İlk 200 satır.
"لیدی" و "ترمپ"
Elaheh & Amirex
امشب همان شب است
شبی بسیار زیبا
به آن شب عید می گویند
به آسمان نگاه کن
که در آن ستاره ها میدرخشند
در این شب دوست داشتنی و دلپذیر
پس عشق بورز
به معشوقت
این بار به این احتیاج خواهی داشت
تا مانند یک ستاره در دل آسمان سقوط نکنی
زمانی که آن صعود سخت و سرگیجه آور
را برای چنین شبی انجام میدهی
بهشت دقیقا همین جاست
در این شب دوست داشتنی
و دلپذیر
در این شب دوست داشتنی
و دلپذیر
در تمام طول تاریخ تنها یک چیز وجود دارد که با پول نمیتوان آن را خرید
.و آن وفادارای یک سگ است
تقدیم به تمام سگها ، چه بانو باشند و چه ولگرد
که این فیلم با احترام تقدیمشان میشود
آرام و بی صدا مانند دانه های برف در شب
امشب شب مقدسی است
و تمام جهان آسوده و آرام است
و دنیا پر از روشنی و شادی است
روح عشق
و فرزند آرامش
عشق بی انتهاست
که نباید هیچ گاه متوقف شود
آرام، فرزندان من
در پناه خدای مهربان
آرام، فرزندان من
آرامش همیشه با شما باشد
A BARANMOVIE PROJECT
این برای توئه عزیزم
کریسمس مبارک
اه "جیم"، عزیزم
این همونیه که منتظرش بودم، مگه نه؟
با روبان بستیش؟
خب روبان که داره
وای چه نازه
ازش خوشت میاد عزیزم؟ - عاشقشم -
چه خانوم کوچولوی خوشگلی
"بدو بیا اینجا "لیدی
آفرین دختر خوب
اینم یه تخت کوچیک و راحت واسه ی تو
اما "جیم" عزیزم مطمئنی اینجا به اندازه کافی براش گرمه؟
البته عزیزم، اینجا جاش کاملا راحته ...مثل
داشت یادم میرفت
حالا شد
"شب به خیر "لیدی
نگران نباش عزیزم
همین الان خوابش می بره
"نه نه "لیدی
جای تو اینجاست، دقیقا اینجا
نگاه کن
اون احساس تنهایی می کنه
فکر نمی کنی شاید...؟ فقط همین امشب؟
نه عزیزم، اگه بخوایم نشونش بدیم کی اینجا رئیسه
باید از همین اول قاطع برخورد کنیم
! "لیدی"
همین الان تمومش کن
!تمومش کن
"لیدی"
ساکت باش. صدامو میشنوی؟
برگرد تو تخت
سریع، همین الان
هیچ صدای دیگه ای هم نشنوم
جیم، عزیزم
جیم
هممم؟ چیه؟
خیلی خوب، باشه
اما یادت بشه، فقط همین امشب
باشه "لیدی"، باشه
"بیدار شدم، بیدار شدم "لیدی
!اوه، نه
چی شده جیم ؟ چیه؟
نمیشه به "لیدی" درباره یکشنبه ها توضیح بدی؟
عزیزم توجه کردی از وقتی "لیدی" رو داریم
خیلی کمتر اون تیترهای اعصاب خرد کن رو می بینیم؟
آره،موندم قبلا بدون اون چه جوری زندگی می کردیم؟
راستی الان باید تقریبا 6 ماهش شده باشه
بهتره براش قلاده بگیریم
امیدوارم اندازه باشه
وای، خیلی قشنگ به نظر میرسه
خیلی بزرگ شدی
جک" و "تراستی" حتما سورپرایز میشن، نه؟"
چهار قدم به جلو و بعد به چپ
و بعد مستقیم به محلی که علامت گذاری کردم
با استخون خوشگلم که می خوام برای خودم قائمش کنم
تو بانک استخون های خوشگلم تو حیاط پشتی
واقعا منظره ی با شکوهیه
"جاک"
"جاک"
"سلام، "جاک
اوه، تویی عزیز دلم
متوجه چیز متفاوتی نشدی؟
حموم کردی؟
نه، اون نه
ناخن هات رو گرفتی؟
نه. دوباره حدس بزن
خب، نمی دونم دیگه
اوه، عزیز دلم
