İlk 200 satır.
آنچه در اسلیپی هالو گذشت
دیتابیس اف بی آی رو چک کردم
و پدرم رو پیدا کردم
- و تو از کی ندیدیش ؟ - از وقتی که شش سالم بود
بایگانی شما ساختمان شگفت انگیزیه استحقاق شناخته شدن بعنوان یه مکان تاریخی رو داره
ولی بودجه ی دولت به اینجا اختصاص پیدا نمیکنه مگه اینکه شما یک شهروند آمریکایی باشید
مامور رینولدز تو همون فرمانده ی جدید بخشی ؟
خوشحالم که میبینمت، اَبی
من تو رفتارتون یه چیزی رو حس کردم ...که بنظر میرسید بینتون
بیشتر از رابطه ی کاری بود
- سرت به کار خودت باشه - سنگ آنوبیس
من برای سال ها داشتمش و هیچکس اهمیتی نمیداد
هی، مشکلی داری ؟
سنگ رو بده من و شما دوتا میتونین برین
- پاندورا - پاندورا... اسم جالبیه
همون زن افسانه ای با جعبه ـش ؟
اون الان توی اسلیپی هالوئه
داره هیولاها رو میندازه دنبالمون
گفته میشه جعبه ی پاندورا تمام شیاطین دنیا رو دربر داره
دفعه ی بعد کدوم رو میخواد میفرسته ؟
...خیلی از شما
تلاش کردین تا پدیدار بشین
ارواح مقدس
به ندایم گوش دهید
هدیه ای عطا کنید
که تماما آشکار کند
چه دروغ هایی در قلبشان نهفته است
تا سیرتشان نمایان شود
ترس شهود رو از آن من ساز
تا آشکار کنم
رویای آمریکایی مُرده
چه نتیجه ی دیگه ای میشه گرفت ...وقتی روش زندگی
آزادی و جستجوی خوشبختی
- به طرز ظالمانه ای جلومون سرکوب میشه ؟ - آره
این ملت جعل شده بود
پس هرکسی که به سواحلش وارد میشد
این فرصت رو بدست میاورد تا یه آجر روی بنای سستش بذاره
و اینجا جفرسون وارد عمل میشه
...به نقل از جفرسون
تعداد دستگاه های دولتی ما بیشتر از نیازمون هستند
...ازت میخوام
تا به ندای قلبت گوش کنی
و کاری که درسته رو انجام بدی
در خواست تمدید مالکیت شش ماهه برای مراقبت از ساختمان بایگانی
ولی زمانی یه پایگاه نظامی بود که خود واشنگتن
با ژنرال دوناتیون د ومیور شام خورد
فقط میتونه توسط شهروند آمریکایی امضا بشه. بعدی
- این داستان به اینجا ختم نمیشه - ممنون، تمومه
تو سعی خودتو کردی
بذار من درخواست نامه رو امضا کنم
ستوان، من از حسن نیتت قدر دانی میکنم ولی این نبرد منه
صرف نظر از پیروزی یا شکست این کارو خودم باید انجام بدم
من باید برم سر کار
توی این قضیه ما با همیم
فراموش نکن
ممنونم
تو خونه میبینمت
متاسفم
...آره
خودشه
پدر خودمه
و جوابت منفیه هنوز به جنی نگفتم
فکر میکنی پیگیری قضیه حرکت رو به جلوئی باشه ؟
میدونی، التیام زخم های قدیمی راه جدیدی رو پیش روی آدم میذاره
...شاید
ولی من فکر میکنم زمان زیادی ازش میگذره و چیزی که به صلاحه اینه که بیخیالش بشم
زندگیمو ادامه بدم
این همون کاریه که پدرت کرد
ستوان
- میخوام این کارو انجام بدم - چه کاری ؟
میخوام بصورت کامل، شهروند این کشور بشم
بله، من وفاداریم به انگلستان رو رد کردم
ولی اینجام تا وفاداری کاملم رو به این ملت اعلام کنم
ایکابد کرین، آمریکایی
از ریتمش خوشم میاد
- سخنرانی خوبی بود - سپاسگزارم
...دوشیزه کورینت، ببخشید
...چی شمارو به این
پرتگاه بوروکراسی* و بی تفاوتی کشونده ؟ *معانی مختلفی داره اینجا منظورش سیستمی از دولته که آزادی رو از مردم سلب میکنه*
درست مثل تو
دارم سعی میکنم جلوی تخریب یه کلیسا تو دابز فری رو بگیرم
برای جامعه ی تاریخی استراحتی وجود نداره
بر خلاف این نهاد سست عنصر
توماس جفرسون تا آخرین نفسش از وقت استراحت استفاده نکرد
ببین، معذرت میخوام نتونستم جلوی خودمو بگیر که حرفاتو نشنوم
بنظرم اینکه قبول کردی شهروند آمریکایی بشی واقعا عالیه
صحبت در مورد بوروکراسی تو مرد جسوری هستی
خب... بله
با اینحال موفقیت زمانی ارزش داره که با سختی به دست بیاد
جان آدامز ؟
...در حقیقت
ایکابد کرین
چه بهتر
سلام، امیلی
- سلام - ...تو این فکر بودم برم سمت
کیوسک جدید غذا شنیدم تاکو های کُره ایش واقعا معرکه ـن
ما داریم برای ناهار میریم سمت گاردوت تولد راشل ـه
...راشل
راشل از منابع انسانی
خب، بنظر میرسه اونجا بیشتر خوش بگذره
خوبه، اونجا میبینمت
تو که نمیخوای بذاری اون پسره مانعت بشه، درسته ؟
