Sürüm bilgisi

💜싸이코패스 다이어리 Psychopath Diary E10 web-dl(Barcode)💜
Şunun yorumuyla Mary_fall
💜برای دریافت سریعتر زیرنویس ها در کانال ما عضو شوید💜 @barcodesubtitle

Etiketler

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Yayınlandı: 2019-12-21
İndirmeler: 21
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

احیانا زنگ زدین به پلیس؟

بهت هشدار داده بودم

پس چیکار میتونم بکنم؟

48ساعت وقت داری

...برام یه میلیون دلار میاری وگرنه

باید منو بکشی

بله، میخوام وام بگیرم

کارمندم

من توی یه شرکت سهامی، دستیار مدیر ام

دستیار مدیر

وثیقه لازمه؟

من خونه یا زمین ندارم

خب مقدارش خیلی زیاده. یک.. یک میلیون دلاره

...یه میلیون دلار لازم دارم.. یه میلیون

الو؟ الو؟

حتی نمیتونم وام بگیرم

از پول شرکت استفاده کنم؟

وثیقه لازمه؟ ولی من چیزی ندارم

سونبه

نمیرین خونه؟

باید برم آره - چیزی ذهنتون رو مشغول کرده؟ -

پای زن در میونه؟

اگه کمکی لازم دارین به ما بگین

...خب

شوهر خانم هان بیکاره

خانواده ی خانم می جو کلی بدهی دارن

...و آقای سوک هیون هم

چیزی نیست

پس ما دیگه میریم

مطمئن دیگه؟

تا بعد

خداحافظ

شماره رو چک کردی؟ - خط مجازیه -

فرستنده هرکی بوده از یه سیم کارت مسافرتی استفاده کرده

که اینطور .. ممنون

این دفعه باز چه خبره؟

یکم بیشتر که فهمیدم بهت میگم

نه، از کنجکاوی نیست که میپرسم

رئیس موقعی که داشتم به شرکت مخابرات زنگ میزدم مچمو گرفت

بفرما. میدونستم اینجوری میشه

بو کیونگ این دفعه میخوای چه دست گلی به آب بدی؟

ببخشید

ولی الان نمیتونم بهتون بگم - بیخیال -

احتمالا بخاطر انتقالی که گرفتی هوا برت داشته

...منم قراره بخاطر سرپیچی از دستور و سواستفاده از

قدرت دولتی گزارشت رو بدم. میفهمی که؟

جواب بده

وای ببینین کی اینجاست

آروم باشین لطفا

میشه چند دقیقه افسر شیم رو قرض بگیرم؟

یه خبرچین؟

مطمئنی؟

...باید بیشتر بررسی کنم ولی از احتیاط زیاد این شخص

مشخصه شوخی نداره

...میخواستی بدون اینکه به من گزارش بدی

خودت حلش کنی؟

بهم اعتماد نداری؟

ببخشید

میدونی چیه؟

در واقع حدست ممکنه درست باشه

چی؟ - ممکنه من اشتباه کرده باشم -

اون موقع، من از چیزایی که پیدا کرده بودم مطمئن بودم

اما الان که بهش فکر میکنم

احتمالا بخاطر اتفاقی که برای پدرت افتاد

نمیتونستم بهش اعتراف کنم

اگه اونجوری که تو میگی اشتباه کرده باشم

...یعنی یه مجرم دیگه بوده

که در طول زمان تبدیل به شکارچی قاتل شده

منم میخوام با دستای خودم بگیرمش

منظورم

با توعه

دایی

...میشه اگه اون خبرچین

دوباره باهات تماس گرفت به منم بگی؟

حتما

...از رئیس خواهش میکنم فعلا انتقالت رو عقب بندازن

تا این پرونده رو حل کنیم

من آدمام رو فرستادم یکم ته توشو در بیارن

پارک مو سوک بعد از بیرون اومدن از نیروهای پلیس

کاراگاه خصوصی میشه

سر قرار با یه زن متاهل مچتونو گرفتن؟

معلومه که نه. کی واسه ی همچین چیز مسخره ای ده تا آدم گنده رو مچل خودش میکنه؟

اوه الان فهمیدم

اون فهمیده شما کی هستین

یه همچین چیزی

اوضاع داغونه پس، چیکار کنیم؟

آدمام رو بزارم تو خیابونا کشیک بدن؟

...خیلیاشون چیزی برای از دست دادن ندارن

چون همین الانشم به فنان

یا میتونین مثل همیشه خودتون اوضاع رو راست و ریست کنین

نمیتونم

پس میخواین بجای خون، با پول حلش کنین؟

به روی چشم

مطمئنم شمام دلایل خودتون رو دارین

بهرحال، بسپرینش به من

دیدی؟ هان؟

...ایشونن که من الان بیشتر از

