İlk 200 satır.
زیرنویس انگلیسی موجود در بعضی خطوط ناقص بود که سعی شد تا جای ممکن ترجمه صحیح انجام شود
اون فقط یه بچهاس
بذار بره
خواهش میکنم
نه
،از همون لحظه
که توی قلب هر مَردی، دو چیز وجود داره
خوبی و بدی
:تـــــرجـــــمـــــه از Hitm@n | سیروس فخری
بچهجون؟
حالت خوبه، بچهجون؟
خوبه
خوبه
چندتا شکلات دارم
متوجهم
سوالاتی داری، درسته؟
درباره والدینت
پدر و مادرت مُردن
پدرت واسه خیر و صلاحشم یهدنده بود
اگه من جاش بودم و اون خانوادهی من بود مثل بلبل میخوندم
خب، گمونم فقط من اینطوریم
متوجه حرفام میشی یا نکنه عقبافتادهای؟
زندگی لامصبت رو نجات دادم
فقط جوابم رو بده
بیا، یکم پول بگیر
فقط بگیرش
وقتی بزرگ شدی، بهم پَس بدیا
میخوام که همیشه این روز رو به یاد داشته باشی
روزی که زندگیت رو نجات دادم
کمک میکنه شبا بهتر بخوابم
متوجه میشی که چی میگم، آره؟
آره، متوجه میشم
موفق باشی
با مرگ والدینم، سادهترین کار اینکه برگردم به دوران جنینی
و بذارم دنیا مثل خیلیهای دیگه منم ببلعه
چطور میتونستم بدون عشق بیقید و شرط مادرم
و راهنماییهای گرم پدرم که در هر قدم زندگی منو راهنمایی میکرد، زندگی کنم؟
اولش با پسماندههای این و اون زنده موندم
ولی غیرممکنه بتونی وقتی تا گردن توی سطلزبالهای، سرتو بالا بگیری
سلام
نترس
من یه دوستم
پدر و مادرت کجان؟
تک و تنهایی؟
پسر خیلی خوشتیپی هستی
کسی قبلا اینو بهت گفته؟
نترس
میخوایم یه بازی بکنیم
تنها چارهام مبارزه بود
والدینم مُرده بودن و اگه بخاطر لطف اون مَرد نبود
منم تا الان مُرده بودم
با کمک مشروب، دیگه یواش یواش ترسم ریخت
...نوشیدن باعث میشد تا بتونم نبخشیدن دنیا رو
بخاطر گرفتن والدینم، فراموش کنم
شروع به فکر کردن درباره بهشت و جهنم کردم
میخواستم بدونم مادرم با شادی و پدرم با غرور
از اون بالا بهم نگاه میکنن یا نه
به مدرسه نرفتم
هیچوقت شغلی نداشتم و تا جایی که به سیستم مربوط میشد
توی لیست گُمشدهها با فرض فوت به همراه والدین بودم
درحال زندگی میکردم و یه چیز بخور نمیری داشتم
پارک و جنگلهای لندن خونهام بود
و خیابونها زمین شکارم
من الان در سلامت و بیماری به خیابون تعلق دارم
خیابونها مثل جنده تشنهی پول بودن
که قبل داد کُس کلوچهای، درخواست پول میکردن
بعضیشبها موقع مستی توی خیابونها قدم میزنم
و تصور میکنم همهی اونایی که با خونسردی تمام والدینم رو قتل رسوندن، رو میکشم
به مبارزههای این شهر عادت کردم شوک بزرگی بود
و بهت میگم خیلی مهمه، رفیق
امشب تا میتونی درست رفتار کن، کاستر
اون مَرد رو اونجا میبینی؟
پارتیک مککینلیـه
پارتی داره
پارتی به کجا؟
یعنی آدم خیلی بدیه
میخوای دوستدختر رو ببینی؟
...بهت میگم چیکار - تو پاتریک مککینلی هستی، درسته؟ -
آره، درسته رفیق چطور میتونم کمکت کنم؟
تو آدم بدی هستی که اومدی به پاتوق من و داری سر و صدا راه میندازی
حالا، گوش کن
از دردسر خوشم نمیاد ...ولی اگه دنبال دردسری
بعضیوقتا توی حیاتوحش، حیوانات درنده برای تفریح میکشن که بهش کشتن مازاد میگن
اینکارو میکنن تا غرایز شکار خودشون رو ...برای شرایط سخت
و قریبالوقوع پیشرو آماده کنن
پول کوفتی رو رد کن بیاد
داری چه گهی میخوری، مَرد؟
میشناسمت
همون ولگردی هستی که توی پارک و حیاط من میخوابی
خل و چل هستی؟
نابودگر اینجاس
برو پی کارت نه اینکه تو به تخمم باشی
داشتی چی میگفتی، هان؟
یه دلیل بیار که چرا نباید سر تخمی ولگردی مثل تورو نترکونم؟
به کیرم. بزن - آره؟ -
تا از بدبختیت خلاصت کنم، آره؟
حق با اون بود
قبلا دیده بودمش
حتی زندگی جنگلیم مجبورم میکنه اکثر چهرهها رو به یاد داشته باشم
