İlk 200 satır.
زيرنويس از مهدي shine021
چارلی به اِنپیاِیاِس ۱، گزارش شده یه نفر توی رودخونهٔ لایمهاوسه.
تکرار میکنم، گزارش شده یه نفر توی رودخونهٔ لایمهاوسه. تمام.
مرکز به همهٔ واحدها. مرکز به همهٔ واحدها.
کد ۱۰ در پارک کانتینر جادهٔ بیشاپس در حال وقوعه.
میدونی این مال کیه؟
تا هنوز میتونی، از اینجا برو.
نفس بکش.
ترکوندیم.
«نقطهٔ برخورد»
تا حالا تخممرغ دوزرده گیرت اومده؟
تخممرغی که دو تا زرده داشته باشه. نه. من تخممرغ نمیخورم.
حالمو بههم میزنن. امروز صبح داشتم صبحونه درست میکردم،
پشت سر هم پنج تا تخممرغ دوزرده شکستم.
میدونی احتمال همچین چیزی چقدره؟ با کمال تعجب، نه.
بیشتر از یک به یک میلیارده. شانس بردن لاتاری بیشتره.
پس دوزرده آوردن خوشیمنه؟
مثل زاغیها هستن؟ فکر کنم زاغیها نحسن.
ولی آخرین تخممرغ کارتن رو هم شکستم. باید میفهمیدم.
خب؟ فقط یه زرده داشت.
این دیگه قطعاً بدشانسیه. عین نحسیه.
تخممرغها هنوز توی یخچالمن.
حس میکردم خوردنشون درست نیست.
دیتت با اون لولهکاره چطور بود، الیوت؟
دیت با جیمی خوب بود، ممنون. الیوت کیه؟
نجاره. اگه با یه آجرکار و یه گچکار هم بپری،
دیگه همهفنحریفهای ساختمونی رو جمع کردی. گچکار خوب میشناسی؟
برای سکس میخوایش یا واقعاً برای گچکاری؟
من جیمیِ لولهکش رو برای سکس دارم.
این یکی برای تعمیر سقف حموممه.
سقف حمومت چه مشکلی داره؟ سقف خونهم چکه میکرد.
خب، سقفکار لازم داری. کریگ سقف منو درست کرده.
همون کریگی که آخر هفته باهاش رفتی برایتون؟ ببین، من ازش
نخواستم درستش کنه. خودش داو...
خب، این چه قیافهایه؟ همهٔ رابطههات
انگار یه جور معامله و بدهبستان توشون هست.
بدهبستان؟ واو.
سقفکار، نجار، لولهکش. اون آشپزه.
طرف عملاً توی آشپزخونهت زنجیر شده بود. تو دیگه چی هستی،
نمایندهٔ اتحادیهشون؟ من که نشنیدم هیچکدومشون از
شرایط کارشون شکایتی داشته باشن.
پسرخالهم داریل گچکاره. خوشتیپه؟
میدونی چی روی اعصابمه؟ چی؟ دوش حمومم
یه ماهه چکه میکنه. نمیتونم یه لولهکش پیدا کنم بیاد درستش کنه.
خب، میخوای جیمی رو بفرستم اونجا؟
فکر میکنی میاد انجامش بده؟ آره. البته اول باید براش ساک بزنی،
ولی آره. الان احتمالاً این کارو میکنم.
حداقل بعدش میتونم یه دوش بگیرم.
یه تیم سهنفره، مسلح به شاتگانهای پمپی.
نقاب حیوان زده بودن؛ یکی روباه بود، یکی میمون،
و سومی یا پلنگ جگوار بود یا پلنگ سیاه.
رنجروور رو به مارسی فرستادن.
صاحبش رو پیدا کردن؟ پلاک جعلی داشت. اون یارو که ماشین رو تحویل میده
یه مشت توی شکمش میخوره، ولی نمیایسته باهامون حرف بزنه.
دوربینهای مداربسته چی؟ به تصاویرشون دسترسی داریم؟ مدیریت میگه باید
قبل از تحویل دادنشون به ما، با وکیلهاشون هماهنگ کنن.
زمانبندیشون خوب بود. چطور؟ موقع عوض شدن شیفت
ما و خیابون فرانکلین. فقط یه ماشین گشت توی منطقه بود.
واحد هوایی پلیس دنبال گزارش دیده شدن یه نفر توی رودخونه، حوالی لیمهاوس، رفته بود.
گزارشش رو داده بودن، برای همین پوشش هوایی نداشتیم.
