İlk 200 satır.
ترجمه و زیرنویس از «رسول رییسی»
تاد فرچته....چرا اینجایی؟
دارم میرم مدرسه امروز روز معلمه
ما تو این هفته هر روز در موردش اعلامیه پخش کردیم برو خونه
مادرم امروز خونه نیست...در هم قفله
باشه پس..برو بولینگ یا از این بازیای مسخره کامپیوتری کن
یا برو تو ماشین جق بزن... چه میدونم هرکاری که این پسر جوونا میکنن
تو نباید اینجا باشی
نه نه نه....برو خونه
برو خونه...این درو وا کن...در بعدیم وا کن
در بعدیشم وا کن
ولی...دارم میرم باشه ادامه بده
به یک روز بدون بچه نیاز دارم باشه
خواهش میکنم...برای بزرگسالان...خواهشا باشه
هی..ری....جانلی اینجاست؟
اره...داره برای یک مسابقه راهی سفر میشه
میخای بیای تو؟ نه فک کنم بهتره که بیرون وایسم
اوکی
جانلی
بابا؟
هی....خوشگل شدی ممنون
من...من اومدم یک سری چیز بهت بدم
که تو خونه ی من جا گذاشتی
این ماکارانیا که خودت درست کردی
و این سونوگرافی
این زیرسیگاری تزئینی
این یه سرکلیدیه باشه حالا هرچی که هس
اینا اصن نگاه کردن بهشونم درناکه
شاید ری قدرشونو بدونه
بابا...تمام چیزی که ازت خواستم این بود که دیگه به مسابقات موتورکراس نیای
داری مسئله رو خیلی بزرگش میکنی
در واقع این تویی که داری مسئله رو بزرگ جلوه میدی
چون تو در مقابل همه سر من داد زدی
میدونی چیه؟من دارم میرم
چون نمیخام زیاد از حد احساسی بشم
و چیزی بگم که بعد پشیمون بشم
میفهممت...امروز مسابقه داشتی
بهم زنگ بزن
میخام بدونم چطور انجامش دادی
شرایط پیست
تو به من مدیونی
زندگی خوبی داشته باشی
سلام معلما به روزتون خوش اومدید
حالا.. اخجووون...بلیندای قهوه ای
همتون برید بالا...هوووهووو
باشه...اقای راسل
حالا که میدونم چنتا مشاجره داشتیم
و اگر معلمای من حالشون خوب نیست
یعنی من یک جای راه خراب کردم
و امروز همه جمع شدیم
برای تجربه کارگروهی
ما همه یک دیگر را در باشگاه خواهیم دید
و باهم خوش خواهیم گذراند
و بعدش
سوروسات ناهار مکزیکی
اوم اره...من عاشق غذای مکزیکیم
اخجون
اره
برا من یدونه نگه دار باشه؟
ممم.دکتر بی؟
مرغ..مرغ..مرغ...کی میخاد؟؟
برداشتم
اقای گامبی...میخام که امروز
یک گزارش از ساختار نشست برام تهیه کنی
و میخام که خانوم سوئیفت رو همراه خودت ببری
شما بچه ها باید بریم اتاق ها و سقف رو چک کنید
کیرم تو این روز....بیا بریم خانوم سوئیفت
تکون بخور...بیا بریم
چشه این؟
چه میدونم شاید تو اون ورزش مسخرش اتفاقی افتاده
هی...من تو اینده میبینم که
من و تو باهم خوش میگذرونیم
فقط میخای بخوری و کل روز بد باشی؟
ی فکر تو ذهنم برات دارم
اقای راسل اینها پسرهای منن...لوک و ماریو
اوه..چه ژن قدرتمندی مم
یکیشون شبیه ویل اسمیته
و دیگری...من شرط میبندم خیلی خوب باشه
خب پس امروز باهاشون اشنا میشی باشه؟؟
من میخام که تمام روزو اینجا باشی
و چشم از این دوتا برنداری
ببخشید؟؟میخای من تمام روز مواظب بچه هات باشم؟؟
خب....