میخوای منو سکته بدی؟
من جلوی اون بهت نمیدما، باشه؟
بهت که گفتم بریم خونهی من بهرحال اینجا کثیفه
منم بهت گفتم تا وقتی اون سگ لعنتی توی خونه هست، من اونجا بیا نیستم
باشه بابا
سگ رو میاندازیم بیرون و چفت درم میاندازیم
نه
اینو دارم بهت میگم، میفهمی؟
الان دیگه لات بازی درنمیاری، نه؟
گرچه درباره یه چیزی حق داشتی
من قاتل نیستم کاسبم، کارآفرینم
بعضیام مثل اون اون طرف بازی هستن
پس تو همون مادرجندهای هستی که فکر کرده میتونه پول منو بدزده
مایلو، خودتی؟
مایلو کدوم خریه؟
این نابودگره
کاماندوی مادرجندهی سابق و عضو بد نیروی ویژه هوایی بریتانیا
میگیری چی میگم؟
فکرشم نکن با کسشعرهات بتونی قسر دربری
حالا آقای نابودگر، کار این بیمصرف رو بساز
از کجا اسم مایلو رو میدونی؟
یه ده سالی میشه هیچکسی منو مایلو صدا نزده
واقعا خودتی، مایلو
منم، کاستر
تو زندگیم رو نجات دادی
پس زنده موندی
خوشبحالت
،یهو اینجا بود، مَردی که نجاتم داد مَردی که همه چیزم رو مدیونش بودم
این کسشعرا چیه، مَرد؟
کاستر و من دوستای قدیمی هستیم
چقدر دزدیده؟
زیاد
فهمیدم، چقدر؟
سه هزار تا. ایناهاش
یعنی پولا دست تو بود
آره، معلومه پولا دست منه ولی اون هنوزم مستحق مرگه
سعی کرد جلوی افرادم ازم دزدی کنه
و خودت میدونی آقای فیلیپ دراین باره چی میگه
کاری کن درست عبرت بشه
فیلیپ رو بسپار به من
،کاستر، اگه باهام بیای خونه میتونیم بعدش یه غذایی بخوریم
همسرم آشپز خوبیه
خب، الان چطور اینطور شد، هان؟
،بعد این همه سالی که تورو میشناسم هیچوقت منو به خونهات دعوت نکردی
،تا با همسرت یه چایی بخوریم ولی الان یه ولگرد رو دعوت میکنی
بعضی وقتا واقعا سر به سرم میذاری، آقای نابودگر یا بهتره از این به بعد مایلو صدات بزنم؟
در گاله رو ببند، باشه؟
تو زندگیم رو نجات دادی، مایلو
واقعا نجاتم دادی
میخوای چیکار کنی؟
.یه بچه بودی و الان به یک مَرد تبدیل شدی یه مَرد بیخانمان
میدونی که من همه چیزم رو مدیون توام، مایلو
نه، این چرندیات رو بذار کنار
حقیقته
این زنمه، ماریا
خوشگله، مگهنه؟
آره
چطوری باهم آشنا شدین؟
بهت گفتم ماریا، سوال نباشه
شوهرت زندگیم رو نجات داد
همهچیزم رو مدیونشم
اوه، چه شیرین
با «اوه، چه شیرین» گفتنت، حالمو بهم میزنی
تشویقش نکن
همچین قصدی نداشتم، مایلو
آره، و باید دست از اون کار کوفتیت برداری
منظورت چیه، مایلو؟
باید از حرفای احساسی که هر دو دقیقه تکرار میکنی، دست برداری
یا فکر نکنی ما دو نفر آدمای ضعیفی هستیم
متاسفم، مایلو
نه، نه، عذرخواهی نکن
بیا، یکم تنقلات بخور
ریلکس باشه
اگه میدونستم همچین مَرد احساسی هستی
عمرا به خونهام دعوتت میکردم
چیکار میکنی؟
گرسنهای، کاستر؟
،با چیپس و شکلات شکمت سیر نمیشه بذار یه چیزی بیارم بخوری
.نه، نیازی نداره چیزی بخوره با همینا سیر میشه. نگاش کن
کاستر؟
مایلو درست میگه گرسنه نیستم
اوه، آره، شنیدی؟ گرسنه نیست
پس گمشو دیگه، باشه؟
وقتی دوتا مَرد حرف میزنن، از اتاق گمشو بیرون
از آشناییت خوشوقت شدم، کاستر
خداحافظ
از این گهبازیت دست بردار
کدوم گهبازی؟ - خالهزنک بازی -
متاسفم، مایلو
با این زندگی که مدیون من هستی، خوشحالی؟
نه
آره، البته
میدونی، تو بخشی از نسل قربانیان هستی
هرچی قربانی بزرگتر، جایزه بزرگتر
احتمالا فکر میکنی مَردها و زنها باید از یه توالت استفاده کنن
تا از حقوق تراجنسیتیها محافظت کنین
اوه، حقوقشون به تخمم
به سرنوشت ایمان داری، مایلو؟
ببین، بس کن
چقدر شانس هست که بعد این همه سال
تورو برای کُشتن من بفرستن؟
No comments yet. Be the first to leave one.