تصادف با ماشین گشت کجا اتفاق افتاد؟ اون طرف پارک.
اون یارو با نقاب روباه، با گلوله کیسهای به سینهٔ مایلز شلیک کرد.
حالِش خوبه؟ چندتا دندهش ترک برداشته. الان بیمارستانه و دارن معاینهش میکنن.
فاکسی چیزی گفت؟ بعد از اینکه بهش شلیک شد، مایلز روی زمین افتاده بود و
نفسش بند اومده بود. فاکس بهش گفت نفس بکشه.
این یارو رنجروور رو بار زده بود. خیلی مرموزه و چیزی بروز نمیده.
ببین میتونی چیز بیشتری از زیر زبونش بکشی یا نه. اگه لازم شد، بازداشتش کن.
راستی شما دوتا هنوز برای عروسی من جواب ندادهاید.
هانا میخواد تعداد مهمونا رو با محل برگزاری قطعی کنه.
اگه میخواید بهونه بیارید، دیگه بگید و خلاص.
رنجروور کجاست؟
نمیدونستم فرانسوی بلدی. بله.
قبلاً عاشق عروسیها بودم. الان فقط معذبکنندهان.
با عروسی مشکلی ندارم، تا وقتی کسی مجبورم نکنه برقصم.
تو عروسیت رقصیدی؟ آره.
از اونجا به بعد دیگه همهچی سیر نزولی داشت.
لوکاس؟ رنجروور رو دزدیدن. چطور؟ داشتیم بارش میزدیم
توی محوطهٔ کانتینرها. سه نفر با شاتگان بردنش.
همینطوری گذاشتید ببرنش؟
کاری از دستم برنمیاومد.
بفهم کی پولم رو برده.
سه نفر با شاتگان؟
برای دزدیدن یه ماشین، زیادی مسلح نبودن؟
شاید باندهای رقیب به جون هم افتاده باشن.
گلولههای کیسهای دیگه برای چی بودن؟ شاید نمیخواستن کار
به درگیری جدی بکشه. به رایان پیام میدم؛ اون توی این کارها آدم داره؛
ببینم کسی رو میشناسه که بتونه از اینا تهیه کنه یا نه.
گرسنهای؟
آره، آره، من همیشه جا برای غذا دارم.
یه سوپ نودل برام سفارش میدی؟
مرغ یا میگو؟ خودت غافلگیرم کن.
زنگ ناهار رو زدن؟
باید قبل از شلوغی سفارش بدی.
تو... تو مسئول پروندهٔ سرقت مسلحانهٔ محوطهٔ کانتینرهایی؟
آره، ما هستیم.
مایلز حالش خوبه؟
چندتا دندهش ترک برداشته. خوب میشه.
نوش جان.
عالیه، ممنون. بهسلامتی.
هی، بلا؟
میگم... دوست داری یه وقت با هم بریم یه نوشیدنی بخوریم؟
داری ازم برای قرار دعوت میکنی؟ نه، چون این کار غیرحرفهایه.
نه، میخوام دربارهٔ شرکت توی آزمون کارآگاهی باهات حرف بزنم.
خیلی هیجانانگیز به نظر میاد.
بیخیال، یه کم کمکم کن.
پیام بده. میدم.
شاید حتی یه ایموجی هم برات بفرستم.
بفرما. ممنون.
دردناکترین جای بدن برای تتو زدن کجاست؟
روی ستون فقرات خیلی درد داره. ولی بین سینهها؟ محشره. نوش جونت.
بهزودی اون کثافت همهجای صورتش رو میپوشونه. صورت خودشه.
خب، اگه دختر خودت بود، باهاش مشکلی نداشتی؟
اون دختر من نیست.
امروز نمیجَوی؟
چقدر تنده؟ خیلی تنده.
خودت بردار.
همهچی روبهراهه؟ باید برم آلفی رو ببینم.
خب، باید همین الان بری؟ میتونم پیاده برم.
نه، اشکالی نداره، بعداً میرم.
با دیلن دربارهٔ چی حرف میزدی؟
میخواد بریم یه چیزی بخوریم و دربارهٔ آزمون کارآگاهی حرف بزنیم.
فکر میکردم ازش خوشت نمیاد. من هیچوقت نگفتم ازش خوشم نمیاد.
گفتم خودش رو خیلی تحویل میگیره. چه ویژگی جذابی برای یه مرد!
خب، شنیدم توی تختخواب حرف نداره. کی گفته؟
اِ، زنهایی که باهاش سکس داشتن.
