İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(آواز راهزنان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
من به همه پلیس هایی که
تحت ژنرال کنسولگری ژاپنی در میونگجونگ هستن !دستور میدهم، گاندو
وارد ایستگاه پلیس بشید و به اون شورشیها !تا سر حد مرگ شلیک کنین
فورا شورشیهای چوسان رو رام کنین
کسایی که به ناحق دارن سرزمین امپراطوری بزرگ ،ژاپن رو اشغال میکنن
!و تا سر حد مرگ بزنیدشون
این روش امپراطوری بزرگ ژاپن هست
!و روش جبران کردن اعلیحضرت برای رحمتشون برما
!همگی
!حمله کنین
!حمله کنین
چرا نمیرین؟
چرا حمله نمیکنین؟
شما خودتون دیدید که اونا چقدر حریصن، جناب یامادا
!ما نمیخوایم بمیریم
دارید به اعلیحضرت خیانت میکنین؟
!همتون
دارید به اعلیحضرت خیانت میکنین؟
!برید
همتون! دارید چکار میکنین؟
دارید به اعلیحضرت خیانت میکنین؟
پس شما راه رو نشون بدید جناب یامادا
،شما به اعلیحضرت بیشتر از همه ما مدیونید مگه نه؟
،حقیقتا
من اونقدرا بهش مدیون نیستم، میدونی
هیچوقت ندیدمشون
!همگی! آماده باشید
یون، ما زیاد اسلحه نداریم
نمیتونیم زیاد این حالت رو نگهداریم
سون بوک
ایدهای داری؟
تو بیشتر از ما اینچا زندگی کردی، پس اینجا رو بهتر میشناسی
باهام حرف بزن
...خب، آره، من یه راهی میدونم
نه، خیلی نسنجیدهست
وقتی که اون حرومزاده ...جانگکی ریونگ برگرده
همهمون به افق میریم
بهجای صبر کردن برای اینکه بیان و باهامون ...سالاد شیرازی درست کنن
،یون
باید سعی کنیم که کاری انجام بدیم، حتی اگر خطرناک باشه، اینجور فکر نمیکنی؟
پس بهمون بگو، سونبوک
داری از چه راهی حرف میزنی؟
،خب
یکی از ما باید زودتر از اینجا بزنه بیرون
یه واگن پشت مسافرخونه من هست
اگر بتونیم تا اینجا بیاریمش، میتونیم همه اینها رو یکباره تموم کنیم
دقیقا، چی داخل اون واگنه؟
یالا دیگه، تردید رو ول کن و بهمون جزئیات بیشتری بده
اسمش مسلسل ماکسیمه یه عالمه پول بخاطرش ریختم تو حلقوم چکیها
کشندهست، میتونی بهم اعتماد کنی
،ولی رفتن و گرفتنش بین این همه
به کسی نیاز داری که زیرک، چابک، و سریع باشه
کی میتونه از همه تیرهایی که رو سرشون میباره در بره؟
چیه؟
چرا اینجوری دارین نگام میکنین؟
مضطربم میکنین
تف، اون باید تیرانداز خوبی هم باشه
سوسیس تو این شانس
،جناب یامادا
حداقل نباید الان یه کاری انجام بدیم؟
مثل حمله کنیم یا بریم تو شیکم دشمن
اگر سرپرست اوکا بود حتما این کار رو انجام میداد
چی داری میگی؟
الان داری میگی من به اندازه سرپرست اوکا خوب نیستم؟
هنوز زیاد هم دیر نشده
اگر خیلیه بهم بگو، میتونم برم
اوه، خوبه
من راجب هیچ چیز دیگهای نمیدونم، ولی من بهتر از تو میدوم
مراقب باش و این رو بگیر
فقط محض احتیاط
چرا خودت رو اذیت میکنی؟ حتی ازش استفاده نمیکنم، فقط سرعتمو میاره پایین
!نگهش دار، فشنگی برمیگردم
الان میرم
همتون، مراقب باشید، باشه؟
چرا اون مشنگ داره یجور حرف میزنه انگار قراره بره سر ختم خودش؟
اون خیلی نزدیک بود
!جناب یامادا
!گوه نخور
!فعلا آماده باشید
!آماده باش
!گوه نخور
اوه لعنتی
!آقای یامادا
!لعنت بهش
!اون عنتر رو بگیرین
!یالا دیگه! برو و بگیرنش
!این فقط یه نفره
من باز جا موندم داری اسکلم میکنی؟
چجوری ازش استفاده کنم؟
با این حال هم حالت رو میخکوب کردم
این داره دیوانم میکنه، لعنت بهش
این بیش از حد آرومه
بنظرت اتفاقی افتاده؟
منظورت از "اتفاقی افتاده" چیه؟
منظورت اینه که چورانگیی رفته مرده یا همچین چیزی؟
چرا باید اصلا همچین حرفی به زبونت بیاد؟
