Once Upon a Time

Once Upon a Time

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 1

Sürüm bilgisi

Once Upon a Time01x16Heart of Darkness
Şunun yorumuyla hamid007
من فقط تنظیم و آپلود کردم 480 p

Etiketler

other
Yayınlandı: 2012-03-22
İndirmeler: 54
İşitme Engelliler: Yes

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

روزي روزگاري، ملکه اي شيطاني

همه شخصيت هاي افسانه اي که تابحال ميشناختيد .را به دنياي ما تبعيد کرد

چه کسي حقيقت را ميداند

و چه کسي ميتواند طلسم را بشکند؟

.طلسم شوخي بردار نيست

.ما هرگز نميتونيم باهم باشيم

من اگه اونو بخورم ديگه عاشقش نخواهم بود؟

.حتي يادت نمياد اون کي هست

.من بهش گفتم بايد باهم باشن

!سرش رو برام بيارين - !بجنبين -

.الان 24 ساعته که "کاترين" گم شده

.قلب يه انسان داخلشه

.ما يه سري اثر انگشت پيدا کرديم .مال "مري مارگارت" بودن

«روزي روزگاري» قسمت شانزدهم از فصل اول «قلب تاريکي»

!شنل قرمزي"، مواظب باش"

.بايد حرکت کنيم .پيدامون کردن

.تو برو. من حسابشون رو ميرسم

.شنل قرمزي"، من تو رو تنها نميذارم"

.سفيدبرفي" رو پيدا کن. تنها چيزي که مهمه همينه" !پيداش کن

چي کار ميخواي بکني؟

.ميخوام واست فرصتِ فرار مهيا کنم

.لطفاً بچرخ به راست

.اِما"، اشتباهي رخ داده" .من "کاترين" رو نکشتم

.صد البته که تو نکشتيش

ولي همونطور که دوستتم ،کلانتر هم هستم

.و بايد از مدارک و شواهد پيروي کنم

که همشون برميگردن به من؟

.اِما"، تا ديروز "ديويد" مظنون بود"

.يه چيزي اينجا درست نيست

ميدونم، ولي اثر انگشت تو ،روي اون جعبه بوده

...نه مال اون

.پس حالا بايد به اين کار...رسيدگي کنيم

مدرکي که ميگه من قلب "کاترين" رو از سينه اش کشيدم بيرون

و توي جنگل دفن کردم؟ .اين ديوانگيه

،اگه با اين همه مدرک، برات پرونده درست نکنم

.مردم فکر ميکنن پارتي بازي کردم

و بعدش "رجينا" يه بهونه خوب براي اخراج من پيدا ميکنه و بعدش ميدوني چي ميشه؟

کسي رو واسه اين منصب روي کار مياره .که برات پاپوش درست ميکنه

پس خواهشاً سعي کن صبور باشي .و بهم اعتماد کني

ما حتي تا وقتي که مشخص نشه

،اون قلب مال "کاترين"ـه، نميتونيم پيشرفتي توي پرونده بکنيم

.و من همچنان منتظر نتيجه آزمايش "دي اِن اِي" هستم

.ولي تا اون موقع، بايد صبور باشي

.بايد يه چندتا سؤال ازت بپرسم

.اين ديوانگيه

.من هيچوقت به کسي صدمه نميزنم

...سفيدبرفي"؟ چي کار"

چي کار داري ميکني؟

دارم سعي ميکنم از شر اين حشره موذي که .توي خونه ست خلاص شدم

چي ميخواي؟

.وقت شامه

.گرسنه نيستم

.بيخيال

.ما امشب يه غذاي اضافه و خاص درست کرديم

.اون کنترل شدني نيست

کسي مُرده؟

سفيدبرفي"، چرا نمياي بشيني؟"

