İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
پخ- خدای من-
جراحی چجوری پیش رفت؟
اون؟ خوب بود
صبحونه خوردی؟- آره-
چی خوردی؟
چیزی که مامانم درست کرده بود
توفوی آب پز؟
خوشمزه به نظر میرسه- حالا هرچی-
به نظرت کسی ما رو دیده؟
احتمالا نه
مطمئنی کسی ندیده؟
والا کسی ندیده
بیا از این به بعد مراقب باشیم
باشه
شنیدم دیشب اضافه کاری موندی احتمالا خسته ای
نه خیلی
آقای یون کجایی؟ آقای یون؟
خانم بیونگ هی تلاش کرده به خودش آسیب بزنه- چی؟-
همه برگردن تو اتاق هاشون- !من میخوام رد شم-
لطفا برگردین به اتاق هاتون
لطفا راه رو باز کنین- خانم پارک آروم باشین-
لطفا آروم باش- من حواسم بهش هست-
بجنب حرکت کن
اینجا چیزی برای دیدن وجود نداره
من خونریزیش رو متوقف میکنم
آروم باش
خانم پارک الان به آیسییو منتقلتون میکنیم
لطفا بلند شو
بریم
مراقب باش
::::::::: آيـــ( دوز روزانـــهی آفتــاب )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
برای یه مدت نیاز به مراقبت ویژه داره
به نظرم بهتره که توی تیمارستان درمان بشه
معذرت میخوام تیمارستان قانون های مختص خودش رو
در مورد وسایل شخصی بیمار در بخش عمومی داره
مطمئنم دلایل منطقی براش دارن
استفاده از دستشویی میتونه یه ذره عذاب آور باشه
اما جدا از اون، بقیه چیز ها تقریبا مثل بخش عمومیه
خیلی نگران نباشید خانم مطمئنم که به زودی حالش بهتر میشه
تمام چیزی که نگرانشم اینه که بیونگ هی چه احساسی داره؟
اون فکر میکنه اومدیم چند تا آزمایش بدیم
موندنش اینجا قراره بیشتر طول بکشه؟
عصبی میشه
حتما در این مورد با بیونگ هی صحبت میکنم
بیونگ هی بدون اون تبلت نمیتونه
اینم ریسک دوباره آسیب به خودش رو داره
پس متاسفانه مجبوریم تا اطلاع ثانوی بدون این بگذرونیم
خانم جونگ
بله
بخاطر کاری که کردم معذرت میخوام
خودخواه بودم چون همش داشتم به بچهی خودم فکر میکردم
اشکالی نداره خانم لطفا خودتون رو بخاطرش ناراحت نکنین
اوه خانم پارک به بخش روانی منتقل شده؟
آره
اما جا به جا کردن وسایل بیمار باعث میشه که
دیگه به خودشون آسیب نزنن؟
راستش نه خیلی
برای همینه که مریضی سختی برای مقابله کردنه
به محض اینکه وارد بخش روانی شدم فهمیدم
که خیلیا رو برای آسیب به خودشون پذیرش کردن
خب خیلی چیزا هست که بخوام بگم
ولی فکر میکنم اخیرا بنا به دلایلی تعدادشون زیادتر هم شده
مطمئنم که خیلیا دارن خارج از بیمارستان این کار رو میکنن
به نظرت چرا به خودشون آسیب میزنن؟
حقیقت اینه که
آسیب به خودت، مثل گریه کردن برای کمکه یه تلاش واقعی برای گرفتن جونت نیست
یا یه سریا برای جلب توجه انجامش میدن
بعضیا خودشون رو بی فایده میدونن
برای همین به عنوان تنبیه به خودشون آسیب میزنن
خیلی از پرونده ها از بچگیشون نشات میگیره
مثل بیونگ هی
هرچی حین تحمل فشار های مختلف و استرس کوچیکتر باشی
شانس برای آسیب به خودت بیشتر میشه
اونا نمیدونن که چطوری استرس و اضطرابشون رو رها کنن
تو چی فکر میکنی؟
فرق زیادی با بخش عمومی نداره مگه نه؟
کی ازم آزمایش میگیرین؟
به زودی، هروقت دکتر ها بگن شروع میکنیم
پس تبلتم رو بهم بدین
اجازه نداری از تبلتت استفاده کنی
و چرا؟- جز قانون های اینجاست-
پس میخوام برگردم
صبر کن
اینجا کلی چیزای باحال وجود داره
!نمیخوام
تبلتم رو بهم بدین
برات چند تا کتاب میارم میدونستی ما کامیک بوک هم داریم؟
چرا چیزی که ازت میخوام رو بهم نمیدی؟
اگه بهم ندی خودم رو میکشم
کدوم کتاب رو دوست داری؟
برای همینه که مریضت مرده
!هرچی من میگم رو به چپت میگیری
افسردگی مثل آب و هوای بی ثباته
بعضی روزا به نظر میرسه که هیچ پایانی نداره
ولی برای بعضی افراد دیگه چیزی جز خوشبینی بی حد و مرز نیست
خانم جونگ- هی-
میخوام از پرستاری استعفا بدم
چی؟
چرا؟