گوشت و خون خودم بهشون وفادارم

که اینطور

ولی خب برای چی اینقدر زود یه میلیون لازم دارین؟

مگه قانون شما این نبود که سوال نپرسین؟

قبلا جراحی جدی داشتین؟

مغزم توی یه تصادف ضربه خورده

ولی خب چیز مهمی نبود

...خاطراتم - مغرتون؟ -

منظورم این نیست

درسته

میتونین حق بدنتون رو بهمون بدین؟

چی؟ - شوخیت گرفته؟ -

به چه جراتی اینو میپرسی اصلا؟

بیخیال

خیریه که باز نکردیم خب

نمیتونم همینجوری به هرکی رسید یه میلیون بدم بره

وثیقه لازم دارم

درسته اینم میخواین

بزار ببینم

جمهوری گوشت آقای یوک چطوره؟

رستوران بابام؟

آره، برای ده تا گنده ها

میشه 89.5 دلار

ممنونم - ممنون. به سلامت -

روز خوش

وای خدا

و یه روز دیگه ام تموم شد

این وقت شب اینجا چیکار میکنی؟

یه چیزی باید بهتون بگم

چیه؟ - ...خب -

کارتون در چه حاله؟

امروز بیشتر از معمول مشتری داشتیم نه؟

بقیه همه غر میزنن که کاسبیشون کساده

پس فکر کنم ما خیلی خوش شانسیم

امیدوارم فردا مشتری هامون دوبرابر بشن

اونجوری که من میمیرم

...چرا تو بمیری

وقتی من اونجوری بیشتر کار میکنم؟

دونگ چان هم کمک میکنه

...میگن قیمت هایی که املاکی ها

میدن خیلی خوب نیست

ولی فکر نکنم اینجا هم همونجور باشه بس که کاسبیمون به راهه

البته

اولی که اینجا رستوران زدیم

همش یه تیکه زمین خالی بود نه؟

معلومه، یه زمین بی آب و علف بود

و ما دوتام مثل آدم و حوا بودیم

وای خدا

دونگ شیک تو یادت نمیاد نه؟

وایستا ببینم. از کجا شروع کنم؟

براش اولین بار که همو دیدیم رو بگو

درسته

وای به همین زودی 18 سال ازش گذشته

میدونی که بابات چقدر میتونه رمانتیک باشه

دونگ شیک بعد از فوت مادرت

بابات شبیه زامبیا شده بود

خواهرت هم دیگه نمیتونست تحمل کنه

برای همین بهم گفت برم کوه نوردی

ولی خب من بجای کوه نوردی، مثل انگار رفته بودم جنگ

قلبم هنوز زخم خورده بود برای همین برای خودم جنگ تلقیش میکردم

مثل گرگ های تنهای زخمی شده بود

چی؟ - ...اینقدر براش دلم میسوخت -

که از اون روز دیگه نمیتونستم بهش فکر نکنم

...نگرانش بودم

و میخواستم آرومش کنم

...این همه سال با عصبانیت کوهنوردی کردن

باعث شد بشم رئیس کلاب کوهنوردی

...مهم نبود چقدر محکم پاهامو بکوبم زمین

و لگدش کنم

کوهستان بدون اینکه ذره ای تکون بخوره همشو تحمل میکرد

...و وقتی که همه اش رو تخلیه کردم

...و همه خشمم رو بیرون ریختم

رئیس

این نوشیدنی کودزو عه برای سلامتتون خوبه

وای. ممنونم

...خب - بله؟ -

گوش خریداریم گوش خریداریم

یه جفت گوش که اینا رو نشنیده خریداریم

وای

...حالا که بحثش شد، این رستوران

من مغازه لباس فروشیمو جمع کردم

و با پول بازنشستگی بابات اینجا رو باز کردیم

اولش خیلی دور از ذهن بنظر میرسید

...ولی خب ما ادامه دادیم

که بخاطر همون تونستیم تو و خواهر و برادرت رو بفرستیم دانشگاه

و الان هم که کارمون حسابی گرفته

خیلی عالیه نه؟

درسته

دلم میخواد تا آخرین لحظه ام همینجا باشم

حتی برای میلیون ها دلار پول هم نمیفروشمش

بگذریم، فکر کنم یه چیزی میخواستی بگی

آره فکر کنم

...ولی داستان عشقیتون اینقدر درگیرم کرد

که یادم رفت

خنگول بی حافظه

اوضاع توی دفتر چطوره؟

خوبه

اون سرپرستی که اون دفعه باهاش اومده بودی چطوره؟

بنظر آدم درست حسابی میومد

واقعا هست. با منم خیلی خوبه

بنظر خیلی ازت خوشش اومده بود

اگه مشکلی داری برو ازش نصیحت بگیر

اگه یه تکیه گاه مطمئن داشته باشی

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left