Extraordinary

Extraordinary

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Extraordinary S01E02 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E02 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E02 1080p WEBRip x264-GalaxyTV
Extraordinary S01E02 720p WEBRip x264-GalaxyTV
Şunun yorumuyla thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

Etiketler

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
Yayınlandı: 2023-05-11
İndirmeler: 51
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫مرغ شور؟

‫نوشته چقدر باید تند باشه؟

‫فقط نوشته غذای تند

‫ولی فکر کنم هرچی تندتر، بهتر

‫حتماً یه چیزی رو داخل بدنت تحریک می‌کنه ‫که قدرتت ظاهر بشه

‫- چی میل دارید؟ ‫- من تندترین غذای منوتون رو می‌خوام

‫نه

‫یه بطری سس سیراچا توی خونه دارم ‫(سس مکزیکی تند)

‫فکر کنم از پس یه مقدار تندی بر بیام

‫خب، هنوز چیزی حس نکردی؟

‫- پاهام حس نداره ‫- یه جای کار می‌لنگه

‫دیگه چی پیشنهاد کردن؟

‫پیاده‌روی طولانی، روغن کرچک، سکس، ‫تحریک نوک سینه‌ها...

‫کش، داری راه‌های تحریک زن حامله ‫برای زایمان رو می‌خونی

‫نه بابا. دهانه‌ی رحِم‌ـت چقدر باز شده؟

‫شیر. شیر لازم دارم

‫جن؟

‫عه، سلام. چه خبرا؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- منو میگی؟ آره بابا

‫چی گرفتی؟

‫مشروب، کاندوم، چیپس

‫با کسی توی خونه قرار داری؟

‫نه، نه. به من ربطی نداره. لازم نیست بدونم. ‫برام مهم نیست

‫عملاً به محض اینکه از جلوی چشمم دور بشی ‫دیگه برام مُردی

‫خیلی عرق کردی

‫نه خیرم

‫خیلی‌خب. پس بعداً می‌بینمت

‫آره، شاید. شایدم نه

‫اون شیر رو نباید بخری. درش بازه

‫خانم جوان عرقی

‫باید قبل از خوردن شیر، پولشو بدی

‫ترجمه: ‫Thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫سعی کردم راجع به راه‌های ‫فعال کردن قدرت‌ها تحقیق کنم

‫ولی همه‌اش حرفای بی‌پایه و اساسه

‫آدم فکر می‌کنه بعد از ده سال...

‫حداقل چندتا تحقیق تخصصی وجود داشته باشه

‫پس متخصص‌ها کجان؟

‫حالا همون حرفای بی‌پایه چی بودن؟

‫همه چند مورد شبیه به هم رو گفته بودن

‫ترس، اضطراب، استرس، آدرنالین

‫آره. آدرنالین جوابه

‫مرگ و زندگی، درسته؟

‫رولت روسی، خنثی‌سازی بمب

‫یا می‌تونیم فقط از یه پل بندازیمت پایین

‫هوی. نمی‌تونی سر شیفتت ‫با رفقات حرف بزنی

‫اینجا محل کاره. دیسکو که نیست

‫اون مشتری دست به نقده

‫ببین، داره یه سری کسشر احمقانه ‫واسه لباس مبدل ابرقهرمانیش می‌خره

‫درواقع یه لباس آتش‌به‌اختیاریه. ‫یونیفرم. لباس مبدل نیست

‫داریم راجع به این حرف می‌زنیم ‫که آدما چطور قدرتاشونو به دست آوردن

‫عه، در این صورت، گوش بدید ‫تا براتون تعریف کنم

‫صحنه‌ای که میگم رو تصور کنید

‫از یه سفر کاری که رفته بودم ‫از عمده‌فروشان پنگ خرید کنم، زود برگشتم

‫وارد انبار شدم و دیدم شوهرم که سی ساله ‫با هم ازدواج کردیم...