تو خونه اتفاقی افتاده؟
…یا
داری عروسی میکنی؟- چی؟-
داری با دکتر هوانگ عروسی میکنی مگه نه؟
وای خدای من، نه
نه؟
جدی؟
…من
هیچ وقت
حتی یک لحظه هم وقتی پرستاری میکردم خوشحال نبودم
واقعا؟
ولی اگه الان انصراف بدی حیف نیست؟
من هیج وقت این شغل رو برای اینکه میخواستم پرستار بشم شروع نکردم
من بیشتر از هر چیزی میخواستم زندگیم ثبات داشته باشه، همین
شغلی که به راحتی برام تاییدیه وام بگیره
و پرستاری به دردم میخورد
خب راستش هیچکس نمیدونه چی میخواد
کی میدونه؟ شاید اگه ادامه بدی ازش خوشت بیاد
فکرنکنم احساساتم تغییر بکنه
…حتی اگه مدت طولانی بگذره
با خانم سونگ در موردش حرف زدی؟
مطمئم اگه بشنوه التماست میکنه تا بمونی
نه
اولین کسی هستی که بهش گفتم
بنا به دلایلی خواستم اولین نفر باشی
استعفا
میگم، خانم سونگ
ما همین الانشم کمبود نیروی کار داریم
و کسی که داریم در موردش صحبت میکنیم خانم مینه
چجوری میتونی استعفاش رو قبول کنی؟
وای داری من رو میترسونی
سعی کردم با صحبت راضیش کنم
اگه واقعا تلاشت رو کرده بودی اون استعفا نمیداد
مطمئنی سخت تلاش کردی؟
…ببین من خیلی تلاش کردم من
هی چه طرز حرف زدن با سونبته؟
ببخشید
بهش از عواقب استعفا گفتم و چیزایی که ممکنه بخاطرش پشیمون بشه
تازه آینده شغلیش، حقوق و مزایا و تغییر دیدگاه مردم هم هست
اگه اون برگرده
باید مستقیم تر بهش میگفتی و میترسوندیش تا بمونه
حالا هی روضه بخون این ببشترین کاری بود که از دستم بر میومد
از اینجا به بعد به خودش بستگی داره
یه آبجو میخوام
این رو فشار بده
لطفا یه آبجو برامون سفارش بده- حتی نمیدونی چطوری از این استفاده کنی-
بزن بریم بترکونیم- دفعه بعدی-
امروز اتفاقی افتاده نه؟- نه-
اوه بیخیال
راستش تو بخش یه بیمار داریم که به خودش آسیب میزنه
دیدنش باعث شد یاد آقای کیم سو وان بیفتم
میخواستم فقط راجع به چیزای خوب صحبت کنیم
ولی همیشه صحبتمون میرسه به چیزای حال بد کن
از یو هوان شنیدم
جوری که بیماری روانی رو مدیریت میکنین خیلی حیاتی و مهمه
مثل دوی ماراتنه، نه سرعت
اگه احساس افسردگی میکنی با من در موردش حرف بزن
من نمیخوام کسی باشم که وقتی بارون میباره بهت چتر میده
من ترجیح میدم کسی باشم که باهات زیر اون بارون وایمیسته
باشه
دا اون وقت غذا خوردنه
دا اون- بله؟-
بیا و بخور
اوه باشه
خمیر فلفلی به اندازه کافی شیرینش کرده بود دیگه با اضافه کردن شکر نور علی نور شد
چیه؟ میل نداری؟
نه
بازم باید بخورم
با هم سرویس بشیم بهتر از اینه که همه با هم غرق بشیم و بمیریم
به سلامتی- به سلامتی-
ممنون
یو هوان- بله-
میدونستی که دلره روح یه دنسر رو داره؟
روح یه دنسر؟
خب قبل از اینکه بیایم پیش تو یه نمایش موزیکال دیدیم
و کل زمان شونه هاش داشت میلرزید
در رفتگی شونهت خوب نشد؟
چون اولین بارم بود
اولین بارت بود موزیکال میدیدی؟
خدای من غیر قابل باوره
از الان به بعد انقدر میبرمت موزیکال ببینی که ازش خسته شی
ببین کی داره میگه
تو خودت یکی از بازیگرا بودی
فکر کنم یکی از عادت های شغلیه
مگه نگفتی یکی از خدمهی کشتی کروزی؟
میگن خدمهی کروز میخونن و میرقصن تا مسافرا برن
اونا اجرای خداحافظی انجام میدن خوندن و رقصیدن با همدیگه رو تمرین میکنن
و هر کشوری که میرسن میرن گشت و گذار
مگه نه؟- شبیه خدمهی کروزی-
من قطعا امروز چیزای زیادی ازت یاد گرفتم
دوست داری برقصی و چیزی که دوست داری
چیزی که دوست دارم؟
حین حرف زدن در مورد کروز خیلی هیجان زده به نظر میومدی
فکرکنم بخاطر کنجکاویمه به نظر میاد اونا تو یه دنیای دیگه زندگی میکنن
چرا یه دنیای دیگه؟
خب الان هرکاری دوست داری رو انجام میدی
پسر نارا خیلی باحاله
وای خدا دارم یخ میزنم خیلی سرده
خانم
وای دکتر دونگ گو یون
No comments yet. Be the first to leave one.