Sürüm bilgisi

Live Your Own Life S01 E47 HD-WEB[@AirenTeam]
Şunun yorumuyla AirenTeam

Etiketler

web
HD
Yayınlandı: 2024-03-09
İndirmeler: 19
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(زنـدگـی مـسـتـقـل هـیـوشـیـم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(قسمت چهل و هفتم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

ته‌مین

...مامانت رو

آقایی کن همین یه‌بار ببخش

خواهش می‌کنم همین یه‌بار ببخشم

به روزهایی که کنارهم بودیم فکرکن فقط همین یه‌بار ببخشم

التماس می‌کنم همین یه‌بار به مادرت کمک کن

ته‌مین، مامانت رو نجات بده

...ته‌مین

ته‌مین، مادرت رو کمک کن

ته‌مین، توروخدا مامان رو ببخش خواهش می‌کنم

من هیچ‌وقت نمی‌بخشمت

ته‌مین

خانم جانگ سوک‌هیانگ

دیگه به ته خط رسیدی

ته‌مین

...پس دیگه با اون دهن کثیفت

اسمم رو به زبون نیار

پسر تو مرده

الان دیگه وقتشه تقاص گناهات رو پس بدی

خدانگهدار، خانم جانگ سوک‌هیانگ

!ته‌مین، صبر کن، ته‌مین

!پسرم، ته‌مین

!ته‌مین، به مادرت کمک کن، لطفا

خواهش می‌کنم بهم کمک کن

ته‌مین

خوش اومدین، آقای پارک

خیلی وقته ملاقاتتون نکرده‌م

چطور انقدر زود رسیدین؟

اگه زنگ می‌زدین، میومدیم فرودگاه دنبالتون

!یه پیرمرد مثلا چی‌کار می‌خواد داشته باشه

بهم گفتن برگرد کره، منم سریع برگشتم

دوباره برگشتی بخش راهبردی؟

بله

یه قهوه برام بیار دو قاشق خامه، سه قاشق شکر

بله؟

قهوه‌م رو بیار

بله، به روی چشم

مشتاق دیدار، مدیر پارک

ممنون که این سفر طولانی رو به‌خاطر ما اومدین

من، ته‌هو هستم

اصلا فکرنمی‌کردم این‌طوری انقدر زود خودتون رو برسونین

آیگو، ببین این کیه، همون پسر کوچولوئه

دیگه مردی شدی واسه خودت

انگار همین دیروز بود می‌بردمت مسابقات بیسبال

می‌بینم که همگی مثل من حالتون خوبه

کی بوده؟

کی شایعه کرده من از سرطان مردم؟

اول اون احمق رو پیدا کنین باید یه درس حسابی بهش بدم

...بعد قرنی اومدم کره

یه‌سر بریم کوه سوراک؟

آه، حتما

اگه یه چندماهی کره بمونم دادستانی دستگیرم می‌کنه؟

ما ازتون محافظت می‌کنیم

‌‌‌...ولی برای پاسخ به یه‌سری سوالات

باید تشریف ببرین دفتر دادستانی

اینو که به‌هرحال باید برم

...این

کار جانگ سوک‌هیانگ رو تموم می‌کنه

حتی نمی‌تونه آزادی مشروط بگیره

این یه هدیه‌ به ته‌سان و شما دوتا برادره

ممنونم، قربان

ممنونم

راستی، مشاور چوی کجاست؟

خیلی وقته ندیدمشون باید یه سلامی خدمتشون عرض کنم

گوت‌سون، منم

این‌کارها رو نکن، بذار بیام داخل

بیا بیرون، باشه؟

آیگو

گوت‌سون

می‌دونم الان چقدر ناراحتی

ولی حداقل باید یه چیزی بخوری که نیرو بگیری

بیا یکم فرنی بخور، با منم حرف بزن

چی گفتی؟

جدی می‌گی؟

آیگو آجومانی، چرا داد می‌زنین؟

لطفا آروم باشین

دقیقا برای همین زودتر بهتون نگفتم

!اوه ده‌چول پدرسوخته

پسره‌ی حیف نون

...باید پاشم برم- آیگو، آجومانی-

الان مثلا می‌خواین برین چی‌کار کنین؟

می‌خوای چی‌کار کنم؟

می‌رم اون خانواده رو می‌شورم می‌ذارم کنار

گوت‌سون اونی واسه !بزرگ کردنش چه کارها که نکرد

چقدر از خودش زد که اون نکبت درس بخونه؟

تازه‌ چقدر واسه ازدواجش کمکش کرد؟

...حتی بعد ازدواجشم تا بچه‌هاش به‌دنیا بیان

بهش کمک مالی کرد

...آمریکا که رفت، توی این ۲۰ سال

...هر ماه براش پول می‌فرستاد

...تا خرج زندگیشون

و تحصیل بچه‌هاش رو بده

...حالا داری بهم می‌گی اصلا آمریکا نرفتن

دارن توی گانگنام زندگی می‌کنن؟

...پول مادرشو گرفته

ولی چند ده‌سال حتی به خودت زحمت نداده یه‌سر به مادرش بزنه، آره؟

پول که براش می‌فرستاد ...فقط بلد بود زنگ بزنه بگه

این‌جا سان‌فران‌سیسکوئه"؟"

