İlk 200 satır.
مرغ شور؟
نوشته چقدر باید تند باشه؟
فقط نوشته غذای تند
ولی فکر کنم هرچی تندتر، بهتر
حتماً یه چیزی رو داخل بدنت تحریک میکنه که قدرتت ظاهر بشه
- چی میل دارید؟ - من تندترین غذای منوتون رو میخوام
نه
یه بطری سس سیراچا توی خونه دارم (سس مکزیکی تند)
فکر کنم از پس یه مقدار تندی بر بیام
خب، هنوز چیزی حس نکردی؟
- پاهام حس نداره - یه جای کار میلنگه
دیگه چی پیشنهاد کردن؟
پیادهروی طولانی، روغن کرچک، سکس، تحریک نوک سینهها...
کش، داری راههای تحریک زن حامله برای زایمان رو میخونی
نه بابا. دهانهی رحِمـت چقدر باز شده؟
شیر. شیر لازم دارم
جن؟
عه، سلام. چه خبرا؟
- حالت خوبه؟ - منو میگی؟ آره بابا
چی گرفتی؟
مشروب، کاندوم، چیپس
با کسی توی خونه قرار داری؟
نه، نه. به من ربطی نداره. لازم نیست بدونم. برام مهم نیست
عملاً به محض اینکه از جلوی چشمم دور بشی دیگه برام مُردی
خیلی عرق کردی
نه خیرم
خیلیخب. پس بعداً میبینمت
آره، شاید. شایدم نه
اون شیر رو نباید بخری. درش بازه
خانم جوان عرقی
باید قبل از خوردن شیر، پولشو بدی
ترجمه: Thetrueali
Telegram: @Thetrueali
سعی کردم راجع به راههای فعال کردن قدرتها تحقیق کنم
ولی همهاش حرفای بیپایه و اساسه
آدم فکر میکنه بعد از ده سال...
حداقل چندتا تحقیق تخصصی وجود داشته باشه
پس متخصصها کجان؟
حالا همون حرفای بیپایه چی بودن؟
همه چند مورد شبیه به هم رو گفته بودن
ترس، اضطراب، استرس، آدرنالین
آره. آدرنالین جوابه
مرگ و زندگی، درسته؟
رولت روسی، خنثیسازی بمب
یا میتونیم فقط از یه پل بندازیمت پایین
هوی. نمیتونی سر شیفتت با رفقات حرف بزنی
اینجا محل کاره. دیسکو که نیست
اون مشتری دست به نقده
ببین، داره یه سری کسشر احمقانه واسه لباس مبدل ابرقهرمانیش میخره
درواقع یه لباس آتشبهاختیاریه. یونیفرم. لباس مبدل نیست
داریم راجع به این حرف میزنیم که آدما چطور قدرتاشونو به دست آوردن
عه، در این صورت، گوش بدید تا براتون تعریف کنم
صحنهای که میگم رو تصور کنید
از یه سفر کاری که رفته بودم از عمدهفروشان پنگ خرید کنم، زود برگشتم
وارد انبار شدم و دیدم شوهرم که سی ساله با هم ازدواج کردیم...
داره با راکل سکس میکنه
شروع کردم داد زدن، اونم داد زد، راکل زد زیر گریه، خیلی استرسآور بود
بعدش بوم
یه طوری بهم نگاه میکردن انگار دوتا سر دارم
برگشتم به آینه نگاه کردم. توی آینه یه دختر بچه زل زده بود بهم
پس به نظر میاد استرس شروع خوبی باشه
فقط موقع کار انجامش نده، باشه؟
به مشتریها لبخند بزن
فهمیدم چیکار کنم
چی؟
یه سورپرایزه
ازش متنفر میشی
خیلیخب، باشه. بزن منو بگا بده
میخوام قول بدی که فرار نمیکنی
کری، پنج سالم که نیست. فرار نمیکنم
یالا
- جن! - نه، ازت متنفرم
سلام، نوبت داشتید؟
گور بابات
جن ریگان، ساعت 11 و ربع
خیلیخب. جن...
فکر نکنم از پسش بر بیام
- میخوای قدرتی به دست بیاری یا نه؟ - میخوام. واقعاً میخوام
- سلیطهی فسقلی شجاع کیه؟ - من سلیطهی فسقلی شجاعم
- از پسش بر میای - از پسش بر میام
- جنیفر ریگان - خیلیخب
شما هم اینو میشنوید؟
همین موسیقی شوم رو میگی؟
آره
مدام به پذیرش میگم که قبل از اینکه بیمار رو بفرستن داخل، بهش هشدار بدن
قدرت منه
باعث میشم آدما اطرافم موسیقی خودشون رو تولید کنن
فرض میگیرم که از دندانپزشک میترسی؟
نه بابا
شروع کنیم؟
قیمتها از سه هزار پوند شروع میشه
- سه هزار؟ فقط یه بیلبورده - آره
خب خیلی بزرگه. کاغذ گلاسه گرونه
خیلیخب، باشه
اگه خودم بزنمش چی؟
خودتون؟ چطوری؟
- چسب پیویاِی - فکر نکنم بشه
نه، اتفاقاً من فکر میکنم بشه
نه، منو پشت خط نذار، دایان
آهای
گربه نیستم
آدمم
ببین دایان، سعی نکن کاغذ گلاسهی جیاسام 200 به من قالب کنی
اولین بار نیست که خرید میکنم
خب جیاسام با کیفیت رو نباید از دست داد
یه لحظه گوشی
تخفیف خیریه چی؟
آره، شمارهی کارت خیریهی من 24 هستش
خیلیخب. بذار یه نگاهی بندازیم
واقعاً متأسفم
خب، خبر خوب اینه که دندونای خوبی داری
نه، نه، صبر کن ببینم
خبر بد اینه که امروز چندتا دندون رو باید پر کنیم
خیلیخب، نمیتونم به این صداها گوش کنم
یه چیزی میدم بخوری که آروم بشی
دیازپام. اضطرابت رو کم میکنه
نه، نه، نه. باید مضطرب باشم. باید ترس رو حس کنم
هر طور راحتی
از افعی به تکشاخ، جواب بده
از وضعیت جن خبر بده. نقشهی ب رو شروع کنم؟ تمام
نه. نقشهی الف در دست انجامه...
