İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
راستش رو بخواین پلیس این روزا شورش رو درآورده دیگه
با این خلاصهی قضاوت و اینا
اونا هرطور که دوست دارن متولدین چوسان رو سلاخی میکنن
و اون حکم شلاق زدن چیه؟
حکم میگه فقط زدن میتونه مارو رام کنه برای همین با چوب میزننمون
فقط چندتا چرخش و گوشت پاره میشه ...و استخون بیرون میزنه
اون مرده، قبلا توی ارتش ژاپن بوده
مراقب زبونت باش
اونی که اونجاست؟
حین کمپین نابودی شبه نظامیان که چند سال پیش اتفاق افتاد
اون نصف بیشتر ارتش درستکار رو کشت
ولی بعد کشتن اتفاقی یه دختر شمن، تسخیر شد
چه خبره؟- ایستگاه پلیس جونگپوئه؟-
کسی بمب کار گذاشته؟
کسی مرده یا نه
بریم
امیدوارم این طرفی نیان
ای خدا، چه اتفاقی افتاد؟
!تکون بخور
!تکون بخورین !از سر راه برین کنار
متهم از این طرف فرار کرد، قربان
همه جا رو بگردین
بله قربان
یون، خودتی؟
خودتی
چی کشوندتت اینجا؟
نیومدم اینجا تورو ببینم
یه احمق دیوونهای یه بمب انداخت توی مرکز و کلی پلیس رو کُشت
پس به عنوان نیروی کمکی اینجام
متهم از این طرف فرار کرد آدم مشکوکی این طرفا ندیدی؟
نه
واقعا؟
!یه آدم مشکوک اینجاست
!برو کنار
...هی، بیا بعدا یه نوشیدنی
بیا یه وعده غذا باهم بخوریم خبرت میکنم
ممنون که نجاتم دادین
وقتی بتونم، این لطفتون رو جبران میکنم
نیازی نیست
ما هرگز همدیگه رو ندیدیم
::::::::: آيــــ(آواز راهزنان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تو از استقلال خوشت میاد، نه؟
آزادی؟
آره، خوشم میاد
چرا؟
خب، کی دلش آزادی نمیخواد؟
نمیتونم تا ابد برای یکی کار کنم
برای یکی کار کنی؟
فکر کنم راجب یه چیز حرف نمیزنیم
منظورت چجور آزادی بود پس؟
!چوسان
آزادی چوسان راجب این دارم حرف میزنم
"مثل همون، "هورا برای استقلال کره
آهان، اون استقلال
چرا حالا داری راجبش حرف میزنی؟
تو که اهمیت نمیدادی
راست میگی من به آزادی اهمیت نمیدم
مگه این کشور برام چیکار کرده؟- درسته-
قرار نیست بابتش عذاب وجدان داشته باشم
منظورم اینه که ما که جنگجوهای استقلال طلب نیستیم- دقیقا-
چرا سرمون رو فقط برای یه ترور که ...توش شکست خوردیم، به باد میدیم
توی ماموریتت شکست خوردی؟
چی شده؟
منو بکش، هیونگنیم
من مرتکب جنایت علیه تاریخمون شدم
بلند شو یه مرد نباید به خاطر همین چیزایی گریه کنه
نه
اگه تفنگ داری بهم شلیک کن
اگه شمشیر داری، منو سلاخی کن
خودم نمیتونستم انجامش بدم چون تنها چیزی که داشتم، تبرم بود
...مامانم که برمیگرده نباید جنازهی دو تیکهی پسرش رو
ببینه، درسته؟
تنها بچهی ته تغاریش
...واو
خب پس لطفا وقتی این احمق رو میکشی، منم بکش
اشکال نداره، پاشو بیا دنبال یه راه دیگه بگردیم، پاشو
...چورنگیی- !نه، نمیتونم-
!نه
ما هم مثل کمانچه به بازی گرفته شدیم
همونطور که میبینی، یه عوضی گولمون زد
چی؟
راسته؟
...خب، پس هممون بدبخت شدیم
خداروشکر مثل سگ ترسیده بودم
...خیلی نگران بودم که چطوری بهت بگم شکست خوردیم
پاشو پسر سرت رو بگیر بالا
ما تنها کسایی نیستیم که گند زدن
خب پس الان از اول شروع میکنیم؟
باید اول چیکار کنیم؟
پول رو پیدا کنیم یا مدیر ادارهی راه آهن رو بکشیم؟
هردوتاش رو انجام میدیم
دونه به دونهی روستاها توی گاندو رو میگردیم