منم همینو می‌گم منم اولین‌باره همچین چیزی می‌بینم

!آیگو، بگو داری شوخی می‌کنی

تاحالا پسری به این حیایی ندیده بودم

حالا، گوت‌سون اونی حالش چطوره؟

نه اصلا خودم باید برم پیشش

آیگو، فعلا، لطفا همین‌جا بمونین

الان روی هیچکسی در رو باز نمی‌کنه

چی؟

آیگو، اوروشین و گائون پیششن

بیاین فعلا صبرکنیم یکم خودشو جمع‌و‌جور کنه

آیگو، چی کار کنیم؟

آیگو، گوت‌سون اونی بیچاره

گوت‌سون؟

ای بابا

مامان‌بزرگ، برای مامان‌بزرگ گوت‌سون چی‌کار بکنیم؟

همین رو بگو

...من فکرکردم اگه واسه‌ش

بطری خالی جمع کنم خوشحال بشه

مامان‌بزرگ، من گائونم

من رفتم براتون بطری خالی که دوست دارین جمع کردم

لطفا یه نگاهی بهشون بندازین، مامان‌بزرگ، باشه؟

گائون، دستت درد نکنه

...من این‌جا پیشش می‌مونم

تو برو مدرسه، باشه؟

چشم- آفرین-

...آیگو

آیگو

برای همینه که می‌گن بچه‌ها که بزرگ بشن دیگه تفم تو روت نمی‌اندازن

جدا هم

آیگو

به ده‌چول گفتم خیلی دور نره

گوت‌سون اونی هرکاری برای پسرش کرد

...این همه دست بالا گرفتش

کی فکرشو می‌کرد این‌طوری از پشت بهش خنجر بزنه؟

وایسا اصلا، دیگه نمی‌تونم دست روی دست بذارم

‌... باید برم- می‌شه لطفا کوتاه بیای؟-

امروز فعلا فقط کافه رو باز کن

چرا نمی‌ذاری برم؟- نمی‌تونم-

نرین- آخه چرا جلوم رو می‌گیری؟-

نمی‌تونم بشینم سرجام- آیگو-

...تو

سلام عرض می‌کنم، مشاور چوی

این مدت مشکلات زیادی رو متحمل شدین

خیلی متاسفم

ما اومدیم دنبال شما، همراهمون بیاین

...آخه

می‌شه قبل اومدنم چندروزی بهم فرصت بدین؟

...برای دوستم مشکلی پیش اومده

باید کنارش باشم

متاسفم، کاش امکانش بود

اما حکم بازداشت خانم جانگ و رئیس کانگ امروز صادر شد

جدا؟

...بله، برای همین امروز عصر

باید یه جلسه‌ی سراسری برگزار کنیم

منم به همین دلیل اومدم‌ دنبال شما

همین‌طور مدیر پاک جین‌میونگ پایین منتظرتونه

مدیر پارک؟

بله، امروز صبح با پرواز اومدن

خیلی‌خب، پس یکم صبرکن

حتما

مشاور

خیلی وقته ندیدمتون، مشاور چوی

حالتون خوب بوده؟

مدیر پارک

آیگو

حالت خوبه؟

بله، خیلیم عالی بودم

واقعا جای خوبی رو برای موندن انتخاب کردین

ممنون

خوشحالم می‌بینمت

کجا می‌رین؟

وای، چشمام

چشمام

!وایسا

تو کی هستی؟

آیگو، چه خبره؟

اونی، چی‌شده؟

این‌جا رو نگاه

آیگو، کی گفته من تحویلش می‌دم؟

!آقای پارک، انباری آتیش گرفته

!زود خودت رو برسون

!آتیش

کجا آتیش گرفت؟

چی سوخت؟

گائون این رو کشیده، اوروشین

نقاشی مامان‌بزرگ خوشگله

این دختره شیطون

ممنونم

...تاحالا ندیده بودم

مستاجر برای صاحب‌خونه‌ش قلدری کنه، هیوشیم

کی داره واسه تو قلدری می‌کنه؟

خودت هیچ‌وقت روی حرفت نمی‌مونی

@ توی یه‌روز بارونی شدید

توی یه کافه‌ی قدیمی می‌شینم

با یه پیک ویسکی

ملودی ساکسیفون رو گوش می‌دم

لازم نکرده

دخترم، انقدر واسه جابه‌جایی دست‌دست نکن

آیگو

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left