İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
قابل قبوله که"
صاحب یه سوپرمارکت خالی یه تفنگ "همراهش داشته باشه و ازش محافظت کنه
،توی همچین دنیایی
قانون و افکار منطقی چیزای مهمی نیستن
لذت بردن از زندگیت مهمه
ولی این دنیا
ارزش زندگی کردن داره؟
پس داری میگی که، از اونجایی که ...سیارک به هر حال قراره بکشتمون
بهتره که خودمون انجامش بدیم؟
،وقتی سیارک بخوره بهمون ،اون آشغالا هم باهمون میمیرن
و نمیتونم تحملش کنم
میدونی، نمیتونیم بذاریم فضانورده شانسمون رو بگیره
نه نمیتونیم، عمرا
اینو بنوش
!یواش، داری میترسونیم
به جونگ سو
من نبودم
تو بودی، نه؟
پایان جهان با برخورد) (سیارکی در 200 روز
برخورد سیارک توسط) (حکومت نظامی زود هنگام اعلام شد
صد و نود و نه روز باقی مونده) (شانس برای زنده موندن هست؟
صد و نود و هشت روز باقی مونده) (تا آخر باهم میمونیم
صد و چهل روز باقی مونده) (هشدار بحران برخورد
مدرسه راهنمایی چوندونگ بسته است) (نزدیک نشوید
صد و سی روز باقی مونده) (سوپرمن و واندرمارت
هشتاد روز بعد، زندگی ابدی ما آغاز میشه) (زندگی ابدی رو تجربه کنین
::::::::: آیـــ( خداحافظ زمین )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آیـــ(قسمت 7)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
می ریونگ
اینجا چیکار میکنی؟
!صبح بخیر
...تو غذات تموم شده، همینجا وایسا
هی، من فقط
اومدم صبح بخیر بگم
احمقانهست
چرا اومدی اینجا؟
!بیخیال
!سه کیونگ
بله؟
من دارم میرم، میرم خونه
کِی بود؟
اینا چیان؟
این عکسا دیگه چیان؟
میخواستم زندگیمون رو مثل یه داده آرشیو کنم
تا آدمفضاییا ببینن؟
آره
وایسا، یعنی چیزایی مثل دعوا و جداییمون هم توشون هست؟
همچین چیزایی نمیزارم
پس بهت اعتماد میکنم
،دنبال وسایل تحقیقاتی قدیمیم بودم
و نمیخواستم کارم تنها چیزی باشه که ول میکنم
بریم ساختمون شهرداری؟
آره- من میرسونمت-
داری میری بیرون؟
میخوام پروفسور نو رو ببینم
تو آمریکا، هر روز اینو با فکر کردن به تو گوش میدم
اینو ترکو تو فایلام پیدا کردم
پس دانلودش کردم
کاره خوبی کردم نه؟- آره-
یون سانگ
بله؟
اونا میخوان برگردی، مگه نه؟
منظورت چیه؟
آزمایشگاه
برو و خودتو نجات بده
دارن بهت یه شانس میدن
هیچ دلیلی برای مخالفت نیست
...سه کیونگ، این- ...بیا-
بیا بعدا صحبت کنیم
...نه،مسئله اینه که
مرسی بابت رانندگی، من برم
خدافظ
...سه کیونگ
خدافظ
باشه
تمومه، تموم شد
به خودت بیا سه کیونگ، باشه؟
ما کاریش نداشتیم
تحت هیچ شرایطی یه افسر و معلم نظامی
نباید با اون آدما درگیر بشن میفهمی؟
صبح بخیر
خواهر
بله؟
آخرین باری که پدر بک رو دیدیم کِی بود؟
،شبی که سربازا دستگیرش کردن و بدون هیچ صدمه ای برگشت
دیدم داره میره تو تالار تا همینطوری که تو دعا کردی، دعا کنه
مدیر اجرایی از همون روز دیگه نیومد سر کار
پس فکر میکنم
هردو به خواست خودشون ناپدید شدن
اونا ممکن جایی قایم شده باشن یه حدسه البته
نه،حدس نه
فقط حقایقو بهم بگو
یکی داره بداخلاقی میکنه
به هرحال، من هرچی میدونستم بهت گفتم
واقعا گفتم
همشون امضا شدن، پس میتونی پخششون کنی
جونگ سو گون
شنیدم اینجا فقط با پناهگاه های شناور سر و کار ندارین
شما برای افرادی با شرایط مناسب مشاوره هایی رو ارائه میدین، مگه نه؟
دربارهی فرار
پس میدونی
فرار کردن بخش مهمش نیست
فرار یه دستوره
ولی اون کله گنده میخواد اونجا هم کله گنده باشه، میدونی؟
