداقتش متزلزل نشد -
. مردک تو حيله گري تخصص کامل داره - ... شايد هم انقدر -
کور شده بودي که نتونستي... . حقيقت رو ببيني
. نميتوني دست از خودپسندي برداري
مگه تو هم چشت دنبال لودوس و قهرمان من نبود؟
حتي همسرم؟
ميتونستي زيباييهاي منزل . باتياتوس رو ببيني
. ولي حالا اينجايي
در مقابل اعمالت فقط . خون و شن نصيبت شده
کاپوا با ديدن شخصيت واقعيت . به حسابت ميرسه
من کسي هستم که جنايت دادرس رو !به عدالت رسوندم. من يک قهرمانم
خدايان منو از غضب . خودشون حفظ کنن
کريکسوس خيلي سريع . حساب رقباشو ميرسه
،بايد زودتر به پولوينوس برگردم . و مدارک اعدامتو تحويل بدم
. خوب بازي کردي، باتياتوس . تو رو دست کم گرفتم
بخاطر اون اشتباه تو . اولين نيستي که ميميره
!بخاطر شما
کريکسوس خاطره شوهرتون . رو مفتخر ميکنه
. مثل همه ي ما
بايد اين دوره ي سياه رو ... پشت سرمون بذاريم
،و با ريختن خون سولونيوس . رنجمون رو تسکين بديم
. من تقاضاي صحبت با باتياتوس رو کردم . ولي تو بدون اون برگشتي
. با کارهاي ديگه اي مشغوله
. تمام هفته رو منتظر ملاقات ايشون شدم . سرورمون قهرمان واقعي رو فراموش کرده
در واقع اين توئي که فراموش . کردي در چه جايگاهي هستي
. سرور و برده
. معذرت ميخوام
در راه قهرماني اشتباهات . زيادي کردم
تصميم گرفتم خطاهامو در . کوتاهترين مدت درست کنم
!شهروندان عزيز کاپوا
در حضورتان، با ريختن قطرهاي رنج . از گونه هايم اعلام ميکنم
پاسخ وحشيترين جنايتي که نسبت . . به شهرمون و قلبمون شده را
... خواهيم داد...
بخاطر قتل دادرس تايتوس... . کالاويوس
زندگيه اون بخاطر طمع براي سود . و قدرت گرفته شد
... رهبري و ملايمت او
. را از دست داديم...
و آنها هم، همسر دوست داشتني . و پسر با اصالتش
. امروز شاهد اجراي عدالت خواهيم بود
مسبب اصليه اين جنايت که باعث ... جريحه دار شدن قلبمان شد
. در "گلاديو" اعدام خواهد شد...
!سولونيوس رو وارد کنيد
!دشمن مردم
!خوک کثيف - !خائن -
!زبان خائنش رو ببريد - !خوک لعنتي -
!خوک کثيف
حالا چه کسي ترازوي عدالت را ميزان خواهد کرد؟
چه کسي افتخار شهرمان را پس خواهد گرفت؟
. فقط يکنفر ميتونه باشه
!کسيکه تئوکيلوس رو بقتل رسوند !کسيکه باران را آورد
!اسپارتاکوس
!قهرمان کاپوا
روي اين شنها، از اعدام نجات . پيدا کرده بودي، تراکيايي
شايد سولونيوس عزيز هم . بتونه عين همونو تکرار کنه
. گمون نکنم
!شروع کنيد
!با من بجنگ، لعنتي
. اسپارتاکوس جواب حملشو نميده
اون منتظر موقعيت مناسبيه . که مردم رو بخروش بياره
. بزودي خون اون بد ذات ريخته ميشه
شوهرتون براي ما يک . هديه از طرف خدايانه
اگر حمايت اون نبود نومريوس . خودشو گم ميکرد
. از اين کارش خيلي هم ممنونه - . اون ممنونيت متعلق به ماست -