و راستش فکر میکنم خیلی خوب داره پیش میره
پس تمام
نه. میشه بعداً نقشهی کاف رو اجرا کنم؟ تمام
نقشهی کاف چیه؟
کیرته، درسته؟
کیرمه. تمام
آره، برای نقشهی کاف آمادهام
ساعت 69 میبینمت. تمام
وای، فرشتهی من. سلام
عملی شد؟
قدرتی به دست آوردی؟
تمام این مدت یه قدرت داشتم
- قدرت دوستی - بهش دیازپام دادن
واسه همین باید تا سه چهار ساعت آینده...
مراقبش باشید تا اثرش از بین بره
نقشهی کاف رو شروع کن. ب... منظورم نقشهی ب بود. تمام
میدونی به کی خیلی کم بها دادن؟
سایمون و گارفانکل. دوتا پسر دوستداشتنیان
بلند شو. بلند شو ببینم، حرومزادهی انگلیسی خیکی
- حرومزاده رو با من بود؟ - کاری رو بکن که بهت میگم تا زانوهاتو نشکستم
- پس نمیشکنم - چیکار میکنی؟
هیس. دارم یه اقدام تروریستی در خاک بریتانیا انجام میدم. بله همینطوره
میشه صندوق رو باز کنی؟ صندوق رو باز کن برای یک ایرلند یکپارچه
برو داخل
- الان مثلاً کی هستی؟ - تروریستم دیگه
چی استرسآورتر از اینکه یه تروریست بدزدتت؟
ولی چرا ارتش جمهوریخواه ایرلند؟ چرا یه چی مثل القاعده نه؟
لعنتی. این خیلی منطقیتر بود
حالا چی؟
ناهار بخوریم؟ دارم میمیرم از گرسنگی
آها، درسته. آره، بذار یه مدت اونجا با افکارش تنها باشه
منظورم اینه که چی بدتر از ترس از ناشناختهها، درسته؟
نادیده بگیرم؟ تو نمیتونی منو نادیده بگیری
لوک هستم. پیغام بذارید
سلام، لوک. لوکاس!
اسمت مخفف لوکاسـه؟
حتی اسمت رو هم نمیدونم. اصلاً اسم واقعیتو بهم گفتی؟
عزیزم، الان...
احساسات خیلی زیادی بهت دارم
شماره یک: حشر
شماره دو: عشق
عشقه؟ نمیدونم ولی...
بهم احساس خاص بودن میدی و منم از این خوشم میاد
و امیدوارم واقعی باشه
ولی لوک، با من بیرون از خونه قرار نمیذاری. به دوستات هم معرفیم نمیکنی
اینم باعث میشه حس بدی پیدا کنم
ولی این عادیه؟ من زیادهخواهم؟
عشق چیه؟
در ضمن کیرتم خیلی خوشگله...
بعد میدونی، ما به قدر کافی اینو به مردا نمیگیم، میدونی؟
یعنی اونا هم نسبت به تصوراتشون از بدنشون مشکل دارن
- پنیر و گوجه - آره
- سالمون دودی و پنیر خامهای - خیلیخب
- تخم مرغ و شاهی - آره
خوراک پلامنز
ساندویچ تن ماهی با مایونز
ساندویچ بیکن
ساندویچ روبن
دونات؟
دونات ساندویچ حساب میشه؟
خب کربوهیدرات و مخلفات و کربوهیدراته دیگه
خب اگه اینطور باشه، پس کروک موسیو هم میتونه ساندویچ باشه
آره، کروک موسیو هم ساندویچه
چطور جرئت میکنی اینو بگی؟
تو واقعاً کی هستی؟ درست میگم؟
میخوام بشناسمت
میخوام سوالات امنیتی ایمیلت رو بدونم. میگیری چی میگم؟
یعنی مثلاً توی چه خیابونی بزرگ شدی؟ یا مثلاً...
آخ
خیلیخب بابا، آروم باش
یا میدونی، فامیلی اصلی مادرت قبل از ازدواج چی بوده؟
میخوام اسم حیوانات خانگی پدرت رو بدونم
- خدای من - بله
برگر هم فقط یه ساندویچه
- خدای من، کری - چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.