Fire Country

Fire Country

Farsi/persian Altyazısını İndir

Sezon 3

Sürüm bilgisi

Fire Country S03E12 WEB AMZN FLUX Filamingo Fa
Şunun yorumuyla filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiketler

webdl
amzn
flux
web
filamingo
Yayınlandı: 2026-08-08
İndirmeler: 0
İşitme Engelliler: No

Farsi/persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏هنوز باز نکردیم.‏

‏هی.‏

‏هی.‏

‏خب...‏

‏فکر کنم باید دربارهٔ‏ ‏رن‌فِر حرف بزنیم؟‏

‏اژدها و آتیش و‏ ‏کلی مصدوم.‏

‏و؟‏

‏و، اِم...‏

‏آره، یعنی... فکر کنم‏ ‏یه چیز دیگه هم بود،‏

‏اون آخرها.‏

‏اون... ماجرای بوسیدن؟‏

‏بدم نیومد.‏

‏منم قطعاً‏ ‏بدم نیومد.‏

‏ولی باید درباره‌اش حرف بزنیم، چون...‏

‏می‌دونی، من و تو تازه‏ ‏از رابطه‌های دیگه‏

‏با آدم‌های دیگه اومدیم بیرون.‏

‏هوم. نه، باید،‏

‏حتماً باید‏ ‏مسئولانه رفتار کنیم.‏

‏هوم.‏

‏می‌دونی، اول بفهمیم‏ ‏این دقیقاً چیه.‏

‏این چیه؟‏

‏احتمالاً باید بررسیش کنیم.‏

‏چی رو بررسی کنیم؟‏

‏اِم...‏

‏فقط داشتم‏ ‏استیک مرغ سوخاری سفارش می‌دادم.‏

‏اسموکیز الان‏ ‏استیک مرغ سوخاری هم داره؟‏

‏اِم، آره، داریم...‏

‏داریم بهش فکر می‌کنیم.‏

‏باشه، بعداً ادامه‌اش می‌دیم.‏

‏آره، حتماً.‏

‏خداحافظ، آدری.‏

‏اِم، بُدی، داشتم...‏

‏می‌دیدم اضافه‌کاری می‌خوای یا نه.‏

‏یه مأموریت میدانی به جنگل ملی ترینیتی‏ ‏برای ارزیابی خطر.‏

‏هم راهش طولانیه،‏ ‏هم پیاده‌رویش.‏

‏نه، هستم. بریم.‏

‏گوش کنین، تری راک.‏

‏باشه، آبمیوه‌ها‏ ‏توی آشپزخونه‌ان،‏

‏وسایل کاردستی توی جایگاه ۳،‏

‏و عکس‌ها اینجاست،‏ ‏کنار ماشین آتش‌نشانی.‏

‏بی‌صبرانه منتظرم‏ ‏پنج تا هیولای کوچولوم رو ببینم.‏

‏قابلی نداشت، داداش.‏ ‏باشه.‏

‏خیلی خب، بچه‌ها یه ساعت دیگه‏ ‏اینجان،‏

‏پس آقایون، دست‌به‌کار شیم.‏

‏چشم، کاپیتان.‏ ‏یالا بچه‌ها.‏ ‏خیلی خب.‏

‏هی کاپیتان، باز هم ممنون‏ ‏که برنامهٔ «قطار دیدار» رو‏

‏راه انداختی. خیلی باحاله.‏

‏آره، بچه‌ها باید پدرهاشون رو ببینن‏

‏بیرون از فضای زندان.‏

‏آره، فقط خوشحالم‏ ‏رئیس ناحیه لئونه‏

‏اصلاً تأییدش کرد.‏ ‏خب،‏

‏با یه‌سری شرط.‏

‏ساکرامنتو فقط به این دلیل موافقت کرد‏ ‏که برنامهٔ فایر اِجوکیتِد‏

‏خیلی خوب پیش رفت.‏

‏پس اگه کوچک‌ترین مشکلی پیش بیاد،‏ ‏کلاً جمعش می‌کنن.‏

‏پس همه، هم پدرها هم بچه‌ها،‏ ‏باید راضی باشن.‏