یه گردنبند جدید خوشگل
ازش خوشت میاد؟ - آره -
باید خیلی گرون باشه
به "تراستی" نشونش دادی؟ - نه -
پس بهتره فورا بریم
می دونی که چقدر با دیدن این چیزا احساساتی میشه
داره خواب می بینه
آره
خواب روزهای خوب گذشته رو می بینه
یعنی اون موقع که اون و پدربزرگش از بین باتلاق ها
خلاف کارا رو تعقیب می کردن
واقعا؟- ... این مال قبل از -
قبل از چی؟
دیگه وقتشه که حقیقت رو بدونی، عزیز دلم
این اتفاق نباید برای یه سگ می افتاد
...اما، خب
تراستی" حس بویاییش رو از دست داده"
!نه- آره-
اما عزیز دلم اون نباید بفهمه که ما اینو می دونیم
وگرنه قلبش می شکنه
از کدوم طرف رفت؟
از کدوم طرف رفت؟
رفت؟- آره، اون خیلی بزرگ بود -
!فکر کنم حدود 182 سانتی بود قدش
یا نه! 183
.یه لباس راه راه پوشیده بود یقه ام نداشت
"اوه، خانوم "لیدی
.تو قلاده داری
اوهوم. و یه شناسنامه
زمان چقدر سریع میگذره- آره -
انگار همین دیروز بود که
که دمپايي های "جيم" رو گاز مي گرفت
و حالا نگاش کن، یه خانوم کامل شده
و بزرگترین افتخاری که یه نفر می تونه داشته باشه رو به گردن داره
نشان اعتقاد و احترام
"درسته، خانوم "لیدی
همون طور که پدر بزرگم همیشه می گفت
یادم نمیاد قبلا درباره ی پدربزرگم صحبت کرده باشم
چرا، گفتی رفیق
اوه، آره
"اوه، این صدای "جیمه
لطفا منو ببخشید
"سلام، "لیدی
بجنب، تا خونه باهات مسابقه میدم
بازم تو بردی
حالا بی حرکت وایسا
ثابت
!اوه، اینجا رو
دیگه دختر بزرگی شدی، نه؟
خیله خب
اول خانوما
"میدونی عزیزم با وجود "لیدی
من که میگم زندگیمون واقعا کامله
آره، عزیزم
نمی تونم تصور کنم که چیز دیگه ای بتونه جای اونو تو قلبمون پرکنه
!آه، چه روز خوبی
خب، بریم یه کم صبحونه پیدا کنیم
کوچولو های خوشگل و شیطون
خب، برا صبحونه....بذار ببینم
مغازه "برنی" ؟
نه
..."فرانسوا"
نه، نه
نه، خیلی نشاسته داره، آه
تونی"، خودشه"
یه هفته ای میشه که به اینجا سر نزدم
یه روز قشنگ برای درست کردن پیتزا
!ما هنوزم بهش میگیم شب دلپذیر
"صبح به خیر، "بوچ
صبحونه ات رو می خوای، آره؟
باشه، رئیس برات یه چندتا استخون نگه داشته
صبحونه از سمت چپ داره میاد
!خوب گرفتی
آروم حیوون،آروم
هشدار به دستور شورای شهر به موجب این اعلامیه
هرگونه سگ بی شناسنامه فورا توقیف خواهد شد
اوه خدای من
پگ" نگاه کن، "ترمپ" اینجاست"
سلام، خوشگله به مهمونی ملحق نمیشی؟
خیله خب وقت برای شوخی نیست
باید بیارمتون بیرون
دارم بهتون میگم فشارها رومون زیاد شده
همه جا اعلامیه هست
ممنون- تو خیلی خوبی رفیق -
باشه، باشه برین دیگه - هی! اونجا چه خبره؟ -
فورا برین و مراقب باشین
!هی تو احمق کثیف
ول کن، ولم کن
"اوه، محله "اسناب هیل
سلام دخترا. وضع غذا اینجا چطوره؟
خیلی بده، نه؟
آره، شرط می بندم همه سطل آشغالاشون در داره
تازه دور هر درختی هم یه محافظ داره
موندم برا سرگرمی خودشون
با این محافظ ها و قلاده ها چه کارها که نمی کنن
No comments yet. Be the first to leave one.