!چرا يه جيرجيرک کثيف اينجاست؟

اسم من "جيميني"ـه و دوستانت .ازم خواستن امشب بيام اينجا

اونا نگرانت هستن

.و ميخوان يه چيزي بهت بگن

بداخلاق"، چرا شروع نميکني؟"

،سفيدبرفي"

.تو عوض شدي

".عصباني، کج خلق و کاملاً بدجنس شدي

عوض شدم؟

و شما کي باشين که بهم ميگين عوض شدم؟

.سفيدبرفي"، خواهش ميکنم" ،اينا دوستانت هستن

...و ما همگي اينجا جمع شديم .چون نگرانت هستيم

کي ميخواد بقيه اش رو بخونه؟

ديشب يه دسته...حصير با خودت آوردي توي خونه"

...در حالي که ميدوني من بهش

.حساسيت دارم

.تو به همه چي حساسيت داري

!تو فنجون منو شکستي

شانس آوردي اون فنجوني !که بهش ميگي چهره رو نشکستم

،تو بدترين، زننده ترين

...مزخرف

.کافيه! ببين چه بلايي سر "خوشحال" آوردي

...اون دارويي که خوردي

...هموني که خاطره شاهزاده رو از ذهنت پاک کرد

.از وقتي خورديش ديگه مثل سابق نشدي

اون بهم کمک کرد تا هرچيزي ،يا هرکسي که بايد فراموش ميکردم رو فراموش کنم

.و بعد از خوردنش حالم خيلي بهتر شده

.اون دارو راه حل بود، نه مشکل

،مشکل اينه که من اينجا زندگي ميکنم

توي خونه اي پر از کوتوله ،به جاي اين که توي قصرم باشم

،به همراه پدرم، به عنوان يه شاهزاده خانم

ولي ديگه نميتونم اين کارو بکنم، ميتونم؟ ،چون پدرم به قتل رسيده

توسط زني به قتل رسيده که !يه شکارچي رو براي کشتن من فرستاد

.سفيدبرفي"، عصبانيتت در قبال ملکه قابل درکه"