‏فرم‌های نظرسنجی دم دره.‏ ‏عالیه.‏

‏یعنی فقط باید کاری کنیم‏ ‏این یکی‏

‏موفق از آب دربیاد.‏

‏هی، تو اینجا چیکار می‌کنی؟‏

‏برای بچه‌ها مک‌اندچیز آوردم‏

‏تا از برنامهٔ «قطار دیدار» ایو‏ ‏حمایت کنم.‏

‏پدرت رو توی خونه تنها گذاشتی؟‏

‏تازه از یه دورهٔ زندگی تنهایی اومده بیرون، باشه؟‏

‏می‌تونه یکی دو ساعت‏ ‏تنها توی خونه بمونه.‏

‏می‌تونه؟‏

‏واقعاً؟‏

‏چون فقط چند روزه.‏

‏و می‌دونم دردسره،‏ ‏ولی هنوز نمی‌دونیم‏

‏می‌تونه یه روز، یه شب‏ ‏یا حتی یه ساعت تنها بمونه یا نه.‏

‏باشه، پس الان این شد زندگی ما؟‏

‏یعنی بُدی می‌ره، والتر میاد،‏

‏دوباره می‌شیم پدر و مادر،‏

‏فقط این بار بچه‌مون پیره‏

‏و عوضیه؟‏

‏من چیزی نگفتم.‏ ‏من... من که‏

‏سیب نیستم،‏ ‏بابام هم درخت نیست.‏

‏من چیزی نگفتم.‏

‏باشه، برمی‌گردم خونه.‏

‏قرار بود ببرمت‏ ‏اون استیک‌فروشی جدید‏

‏برای شام امشب، ولی...‏

‏امیدوارم کاناپه‌مون رو دوست داشته باشی،‏

‏چون از این به بعد‏ ‏شب‌های قرارمون رو‏

‏همون‌جا می‌گذرونیم.‏

‏عاشق کاناپه‌مونم.‏ ‏محبوبمه.‏

‏تهدید حساب نمی‌شه.‏

‏باشه، بپرس.‏

‏فقط بپرس. چی؟‏

‏خب، بُدی.‏

‏تو و آدری.‏ ‏هوم.‏

‏داریم آروم پیش می‌ریم.‏

‏آروم؟ خوبه.‏

‏خیلی... خیلی آروم، آره.‏

‏تا... تا کی؟‏

‏دارم سعی می‌کنم‏ ‏بفهممش.‏

‏ولی داداش، هردومون می‌خوایم‏ ‏درست پیش بره، باشه؟‏

‏تو چی؟‏ ‏زندگی خودت چه خبره؟ می‌خوای...‏

‏خب، می‌خوای دوباره‏ ‏وارد بازی بشی یا...؟‏

‏اِم... آره.‏ ‏یعنی الان که بیرونم.‏

‏ببین... یعنی،‏ ‏این همه‏

‏کوه قشنگ،‏ ‏درخت و...‏

‏آره.‏

‏یه‌جورایی حس می‌کنم‏ ‏از مدرسه پیچوندیم.‏

‏می‌دونی منو یاد چی می‌اندازه؟‏

‏اون دفعه که راضیم کردی‏ ‏از مدرسه بزنیم بیرون تا باهات بیام‏

‏کنسرت کنی چزنی توی اوکلند؟‏

‏یادت هست؟‏

‏یادمه.‏ ‏بابام جفتمون رو گرفت، داداش.‏ ‏آره.‏

‏ فکر کنم یه ماه‏ ‏زمین‌گیرم کرد. ‏

‏ ولی می‌دونی چیه؟ ‏

‏ باعث نشد دیگه‏ ‏یواشکی نزنیم بیرون. ‏

‏ نه. ‏

‏ نه، اصلاً نشد. ‏

‏باشه.‏

‏اولین نفر،‏

‏استلا جونز.‏ ‏سلام.‏

‏حالت چطوره؟‏ ‏خیلی خوب.‏

‏⁦D-23⁩ برای استلا.‏ ‏خیلی خب.‏

‏بفرما، استلا.‏

‏از اون طرف.‏

‏عین خودته.‏

‏بیا اینجا. اوه...‏ ‏اوه.‏

‏و اسم شما چیه، آقا؟‏

‏خوبی، داداش؟‏

‏استرس دارم.‏

‏بابایی!‏

‏سلام به همگی.‏ ‏باشه،‏

‏تیم رادمن رسید.‏

‏فکر کنم بابات حدود ۵۰۰ بار‏ ‏عکستون رو نشونم داده.‏