‫داره با راکل سکس می‌کنه

‫شروع کردم داد زدن، اونم داد زد، ‫راکل زد زیر گریه، خیلی استرس‌آور بود

‫بعدش بوم

‫یه طوری بهم نگاه می‌کردن انگار ‫دوتا سر دارم

‫برگشتم به آینه نگاه کردم. ‫توی آینه یه دختر بچه زل زده بود بهم

‫پس به نظر میاد استرس شروع خوبی باشه

‫فقط موقع کار انجامش نده، باشه؟

‫به مشتری‌ها لبخند بزن

‫فهمیدم چیکار کنم

‫چی؟

‫یه سورپرایزه

‫ازش متنفر میشی

‫خیلی‌خب، باشه. بزن منو بگا بده

‫می‌خوام قول بدی که فرار نمی‌کنی

‫کری، پنج سالم که نیست. فرار نمی‌کنم

‫یالا

‫- جن! ‫- نه، ازت متنفرم

‫سلام، نوبت داشتید؟

‫گور بابات

‫جن ریگان، ساعت 11 و ربع

‫خیلی‌خب. جن...

‫فکر نکنم از پسش بر بیام

‫- می‌خوای قدرتی به دست بیاری یا نه؟ ‫- می‌خوام. واقعاً می‌خوام

‫- سلیطه‌ی فسقلی شجاع کیه؟ ‫- من سلیطه‌ی فسقلی شجاعم

‫- از پسش بر میای ‫- از پسش بر میام

‫- جنیفر ریگان ‫- خیلی‌خب

‫شما هم اینو می‌شنوید؟

‫همین موسیقی شوم رو میگی؟

‫آره

‫مدام به پذیرش میگم که قبل از اینکه بیمار رو ‫بفرستن داخل، بهش هشدار بدن

‫قدرت منه

‫باعث میشم آدما اطرافم موسیقی خودشون رو ‫تولید کنن

‫فرض می‌گیرم که از دندان‌پزشک می‌ترسی؟

‫نه بابا

‫شروع کنیم؟

‫قیمت‌ها از سه هزار پوند شروع میشه

‫- سه هزار؟ فقط یه بیلبورده ‫- آره

‫خب خیلی بزرگه. کاغذ گلاسه گرونه

‫خیلی‌خب، باشه

‫اگه خودم بزنمش چی؟

‫خودتون؟ چطوری؟

‫- چسب پی‌وی‌اِی ‫- فکر نکنم بشه

‫نه، اتفاقاً من فکر می‌کنم بشه

‫نه، منو پشت خط نذار، دایان

‫آهای

‫گربه نیستم

‫آدمم

‫ببین دایان، سعی نکن ‫کاغذ گلاسه‌ی جی‌اس‌ام 200 به من قالب کنی

‫اولین بار نیست که خرید می‌کنم

‫خب جی‌اس‌ام با کیفیت رو نباید از دست داد

‫یه لحظه گوشی

‫تخفیف خیریه چی؟

‫آره، شماره‌ی کارت خیریه‌ی من 24 هستش

‫خیلی‌خب. بذار یه نگاهی بندازیم

‫واقعاً متأسفم

‫خب، خبر خوب اینه که دندونای خوبی داری

‫نه، نه، صبر کن ببینم

‫خبر بد اینه که امروز چندتا دندون رو ‫باید پر کنیم

‫خیلی‌خب، نمی‌تونم به این صداها گوش کنم

‫یه چیزی میدم بخوری که آروم بشی

‫دیازپام. اضطرابت رو کم می‌کنه

‫نه، نه، نه. باید مضطرب باشم. ‫باید ترس رو حس کنم

‫هر طور راحتی

‫از افعی به تک‌شاخ، جواب بده

‫از وضعیت جن خبر بده. ‫نقشه‌ی ب رو شروع کنم؟ تمام

‫نه. نقشه‌ی الف در دست انجامه...

‫و راستش فکر می‌کنم خیلی خوب داره پیش میره

‫پس تمام

‫نه. میشه بعداً نقشه‌ی کاف رو اجرا کنم؟ تمام

‫نقشه‌ی کاف چیه؟

‫کیرته، درسته؟

‫کیرمه. تمام

‫آره، برای نقشه‌ی کاف آماده‌ام

‫ساعت 69 می‌بینمت. تمام

‫وای، فرشته‌ی من. سلام

‫عملی شد؟

‫قدرتی به دست آوردی؟

‫تمام این مدت یه قدرت داشتم

‫- قدرت دوستی ‫- بهش دیازپام دادن

‫واسه همین باید تا سه چهار ساعت آینده...