سکس دهانی رو فوقالعاده انجام میده.
من دارم اینجا غذا میخورم.
ببخشید. ببخشید، ببخشید، ببخشید.
ظاهراً آلت خوبی هم داره.
عروسی مارکوسه؛ میخوای با هم بریم؟
جیمی رو نمیبری؟ مطمئن نیستم رابطهٔ من و جیمی دووم بیاره.
چرا؟ یعنی، جذابه و بوی خیلی خوبی میده، ولی...
نمیدونم، بعضی وقتها حرف زدن باهاش تعریفی نداره.
خب، من بردم.
که مسابقه نیست.
فکر کنم با تو به عروسی مارکوس بیام.
نگران نباش. مجبورت نمیکنم باهام برقصی.
رایان؟
بله؟
چی، باهاش حرف زدی؟
الان اونجاست؟
جبران میکنم.
باشه، آره، آره. ممنون.
خب، غذاتو بخور. مکان هابل رو پیدا کردیم.
هابل کیه؟ یه یاروئه که رایان میشناسه. فشنگهای خودش رو میسازه.
کارهای تخصصی میکنه، مثل فشنگهای مشقی و گلولههای کیسهای.
مشغول چی بودی؟ جویدن.
میشه اینو بیرونبر کنم؟
چی خوبه؟
همهش خوبه. من اِل چاپو رو دوست دارم.
دو تا پَتی گوشت گاو، بیکن دودی، هالاپینیوی کبابی،
پنیر بلوچیز، اسفناج و سس آیولی.
از همهٔ گروههای غذایی.
هابله، درسته؟
شماها پلیس فدرالین؟
باید به وکیلم زنگ بزنم؟
همبرگر دوست داره؟
به نظر نمیاد زیاد چیزی بخوره.
'هابل'؟ این دیگه از کجا اومده؟
مدرسه یه پروژه دربارهٔ تلسکوپ فضایی هابل داشتیم.
بچهها میگفتن شیشهٔ عینکم به کلفتیِ لنز اون تلسکوپه.
منو هابل صدا میکردن.
همون اسم روم موند.
بچهها میتونن خیلی بیرحم باشن.
اونقدرها هم بد نبود.
یکی از بچههای کلاسم توی راه باغوحش لندن خودشو خراب کرد.
دیگه از همچین چیزی جون سالم به در نمیبری. نه.
تا حالا به عمل اصلاح چشم فکر کردی؟
بهش فکر کردم. لیزر توی چشم؟ نه، ممنون.
آره. اگه یه مشکلی پیش بیاد، دیگه نمیتونی ببینی
تا اون همه مهمات غیرقانونی بسازی.
بدون نظر. تا حالا گلولهٔ کیسهای ساختی؟
بدون نظر. این یکی کار توئه؟
بدون نظر. اگه بگی به کی جنس میدادی، بیخیالت میشیم.
بدون نظر. میلکشیکها چطورن؟
بدون ن...
راستش خیلی خوبن.
وانیلیشون رو پیشنهاد میکنم.
هابل، فکر میکردم قرار بود با هم دوست بشیم.
فکر کنم مجبوریم ببریمت بازداشتگاه.
حداقل میتونم همبرگرمو تموم کنم؟ بفرما. آدم باید غذاشو بخوره.
برای سیبزمینی باید پول اضافه بدی؟ این دیگه باید جرم حساب بشه.
آشغالِ کثافت...
چی؟ همبرگر فرو میکنی توی صورتم؟ خیلی کار قشنگی نیست.
هابل؟
هابل! هابل!
طاقت بیار، هابل. من بازرس ارشد، لئو جیکوبز هستم.
یه آمبولانس میخوام، خیابون الگین، غرب لندن.
به خاطر من نمیر، عوضیِ خودخواه! مرد بزرگسال، احتمال حملهٔ قلبی.
عموت اینجاست. تازه رسیده. میخواستم بهت پیام بدم.
برای چی اومده؟
یه کار اداریه. آره؟ باشه. باید برم سر کار.
دفعهٔ قبل که اینجا بودم، این ساختمونها نبودن.
تازهسازن.
هیچی مثل قبل نمیمونه.
یه بغل برای من نداری؟
باید میگفتی داری میای. یکی دَه میلیون پوند
از پولم میدزده، اونوقت فکر میکنی نمیام؟
داشتم خودم حلش میکردم. تو داری حلش میکنی.
پس میدونی کی برده؟
No comments yet. Be the first to leave one.