Sürüm bilgisi

The Uncanny Counter------E08------NF 💞 ProMovi ir 💞
Şunun yorumuyla Saharnaz_GH
❦❦❦ ترجمه اختصاصی پروموویز ❦❦❦

Etiketler

other
Yayınlandı: 2020-12-20
İndirmeler: 21
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

تمامی شخصیت ها ،مکان ها، سازمان ها و اتفاقات

و مشاغل در این دراما ساختگی هستند

از همشون خداحافظی کردم

ویدیو

شما بچه ها حالتون خوبه؟

منم خوبم

این دیگه چه کوفتیه

هی زود باش زود باش

بریم

حرکت کن زود باش

زود باش

قسمت ۸

وی گن

چی شد یه دفعه؟

مامان همه چی مرتبه؟- سو هو-

صدمه دیدی؟- نه من خوبم-

ما باید بریم سراغ یه روح شیطانی بعدا صحبت میکنیم

صدمه ای ندیدی؟- نه من خوبم-

...چیه

هی دیوونه تو چته؟

نودلا خمیر شدن خودت میتونی اون آشغالو بخوری؟

چیه؟

شکسته؟

چطوری انقد قوی شدم؟

یه دقیقه صبر کن

منو نکش- تکون نخور-

باورنکردنیه

میخوای شکستن گردنتم امتحان کنیم؟

نه،لطفا منو نکش ،لطفا

سونگ مان هو

ببین کی اینجاست،خودتی ها نا؟

اسممو به زبون کثیفت نیار

دیوونه عقلتو از دست دادی؟ من عموتم

لعنتی

شماها کی هستین؟

...توی

بهش دست نزن،کار خودمه

چون خانوادت همه چیشونو از دست دادن داری اینکارو میکنی؟

همینه؟

بیا واقع بین باشیم،من خانوادتو کشتم؟

خودشون قرصا رو خوردنو خودکشی کردن

چرا حرصتو رو من خالی میکنی؟ واقعا این چه وضعشه

خفه شو عوضی

بزنم این وسط جونت دربیاد؟

لعنتی

چی میخوای؟

از هانا معذرت خواهی کن

ها نا من...من متاسفم

به خاطر روزایی که باهم داشتیم- معذرت خواهی-

نکن

عوضی

من روحو احضار میکنم

خیلی خب دوباره موهاتو میبندم

کاری میکنم تا روز مرگش - هی-

تو زندان بپوسه- هانا-

من انجامش میدم

من کجام؟

اینجا کجاست؟

من کجام؟

دارم خواب میبینم؟

توی راه رفتن به سرکارم خوابم برد؟

تو درون یونگ هستی

شما انسان ها بهش میگید

زندگی پس از مرگ

"زندگی پس از مرگ؟"

