İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
جــو وون
کـوان نـارا
یــو ایـن سـو
اوم مـون سـوک
::::::::: آيــــ(اسـتـدیـو عکـاسـی نـیـمـه شـب)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی شخصیت ها، مکان ها، اسامی، ارگان ها در این سریال ساختگی میباشند امنیت بازیگران خردسال و حیوانات حین فیلمبرداری تضمین شده
خدایا، این همه مدت نوشتن همچین چیزی چه فایدهای داره؟
آقای سو
هیچوقت نمیدونی که چه اتفاقی ممکنه بیفته
من نمیدونستم که قراره توی 33 سالگی بمیرم
...ولی خوشبختانه شما رو دیدم
دارم کارایی رو میکنم که تا وقتی زنده بودم نتونستم انجامشون بدم
جی وون رو هم دیدم
چرا تو هم سعی نمیکنی یه چیزی بنویسی؟
تو که اصلا نمیدونی شاید اگه واقعا بخوای، اتفاق بیفته
چرا تو هم سعی نمیکنی یه چیزی بنویسی؟
تو که اصلا نمیدونی شاید اگه واقعا بخوای، اتفاق بیفته
آقای سو
میخوای بمیری؟
مجبورم میکنی ازت عکس تشیع جنازت رو بگیرم؟
بوم- ...این-
حقیقت نداره که، نه؟
...بیا بریم یه جایی حرف بزنیم که
در رو باز کن
چی؟- گفتم در رو همین الان باز کن-
پس از وقتی اومدی خونهمون قصد مردن داشتی
بذار توضیح بدم
...بذار آروم آروم توضیح بدم
...بدون اینکه بدونم، به کسی که قرار بود به زودی بمیره
گفتم که دوسش دارم و درباره زمان مناسب سرنوشت و این چیزای احمقانه حرف زدم
حتما فکر کردی من مغز ندارم
انقدر رو هوا حرفی نزن- تو اونی هستی که با من بی احتیاط رفتار کرده-
من داشتم برای آینده دوتاییمون برنامه ریزی میکردم
فردا پیشنهاد چه غذایی رو باید بدم؟
ماه دیگه بریم مسافرت؟
سال بعد قراره چیکار کنیم؟
همه فکر و ذکرم این بود که باهات چه کارایی بکنم
ولی تو از همون اول هم به فکر پایان بودی
خب من باید چیکار کنم؟
به نظرت قبول کردن این نفرین برای من آسون بوده؟
فکر میکنی چرا عموم گم شده؟
هر شش عکاس توی 35 سالگیشون مردن
بابام، عموم و هیچکسی نتونسته از این نفرین در بره
هیچوقت توی خونه خودم راحت نخوابیدم
هر طلسمی رو امتحان کردم و به خدایان ایمان داشتم
...ولی برای آدمی مثل من
تو مثل یه معجزه بودی
امیدوار بودم شاید بتونیم باهم پیر بشیم
...فکر میکردم با تو
...شاید
باید بهم میگفتی
...حداقل نباید میذاشتی
من برای تشیع جنازت ازت عکس بگیرم
چیه؟ چیزی رو خراب کردی؟
باز چیزی رو شکوندی؟
خانم بوم این رو آویزون کرده بود
این قتل در یکی از ویلاهای شهرستان آنجین رخ داده
صاحب ملک کیم سونگ سو هستش
احتمالا بیشتر اوقات کسی اونجا نمیمونده
هرکدوم از مظنون هایی که وارد شدن، سه یا پنج بار محکوم شدن
کانگ یونگ ایل و جو سونگ تک
با کیم یون چول، هم زندانی هاش، باهم برنامه دزدی رو ریخته بودن
سرپرست تیم، نتایج رو از پزشکی قانونی رو گرفتیم
اثر انگشت کیم یون چول روی اسلحه سر صحنه جرم پیدا شده
و اجناسی که گم شده بودن توی ماشینش پیدا شدن
...کیم یون چول فورا به عنوان
مظنون به کشتن دو نفر دستگیر شده
،شواهد هم خیلی واضح بودن
اما دادستانی طی سه هفته علیش کیفرخواست صادر کرد که بی سابقه بوده این کار
دیدی؟ حق با من بود
کیم یون چول داشت دنبال قاتلش میگشت
توی بازداشتگاه چه اتفاقی افتاده؟
بازداشتگاه نبود
کیم یون چول توی خونهاش مرده
فردای روزی که با وثیقه آزاد شد
چجوری با وثیقه آزاد شد؟
گفتی که مدارک واضح بودن
یه شکایت روی تابلوی اعلانات داخلی دادسرا درج شده
عادلانه بودن حکم پرونده کیم یون چول رو زیر سوال بردن
و گفتن که برای بستن پرونده تحت فشار مقامات بالا قرار گرفتن
چون توی فضای مجازی این پست منتشر شده با واکنش مردم مواجه شده
وکیل کیم یون چول با استفاده از حقش برای محاکمه عادلانه، درخواست وثیقه کرد
دادستانی هم به این اعتراض جوابی نداد که چهرشون در معرض عموم مردم قرار نگیره
اینجوری کیم یون چول آزاد شد
ولی در نهایت مرد
اونم با حلق آویز کردن خودش
...مرگش
حکم خودکشی به خودش گرفت چون نتونستن مدرکی بر مبنای غیرمنتظره بودن زمان و مکان پیدا کنن
پرونده قتل ویلا بسته شد چون دادسرا نتونست پروندهای تشکیل بده
از روی عذاب وجدانی که داشت خودش رو کشته؟