اگه نشه، از رودخونهی دومان رد میشیم
همهی چوسان رو جستوجو میکنیم
همهی پولا رو از کامیون زرهی جمع میکنیم
و اون مدیر اداره راهآهن بیاین قبل از اینکه گاندو رو ترک کنن، تمومش کنیم
...ولی، هیونگ
...درمورد اون زنه از اداره راهآهن چوسان
!چوسانی که منتظرش هستید، هرگز برنمیگرده
فکر نمیکنم به اون بدی باشه که ما فکر میکنیم
وقتی که داشت در ستایش ژاپن
مقابل مردم چوسان سخنرانی میکرد، گریه کرد
مدیر اداره راهآهن یه زنه؟
تو میدونستی؟
مهم نیست کیه
اگه باید بکشیمش، انجامش میدیم
...بدون استثنا
و رحم
چی؟ این دیگه چه کوفتیه؟
چرا آزادش کنیم؟
مردی که ما دستگیر کردیم یه راهزن سواره به اسم جانگ کی ریونگ ئه
توی سرکنسولگری میونگ جونگ ارتباطات داره
دستور ژنرال کاتایاماست
ولی پول رو دزدید
سرمایههای راهآهن رو غارت کنید" "و برای استقلال استفاده کنید
!توام شنیدیش
پولی نبود- چی؟-
تمام راهزنا رو بازرسی بدنی کردن حتی توی کمپ اصلیشون هم گشتن
ولی پولی نبود
پس اون پول الان کجاست؟ پیداش کردن؟
هنوز نه قربان
...لعنت
چه خبره؟
هی، ته جو
افراد رو آماده کن
آماده برای چی قربان؟
نتونستیم بارگیری رو متوقف کنیم ولی باید انتقالش متوقف بشه
...و ما همین الانشم میدونیم
که قرار ملاقاتشون کجاست
!تکون بخورین
!هیونگنیم
وای، چه خبره؟ یه نفس بگیر
بچههای هریونگ درمورد مدیر شعبه بانک چوسان گفتن
مثل اینکه تیر خورده و مُرده
!یه تیر موزر درست توی سر
یه موزر؟
بله، یه موزر
یه موزر سی96 تفنگ خوبی همراهته
فکر کنم کسی که پولمون رو برداشته، پیدا کردیم
چند روز پیش یه زنی رو ملاقات کردی
زنی به اسم اون نیونی صاحب نودل فروشی بهمون گفت
میدونی اون یه چیزی دستشه که مال ماست
کجاست الان؟
هرکاری که برنامش رو داری انجام بدی، فقط تسلیم شو
وقت نداریم بهت گوش بدیم دوباره میپرسم
اون نیونی کجاست؟
اگه رئیس گروه ۳ رو بکشین ...تمام تشکیلاتمون
فرصت آخر
...اون نیونی
کجاست؟
گفت داره با مدیر اداره راهآهن چوسان
میره چانگچون
...گفت که
اون کسی بوده که ازش خواسته پول رو بدزده
مدیر اداره راهآهن چوسان
آماده بشین، بچهها
میریم چانگچون
مطمئنی دارن میان؟
صبر داشته باش
برای رسیدن به چانگچون باید از اینجا رد بشی
خودتون رو مُرده بدونین
چطور جرئت کردی پولمون رو بخوری، آشغال عوضی؟
...مشخصا، پول مهمه
ولی اولویتمون کشتن مدیر ادارهست
نمیتونیم دوباره به خاطر راه گاندو فرار کنیم
برای اینجا مستقر شدن خیلی زحمت کشیدیم
پس برای انجام دادن این کار، باید احساساتتون رو کنار بذارین
به اون دختر رحم نکنین، فهمیدین؟
بله- بله-
همه آمادهاین؟
بله
بریم
بریم
برو
بریم
بجنب، گندهبک
چی گذاشتی اون تو؟
نامه
به کسی که پول رو دریافت میکنه
چی؟
برای خودت نمیدزدیش؟
...منو باش
فکر کردم به بقیه از پشت خنجر زدی
پولای راهآهن رو به عنوان مدیر اداره راهآهن دزدیدی
...اینطور نیست
از کجا میدونی شغلم چیه؟
این تنها چیزی نیست که میدونم
تازه میدونم مدیر مسئول خط گاندو هم هستی
قبل اینکه بیام فکر همهجاش رو کردم
پس من تنها آدم سختکوش نبودم
میخوام برم دستشویی، همینجا بشین
چیکار میکنی؟
ببخشید
ببخشید
هیونگ، پیداش کردم- چی؟-
کجا؟
دست چپ، وسطی
اونی که کلاه داره
اون نیونی کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.