من مُردم؟

فقط بیست و هفت سالمه

آقای هان سونگ وو

متاسفانه شما در ساعت پنج بعد از ظهر روز بیستم اکتبر ۲۰۲۰

در سن بیست و شش سال و سه ماهو چهارده روزگی فوت شدید

برای گرفتن اون شغل کلی سختی کشیدم

میدونم برای همه سخته ولی من واقعا خیلی سختی کشیدم

میخواستم معمار بشم

تظاهر به موفق بودن ،موفقیت میاره

مساوی موفقیت باشه Aاگر

شرکت ساختمان سازی داجونگ

درخواست ارسال شد

شماره ی ۶۰۲ خانم جون میونگ جی- بله-

اتاق مصاحبه

اتاق مصاحبه

شرکت ساختمان سازی داجونگ

خسته نباشید

آقای هان سونگ وو

کارت کارمند

خانم هان جی مین

کارت کارمند هان سونگ وو

از وقتی این کارو شروع کردم فقط یه ماه شده

آرزوم این بود این گردنم باشه

عوضی گستاخ

کارت کارمند هان سونگ وو

چه کار اشتباهی انجام دادم؟

هیچ کار اشتباهی انجام ندادی

میخواستم به مسافرت برم

دوست دختر داشته باشم و به رستورانای خوب برم

میخواستم خیلی کارا انجام بدم

آقای هان

یک نفر

منتظرتون بوده

مادربزرگ؟

عزیز دل من

مادربزرگ

خدای من سونگ ووی عزیزم

چقدر بزرگ شدی

خدایا عزیزم

مادربزرگ- خدای من-

حتما برات خیلی سخت بوده عزیز دلم

بیا بریم داخل کمی استراحت کنی باشه؟

بیا دیگه

کارت کارمند هان سونگ وو

سلاح مان هو رو پیدا کردم

هانا ذهنشو خوند برا همین رفت دنبالش بگرده

اون بعد کشتن یکی رفت با یه دختر بنوشه؟

به شیطان خالصه

سلام کوچولو

اوه ،از دیدنتون خوشحالم

نگاش کن.خوب سر شوخی رو باز میکنه

چی شما رو اینجا کشونده؟

شنیدم ماشینتون داغون شده

منو به چشم رانندتون ببین

چی؟معامله؟- گفت راننده-

صداشو نمیشنوم

پس آقای سانگ دروغ نمیگفت

ببین،با این خفش کردم

حس خیلی خوبی داشت

چی داری میگی؟

بفرمایید،یه هدیه

خدای من

فکر میکردم داره شوخی میکنه

نمیکرد،فقط بدش به من

انداختمش

چرا باید نگهش میداشتم؟خیلی چندش بود

بهش گفتی سوزوندیش ولی میدونم هنوز داریش

نگهش داشتی تا ازش پول بچاپی

کارت کارمند هان سونگ وو

ایستگاه پلیس سونگجو

ریشه کن کردن اعتیاد

اونی

دان او اینجا چیکار میکنی؟

مون حالش خوبه؟

وقتی اون تبهکارا اومدن چاره ای نداشتم

جز اینکه همه چی رو بهشون بگم

اون خوبه تو چطور؟

رفتیم خونت ولی اونجا نبودی

کجا میمونی؟

یه جا پیدا کردیم حالا میتونیم باهم زندگی کنیم

جای جدید؟

مددکار یه خانواده پیدا کرده که

که سرپرستی هردومون رو قبول میکنه

چه خبر خوبیه

خیلی براتون خوشحالم

برای تو و خواهرت

آرزوی خوشبختی میکنم

دان او بریم دیگه

هر لحظه ممکنه بیاد بیرون

ایستگاه پلیس سانگجو

!اوه

اینجاست

گرسنمه

ها نا بیا چیزی که تو میخوایو بگیریم

چی میخوای بخوری؟

نیمرو

حتما،فکر خوبیه ،بزنین بریم

خیلی خب

هرچقدر دلتون میخواد بخورین

همگی خسته نباشید

اونی

چرا چیزی نمیخوری؟

میخوام وقتی بزرگ شدم مثل تو بشم

مثل من؟

تو باهوشی،خوشگلی ،ورزشکارو مهربونی

تو دوستای زیادی داری بیشتر وقتتو هم با من میگذرونی

خدای من ،من اینجوری نیستم

ها یونگ انقدر نیمرو دوست داری؟

آره

تو هم باید یکم بخوری

باشه

ها یونگ

متاسفم که فقط من زنده موندم

واقعا ببخشید

ببخشید

اوه، خدا

چیه؟ من اینجا چیکار می‌کنم؟

چی شد؟

!خدایا! هی، وایسا

!وایسا! هی

هی چه اتفاقی افتاد؟

چرا توی زمین گلف خوابم برده بود؟

احمق! به فکرت نرسید دنبال رئیست بگردی؟

همینجوری توی دفتر نشستی؟

!سریع بیا اینجا

خدایا

چی شده؟

هیچی از ديروز یادم نمیاد

لعنتی

آقای سونگ مان هو تو برای قتل هان سونگ وو بازداشتی

چه مرگته؟ !گفتم که من نکشتمش

گمشو! مدرک داری؟

هی

مجوز دستگیری بیار

...شما حق دارین سکوت کنین و

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left