اونا همین الانشم باهمن
منم میخوام فاصلمو حفظ کنم
فقط میخوای ازش فرار کنی ؟
هی
من فکر بهتری دارم
بذار به همه خود واقعیت رو نشون بدیم
باشه ؟
رفیق، پس دیشب اون دختره ی پرمدعا، امیلی بود اسمش ؟
آره
...یه چند تا نوشیدنی مهمونش کن
دیگه تمومه، شماره ـشو گرفتی که یعنی امشب میخوام همینکارو بکنم
- تمام شب رو - آره، میدونم
- خیلی خب رفیق، بعدا میبینمت - تا بعد داداش
بذار به همه خود واقعیت رو نشون بدیم
سنگ آنوبیس ؟
اسم خفنی داره
هیچ وقت شک نکردی که شاید با ارزش باشه ؟
راستشو بخوای، فکرشم نمیکردم کسی به اون چیز لعنتی اهمیت بده
تا وقتی که مجبور شدی با زندگی جو کوربین معاوضه ـش کنی
اون یه چیزایی در مورد من شنید بود در مورد پدرش
هیچ قصدی هم نداره که بیخیالش بشه
خب، میتونی سرزنشش کنی ؟
بصورت غیر منتظره ای متوجه شد که از نصف چیزی که پدرش درگیرش بوده بی اطلاعه
ولی تو میدونستی
اون لیاقت دونستن حقیقت رو داره منم اگه بودم همینو میخواستم، تو نمیخواستی ؟
باشه،پس این یارو رندال مارتین باید خیلی به اون سنگ علاقه مند بوده باشه
- تو میگی اون یه آدم خرده پا هست ؟ - مشخصا یه دلال برای اجیر کردنه
ببین، تنها چیزی که میخوام ردیابی ماشینشه
مطمئنی همه ـش همینه ؟
- بقیه ـش رو خودم انجام میدم - در مورد جو چی ؟
اون جزء خانواده ـس، اَبی
اگه اون میخواد راه پدرشو ادامه بده من حق ندارم اینو ازش سلب کنم
خیلی خب ...فقط، میدونی
وقتی داری حقایق رو بهش نشون میدی، آروم پیش برو
با جوئی کوربین کوچولو ؟ باور کن، خیلی آروم پیش میرم
نمیخواستم مزاحم بشم
اصلا. مامور ویژه رینولدز خواهرم جنی
دنی
خوشحالم که بالاخره شخصا این افسانه رو از نزدیک ملاقات میکنم
بذار زیاد بزرگش نکنیم
یه لحظه وقت داری ؟
آره، بهرحال من باید برم شما دوتا روز پلیسی خوبی داشته باشین
به اسلیپی هالو خوش اومدی
همین الان باهام تماس گرفتن، اداره ی پلیس محلی تو یه مورد قتل نیاز به کمک داره
- باید مورد مهمی باشه - چاقوکشی تو مرکز شهر
ظاهرا یه قطره خون هم رو زمین نریخته
بهشون گفتم بهترین مامورام رو روی این قضیه میذارم
بعدا جریانو با من در میون بذار
حتما
دقیقا همینطوری پیداش کردیم
بچه های ما به چیزی دست نزدن
میشه لطفا افرادتو از اینجا ببری و یکم بهمون فضا بدی ؟
حتما
ضربه های متعدد
با توجه به عمق و تعداد، میشه گفت بخاطر خشونت بیش از حد، یا حتی تهاجم بوده
برتی
کرین ؟
زخم های عمیق
بی پروا
بدون ترس از گیر افتادن
ذبح
نحوه ی انجام شدنش رو تشخیص دادی ؟
بله
مال خیلی وقت پیشه
پس، یجور هیولا که بریتانیایی ها علیه میهن پرستا استفاده کردن ؟
نه
...ستوان
ما با یه هیولا از دوران کودکی من طرف هستیم
اولین برخورد من با شیطان واقعی
داری در مورد کی حرف میزنی ؟
اون در طول قرن ها با اسامی زیادی ناپدید شده
...ممکنه اون رو با اسم
جَک قصاب بشناسی
☣ 3x03 اسلیپی هالو ☣ خون و ترس
چطور ممکنه جک قصاب زمانی که تو بچه بودی، وجود داشته باشه ؟
این تقریبا مال صد سال قبل از قتل های وایتچپل ـه
...دقیقا، بهار سال 1763 بود
سال ششم من در دبیرستان ایتون
...وقتی که پاکی دوران جوانی من
به پایان غم انگیز خودش رسید
قصاب دوباره کارشو شروع کرده زود باشه ایکابد، تکون بخور
اینکارو نکن نمیخوای که اینطوری بیادش بیاری
ایکابد
برتی نزدیک ترین دوست من بود
از همون زمان اولین ترم
ما قرار بود تابستون رو در املاک خانوادگیش در برکشایر بگذرونیم
آخرین خاطره ای که ازش دارم پیدا کردن جسد قصابی شده ـش بود
تا 15 دقیه دیگه تو سالن غذاخوری بیا دیدنمون
قراره بریم دنبال هرکسی که اینکارو کرده
استیفنز ؟
معنی این کارا چیه ؟ چرا وسایل من بسته بندی شده ؟
من اینجام تا شما رو برگردونم لندن ارباب ایکابد
نه، تو نمیتونی
...من باید به بقیه ملحق شم
- ...تا بهشون کمک کنم که - اینجا برای شما امن نیست
پسرم، سعی کنید درک کنید
اولین وظیفه ی شما اینه که نام خانوادگیتون رو زنده نگهدارید
ترم تحصیلی شما در ایتون به پایان رسیده
No comments yet. Be the first to leave one.