‏این گروه منه.‏

‏چه خوشگل.‏

‏اِم، من این زرق‌وبرق پلاستیکی رو نمی‌پوشم.‏

‏اِم، همه باید یکی بپوشن،‏

‏ولی آخر روز‏ ‏می‌تونی درش بیاری.‏

‏مهمونی من نیست.‏

‏اومد!‏ ‏بابا!‏

‏آخ، بفرما.‏

‏بابا.‏

‏دلمون برات تنگ شده بود.‏

‏منم خیلی دلم براتون تنگ شده بود.‏

‏ما هم دلمون برات تنگ شده بود.‏

‏دختر کوچولوهای من رو ببین.‏

‏وایسا، وایسا، وایسا.‏

‏شماها خوشگل‌تر هم شدین؟‏

‏آره.‏ ‏آره.‏

‏و لوگان، تو رو ببین.‏

‏تقریباً قد خودم شدی.‏ ‏بیا بغلم.‏

‏چی، دیگه برای بغل‌کردن بابات‏ ‏خیلی خفنی؟‏

‏تیپت خوبه.‏

‏هی.‏

‏بهش وقت بده.‏

‏آره.‏

‏و نفر آخر،‏ ‏ولی نه کم‌اهمیت‌تر،‏

‏سلام عزیزم.‏ ‏اسمت چیه؟‏

‏سایمون.‏

‏سایمون. تو پسر هارپری.‏

‏باشه، پس...‏ ‏یه خبر بد دارم. اِم...‏

‏بابات حالش خوبه،‏ ‏فقط یه کم مریض شده،‏

‏برای همین توی بهداریه،‏

‏و وقتی فهمیدیم‏ ‏تو دیگه سوار اتوبوس شده بودی.‏

‏پس اصلاً نمیاد؟‏

‏نه، ولی بازم‏ ‏قراره خوش بگذره.‏

‏غذا داریم، کاردستی،‏

‏بازی...‏ ‏می‌خوام برگردم خونه.‏

‏اوه، سایمون،‏ ‏خیلی متأسفم. ببین...‏

‏راهش خیلی دوره،‏ ‏پس نمی‌تونیم اتوبوس رو برگردونیم‏

‏تا آخر روز که کار همه تموم بشه.‏

‏نه، بابام رو می‌خوام.‏

‏باشه.‏

‏آره، دیگه خیلی راه نمونده.‏

‏حدود نیم مایل‏ ‏تا بخش خشک فاصله داریم.‏

‏خیلی خب. این درخت‌ها رو علامت بزنیم‏

‏تا قبل از فصل آتش‌سوزی‏ ‏جمعشون کنن.‏

‏باشه. اولین شرکت‌کننده.‏

‏انگار رسیدیم.‏ ‏چهار مایل.‏

‏خب، فکر کنم تمرین پای این هفته‏ ‏هم حساب شد.‏

‏اِم، آره، حتماً.‏

‏هرچی تو بگی.‏

‏باشه، رفیق.‏

‏کدوم رو می‌خوای؟‏ ‏رطوبت‌سنج یا اسپری رنگ؟‏

‏درسته. سؤال احمقانه‌ای بود.‏

‏بُدی لئونه، گرافیتی‌کار مخفی‏ ‏مدرسهٔ راهنمایی اِج‌واتر.‏

‏ببین، اگه دیوار آجری تمیز می‌خوای،‏

‏احتمالاً نباید بذاریش‏ ‏درست کنار‏

‏کلاس هنرِ هشتم.‏

‏حرفت حسابه،‏ ‏حرفت حسابه.‏

‏خیلی خب، این یکی ۱۴ درصده.‏

‏اِم، ببخشید غول‌جان.‏

‏نمی‌خوایم مثل شمع‏ ‏شعله‌ور بشی‏

‏و همهٔ رفیق‌هات رو بکشی.‏

‏روحت شاد، رفیق.‏

‏این یکی رطوبت سوختش‏ ‏خوبه.‏

‏اثری از سوسک پوست‌خوار نیست.‏

‏فقط زیر نظرش می‌گیریم.‏

‏گرفتم.‏

‏علامتش می‌زنم برای پایش.‏

‏این بو رو حس می‌کنی؟‏

‏دوده.‏

‏آتیش کمپ یکیه.‏

More Farsi/persian subtitles for Fire Country

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left