راهی برای فهمیدنش نیست
هیچ یادداشت خودکشی نیست
چرا بعد از خودکشی برگشت؟
و الان سه سال شده
کم پیش میاد کسی که خودکشی کرده باشه بیاد استودیو
چون اونا میخواستن به جای اینجا توی جهان آخرت باشن
کسی که من رو به قتل متهم کرده دیروز اومد خونم و من رو کشت
کیم یون چول دقیقا گفت که یکی کُشتتش
آقا سو واقعا باور داری بهش؟
به اینکه چه بلایی سر چویی هون اومد فکر کن
هنوزم دنبال خانم بوم هستش
خیلی مرد ترسناکیه
یه چیز غیرعادی دیگه هم درباره وکیل هان هست
اون شکایت که بهش اشاره کردم رو یادته؟
وکیل هان نوشته
اون موقع دادستان پرونده بود
خانم هان بود؟
برای همین خیلی دنبالش میگشت
به نظرت باید چیکار کنم؟
اون قاتله
باید از بین ببریمش و مثل چوی هون برش گردونیم
بیا اول کیم یون چول رو پیدا کنیم
میاریمش و بعدش میفهمیم که مجرم هستش یا نه
قبل از اینکه خانم هان پیداش کنه ما باید پیداش کنیم
بیا اول آدرس خانوادش رو پیدا کنیم
میتونست بره ملاقاتشون
و دستیار گو، پیش خانم هان بمون
اینجوری هیچ اتفاق خطرناکی نمیفته
جفتتون باید مراقب باشین
یه مشتری هستش که بعد از سه سال برگشته
اگه بخاطر اینکه نمیتونه مرگش رو قبول کنه ،تبدیل به روح شیطانی بشه
به مردم بیشتری آسیب میزنه
ممکنه خطرناکتر از چوی هون بشه
چیکار داری میکنی؟
سونبه یه پرونده بهم بده
چیزی که نیاز داشته باشه کل شبانه روز هفته رو بدون اینکه حواسم پرت بشه روش کار کنم
کمترین دستمزد رو میخوام
بعد از اینکه شرکت رو راه انداختی سرت شلوغ بوده که، چرا؟
این واکنش شدیدت علیه لی هیون اوه بخاطر رشوهای هستش که برای سمتش داده؟
بهش توجهی نکن، اوضاع خیلی زود آروم میشه
اگه قرار بود به همین زودی استعفا بده این موقعیت رو نمیگرفت
...ولی میتونم درک کنم که چرا این کارو باهام کرد
و اینکه چرا هیچ انتخاب دیگهای نداشته
آره، خیلی پیش رفتی
ولی بالاخره این منو عصبی میکنه
انقدر عصبانیم که دارم خل میشم
بیخیال، باید ولش کنی بره
این کارت فقط به خودت آسیب نمیزنه
اون کیه؟ چرا دم در خونه ماست؟
...بخاطر منه
تو چرا اینجایی؟
!گفتی ازدواج میکنی
چون من یهویی مردم نتونستی؟
واقعا همینطوره؟
صبحونه آمادهست
...لطفا یه چیزی بگو
مامان میدونی که امروز میری بیمارستان، نه؟
این بار باید بری
دیگه کافیه
کی میخوای دست از ریختن غذا برای اوپا بکشی؟
اون ما رو گذاشته رفته چرا هنوز بهش فکر میکنی؟
من حتی نمیخوام توی خوابم ببینمش
شوهرت کجاست؟- چه شوهری؟-
سه سال از وقتی که بهم زدیم میگذره
تقصیر منه
...بخاطر من
صبر کن
من که کار اشتباهی نکردم، چرا قایم شدم؟
من روحم
چرا دارم بعد از مرگمم این کارو میکنم؟
دستیار گو
وای، خان... خانم بوم
چرا انقدر ضایع داری دنبالم میای؟
آقا سو مجبورت کرده ازم مراقبت کنی، نه؟
...این یه راز مردونهست
میدونم توی استودیو چه اتفاقی افتاده
نگران نباش
کیم یون چول هیچوقت نمیتونه بیاد ببینتت
آقا سو گفت حواسش به این موضوع هست
گفتی کی؟- ...خدایا ولی-
چی باعث شده به قاتلی که دو نفر رو کشته اعتماد کنی؟
الان گفتی کیم یون چول؟
کیم یون چول، مظنون قتل خونه ویلایی؟
جان؟
گفتی همه چیز رو میدونی
چی؟
دعوتنامه عروسی رو گرفتی، درسته؟
میخواستم شخصا بهم تبریک بگی
اون حرومی الان داره چیکار میکنه؟
اگه اون موقع باهم ازدواج میکردیم، منم تقریبا جزء خانواده یه قاتل محسوب میشدم
مامانم بهم گفت یه موهبت از طرف اجدادمون بود که جلوی تو دردسر افتادنم رو گرفت
واقعا بی شرمی
چجوری میتونی تو همون شرکتی که من هستم کار کنی؟
چرا من باید برم؟
معلومه که تو باید بری
برادرت قاتله دو نفره
...سو جون
ازدواجت رو تبریک میگم، ولی انقدر بیرحم نباش
برادر من هیچوقت کسی رو نمیکشه
قبلا هم دزد بوده
کی گفته دزدها نمیتونن آدم بکشن؟
ولی فکر میکنم حداقلش وجدان داشته
بخاطر همین خودکشی کرد، مگه نه؟
خودکشی؟
من خودکشی کردم؟
خودکشی؟ اصلا ممکن نیست
امیدوارم زندگی داغونی داشته باشی، یون هی
اصلا چجوری خودکشی میکردم؟- ...تمام عمرت به من فکر کن-
نه یون هی منو باور کن، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.