ولي اين انصاف نيست .که دق و دليت رو سر دوستانت خالي کني

.حق با توئه

.بايد دق و دليم رو سر اون (ملکه) خالي کنم

.صبرکن. راه حلش انتقام نيست

.نه، اين کار عوضت ميکنه تو رو به چيزي تيره تر

.از حد تصورت تبديل ميکنه .دلت نميخواد کارت به اونجاها بکشه

.نه، نه - ...خبراي خوب، دوستان -

،ديگه نيازي نيست غر بزنين .چون من دارم ميرم

.کارهاي مهمتري واسه انجام دادن دارم

!صبرکن. نرو

."سفيدبرفي" - !اين کارو نکن -

.صبرکن - !نه -

کجا داري ميري؟

.ميرم ملکه رو بکشم

."سلام، خانم "بلانچارد

اون اينجا چي کار ميکنه؟

اون خواست به عنوان عامل سوم اينجا باشه

.تا مطمئن بشه کارم رو بي طرفانه انجام ميدم

.اين کار ميتونه کمکت کنه

.من چيزي براي مخفي کردن ندارم

.هرچي دلتون ميخواد ازم بپرسين

اون قلب در نزديکي پل ناقوس .در حالي که مدفون بوده پيدا شده

.با يه چيزي شبيه به چاقوي شکاري کنده شده

تابحال گذرت به اون پل افتاده؟

.آره. خيلي وقتا

من و "ديويد" دوست داشتيم .اونجا همديگرو ببينيم

."آقاي "نولان

.بله

...و با چه هدفي

به اونجا ميرفتين؟

.ما باهم رابطه داشتيم

.افتخار نميکنم به اين موضوع

و متأسفم، ولي اين حقيقت رو عوض نميکنه

.که من "کاترين" رو نکشتم

اين رو تابحال ديدي؟

.بله. اين جعبه جواهرات منه

.ما اون قلب رو داخل اين پيدا کرديم

متوجه نيستين چه اتفاقي داره اينجا ميوفته؟

يه نفر اون جعبه رو دزديده .و اون قلب رو داخلش گذاشته

!من هيچ ربطي به اين موضوع ندارم. من بي گناهم

،"خانم "بلانچارد

.چيزي نيست

.من ميدونم چه سختي رو داريد پشت سر ميذاريد

ميدونم از دست دادن کسي که عاشقشي و

.در ملأعام تحقير شدن چه جوريه

،آدم رو در جايگاه تيره اي قرار ميده

.عوض ميکنه آدم رو

ميتونم تصور کنم از دست دادن .ديويد نولان" چه مصيبتي براتون بوده"

.ولي من عوض نشدم

،من همچنان همون آدمي هستم که هميشه بودم

.يه انسان خوب

.من اين کارو نکردم

ميشه لطفاً توي راهرو باهات صحبت کنم؟

.بهت گفتم سؤال پرسيدن رو بسپر به من

از کجا ميدوني اون اين کارو نکرده؟

،اگه به گفته خودش اون جعبه رو ازش دزديده باشن

به نظرت نبايد نشانه هايي از ورود غيرقانوني وجود داشته باشه؟

.تو باهاش هم خونه اي. بگو ببينم نشانه اي از ورود غيرقانوني وجود داشت؟

،اون زن دلش شکسته

...و اين موضوع

.ميتونه آدم رو وادار به انجام کارهاي باورنکردني بکنه

...اين زخم سرانجام

.خوب ميشه

چي ميخواي؟

اطلاعات. ملکه کجاست؟

چرا بايد بهت بگم؟

ميدوني الماس چيه؟

محکم ترين ماده اي که تابحال ...بشريت و حيوانات کشف کردن

،زيبا، گرانبها

.تقريباً در مقابل ضربه مقاومه

.تقريباً

...اين

.يه تيشه از معادن کوتوله هاست

.تيغه مخصوصي داره

،ميخواي باور کن ميخواي نکن اين ميتونه

.يه الماس رو از وسط دو نصف کنه

...حالا تصور کن با گوشت انسان چي کار ميتونه بکنه

گوشتي نرم، قابل انعطاف

.و داراي لطافت

،اون توي قلعشه .ولي فقط شب ها اونجاست

.صبح که ميشه، ميره به قصر تابستوني

.خواهش ميکنم! فقط همين رو ميدونم

.اون قصر تابستوني براي مادرم ساخته شده بود

پيش خودت فکر کردي چي کار داري ميکني؟

.قبلاً که بهت گفتم

.ميخوام برم ملکه رو بکشم

با دزدين زره و سلاح يه شواليه؟

براي وارد شدن به اون قلعه .حاضرم هر کاري بکنم

.پس از سر راهم برو کنار

.بايد قبل از حرکتش به اونجا برسم

عقلت رو از دست دادي؟

واقعاً فکر کردي اين تغيير لباس قراره همه رو گول بزنه؟

.من ميرم اونجا

!ببين چي داري ميگي

.تنها چيزي که برات مهمه انتقامه

.حتي ديگه نميتوني واقعيت رو ببيني

تنها چيزي که لازم ندارم

اينه که يه کوتوله بد رفتار .بخواد برام سخنراني کنه

.من نيومدم اينجا برات سخنراني کنم

.اومدم کمکت کنم

کمکم کني؟

چطوري؟

."برگردونمت پيش "پوست چروکين

،اون کسيه که پيش از اين اون دارو رو بهت داد

همون دارويي که تمام خاطرات .شاهزاده ات رو ازت گرفت

فقط اونه که ميتونه اون خاطرات .رو بهت برگردونه

.من نميخوام خاطراتم برگرده .واسه همين اون دارو رو گرفتم

.همون دارو باعث عوض شدنت شد

شايد بتونه حداقل تو رو

More Farsi Persian subtitles for Once Upon a Time

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left