İlk 200 satır.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
!ایول- پرستار، اشکال نداره-
!دوباره دوباره- !تو میتونی-
ممنونم
!دوباره تلاش کن- !میتونی-
فکرکنم اون ببره
درست زدم که
آقای کیم سو وان 11به 1 برنده شد- دوباره بازی میکنم-
بیارش- !بندازش-
!پرستار جونگ
!من میخوام اول برم- عمرا-
میخوام اول برم- تموم شد؟-
پرستار جونگ، دیگه واقعا پرستار روان شدی
با بیمارها تنیس روی میز هم بازی میکنی
بیمارها همهشون میخوان فقط با پرستار جونگ بازی کنن
چون بازیم بده دوست دارن
خوبه که میتونی کمک کنی بیمارها دوباره عزت نفسشون رو بهدست بیارن
عزت نفس خودم چی پس؟
اوایل شروع کارم، عمدا اجازه میدادم بیمارها برنده بشن
...ولی عمدی باختن
با واقعی باختن خیلی فرق داره
آره واقعا فرق دادن
منم بعضی وقتا دلم میخواد برنده بشم
واقعا؟
پس برو اون رو ببین
چی؟ کی رو؟
پرستار یون- پرستار یون؟-
راست میگه، همهی راهها توی بخش روان آخرش به پرستار یون میرسه
چی؟- آره-
آقای لی تهگیونگ درحال تخلیهی هیجانیه- باشه-
سلام، از بخش 53 تماس میگیرم
بهت گفتم منو نادیده نگیر! بیا اینجا ببینم
!ولم کن
!نزدیکم نشو
آقای لی، برای امنیت خودتون از بند نگهدارنده استفاده میکنیم
ولم کن- چیزی شده؟-
اصرار داره بره
بهش 2 میلی لورازپام بدین- بله، چشم-
بیمار که آسیبی ندیده؟- خیر-
!ولم کن- تزریقتون رو انجام میدم-
!آقای لی
آقای لی، الان براتون تزریق میکنم
میدونم خیلی سختته- ولم کن-
چیزی نیست، آقای لی
چیزی نیست- ولم کن-
::::::::: آيـــ( دوز روزانـــهی آفتــاب )ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
مطمئنین همین کافیه؟
الانشم مداوام کردین، خوب میشم
حتما برای شما هم خیلی سخته
سخت باشه هم باید کارم رو ادامه بدم کارکردن شکم آدم رو سیر میکنه
خب
دیگه تموم شد
بازم اگه احساس سرگیجه یا تهوع داشتین حتما یه سیتیاسکن برین
بله- تموم شد-
پرستار جونگ- بله؟-
ممنونم
آها، راستی پرستار یون
ازتون یه خواهشی داشتم
چطوری انقدر تنیستون خوبه؟
هرکی سی سال اینجا کارکنه حتما ماهر میشه
سی سال؟ دورهی فشردهی آموزش هم قبول میکنین؟
دورههای فشرده؟
پینگپونگه، اتم شکافتن نیست که
...فقط تا آخرش چشمات رو
از روی توپ برندار
فقط تا آخرش چشمام روی توپ باشه
تا تهش
خب
خب، حالا، خانم جونگ آمادهای؟- بله-
فقط به توپ زل نزن، ضربه هم باید بزنی
آها، باید بزنمش؟
چشمها روی توپ
باشه- حالا-
به نظرتون اصلا میتونم بهتر بشم؟
کس دیگهای هم هست که بهت یاد بده؟- دوستم-
انگار حالت راکت گرفتن و ایستادن رو باهات تمرین کردن
حالا که یه استاد خوب داری سریع پیشرفت میکنی
واقعا اینطوری فکرمیکنین؟
معلومه، خب، بیا یه دست دیگه
آماده
آفرین، طرز ایستادنت خوبه
!آهای، جونگدا
به، استاد خوب
چی میگی؟
نمیتونم بگم، نمیخوام خودشیفتگیت رو زیاد کنم
ولی خب یه چیزی هست دیگه
همین خب، چی چی هست؟
ببینم، داروهای اختلال هراست رو سرموقع مصرف میکنی؟
اون داروها باید سرموقع مصرف بشنا- باشه حالا، انقدر غر نزن-
حالا، داری میری سرکار یا برمیگردی؟
دارم میرم
آها، شیفت شبی؟- آره-
میگم، پس میخوای یه داستان ترسناک بشنوی؟
ناسلامتی شیفت شبما- تا حالا "راز اتاق قرمز" رو شنیدی؟-
یه اتاق قرمز که وسطش سیاهه- !بس کن-
!پسر همسایه چشمهاش خونی و قرمزه- نمیشنوم-
!موتورت
!وای آره، هی
امروز فقط یه بیمار جدید داشتیم خانم جونگ هارام، اتاق 519 ئه
خانم جونگ هارام تا حالا رواندرمانی نداشته