پس کل کابین قراره کره رو ترک کنن
دقیقا قبل از برخورد سیارک
اینجا
پایتخت جهانی می خواد از فناوری و تدبیر کره استفاده کنه
و تو بخش های دیگهی دنیا سرمایه گذاری کنه
پس این کله گنده ها منتظر زمان مناسبن، اوکی؟
اینجا خیلی لبخند بزرگی زدم
باید قبل از قاطی کردنش با آب، رو ترازو وزنش کنین
دستور میگه پونصد گرم پودر کاری
دختر، دستام خودشون ترازو ان
خیلی از وقتی که یه وعدهی کامل داشتم میگذره- گوشت پخته؟-
آره، بوی خوبی میده، مگه نه؟
بالاخره داریم گوشت میخوریم- !هورا-
یه بار دیگه، از خانوم کیم ممنونیم، الان داریم به طور روزانه نون درست میکنیم
مرسی خانوم- میدونم-
بعد از آتیش سوزی کلیسا همه خیلی ناراحت بودن
یادتونه اون صدایی که از بلندگو اومد چی گفت؟
دربارهی حسابی که پول فرستاده میشه بهش
شنیدم واسه یه کمپانیای چیزیه
معروفه؟
داری گوشتو میسوزونی
آره
گوشت بوی خیلی خوبی داره
یه کشیش به یه همکار کشیش شک نمیکنه
،اگه یه مسابقهای بود که باید دودل ترین آدمو توش انتخاب میکردی
من برنده بودم
همچین مسابقهای هیچوقت درست نمیشه
افراد دودل هر حتی نمیتونن تصمیم بگیرن که درخواست بدن یا نه
خیلی از خودم خستهم
سونگ جه
میدونستی تحقیقاتم در جریان بود؟
،من تنوع ژنتیکی خوندم
و درمورد چگونگی رفع نقایص ژنتیکی تو مرحلهی جنینی بود
افرادی که زنده موندن به این علاقهمند میشن
میخوای بری
به آمریکا
میخوام کاری که شروع کردمو تموم کنم
دربارهی سه کیونگه؟
گزارش مشاورهی بازمانده
...من وقتی وارد تاسیسات شدم با خانوادهم بودم، ولی
...از تاسیسات به اونجا فرستاده شدم
مطمئن نیستم بعد از وارد شدن به مرکز آموزش چه اتفاقی افتاد
من سعی کردم فرار کنم ولی نتونستم چون مدیرا به شدت مراقب بودن
مدیر ایم از مرکز آموزش
شمارهای که با آن تماس گرفتید در شبکه موجود نمیباشد
چه مرکز آموزشیه؟
سلام- سلام-
سلام- سلام-
بیاین تو
بیا بریم- !یه بچه گربهست-
ته می- !ته می-
ته می
الانا مردم خیلی سگ و گربه میگیرن
بذار من- فکر میکردم همشون قراره خورده شن-
یونگ جی
میتونیم اینو بدیم ته می بخوره؟
چند تا بطری توی سوپرمارکت پیدا کردیم
هنوز تاریخشون نگذشته
آره، تاحالا اینو نخورده ولی فکر کنم خوب باشه
ته می رو گرفتم بغلم
مرسی، میتونی همونجا بذاریشون- باشه-
شنیدم خیلی وقته تو این آپارتمان زندگی میکنین
آره
من دبیرستان و دانشگاهم خارج از وونگچون بود
وقتی برگشتم خانوم جیم رو برای اولین بار دیدم
من هیچوقت خونه نبودم، حتی آخر هفته ها
حدس میزنم تو مدرسه خیلی خوب بودی، به دانشگاه خوبی هم رفتی درسته؟
من فقط اونی که بهترین خوابگاهو داشت انتخاب کردم
همهی کسایی که نمره هاشون خوبه اینو میگن
کلی گزینه داشتی که این یعنی نمراتت خوب بوده
درسته
یونگ جی
پسر توی عکس برادر کوچیکته؟
آره
شبیه هماین
...صورت پدرتون
...خانوادتون
نه، زندهان
فقط یه جای دیگه ان
هی، اون آشنا به نظر میرسه
چه یونگ هان
اون بعد از اولین ترم از اولین سالمون رفت به یه مدرسهی جایگزین
یونگ هانو میشناسی؟
!اونی که از مدرسه فرار کرد- یادمه-
یه سازی رو خوب میزد چِلو بود؟
درسته
بچهها کجا رفتن؟
داره دنبالمون میاد- هه چان، وو چان-
ما با گربهایم
اون بهمون زل زده
یونگ جی
یونگ هان الان کجاست؟
...با مامانمون، اون
به هرحال، از دیدن همتون خوشحال شدم مرسی که برادرم رو یادتونه
،بعد از اینکه یونگ هان از مدرسه رفت
No comments yet. Be the first to leave one.