من فکر نمیکنم این جزو وظایف کاری من باشه
ولی امروز هست...اقای راسل
و خیلی خوب خواهی بود
تو این اتاق نگرشون دار و چشم ازشون بر ندار
بریم خوش بگذرونیم
اوه...من میخام که...بلیندا؟؟ خدافظ مامان
وای.....دکتر برون؟
من فقط.. تو علف میکشی؟
باشه...سوئیفت...انگار دوتا کاشی داریم که با اب اسیب دیده باشن
بنویسش
اتاق بقلی
میدونستم...این لوله داره چکه میکنه...مارکش کن
انگار یک سوراخ دیگه هم اینجا داریم....اینم مارکش کن سوئیفت
کاشی اسیب دیده سوئیفت به من اونطوری نگاه نکن
من که نمیدونم معنیش چیه
مطمئنی؟ من....من
تو اقا
بابا شوخی کردم...آب بند اب رو نگه میداره
و انگار این یکی شکسته
بیا سوئیفت...بیا نزدیک تر بهش نگاه کن
مچاله شده؟؟؟ نمیدونم...شاید
میخای حرف بزنی یا فقط داری ناله میکنی؟
و بالای نردبون میخای غر بزنی؟؟ چی بگم
اسیب دیده یا نه؟؟
اینقدر خرناسه نکش دیگه اه من یدم میاد
باعث میشه من احساس ناراحتی کنم
برو برون رو بیار همینجا....سریع
مشکلی تو فیلتر اب توی هال Dبه وجود اومده
برو چکش کن....چراغ قوه ی منو خاموش کن...داری باتریهاشون حروم میکنی
تو واقعا توی روز معلم داری کار میکنی؟
چقدر بی عرضه...از امروز متنفرم هیچ بچه ایم نیست که سرش کرم بریزیم
اصن من اینجا چه غلطی میکنم...خیلی مزخرفه
خوبی؟؟ اره
من رو دخترم دیگه نظر ندارم
جدی؟؟ اره دیگه احساسی ندارم
باشه ری برنده شد...دیگه جای بحثی نیست
خب...میگن غذا برای روح هم خوبه
و من دارم میمیرم....نمیخای برام صبحونه بیاری؟
میگماووواشپزخونه کامل قفله.....در بزرگ هم بستست
پس تو براچی اینجای؟؟هان؟؟؟
وای ببخشید
تو برای همین اینجای امروز
صبحونه ی معروف گامبی من داره میاد اینجا
دخترم عاشق ایناست
خب....من عاشقشم....پس اون دیگه قرار نیست چیز زیادی ازش بخوره
ممم.خیلی بده...اره بد
منم میخام کمک کنم
میخای کمک کنی؟
اره نشونم بده باشه
اوه....خب کار زیادی برای انجام دادن نیست...... و ما یه جورایی
داریم ور میریم؟ اره تکون بده
باشه اینطوری؟ اره سعی کن اروم و پیوسته باشه
فقط به ته ظرف نچسبه
باشه اره فقط
اوه وای نگاه چسبید اینجا
بزار از ما دور باشه برای ی لحظه...اره
میخای برامون بشقاب بیاری؟
اره..باشه
خب..خوب بود
اره من تا خرخره خوردم...میبینمتون
توی تیم؟ اره باشه
میبینمت...اره
من میگیرمش...اره باشه
خوبه
مشکی مردانه سایز لارج
نه نه اقا به اون ماشین فروش دست نزنید
اون اسنکو هونجا بنداز تو دیگه چه خری هستی؟؟
اینجا چیکار میکنی؟
اه اه اه...برگرد اون تو
بیا بینم جنده
تسلیم شو تسلیم شو..تو کی هستی؟
باشه باشه
باشه بابا اینجا چیکار میکنی؟؟
داشس؟ این مردو میشناسی دکتر برون؟
من شوهرشما شوهر قبلی
اون پسر منه...من پدر قبلیش نیستم
من حق دارم که بچه هامو ببینم
من وقتی داشت تجاوز میکرد مچشو گرفتم
اون داشت از ماشین فروش غذا میدزدید
وقتی کلوچه ها رو دزدید من تعقیبش کردم
پولشون داده شده بود
دقیقا من باید پشتتو خالی میکردم
تو روشون تاثیر بدی داری اونا بچه های منم هستن
نمیتونی جلوی منو بگیری که پسرهامو بغل نکنم
خواهش میکنم بلیندا..من بهشون نیاز دارمی
اقای گامبی این مادر جنده رو از اینجا ببر
شنیدی که حالا برو باشه
مادرجنده؟؟ باشه بیا دیگه
من میخام بچه هامو ببینم
گمشو بیرون
به شلوارش نگاه کنین
اوه اره به شلوار من نگاه کنین
اره باید ارزوی داشتنشو داشته باشی....کلن 7 تا ازش وجود داره.
خب چرا همجنس بازی؟
نیستم
باشه اینجارو نگاه
این یک عکس از من و زنم
که دیروز به پیک نیک رفته بودیم...اسمون آبی
چینیه که کره ایه
من یک خواننده ی معروف خواهم شد چرا از اتاق بیرون نمیری؟
تو از اتاق بیرون نمیری؟
هی هی وایسا..بدش به من
کف بزنید بدش به من
استامپ برقصید بدش به من
بدناتونو بچرخونید بسه بسه
هی دختر میخام تورو به زانو بیارم
اون پسر منه
میبینیدش..اون پسر منه
برو برو برو اون پسر منه
فقط..فقط...چییی؟
به بابات زنگ زدی؟
هان؟؟؟ی بار دیگه بهش بگین بابا دهن جفتتونو سرویس میکنم
بلیندا؟میتونم یک صحبتی باهات داشته باشم؟
منباید بپرسم...خیلی کنجکاو شدم
این حس خشمگینانه ی تو
من بهت گفتم اونارو تو دفترت نگه داری چون دلیلی داشتم
اگر من دوباره ببینم از دفتر بیرونن
No comments yet. Be the first to leave one.