این اواخر یهسری علائم روانپریشی داشته برای همین مراجعه کرده اینجا
اختلال هذیان همراه پارانویا داره
باید حواسمون بهش باشه
خانم جونگ هارام
تموم شد
دیگه نمیخواد این کار رو انجام بدی
خانم پرستار خودتون گفتین
گفتین موقع درمانم نباید حرف بزنم تکون هم نباید بخورم
نباید حرف بزنین، اما نفس کشیدن اشکالی نداره
...آها، پس نفس کشیدن
...احیانا
دوست دارین با من بریم پدر اژدهای آتشین رو دربیاریم؟
سرتون شلوغه؟
بله- درسته-
...راستش رو بخواین، به نظر من
شما قابل اعتمادترین آدم اینجایین ...واسه همین از شما خواستم
خیلی خوشحال شدم از شنیدنش
انگار کیم سو وان قشنگ بهت اعتماد کرده
واقعا؟- آره-
خودش گفت تو قابلاعتمادترین فرد اینجایی
از ته دل بیمارها رو درمان کردن واقعا جواب میده
بله بله، درست میفرمایین
سلام به همگی
اسمتون چیه؟
جونگ هارام
خانم جونگ هارام
فشار خونتون رو میگیرم
تازه اومدی؟ چیزی لازم نداری؟
میخوام سریع وسایل شخصیتون رو چک کنم
آخه چرا؟- دوباره؟-
بلند شین، لطفا- دیروز گشتین که-
معذرت میخوام، اما قانونه، درک میکنین که
این گیرهها تیز و خطرناکن پس با خودم میبرمشون
باشه
مشکلی نداری
بذار چک کنم
هیونسو، لطفا آشغالها رو به موقع بنداز بیرون
چشم
وسایل شخصیت رو چک میکنم
یک دقیقه بیشتر طول نمیکشه
معذرت میخوام
پرستار، من شکم درد دارم- ببخشید-
میشه یه لحظه بیای این سمت؟
خب
اینجا چیزی نیست
تموم شدی؟- آره-
ممنون از همگی- ممنون-
متشکرم- ببخشید-
بله؟
پولم رو بده
...آهای، نمیشنوی
پولمو پس بده
...از اونموقع هی همین رو میگی، متوجه منظورت
اون 30 میلیون وونی که ازم دزدیدی رو میگم، پسش بده
چیزی شده؟
اون پرستاره وانمود کرد داره وسایلامهامو میگرده
ولی سی میلیون وونم رو دزدید
ولی توی کمدت هیچی نبود
!دروغ نگو! با جفت چشمام دیدم
...خب، مسئله اینه که
!زودباش! 30 میلیون وون من رو همین الان پس بده
...بهت گفتم که من ندزدیدمش
حتما الان شرايط سختی داری
آروم باش
آدمای اینجا میگن همهی راهها تهش میرسه به من
دوست داری باهام صحبت کنی؟
برو با پرستار یکم صحبت کن
بیا، بریم
پرستار جونگ- بله-
پرستار شیفت قبلت باهات صحبت نکرد؟
مگه نمیدونی جونگ هارام اختلال هذیون داره؟
مطمئنم خوب میدونی با بیمارهای مبتلا بهش باید چهجوری رفتار کنی
بله- پس چرا اینکار رو کردی؟-
چون عصبی شدم
...فکرکنم هنوز به توهمها عادت نکردی
ولی انکارش هم توهمات رو تشدید میکنه
...به عنوان یه کادر درمان
بدترین جواب ممکن رو بهش دادی متوجه میشی چی میگم؟
واقعا معذرت میخوام- دیگه انقدر ببخشید نگو-
چشم
زیاد دعوات کرد؟
آره
...سابقهش رو خوندم
توهماتش بعد اینکه ازش کلاهبرداری تلفنی شده و پولش رو از دست داده شروع شده
کلاهبرداری تلفنی؟ ولی خیلی جوونه که
خیلی از جوونها گول اینها رو میخورن بیشتر از چیزین که فکرشو میکنی
کلاهبردارهای تلفنی از استیصال ...و بیچارگی مردم سوءاستفاده میکنن
پیر و جوون هم نداره
آره خب، درک میکنم
حالا چرا باید توی توهمهاش به من گیر بده؟
حتی هزينههای بیمارستانش هم نمیتونه بده
ریسک خود آسیبیش بالاست و اضطراری بستری شده
واسه همین دولت هزینهش رو پرداخت میکنه ولی حتما حالش خیلی بده
سعی کن درک کنی
واقعا میخوام درک کنم
!خب خب، همگی چراغها رو خاموش کنین
گشتت تموم شد؟- آره-
میدونستم توی شیفت شب زمان خیلی کند میگذره
ببخشید
الان آه کشیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.