. اون پدر خوبي خواهد شد . وقتي که روزش برسه
ببينيد، اسپارتاکوس . داره خونوشو ميريزه
. هيچ قابليتي نداري - . يا اينکه ميلي به زندگي ندارم -
ديدي؟
. سولونيوس به آخر خط رسيده
و چه کسي دلش نميخواد؟
اشکهايي که بدليل فقدان شوهرتون ريخته . شده باعث مرطوب شدن خيابنهاي روم شده
خيلي وقته ازت خبري . نداشتيم، ايليثيا
با شوهرت صحبت کردي؟
در مورد تحت حمايت قرار دادن . منزل باتياتوس
مفصل. بخاطر همين خودش به کاپوا . مياد تا موضوع رو شخصا مطرح کنه
... خروش مردم
چيزي با شکوهتر از . اين وجود نداره
. آخراين چيزيه که ميشنوي
. داري آدم بيگناه رو ميکشي . گناهکار اصلي، سرورت باتياتوسه
. و بزودي به تو ملحق ميشه
!بکش! بکش!! بکش !بکش! بکش! بکش
نميخوام آگرو خودشو بخاطر . برادرش بخطر بندازه
تو مسابقه هاي بعدي اون و دورو . رو از هم جدا کن
در مورد اسپارتاکوس چي؟ براي ملاقات . با شما خيلي بيقراري ميکنه
جزئيات کارش با سولونيوس . توجهمو جلب کرد
ميرا رو بفرست که بفهمه . چي فکرشو مشغول کرده
. فردا احظارش ميکنم - . سروروم -
ردا، براي همچين مرد . باهوشي واجبه
. با خوشي بپوش
با مرگ سولونيوس امتياز . بزرگي نصيبمون شد
پاداش ذکاوت و صداقتت . رو خواهي گرفت
خيلي سريع بايد از . لودوس جدا بشي
جدا بشم؟ - . در ويلا مستقر ميشي -
نبايد هوشت درميان اون آدماي . پيش پا افتاده به هدر بره
. يهويي زبونم گرفت
شايد با يک زن بتوني . زبونت رو باز کني
. هر کدومو که ميخواي بگو
بايد اعتراف کنم که خيلي . هم اشتياق دارم
ولي اينهمه اشتياق رو . اينا نميتونن برطرف کنن
اسمشو بگو تا برات . برآورده کنم
. معذرت ميخوام . دستور دادند که بيام
باتياتوس دستور داد؟ - . با امر ايشون اومدم -
ولي نميتونم بگم از دستور . داده شده خوشم نيومده
. به زخمت رسيدگي کردم
،وقتي داشتي دستتو بخون آلوده ميکردي . طبق خواسته تو نگهبانيتو دادم
ولي تو اجازه نميدي حتي . بهت يه دست ساده بزنم
. فکرم با چيزاي ديگه مشغوله
پس برام بگو و . خودتو آروم کن
گمون ميکنم باتياتوس، شک کرده که . من آولوس رو کشته باشم
. بنظر نمياد همچين فکر داشته باشه - . پس چرا منو پيش خودش احظار نميکنه -
آولوس در آخرين نفسش چه اسراري رو برملا کرد که انقدر عصبانيت کرد؟
. کشتن سورا
. با دستور باتياتوس
. داري نقشه انتقام ميکشي
. نميتوني همچين کاري بکني
... اسپارتاکوس - !سورا منو اينطور صدا نميزد -
... ديگه اسم واقعيمو از دهن اون نميشنوم
يا اينکه ديگه هرگز مزه شو از... . لبان اون نميچشم
يا نوري که در چشمانشه ... خاموش ميکنم
يا موقع اينکار خودم به... . پيش سورا ميرم
. زندگي من رو هم بخطر ميندازي
. تراکياييها قوانين روميها رو نميدونن
،حتي اگر يک برده ... خون سرورش رو بريزه
. تمام برده ها به مرگ محکوم ميشن...
