İlk 166 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آیـــ( نـاگـت مـرغ )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آیـــ(قسمت 5)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
یعنی چی؟
!برو اونور! بروو
!نیا جلو
…اووه
..اووه
!عمو
یکی دنبال اون دستگاهه
آره فکر کنم حق با توئه
چقدر احتمال داره مین آ تبدیل به ناگت نشده باشه؟
ولی آخه شده، خودم دیدمش
اونا مین آ رو هم بردن
که یعنی میدونستن یه ناگت معمولی نیست
و اونا هم مثل ما نمیتونن به جایی گزارش بدن
که یعنی واسه اونا هم دلیلی برای پنهان کردنش میشه
چی میتونه باشه؟
اونا هم مثل ما دنبالش میگردن به امید اینکه حقیقت داشته باشه
و واسه اینکه کار کنه به هردوش نیاز دارن
پس یعنی ممکنه هر دو تا دستگاه رو الان داشته باشن
…که یعنی مین آ یه
یه تسته
!لعنتی
آروم باشین آقای چوی- ...ها-
!به خودتون بیاین، ما باید تمرکز کنیم
چطوره که.. نفری به سیلی بهم بزنیم؟
چی؟- اوکی؟ اینجا آقای چوی-
!اول شما بزن، بزن
نکنه من اداره نبودم، برده داری رو دوباره رایج کردن؟
سیلی واسه سر کار نرفتن؟
تا حالا از حقوق انسانی چیزی شنیدین؟
یعنی چی این کارا
باید همون سونا میموندم
..میتونین فقط هیمن یک بار رو
نه..فق..فقط یک بار
!گفتم یک بار
!آقای چوی، تلفن، تلفن
یکی داره زنگ میزنه- اوه گوشیم، اه-
اوه
الو، بله؟
کجا؟ پاجون؟
پاجون؟- پاجون-
اوه
..آخه چرا
کجا..کجا بودی تا الان؟
تمام
تو از عموت خیلی بهتری، میدونی مردم به بچه هایی مثل تو چی میگن؟
اعجوبه- درسته-
درست گفتی، سه و چهار میشن هفت
آفرین- مرسی-
یه چیز سخت تر بهم بدین- باشه-
میشه وقتی منتظرم، بیرون بازی کنم؟- آره-
تو کلاش شیشمی جواب سه و چهار میشه هفت، درسته
!ممنون
تف تو زندگیم
عزیزم، تو که سر کار نمیری، واسه چی با کت شلوار رو زمین دراز کشیدی؟
چون کیف میده
به پسرتون این ها رو بدین بخوره تا حالش بدتر نشه
اجازه ندین اون هیچکدوم ازینا رو بدزده
اون چیزای تلخ رو دوست نداره
همش رو بخور باشه؟
..با من
قرار میذاری؟
جواب رد نداد
فقط میخواد رو درساش تمرکز کنه
گفت بهش فکر میکنه و بهم خبر میده
با من..قرار میذاری؟
این وقت روز اینجا چیکار میکنی؟
تهمان، بدون من که مشکلی نداری، درسته؟
سوگیونگ، چی میخوای بگی؟
میدونی که من از پسرای باهوش خوشم میاد
و هیچوقت کسی از تو باهوشتر ندیدم
پس آره از نظرم جذاب اومدی
ولی هرچقدر تلاش میکنم
فکر نکنم بتونم ببوسمت
متاسفم
واقعا متاسفم
قیافت استایلت رو تکمیل میکنه
موهات استایت رو تکمیل میکنه
واسه اینکه تکمیل باشی
یه انتخاب کلاسیک برای مردا
تا کی میخوای اینجوری زندگی کنی؟
اینجوری زندگی میکنم چون هیچ برنامه ای ندارم
تو به این میگی زندگی؟
همم..خانوم- مامان-
بهش نمیگن بباز یا ببر
لاتاریه
بابا
اینجا چیکار میکنی؟ تو که مردی
نمیتونی اینجا باشی، برگرد
میبینی؟ حتی مامانم هم باهام مثل یه آدم مرده برخورد میکنه
سونشیم، خودتی؟
آره، چقدر طول میکشه تا برگردم به حالت اولیهم؟
پنج تا ده دقیقه- درسته-
فکر نمیکنم دوباره بتونم برگردم
فکر کنم باید وسایل پدرت رو مرتب کنم
کمکم میکنی؟
چی رو میخوای مرتب کنی؟
اون عوضی هیچی برامون نذاشته
چرا انقد لباس داره؟ همه هم که پاره پوره
مراقبش باش لطفا
..اگه داروهای تهیونگ رو نمیدزدید
تهیونگ خودش بهم داد، تقصیر عمو بود
این دیگه چیه؟
وای، این اونجا بود؟
چیه؟
میراث خونوادگیمون، یادت نیست؟
میدونی وقتی بچه بودی
پدرت معمولا تو و تهیونگ رو مینشوند
و داستان های خونوادگی رو براتون تعریف میکرد
اون داستان مسخره، بیخوده
همونی که یه هیولا میره تو، یه آدم میاد بیرون
مزخرف
..این
آشنا بنظر میرسه
چرا من دربارش نمیدونم؟ درباره میراث خونوادگی
چون برای تحصیل رفتی خارج
اتفاقا قبلا دیدمش
اینا واقعیت ندارن، نکنه باور کردی؟
داستانی که نقل شد، یادته؟
معلومه که یادمه، واقعیت داره؟
سلام پروفسور یو
راحت باش
هیچوقت چیزی مثل این ندیدم
خب مگه آلومینیوم نیست؟
تقریبا، خیلی بهش نزدیکه ولی نه
اوه
من برگشتم
ها؟
..من
موادمون تموم شده، امروز تعطیلیم
اوو
انقدر زود موادتون تموم شد؟
بله پیش میاد سریع مواد اولیهمون تموم شه
ای بابا، باید زودتر میگفتین، من دو ساعته منتظرم
منم نه ساعت کار کردم
خب به من چه ارتباطی داره، خانم؟
اینکه شما دو ساعت منتظر بودین به من چه ربطی داره جناب؟
اینجا دیگه چه خراب شده ایه؟- رستوران-
دیگه امروز تعطیل شدیم
من میرم- کجا؟-
دوباره که نمیری اونجا مگه نه؟
برمیگردم- انقدر نرو اونجا-
اگه مشکوک بشن چی؟
برمیگردم
اومدین؟ اون اونجاست
اهم.. ببخشید آقا؟
اوه
من قبل اینکه صاحب مغازه بمیره، اخراج شدم- چی؟-
شنیدم دنبالم میگشتین، چون یه دستگاه اشتباهیی ارسال شده
احتمال صاحب مغازه خودش فرستاده
اوه- مرد خیلی قوی بود-
صورت زاویه دار، همیشه عصبانی؟- خودشه-
پس ایشون رئیس بودن؟
یه مغازه ناگت مرغ فروشی جدید اون طرف خیابون باز شد، ناگت بکجونگ
اونم همیشه ناراحت بود، میگفت اونا به فروشش آسیب زدن
ولی راستش، ناگت های خودش بود که واقعا بی کیفیت بود
به هر حال، اون من رو اخراج کرد و واسه اینکه صرفه جویی کنه، خودش ارسال میکرد
بیشتر از دستگاه ها
کسی که دستگاه رو فرستاده، مرده
کسی که دستگاه رو بررسی میکرد گم شده
پس مین آ چی؟
چرا هنوز خونه نرفتی؟
آقای چوی
از استاد یو این وون، یه تماس داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.