‫مراقبش باشید تا اثرش از بین بره

‫نقشه‌ی کاف رو شروع کن. ‫ب... منظورم نقشه‌ی ب بود. تمام

‫می‌دونی به کی خیلی کم بها دادن؟

‫سایمون و گارفانکل. دوتا پسر دوست‌داشتنی‌ان

‫بلند شو. بلند شو ببینم، ‫حرومزاده‌ی انگلیسی خیکی

‫- حرومزاده رو با من بود؟ ‫- کاری رو بکن که بهت میگم تا زانوهاتو نشکستم

‫- پس نمی‌شکنم ‫- چیکار می‌کنی؟

‫هیس. دارم یه اقدام تروریستی در خاک بریتانیا ‫انجام میدم. بله همینطوره

‫میشه صندوق رو باز کنی؟ ‫صندوق رو باز کن برای یک ایرلند یک‌پارچه

‫برو داخل

‫- الان مثلاً کی هستی؟ ‫- تروریستم دیگه

‫چی استرس‌آورتر از اینکه یه تروریست بدزدتت؟

‫ولی چرا ارتش جمهوری‌خواه ایرلند؟ ‫چرا یه چی مثل القاعده نه؟

‫لعنتی. این خیلی منطقی‌تر بود

‫حالا چی؟

‫ناهار بخوریم؟ دارم می‌میرم از گرسنگی

‫آها، درسته. آره، بذار یه مدت اونجا ‫با افکارش تنها باشه

‫منظورم اینه که چی بدتر از ‫ترس از ناشناخته‌ها، درسته؟

‫نادیده بگیرم؟ تو نمی‌تونی منو نادیده بگیری

‫لوک هستم. پیغام بذارید

‫سلام، لوک. لوکاس!

‫اسمت مخفف لوکاس‌ـه؟

‫حتی اسمت رو هم نمی‌دونم. ‫اصلاً اسم واقعیتو بهم گفتی؟

‫عزیزم، الان...

‫احساسات خیلی زیادی بهت دارم

‫شماره یک: حشر

‫شماره دو: عشق

‫عشقه؟ نمی‌دونم ولی...

‫بهم احساس خاص بودن میدی ‫و منم از این خوشم میاد

‫و امیدوارم واقعی باشه

‫ولی لوک، با من بیرون از خونه قرار نمی‌ذاری. ‫به دوستات هم معرفیم نمی‌کنی

‫اینم باعث میشه حس بدی پیدا کنم

‫ولی این عادیه؟ من زیاده‌خواهم؟

‫عشق چیه؟

‫در ضمن کیرتم خیلی خوشگله...

‫بعد می‌دونی، ما به قدر کافی ‫اینو به مردا نمیگیم، می‌دونی؟

‫یعنی اونا هم نسبت به تصوراتشون ‫از بدنشون مشکل دارن

‫- پنیر و گوجه ‫- آره

‫- سالمون دودی و پنیر خامه‌ای ‫- خیلی‌خب

‫- تخم مرغ و شاهی ‫- آره

‫خوراک پلامنز

‫ساندویچ تن ماهی با مایونز

‫ساندویچ بیکن

‫ساندویچ روبن

‫دونات؟

‫دونات ساندویچ حساب میشه؟

‫خب کربوهیدرات و مخلفات و کربوهیدراته دیگه

‫خب اگه اینطور باشه، پس کروک موسیو هم ‫می‌تونه ساندویچ باشه

‫آره، کروک موسیو هم ساندویچه

‫چطور جرئت می‌کنی اینو بگی؟

‫تو واقعاً کی هستی؟ درست میگم؟

‫می‌خوام بشناسمت

‫می‌خوام سوالات امنیتی ایمیلت رو بدونم. ‫می‌گیری چی میگم؟

‫یعنی مثلاً توی چه خیابونی بزرگ شدی؟ ‫یا مثلاً...

‫آخ

‫خیلی‌خب بابا، آروم باش

‫یا می‌دونی، فامیلی اصلی مادرت ‫قبل از ازدواج چی بوده؟

‫می‌خوام اسم حیوانات خانگی پدرت رو بدونم

‫- خدای من ‫- بله

‫برگر هم فقط یه ساندویچه

‫- خدای من، کری ‫- چیه؟

More Farsi Persian subtitles for Extraordinary

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left