. سرنوشت هرکسي بخودش ربط داره
. مال من هم بخودم
... ميبينم خيلي با قدرت اينکارو ميکني
. با پيروزيه تو تحريک شدم
،وقتي پريکلس رو شکست دادم . تو جايگاه نبودي
،وقتي تو شاهد پيروزيه من نباشي . اون افتخار هيچ معنايي براي من نداره
. ديگه هيچوقت غيبت نميکنم
!ناويا
!زود باش !يالا
!ناويا
. خانم
چکار ميکردي که جوابمو ندادي؟
. داشتم شراب در مي آوردم، خانم . معذرت ميخوام، نشنيدم
ولش کن. سروروت خدمتي . ازت ميخواد که بايد انجام بدي
. تصور کردم قلبم داره از جا درمياد
... خواهش ميکنم
. خيالت راحت باشه... . قصد ندارم از حد عبور کنم
. نفهميدم
،"با اينکه گفتيم "بارکا آزاديشو خريد . تو با دکتري صحبت کردي
. هيچ چيزي به اون نگفتم - . ديگه اين چيزا اهميتي نداره -
همشونو مثل من از . فکرت خارج کن
بيشتر در مورد چيزهاي . مهمتري فکر کنيم
سالهاست که زيبايي تو . رو تحسين ميکنم
متوجه علاقه من بودي؟
متوجه ميشدم که خيلي . طولاني به من خيره ميشدي
تنها کاري که از دستم بر ميومد . خيره شدن از دور بود
جايي بودي که هيچوقت . دستم بهت نميرسيد
... ناوياي
... جا افتاده...
. لذيذ...
. هميشه يک ميوه ممنوعه بودي . تا اين لحظه
. داري ميلرزي
تابحال هيچ مردي تو رو نبوسيده؟
خميدگي رون هاتو نوازش نکرده؟
بدرونت نلغزيده؟
خانم دستور داده من دست . نخورده باقي بمونم
... پس هر دومون
. بهش بدهکار شديم...
!اونو مثل يک فاحشه داديش رفت
. از بچگيش دارم عفتشو حفظ ميکنم . بايد بعنوان هديه به تقديم کسي ميکرديم
. خوب تنها هديه ي عفت، برداشتنشه
. حداقل بوسيله يک آدم مهمتر . نه اون آشور لعنتي
. ناويا مطمئنترين برده من بود
فکر کردن به اينکه معامله ي کج و ... کوله ي اون سوريه ايه آشغال توش رفته
. اين يه توهينه، کوئينتوس
. بايد انجانش ميداديم . اينا اهميتي ندارن
تو فکرتو مشغول . اومدن گلابر کن
،وقتيکه تحت حمايتش قرار بگيريم . تمام کارهامون اوج ميگيره
،بهراه اوج گرفتن خورشيد . منزل باتياتوس هم اوج ميگيره
. همه چيز تغيير ميکنه
مرد چوبيت داره بهتر از تو که در . مقابل سولونيوس جنگيدي، ميجنگه
... ،با هر پيروزي که بدست ميارم
به مبارزه با تو داخل آرنا... . نزديکتر ميشم
. و همينطور پس گرفتن افتخارات دزديده شده - . کدوم افتخار -
فقط خونيه که براي کيف . کردن روميها ريخته ميشه
وقتس خون تور رو روي شنها ريختم ببينيم چطور فرياد ميزنن؟
. اسپارتاکوس . احظار شدي
ممکنه که حتي فرصتش رو . هم پيدا نکني
!تو چه غلطي داري ميکني
!مواظب اون باش
گلها کجاند؟ يه دختر تازه پيدا کن !و گلهاي لعنتي رو بيار
اگه تمام کارها رو خودم بايد بکنم اين برده ها اينجا چکار دارن؟
قهرمان کاپوا با حضور خدشون . ما رو شرفمند کردند
معذرت ميخوام از اينکه . قبلا صدات نکردم
بايد با يکسري اتفاقاتي که تازه . پيش اومده سر و کله بزنم
. خيلي چيزا عوض شده
دنياي زير پامون داره . دوباره شکل ميگيره
از زمين روياهامون بشکل . باورنکردني داره رشد ميکنه
. خرج زيادي ميبره - . راحت پرداخت ميکنيم -
... از همين لحظه، لگاتوس گلابر
. ما رو تحت حمايت خودش قرار ميده...
. ميدونم در مورد اون يارو چه احساسي داري
No comments yet. Be the first to leave one.