!من نگرانم، همین
تمومش کنین، جفتتون
بیا امیدوار باشیم سکوت به معنی خوب بودن همشونه
این تموم کاریه که الان ازمون بر میاد
جناب هاشیموتو، تمام تیرهایی که برامون باقی مونده رو بیار
جناب یامادا، باهاشون چکار میکنین؟
شاید خیلی ترسیده باشیم، ولی تیرهای زیادی داریم
قراره از اینجا به تیر ببندیم تا همشون آشپاله بشن
برو و بیارشون
!بدو
!بله، قربان
!یا علی
این چیه؟
کشندهست
جنرال، میتونم میونگجونگ رو !از این فاصله ببینم
!به محض اینکه رسیدیم اونجا همشونو بکش
!آماده باشید
!همگی! هدف بگیرید
،برای اعلیحضرت امپراطور
...هیچ تیری رو حروم نکنین
!هی
غذا نخوردی؟
!الهی کارد به شکمتون بخوره، عوضیا
!چورانگیی
!سرها پایین
!بچهها
خوبید؟
!اوه، گرمه
چهخبره؟- چورانگیی-
!چورانگیی، چورانگیی
!آقای چوی
!یون! من اینجام
بهت چی گفتم؟
!بهت گفتم از پسش بر میام
چرا نمیان بیرون؟
...همشون مردن
!گفتم من اینجام
...من اینجام
وای نه! همشون مردن؟
!یون
مرتیکه! صدام رو نمیشنوی؟
!هی، مرتیکه عوضی
!هی، آشغال بیشرف !فکر کردم مردی
چه مرگته؟ چرا داری گریه میکنی؟
تو همهمون رو نجات دادی آفرین، چورانگیی
حتما، میشه این رو ازم جدا کنی؟ بکش بیرون، مرد
!آقای چوی
...چورانگیی
آفرین
شما
...سگهای غیرمتمدن چوسانی
الان، بیاید از اینجا بزنیم بیرون قبل از اینکه جانگکیریونگ برسه
باید حواسمون به نام چون هم باشه
باشه
همگی، عجله کنیم
،قبل از اینکه بریم
،ازونجاییکه این اتفاق افتاده
نمیتونیم این کار رو هم با اونا انجام بدیم
منظورت چیه؟
میگم که باید بهشون مقداری از داروهاشون رو بدیم
اوه، وقت زیادی نمیگیره
اصلا
...نام چون
نام چون
::::::::: آيــــ(آواز راهزنان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
قربان،من تو راه مدام راجبش فکر میکردم
گمون نکنم اونا ما رو بکشن
اونا سر و تهشو با یکم شکنجه و چارتا ضربه شلاق هم میارن
موافق نیستید؟
نمیذارم آسیبی به شما و بقیه افراد برسه، پس نگران نباشید
!واقعا؟ ممنونم، قربان
من به شما اعتماد میکنم و شما !رو تا آخر دنبال میکنم
درد میکنه
خاک تو سرم، قربان، درد داره، نه؟
یکم دیگه برمیگردم، پس همینجا بمونید
بله، قربان
اگر اون باهات خیلی خشن رفتار کرد، فقط تظاهر کن چیزی متوجه نمیشی
فقط مدام بگو "نانی؟"
برنامه چیدم از جانگ کی ریونگ استفاده کنم همون سوارکار راهزن
،اگر اوضاع طبق برنامه پیش بره
دسته فنگشان دیگه نمیتونه مانع فعالیتهای نظامی ما بشه
همین اتفاق هم برای دولت چینی میوفته
من بدون هیچ اشتباهی حملش میکنم و با اعتماد به تو زندگی میکنم
ممنون
تو واحدت رو به نابودی کشوندی وتنها برگشتی
بزدل
قربان، من هیچ بهونهای ندارم
من فروتنانه هر تنبیهی که شما در نظر بگیرید رو قبول میکنم
اتفاقا دوست دارم پدرتو در بیارم، ولی نمیتونم
فرماندار کل سایتو درخواست کرده که تو در امان بمونی
چقدر خوبه که پسر وزیر امور خارجه کره باشی
و فرماندار کل شخصا برای نجات زندگیت قدم بردار
زیر دست مشنگتو بردار با خودت برگردون به گیونگسونگ
تو تا زمانیکه احضار بشی تحت مراقبتی
کمپین تخریب علیه افراد فتنه چوسان در گاندو
همه جا رو دنبالت گشتم
آقای چوی
ایلسیک میگه اون دنبال میونگجونگ و محلههای دور و بر گشته
و خیلی ساکت بود، مثل یه دریاچه یخ زده
فکر کنم لازم نیست زیاد نگران باشیم
ما میونگجونگ رو نابود کردیم و پلیس و دادرس ژاپنی رو کشتیم
باید نگران باشیم، حتی اگه ساکت باشه
No comments yet. Be the first to leave one.